کاربر گرامی، از روز جمعه (24 خرداد) بخش تعبیر خواب از ساعت 12 شب تا 19 عصر فعال خواهد بود! همچنین روزهای دوشنبه و پنج شنبه مانند روال گذشته کلا تعطیل خواهد بود.باشه

یوتاب گلچینی از بهترین ها

تعبیر خواب اژدها

اگر کسی در خواب دید که اژدهایی به او حمله کرده، خطر دشمنی بزرگ او را تهدید می کند. اگر اژدها نزدیک وی بود و با او کاری نداشت، دشمنی بزرگ از عداوت با وی منصرف شده و خطری او را تهدید نمی کند. اگر در حال ستیز با اژدها به او غلبه کرد، بر دشمنی خطرناک، ظفر خواهد یافت.
محمد ابن سیرین می گوید: اژدها در خواب دشمن بزرگ و نیرومند است اما اگر کسی دید آژدهایی دارد، با بزرگان پیوند و ارتباط برقرار می کند.

اگر تعبیر خواب خود را پیدا نکردید آن را از ما بپرسید. لطفا به موارد زیر دقت فرمایید:
لطفا هر خواب را در صفحه تعبیر خواب مرتبط با آن سوال کنید.
لطفا قبل از ارسال خواب متن تعبیر خواب را به دقت بخوانید. اگر تعبیر خواب درخواستی در صفحه موجود باشد دیدگاه شما پاسخ داده نخواهد شد.
حتما خواب خود را با حروف فارسی بنویسید. کامنت های انگلیسی تایید نخواهند شد.
تعبیر خواب شما به صورت عمومی در بخش دیدگاه اضافه خواهد . لطفا از نوشتن ایمیل، اطلاعات شخصی خودداری کنید.
ارسال تعبیر خواب به ایمیل امکان پذیر نمی باشد و تعبیر ها فقط در سایت نوشته می شود.
تعبیرهای درخواستی در سریع ترین زمان ممکن نوشته خواهند شد اما ممکن است به دلیل درخواست های زیاد این زمان گاهی طولانی شود.

9 دیدگاه

از تاریخ 21 بهمن 1396 فقط اعضای وب سایت می توانند تعبیر خواب خود را سوال کنند. اگر قبلا عضو شده اید ورود و برای ثبت نام عضویت را کلیک کنید. ورود عضویت

رویا

رویا : سلام وعرض ادب ،پاینده باشید.من خواب دیدم خواهرم گفت .برویم امامزاده زیارت کنیم.با مادرم،در ذهنم می گفتم مادرم چطور باید زیارت کند او در واقعیت در راه رفتن ناتون وبا عصا راه میرود.قبل از رفتن چند گل در باغچه کاشتیم من گفتم گل های قبلی را نکن .کنارش بکار،خواهرم جلو بود ومادرم جلوتر از او،به مسیر نگاه کردم.دیدم راه باریک هست وخاکی ومرتفع ،من تعجب کردم چه طور،خواهرم ومادرم از انجا عبور کردند.من ترسیدم پرت شوم ونرفتم.به سمت چپم نگاه کردم. چند پله سیمانی سفید بود .از پله ها پایین امدم. به امامزاده بروم،من از روی تنه های درخت عبور می کردم .یعنی انگار زیر زمینی بود که این تنه های درخت در واقع سقفش بودند.ومثل یک زندان چوبی ،که درونش اژدهایی به رنگ سفید بود که ارام بود.وسرش را بیرون اورده بود.من بدون ترس از روی ان سقف عبور کردم وبه ان طرف رسیدم،کفش های مادرم را دیدم که انجا بود.بعد دیگر مادر وخواهرم را ندیدم.داخل امامزاده که شدم.خانه ایی قدیمی بود.که شخصی معرکه گرفته بود ومردم به او پول می دادند.من دویست تومان دادم،و پسرم که انجا بود ،تراول پنجاه هزارتومانی داد.ان مرد پولی که دادم را به حساب نیاورد،واسم بقیه را خواند. انگار قرعه کشی بود.

