کاربر گرامی، از روز جمعه (24 خرداد) بخش تعبیر خواب از ساعت 12 شب تا 19 عصر فعال خواهد بود! همچنین روزهای دوشنبه و پنج شنبه مانند روال گذشته کلا تعطیل خواهد بود.باشه

یوتاب گلچینی از بهترین ها

تعبیر خواب اسارت

اگر خواب ببینید اسیر شده اید، نشانه خیانت یا نا امیدی در بیداری است. اگر ببینید کسى زندانى شده، نشانه آن است که او، شغلى در سطح پایین به دست مى آورد. اگر زنى خود را زندانى و اسیر ببیند، به خاطر محبت شوهرش به دیگران، دچار حسادت مى شود و مورد سرزنش قرار مى گیرد. اگر ببینید فردی از اسارتگاه آزاد می شود، تعبیرش رهایی آن شخص از بدبختی است.

اگر تعبیر خواب خود را پیدا نکردید آن را از ما بپرسید. لطفا به موارد زیر دقت فرمایید:
لطفا هر خواب را در صفحه تعبیر خواب مرتبط با آن سوال کنید.
لطفا قبل از ارسال خواب متن تعبیر خواب را به دقت بخوانید. اگر تعبیر خواب درخواستی در صفحه موجود باشد دیدگاه شما پاسخ داده نخواهد شد.
حتما خواب خود را با حروف فارسی بنویسید. کامنت های انگلیسی تایید نخواهند شد.
تعبیر خواب شما به صورت عمومی در بخش دیدگاه اضافه خواهد . لطفا از نوشتن ایمیل، اطلاعات شخصی خودداری کنید.
ارسال تعبیر خواب به ایمیل امکان پذیر نمی باشد و تعبیر ها فقط در سایت نوشته می شود.
تعبیرهای درخواستی در سریع ترین زمان ممکن نوشته خواهند شد اما ممکن است به دلیل درخواست های زیاد این زمان گاهی طولانی شود.

3 دیدگاه

از تاریخ 21 بهمن 1396 فقط اعضای وب سایت می توانند تعبیر خواب خود را سوال کنند. اگر قبلا عضو شده اید ورود و برای ثبت نام عضویت را کلیک کنید. ورود عضویت

آ ب

آ ب : سلام روزتون بخیر و خسته نباشی.
خواب دیدم یجایی مارو اسیر کردن ولی خبری از بند و زنجیر و زندان و اینچیزا نبود . دو نفر بودن و من و چندین نفر دیگه زندانیشون بودیم و بهمون دستور میدادن و مجبورمون میکردن کارایی که میگن رو بکنیم . من میدیدم که یه باغ مرکبات نارنگی داره توش ولی جای نارنگی انجیر بنفش داره . درخت با برگاش مرکبات بود ولی میوش نارنگی نبود . بمن گفتن از جاده کنار این مرکبات برو . من یکم رفتم دیدم تار عنکبوت داره به محکمی طناب کشی قطور و تا اسمون میرفت . رفتم ازش رد بشم ولی پاره نشد و خیلی محکم بود و من بسرعت کله پا شدم .تو اون مجموعه دختر و خانم و بچه های قدو نیمقدم بودن . یکی از مردا از بچه های هفت هشت ساله سو استفاده جنسی هم میکرد . من و یک نفر رو برای مواخذه صدا زدن و دستو بالمون بسته بود با طناب . انگار سر دیگ غذایی چیزی بود . که حرفی بمن زدن و من دیدم فرصت مقتنمه ار کنار دیگ یه کارد برداشتم و گردن اون اصل کاری رو که کنار من وایساده بود رو جر دادم . اونیکی رو هم کسی دیگه که کنارم بود و فک میکنم خانم بود با کارد تو شکمش فرو کرد . ما ازاد شدیم و من اومدم میدیدم بچه های قدو نمیقدو . بهمشون گفتم جمع بشید و بهشون گفتم نگران نباشید دیگه از امروز ازادین . یکی از بچه ها یجوری بود که گردنش از زیر چونه تا بالای استخوان ترقوه چاک باز داشت. میشد داخل گلوشو ببینی . هرچی میخورد میزد بیرون طفلی . و زنده هم بود . اونی که من چاقو زدم گردنش کاملا سقط شد و اونی که بغل دستم کارد زد نمرد . اون ادم زن بود و وقتی داشت بهش کارا میزد بهش گفتم نزن .. ولی دیر گفتم و کارد رفت تو شکمش . هرچند زنده موند و بستری شده بود . اما ازینکه اونجارو نجات داده بودم خوشحال بودم .
مممون از تعبیرتون .

پاسخ
لینک۷ خرداد ۱۳۹۸ ساعت ۰۰:۲۸:۳۱
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. تشکر. شما یک سری از احساسات خودتان را سرکوب کرده اید یا احساس می کنید که خیلی کنترلتان کرده اند خصوصا احساس می کنید که زن یا زنهایی در زندگی تان خیلی برایتان مانع تراشی کرده اند و سد راه موفقیت و ازادی شما شده اند. احساس می کنید که انرژیتان گرفته شده و نگذاشته اند که خیلی برونگرا باشید و حتی در موارد جنسی برایتان مشکل تراشی کرده اند و گفته اند صبور باش تا حوادث به شکل مثبتی در زندگی ات تغییر پیدا کند در حالی که شما به افزایش سریع انرژی احتیاج دارید. از جهتی هم احساس شما این است که به شما زور گفته اند و در کارتان هم از اول بچگی تا الان، نتوانسته اید آنطور که دوست دارید کارتان را به پیش ببرید و به بهانه ی حمایت از شما امر و نهی به شما کرده اند. اما شما مصمم هستید که به خواسته هایتان برسید و همینطور هم خواهد شد ولی باید مراقب باشید که ثروتتان از دستتان نپرد و به بهانه ی اینکه ثروت خودم است و اختیارش را دارم، پولهایتان را هدر ندهید. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۷ خرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۱:۰۳:۳۳
رویا