پاسخ
لینک۱۲ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۰۱:۳۳:۱۵
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. عرض ادب متقابل. تشکر. شما و مادر و خواهرتان آرزوهایی دارید و می خواهید به حاجاتتان برسید. هنوز به حاجات قبلی تان نرسیده اید ولی در کنار اینها امیدوار هستید که آرزوهای جدیدتان هم برآورده شوند. به نظر شما راه رسیدن به موفقیت بسیار سخت و شانس شما برای رسیدن به خواسته هایتان کم است. مشکلات زیادی در زندگی تان وجود دارد و از لحاظ احساسی تحت فشار قرار دارید. خیلی از خواسته های شما با شکست مواجه شده و شما روی آنها پا گذاشته اید ولی مصمم هستید که از سختی ها رها شوید و مشکلاتتان حل شود. شخصیت شما قوی و آتشین مزاج است و برای رسیدن به خواسته هایتان با شور و شوق پیش می روید. شما احساس می کنید که شما را کنار گذاشته اند و ایزوله شده اید و نیاز به حمایت و پشتیبانی دارید. می خواهید از غمها رها شوید و شانس رسیدن پسرتان به موفقیت بسیار بالاست. اما شما نباید صرفا به تقدیر وابسته باشید. دوست عزیز برای رسیدن به موفقیت شما باید با خدای بزرگ رفیق باشید!! صمیمیت و توکل شما باید بالا باشد و فکر نکنید که خداوند شما را نادیده می گیرد. خداوند پارتی بازی نمی کند و مثل مردم نیست. او را بخوانید و خواهید دید که از رگ گردن به شما نزدیکتر است. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۱۲ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۱۲:۱۰:۲۸
b

b : سلام روزتون بخیر ...
خواب دیدم که یه ابر مغناطیس بزرگ ، یا یه ابر آهنربای بزرگ که صدایی ازش در میاد ولی وجود خارجی و تصویری نداشت ، داشت تمام وسایل و آهن و ماشین ها رو همزمان مچاله میکرد تو هوا و هم مثل یه گردباد مارپیچی میکشید به سمت بالا . ( شایدم یه صفینه ی فضایی بود :)) ) در هرصورت این چیزی که وجود داشت ولی دیده نمیشد خیلی قوی بود. بار اول که شروع به جذب کردن بصورت گردابی کرد من ازش در امان موندم و وقتی پشت دیوارای سنگی جابجا میشدم با غولی سنگی خاکستری رنگ مواجه شدم . با این غول برخورد کردم وقتی داشتم فرار میکردم از دست این حادثه و برخوردی هم نسبتا شدید با دست چپم بهش داشتم. یه استاپ خورد و بعد از یه مدتی دوباره شروع به کار کرد .بار دوم که شروع به کار کرد من خیلی نزدیکش بودم و اگه شل میدادم منم میبرد . من پشت دیوارایی خشتی خاکستری عهد باستان مانند ، خودمو جابجا میکردم که حین جابجایی با یه اژدهای سنگی خاکستری رنگ مواجه شدم . وقتی مواجه شدم یکم چشم تو چشم در حالت مکث شدیم. بعدش دوباره فرار کردیم .
تشکر بابت تعبیر و وقتتون

پاسخ
لینک۱۶ مرداد ۱۳۹۸ ساعت ۰۰:۰۱:۲۲
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. تشکر. شما شاهد تغییرات بسیار قوی و مخربی هستید که با بی رحمی و خشونت، یا با استقامت و اراده ( اگر جنبه ی مثبتش را در نظر بگیریم)، در شرف وقوع است. کشمکش بزرگی بین شما ( یا مردم) و کسانی که از لحاظ اخلاقی و روحی مخالف و دشمن شما هستند به وجود می آید. شما باید سعی کنید از این کشمکشها دوری کنید و اصول اخلاقی خودتان را حفظ کنید. تنش هایی از جانب نیروهای بیرحم و سرکشی که می خواهند به دیگران حرفشان را با زور تحمیل کنند در جریان است و باید سعی کنید در اینگونه مسائل دخالت نکنید. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۱۶ مرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۱:۱۹:۴۷
رویا

رویا : سلام وعرض ادب واحترام این خواب به نقل ازپسر جوانی نقل می کنم . صبح خواب دیدم که من خوابیده بودم ومتوجه شدم که پشت در ورودی ساختمان ما { در واقعیت اول حیاط هست وبعد در ورودی ساختمان }اژدهایی غرش می کند واتش از دهان او بیرون می اید همراه من مادر وبرادرم هم بودند داخل خانه .و انها هم ترسیده بودند.من لباسی شبیه مکزیکی ها که بلند است{شبیه حوله } را پوشیده بودم وشورتی به تن داشتم سراسیمه با شمشیر به سمت در رفتم .وبه سمت اژدها رفتم وسرش را قطع کردم در این میان لباسم اتش گرفت وبیرون اوردم وبا زهم ان اژدها سر پا بود وغرش می کرد ومن با شمشیر به گردنش می زدم حس می کردم از گردنش هم اتش بیرون می اید من ترسیده بودم ووداشتم با شمشیر به او ضربه می زدم .وهوا هم گرگ ومیش بود ومردی هم همراه این اژدها بود ولی گوشه ایی بود من در حال دیدن این صحنه از خواب بیدار شدم تشکر

پاسخ
لینک۴ مرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۲:۴۵:۰۱
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. عرض ادب و احترام متقابل. شما شخصیتی قوی و آتشین مزاج دارید و در مقابل سختی های اجتماعی، تمایل دارید که با شور و شوق و هیجانتان پیش بروید و با مشکلات مقابله کنید. ولی باید سعی کنید که خوشتندار باشید و خودتان را کنترل کنید. خواست و اراده ی شما قویست ولی نباید خودتان را به دردسر بیاندازید. تنش های عصبی می تواند روح شما را به گمراهی بکشاند و حرمتتان را از بین ببرد. شرایط سختی که خودتان را در آن می بینید، شرایط تازه ای نیستند و از قدیم بوده اند و شما باید نسبتا به آن عادت کرده باشید ولی هنوز عادت نکرده اید. شما می خواهید از ناموس و خانواده تان حمایت کنید ولی توجه داشته باشید که زنده ی شما بیشتر می تواند حامی آنان باشد تا دور از جان مرده ی شما. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۴ مرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۹:۲۱:۰۹
Sara

Sara : سلام خانوم هراتی
خواب دیدم در همسایگی ما مرد جوانی بودکه چاقویی رو به خاطر انتقام از ما تیز می کردمن و خواهرم توی یه حجره مانند به سختی و تحت تدابیر شدید امنیتی وزیر نظر مامورانی که در همه جا بودند زندگی میکردیم .تا یکی از محافظین گفت برای محافظت خودت از این جوان کینه جو فقط کافی است که در زمان و مکان یکسانی با اونباشی اما دشمن بزرگتری داری(اژدهای زرد) که فعلا از لحاظ مکان و زمان از اوجلو هستی ولی راهی جز مبارزه با اونداری بدلیل لگد کردن دمش بامن دشمن بود.بعد برای چاره جویی نزد سیدی رفتیم محافظ من دفتر قطور جلد قدیمی دست ایشان داد هنگام مطالع ایشان تمام لحظات عمرم از پیش چشمم رد میشد وبالاخره گفتند میتوانیم به او(من)کمک کنیم .
وقتی راه افتادیم ۵در بموازات همبود از زیر هرکدام مایعی غلیظ بود که راه رفتن من رو کند میکرد در حالی که زمان برای من مهم بود.بالاخره بعد از طی مسیرهایی به اژدهای پشمالوی با حلقه های زرد و مشکی رسیدیم.توانستم از دستش فرار کنم به خانه رسیدم تمام خانه پراز سربازهای مرد وزن بودند همراه با فرمانده ای که بمن امیدواری دارم که کارش را یکسره خواهیم کرد. بعد از جنگی نفس گیر فرمانده بر اژدها علیه غلبه پیدا کرد ولی اژدها بدست آن جوان چاقو بدست اول خواب کشته شد و فرمانده هم جوان کینه توز رو کشت