رویا : با سلام و احترام

خانم هراتی عزیزم، امروز ساعت ۳صبح این خواب رو دیدم:

شوهرم ( اما چهره ی برادرم بود ولی مطمعن بودم شوهرمه) ، منو برد جایی مثه یه جا شبیه به اتاق ۹متری بین دوتا کوه، و بمن اصرار میکرد که اینجا بمونم، اما من کاملا احساسه خطر میکردم، بهش گفتم نه بزار به پلیس زنگ بزنم، اینجا خیلی خطرناکه، نمیخوام که بمونم، گفت نه تو بمن اعتماد کن و همینجا بمون، اما من به حرفش گوش ندادم و از اونجا فرار کرد، وقتی فرار کردم و از بالا و دور به اون مکان نگاه کردم، دیدم کف زمین اونجا یه هشت پای بسیار بزرگ و قرمز با شکم کاملا باز بوده که به شکل سطح زمین خودشو استتار کرده بود و اصلا متوجه اش نبودم، یه چیزی مثه یه فیلم از جلو چشمام رد شد و دیدم که اگه میموندم اون هشت پا شکمشو میبست و منو توو خودش اسیر میکرد، بسیار اون لحظه ای که مثه فیلم از جلو چشمام گذشت و اینکه چطور بدنمو تووی بدنش قفل کرد و ذره ذره اجزای بدنم داشت تووی بدنش جذب و ذوب میشد و اینکه رنگ صورتم سفید و ترسناک شده بود و لبامو دهنمو با نوک دست و پاهاش بهم دوخته بود، رو دیدم، و اینکه اگه فرار نمیکردم باید همیشه اسیره این اختاپوسه وحشتناک میموندم، (خانم هراتی، بسیار ترسناک بود) و خدا رو شکر کردم که گول نخوردم و اونجا نموندم و خودمو نجات دادم.

میشه لطفا برای تعبیرش راهنماییم کنید.
سپاسگزارم

پاسخ
لینک۲ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۰۷:۱۷:۵۱
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. احترام متقابل. شوهر شما دوست دارد که شما با او بمانید و با چالش هایی که چب و راست مقابل شما قرار دارد مبارزه کنید اما اسیر او باشید و جایی نروید. فکر او مریض است و ماندن با او برای شما حکم خودکشی دارد زیرا او به سختی می تواند خودش را از شر این اعتیادی که مثل هشت پا ذهنش را محاصره کرده نجات دهد تازه اگر بخواهد اصلا نجات بیابد!! اما شما از این منجلاب نحات پیدا خواهید کرد. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۲ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۱۲:۱۵:۵۵
رویا

رویا : الهی زنده و برقرار باشین خانم هراتی عزیزم.

خودم بشدت امروز صبح از خوابهام مضطرب بودم.
صبح یکدفعه بدونه هیچ دلیلی اینه ی بزرگ میز ارایشه عروسیم از وسط ترک بزرگی برداشت، خورد نشد اما از وسط به دوقسمت تقسیم شده.
من صدای ذره ذره ترک خوردنشو شنیدم.
با خوابی هم که دیدم خیلی ترسیدم، زود صدقه دادم.

خیلی خیلی ازتون و این قدرت بزرگ و پاکتون ممنونم.

پاسخ
لینک۲ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۱۲:۳۰:۰۹
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : خواهش می کنم. خدای مهربان می خواهد به شما بگوید که جدایی شما درست است.

پاسخ
لینک۲ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۱۳:۲۹:۰۵
رویا

رویا : دوستون دارم خانم هراتی
مرسی که هستین

پاسخ
لینک۲ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۱۴:۴۶:۱۶
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : منم دوستتون دارم.

پاسخ
لینک۲ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۱۸:۳۲:۴۴
MORTEZA

MORTEZA : سلام
خواب دیدم توی یه ساختمونی هستم و افراد لباس مشکی نظامی تفنگ به دست به ساختمون هجوم اوردند . بدون اینکه تیر اندازی صورت بگیره اومدند تو و یکی از اونا منو به اسارت گرفت و خواست که دست و پامو ببنده بهم میگفت التماسم کن منم تو ذهنم میگفتم من نباید التماسش کنم.

پاسخ
لینک۸ مرداد ۱۳۹۷ ساعت ۲۲:۱۱:۵۳
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. شما یا احساسات و نیازهای خود را خیلی سرکوب می کنید و با کسی زیاد راجع به اعتقادات و احساس قلبی تان صحبتی نمی کنید و احساس می کنید در اثر این کنترل شدید خودتان گیر افتاده و به نوعی اسیر شده اید و یا اینکه کسانی هستند که به شما خیانت خواهند کرد.

پاسخ
لینک۹ مرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۰:۱۲:۰۰

از تاریخ 21 بهمن 1396 فقط اعضای وب سایت می توانند تعبیر خواب خود را سوال کنند. اگر قبلا عضو شده اید ورود و برای ثبت نام عضویت را کلیک کنید. ورود عضویت