پاسخ
لینک۱۴ خرداد ۱۳۹۸ ساعت ۲۱:۴۹:۰۱
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. شما احساس می کنید که از جانب کسی تهدید می شوید و کسی هست که به شما زور می گوید. شما روی یک رابطه یا موقعیت، کنترل و قدرتی ندارید. افسردگی و ترس شما بزرگترین دشمن شماست که اگر بی تفاوت باشید. شما به دعانویسان پناه می برید و نه تنها کارتان راه نمی افتد بلکه باعث می شود که گره ی بیشتری در کارتان به وجود بیاید!! فقط وقت و انرژی و پولتان را هدر می دهید. تنها چیزی که باعث می شود که شما بتوانید موفق باشید این است که اراده کنید که نه با آن آدم بدی که از او می ترسید مواجه شوید و نه سراغ این مسخره بازیهای دعا نویسان بروید!! من برایتان از قرآن کریم مطالبی را شاهد می آورم که بدانید جادو چیست و اثر آن بر روی چه کسانی است و این که هدف خداوند از اینکار چیست. لطفا با دقت ملاحظه بفرمایید: شما باید از ارتباط با جن ها و دعانویسان پرهیز کنید و اینکارها واقعا گناه است شر کارتان گردنتان را می گیرد و در نهایت به ضعف اعصاب یا دیوانگی خدای نکرده دچار می شوید. همانطور که در قرآن آمده هیچ برگی از درخت نمی افتد مگر اینکه خدا بخواهد. جادو فقط برای کسانی موثر واقع می شود که به جادو ایمان دارند و قدرت آن را بالاتر از قدرت خدا می دانند. آیه 6 سوره جن می فرماید: یک عده از انسان ها و نوع بشر، به جای پناه بردن به خدا، به جن پناه می برند در صورتی که اجنه نمی توانند پناه آنها باشند. ( پس این کارهای دعا نویسان برای اجیر کردن اجنه برای موفقیت انسان ها در زندگی شان وعده ای دروغ و باطل است. هیچ قدرتی بالاتر از قدرت خدا نیست! ) در جای دیگری در قرآن در سوره بقره آیه 102 آمده که (عده ای از بنی اسرائیل از دو فرشته که در بابل نازل شده بودند، به اسم هاروت و ماروت که دعاهایی می آموختند، که بین زن و شوهران جدایی می انداخت، و جدایی نمی انداخت مگر آنکه خدا می خواست!! ) و این به این معنی است که حتی اگر جنیان بخواهند کاری کنند، موفق نمی شوند مگر اینکه خدا بخواهد! حالا جای سوال است که مگر خدا می خواهد؟ مگر خدا دوست دارد که کسی بد بخت شود؟ حقیقت این است که اگر جنیان به خودی خود می توانستند به انسان ها آسیب برسانند، احدی بر پشت زمین باقی نمی ماند زیرا شیطان از بدو خلقت انسان با او دشمنی داشت!! خداوند انسان ها را دوست دارد و عاشق آنان است زیرا از روح خود در بدن انسان دمید. تنها کسانی اسیر جادو جنبل می شوند و آسیب می بینند، که معتقد هسنند که قدرت شیاطین از قدرت خداوند بیشتر است. معتقد هستند که خداوند مهربان نیست و حامی بنده های خود نیست. معتقد هستند که خدا نمی بیند و نمی شنود و آنان را رها کرده تا شیاطین و اجنه بتوانند آنان را اذیت کنند. ((خداوند به واسطه چن ها، باور انسانها را نسبت به قدرت خودش آزمایش می کند.)) تا بفهمد که چه کسانی به او توکل می کنندو چه کسانی به اجنه!! این باور منفی انسانها، انرژی منفی دشمنانشان و اجنه را جذب کرده و آنان را آسیب پذیر و مغلوب می کند. اگر شما به خدای بزرگ و الرحم الراحمین ایمان داشته باشید و مطمئن باشید که عشق او شامل حال بندگانش است، هرگز آسیبی از هیچ جنی نخواهید دید. برای کارهایتان هم مطلقا از این دعا نویسان کمک نگیرید. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۱۵ خرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۰:۵۷:۵۲
Sara

Sara : با سلام ممنونم از پاسختون
من دنبال این کارها نمیرم ولی به شدت میترسم از کسانی که از این کارها علیه من استفاده میکنند ‌حتی یکبار دعایی که توسط یکی از دشمنان فامیل در گوشه خونه به صورت اتفاقی پیدا کردم (جایی که همون شخص به اصرار اونجا حضور پیدا کرده بود! ولی درست میگوید باید توکل بر خداوند کرد واز مکر غمازان نترسید

پاسخ
لینک۱۵ خرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۳:۲۷:۰۳
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : به شدت که چه عرض کنم یه ذره هم نباید بترسید. هیچ اتفاقی نمی افتد اگر به خدای بزرگ توکل کنید.

پاسخ
لینک۱۵ خرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۳:۴۸:۲۷
b

b : سلام خانم هراتی .
عرض احترام و دروود .
من خواب دیدم با یکی از دوستام رفتیم یجایی و دنبال گنج و الماس هستیم.زنجیرهای طلای زرد و الماس های کوچیک رو دیده بودیم. دوستم مشغول جمع کردن طلاها و من مشغول جمع کردن الماس ها بودم . که ناگهان کسی سر رسید و ما مجبور به فرار شدیم . کسی بیشتر شبیه به نگهبانی با شمشیر میومد که سوار بر اسب بوود. وقتی فرار کردیم یه ازدهایی رو دیدیم که با اون نگهبان بود و زیر سلطه اون نفر بود . بعد از کش و قوسی، و فرار و تعقیب نگهبان کشته شد و اژدها برای خودش دارای یک شخصیت متخاصم شد و فک کنم از زیر سلطه ی اون شخص بیرون اومد و خودش دارای هویت شده بود. اژدها مارو دنبال میکرد و به طرف ما اتیش بیرون میداد . که ما پراکنده شدیم و از گزند اتیشش جاخالی میدادیم و فرار میکردیم . بعد ازینکه با اتیش نتونست مارو بسوزونه افتاد دنبال ما تا پیدامون کنه . البته ما هم جدا شده بودیم تا شانسش کمتر بشه. من یجایی قایم شده بودم که تقریبا ارتفاع داشت و برای لحظه ایی دیدم اومد حای منو پیدا کرد و من راه خروجمو بلد بودم . منتظر بودم شروع کنه به اتیش بیرون دادن تا بپرم و فرار کنم ولی اینکارو نکرد و میخواست نزدیک بشه و حالا فک کنم بخورتم اونم با قیافه و حالتی از نیشخند که یعنی گیرت اوردم . :) وقتی اومد جلو من پریدم از ارتفاع دونیم متری تقریبا و فرار کردم از دستش .قبل ازینکه اژدها مارو دنبال بکنه و اتیش بارونمون کنه ، بعد از مرگ نگهبان داشت دارای هویت میشد جفت دستای خودشو از پشت یه پوشش جنگی آهنی با حالت خاصی به دستش بست که چفت پشت دست هاش شد . نحوه ی بستنش هم بی اندازه عجیب بود . دوتا تکه آهن بزرگ روی زمین افتاده بود و اژدها به پشت روی زمین خوابید تا اهن ها چفت پشت دستش بشن .انگار داشتت زره ی جنگی به دست و بدنش میکرد .. برای خودش یه نشستگاهی داشت که خیلی مرتفع بود و حتی یک ماموت خیلی بزرگ هم بهش خدمت میکرد که بیشتر زیر پایی براش حساب میشد یعنی پا روی پشت ماموت میزاشت تا بشینه روی نشستگاهش .درواقع میگم خدمت میکرد بهش اینجوری نشون میداد که از کاری که برای اژدها میکنه خیلی راضیه و البته اژدها اینقد بززگ بود که ماموت در مقابلش چیزی به حساب نمیومد و مثل گربه ایی که بچه ی خودشو جابجا میکنه ، اژدها هم ماموتو جابجا میکرد با یک دستش به آسونی. درواقع اینجاها داشت قدرت و عظمت خودشو به رخمون میکشید و ما تماشا چی بودیم . و وقتی شروع به اتیش زدن کرد تعقیب و گریزمون شروع شد .اما بعد ازینکه من از دستش فرار کردم دوباره باز هم سر فرصت مناسب با کسی دیگه برگشتم و نمیدونم سر اون دوستم چی اومد و بازم مشغول جمع کردن الماس شدم ولی اینبار به اندازه ی قبلی نمونده بود .بهتر بگم چیز زیادی نمونده بود اینبار.
ممنون از تعبیرهای خوبتون .

پاسخ
لینک۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۰۵:۱۹:۵۷
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. تشکر. دوست خوبم مجددا از شما خواهش می کنم با توجه به حجم بالای کاربران و کمبود وقت خوابهایتان را کوتاه بنویسد و از ذکر جزییات تکراری جدا خودداری کنید. شما و دوستتان می خواهید به موفقیت برسید. دوستتان دنبال حرص و طمع و خریدن دردسر برای خودش است ولی شما می خواهید مقام و امتیاز و موفقیت برای خودتان بخرید. شما از اینکه کسی بخواهد به شما امر و نهی کند که چه کار کنید فراری هستید. زیر پا گذاشتن قوانین و اهمیت ندادن به آنها موجب خواهد شد که شما برای خودتان شر بخرید و به صورت شدیدی مورد حمله و دشمنی از طرف مراجع مربوطه، قرار بگیرید. شما پر شورو اشتیاق هستید و باید خودکنترلی را تمرین کنید و سعی کنید که شخصیت آتشین مزاج شما، شما را به دردسر نیاندازد. بنابر این سعی می کنید از تصمیم خودتان منصرف شوید و کوتاه بیایید تا گیر نیافتید و برایتان دردسر درست نشود. شما در ابتدا ماهیتی رقابتی داشته اید و می خواسته اید که رهبری کنید ولی الان شخصیت شما سرکش شده است می خواهید به قدرت برسیدو اشرافی زندگی کنید. این کش و قوس های اخلاقی و تغییرات شخصیتی شما آنقدر شما را سرگرم می کند که موفقیت از چنگتان بپرد. به جای رویابافی بهتر است سعی کنید صاف به دنبال موفقیت بروید. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۱۴:۴۷:۲۳
b

b : ممنونم بابت تعبیر خوبتون و البته معذرت بابت طولانی شدن خواب . من هنوز نمیدونم چجوری خلاصه کنم که چیزی از تعبیر خوابم جا نمونه ولی تلاشمو میکنم هرچه مجیز تر خوابمو بنویسم . بازم پوزش بابت طولانی شدن خواب و خستع نباشید بابت زحماتی که برای تعابیر همگی میکشید . از خدا برای تک تک ثانیه هاتون سلامتی و قلبی توام با ارامش خدایی طلب میکنم . سپاسگذارم .

پاسخ
لینک۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۱۹:۳۵:۴۱
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : ممنونم برای دعای خیر شما. خیلی خوشحالم که اینقدر خالصانه و با قلبی صمیمی برایم دعا کردید. تشکر.

پاسخ
لینک۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۲۰:۱۸:۲۴
Roya

Roya : سلام وقتتون بخیر خانم هراتی عزیز
مادرم خواب دیده در راه رسیدن به قله‌ی کوه بوده همراه با خواهر و شوهر خواهرش که زیاد معلوم نبودند ولی صدایشان شنیده میشد،در نزدیکی قله بودند که یک اژدها را دیدند، که بچه های بسیاری داشت. اژدها وقتی افراد را دیده سرش را در سوراخی کرده.. ولی مادرم از ادامه رسیدن به قله با دیدن آنها منصرف میشه و در راه برگشت سنگ های بزرگی سر راهش قرار داشتند که یکی از سنگها رو هل میده میفته تو دره کم کم مسیر پر پیچی رو طی میکنه تا برگرده، مسیر هم با اینکه طولانی و پر پیچ بود ولی پیدا بود که راه امنی هست.

پاسخ
لینک۱۰ اسفند ۱۳۹۷ ساعت ۱۱:۱۷:۴۴
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. تشکر. مادر شما پر شور و اشتیاق است و شخصیتی قوی و آتشین مزاج دارد. او برای رسیدن به اوج موفقیت تلاش می کند ولی در عین حال که به موفقیت بسیار نزدیک است سعی می کند که شخصیت خودش را بیشتر کنترل کند و ریسک نکند. او خوش شانس است ولی نمی خواهد که با خطری مواجه شود بنابر این سعی می کند قید یک مقداری از ثروت را بزند ولی باقی آن را حفظ کند. هیچ خطری متوجه مادرتان نمی شود. شخصیت خواهرشان هم مثل خودشان است ولی مادرتان در کارها پیشقدمتر هستند. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۱۰ اسفند ۱۳۹۷ ساعت ۱۶:۰۹:۲۶
Fatemeh

Fatemeh : سلام ممنون برا وقتی ک میزارین برای تعبیر خوابها... خودم مجردم...خواب دیدم تو تخت خواب دراز کشیدم ک یه پسری با مادرش اومدن بالا سرم.مادره انگار داشت ازم عذرخواهی میکرد ک تاالان پیشم نبودن و تازه خودشونو نشون دادن(مثل اینکه عضوی از خانواده م بودن و ب دلایلی دور افتاده بودیم از هم مثل مادر و فرزند)،اما من اونارو نمیشناختم.مادره رفت و اون پسر پیشم موند.ازم خواست ک باهاش رابطه برقرار کنم و منم پذیرفتم البته طوری بود ک انگار بایذ میپذیرفتم ووقتی ک اومد سمتم دیگه اون پسر‌نبود بلکه یه اژدها بود در واقع من با یه اژدها رابطه برقرار کرده بودم وهیچ ترسی نداشتم فقط تعجب کرده بودم.بعدش جفتمون خیلی راحت رو تخت دراژ کشیدع بودیم ک یهو داداشم اومد تو اتاق. من خودمو از تخت انداختم پایین،اینم بگم ارتفاع تخت زیاد بود وقتی اومدم پایین طوری بود ک بقیه نمیتونستن روی تختو ببینن،داداشم یه کیف بهم داد ک خودم ازقبل خریده بودم،وقتی کیفو گرفتم گفتم عه من ک کیف دستی گرفتم این بیشتر شبیه ساک مسافرتیه و خیلی جا داره و ب این فکر افتادم حالا ک سفرم نزدیکه باید زودتر پرش کنم، رنگ کیف هم بنفش بود...ک بیدار شدم

پاسخ
لینک۳ اسفند ۱۳۹۷ ساعت ۱۲:۵۵:۴۶
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. تشکر. شانس به شما رو می آورد و با کسی که شخصیتی قوی و آتشی مزاج و مهیج دارد آشنا می شوید. این شخص احتمالا صاحب مقام و پولدار است و ازدواج خواهید کرد. محبت او در قلبتان قرار می گیرد و زندگی تان متحول خواهد شد. شما سعی می کنید تجارب زیادی کسب کنید چون مسئولیت های زیادی بر دوشتان خواهند گذاشت. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۳ اسفند ۱۳۹۷ ساعت ۱۹:۰۷:۴۷
شهرام

شهرام : سلام خانم هراتی .تشکر میکنم از تعابیر صحیح شما که راهگشای بسیار از مشکلات هست
خواب دیدم که مار بسیار بزرگی که سر مار فقط معلوم بود به دور خانه من میچرخد و از پنجره داخل خانه را تماشا میکنه. ودور میزد

پاسخ
لینک۲۴ بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۱۱:۴۴:۴۲
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. خواهش می کنم. رنگ مار در تعبیر بسیار مهم است. اما اگر رنگ آن را ندیده اید، خطری فکر و روح شما را تهدید می کند که از جانب آن نگران هستید و می ترسید. برای دفع شر صدقه بدهید یا یک مرغ قربانی کنید که
در دفع شر بسیار مجرب است. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۲۴ بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۱۳:۰۳:۱۳
محمد۱

محمد۱ : سلام خسته نباشید
همسرم‌خواب دیده که باهم داشتیم از یه خیابان خاکی رد میشدیم و دو طرف خیلی سر سبز بود و یه سمت یه سگ سیاه بود که کم کم هی بزرگ میشد بزرگ و بزرگتر... تا اینکه تبدیل به یه اژدهای بسیار بزرگ شد و دنبالمون کرد و ما فرار کردیم رفتیم داخل دریا

پاسخ
لینک۱۴ مرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۹:۵۸:۵۰
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. شما برای رسیدن به اهدافتان باید کار زیاد و تلاش زیادی را انجام دهید و همه چیز به نظر خوب می آید و چشم انداز شما مثبت است ولی یک شخصی از نژاد عرب باعث ایجاد خطری برای شما می شود و شما از شر او به احساسات مثبت پناه می برید و نمی گذارید که منفی بافی های کسی که آتشی مزاج است شما را بسوزاد.

پاسخ
لینک۱۵ مرداد ۱۳۹۷ ساعت ۰۰:۰۶:۴۲

از تاریخ 21 بهمن 1396 فقط اعضای وب سایت می توانند تعبیر خواب خود را سوال کنند. اگر قبلا عضو شده اید ورود و برای ثبت نام عضویت را کلیک کنید. ورود عضویت