کاربر گرامی، از روز جمعه (24 خرداد) بخش تعبیر خواب از ساعت 12 شب تا 19 عصر فعال خواهد بود! همچنین روزهای دوشنبه و پنج شنبه مانند روال گذشته کلا تعطیل خواهد بود.باشه

یوتاب گلچینی از بهترین ها

تعبیر خواب حیوانات

لوک اویتنهاو میگوید :تعبیر دیدن حیوانات در خواب خوشبختی، ثروت و رفاه در بیداری است. اهلی کردن حیوانات، نشانه رسیدن به بهره و سود است. غذا دادن به حیوانات، رضایت از کار و زندگی در بیداری و دیدن حیوان خشک شده، به معنی این است که شما خود را برای هیچ و پوچ نگران کرده اید. دیدن حیوانات وحشی به معنی مواجهه با مشکلات و دیدن حیوانات خانگی به معنی رسیدن به آسایش است.

اگر تعبیر خواب خود را پیدا نکردید آن را از ما بپرسید. لطفا به موارد زیر دقت فرمایید:
لطفا هر خواب را در صفحه تعبیر خواب مرتبط با آن سوال کنید.
لطفا قبل از ارسال خواب متن تعبیر خواب را به دقت بخوانید. اگر تعبیر خواب درخواستی در صفحه موجود باشد دیدگاه شما پاسخ داده نخواهد شد.
حتما خواب خود را با حروف فارسی بنویسید. کامنت های انگلیسی تایید نخواهند شد.
تعبیر خواب شما به صورت عمومی در بخش دیدگاه اضافه خواهد . لطفا از نوشتن ایمیل، اطلاعات شخصی خودداری کنید.
ارسال تعبیر خواب به ایمیل امکان پذیر نمی باشد و تعبیر ها فقط در سایت نوشته می شود.
تعبیرهای درخواستی در سریع ترین زمان ممکن نوشته خواهند شد اما ممکن است به دلیل درخواست های زیاد این زمان گاهی طولانی شود.

56 دیدگاه

از تاریخ 21 بهمن 1396 فقط اعضای وب سایت می توانند تعبیر خواب خود را سوال کنند. اگر قبلا عضو شده اید ورود و برای ثبت نام عضویت را کلیک کنید. ورود عضویت

الف ب

الف ب : سلام روز بخیر و نیکی .
خواب دیدم در جایی از ملک خصوصیمون هستم که ناگهان یه شیری جلوم اومد . این شیر خاصیت حمله نداشت و فقط با من میومد. من بصورت آگاهانه تو خواب از شیر ترسیده بودم و حتی از یه نردبونی چنتا پله بالا رفنه بودم به هوای اینکه دیگه دستش بهم نمیرسه ولی شیر نر اومده بود زیر نردبون و هیچ حالتی از خشم و حمله نداشت و البته کاملا اروم و ریلکس بود یا بهتر بگم انگار اهلی بود برام یا مثل سگ گله که اهلی هست بود . یه قسمت دیگه دیدم که ببری هم وجود داره که اونم حالت حمله نداشت . تقریبا یجایی که هم شیر بود و هم ببر ، یه گربه ایی رو هم دیدم که اونم مثل وقتی که صاحبشو میبینه ، دمش بالا بود ...
(وقتی خوابم رو مرور میکنم میبینم ترسم توی خواب از خود آگاه درون خوابم بوده . البته یکم هم گیج کنندس. من خواب هایی رو یادم میاد که توش خود آآگاهم بعنوان بیننده داشت خود ناآگاه درون خوابم رو میدید . و خیلی از خوابهام که منه درون خواب تلفیقی از هردوی اینها هستم . یعنی خوابم رو با خود آگاهم عکس العمل نشون میدم . گاهی وقتا تشخیص ایندوتا حالت باهم برام سخت میشه ، یعنی عکس العملی که توی خواب دارم برای خود ناآگاه من توی خوابه یا اینکه فرمون دست خودآگاه منه :)) . اگه چیزی ازین قضیه هم میدونید ممنون میشم راهنمایی کنید.)
اینم اضافه کنم که مثل همیشه از تعابیر کامل و راهنمایی هاتون حداکثر استفاده رو میبرم . بدونید از وقتی که میزارید و زحمتی که میکشید ، بخوبی استفاده میشه. براتون همیشه سلامت جسمی و معنوی ، آرامش فیزیکی و روحانی و البته زندگی توام با برکت و فراووونی انرژی رو از خدای یکتا ، خالصانه آرزو میکنم .
ممنون از بابت تعبیر خوبتون .

پاسخ
لینک۲۲ مرداد ۱۳۹۸ ساعت ۰۰:۰۰:۴۱
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. تشکر. شما در شرایطی متفاوت عکس العمل های متفاوتی از خودتان بروز می دهید و همه ی خصلتهای برتری و رهبری و تسلط در وجود شما هست. گاهی شخصیتی حاکی از قدرت بزرگ، شجاعت، پرخاش، وقار، سلطنت، رهبری، غرور و تسلط دارید. شما تاثیر زیادی روی دیگران دارید و باید در زندگی اجتماعی و شخصی تان، خویشتن داری را تمرین کنید. شما می خواهید روی دیگران کنترل داشته باشید و احساس مسئولیت می کنید. بر بعضی از مشکلات عاطفی تان غلبه خواهید کرد. توانایی شما در به کار بردن قدرت در موقعیت های مختلف زیاد است و دوست دارید نقش رهبری بیشتری به عهده گیرید با گذشت و رئوف هستید و تا اندازه ای خودخواه و جاه طلب و مستقل. همه همینطور هستند که گاهی بیننده خواب هستند و گاهی فعال. تشکر از محبت و همراهی شما.

پاسخ
لینک۲۲ مرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۰:۰۳:۴۱
zahra

zahra : عرض سلام و خسته نباشید
من خواب دیدم که توی یه خونه هستم که اون خونه خونه ی قبلی فروخته شده ی پدربزرگ مادربزرگم بود. بعد یه تمساح اومده بود طبقه ی سوم خونه من ازش می ترسیدم بعد پدرم با اون تمساح روبرو شد و یک مدتی هم باهاش جنگید اما آخرش دست پدرم رو گاز گرفت و با دمش به پدرم زد و پدرم رفتن بیمارستان. بعد من رفتم طبقه ی اول خونه اونجا یه عقرب توی دستشویی بود من هی از دستش فرار میکردم چون می ترسیدم منو بگزه و نذاشتم منو بگزه اما بعد یه مدت دیدم خواهرم رو گزیده. بعد رفتم طبقه ی دوم خونه دیدم که دوستم اونجاست و داره میگه من به خاطر تو بچمو سقط کردم. تمام خواب من وحشت زده و ناراحت بودم و نمی دونستم باید چه کنم.
ممنون

پاسخ
لینک۲ مرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۸:۴۵:۵۱
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. تشکر. شما به سنت های قدیم و افکار خانوادگی تان وابسته هستید. خطری پدر شما را تهدید می کند و ممکن است کسی به او نصیحت بدی می کند و باعث می شود که پدرتان تصمیم اشتباهی بگیرد و ارتباطش با دیگران به هم بخورد یا قطع شود. کسی هم هست که به خواهرتان حرفهای سوزناک و تلخ می زند و با زبانش خواهرتان را زخم زبان و نیش می زند. دوست شما هم از تصمیمی که می خواهد بگیرد منصرف می شود و کار یا پروژه ای را رها می کند و شما را مسبب این تصمیم خودش می داند. برای دفع شر صدقه بدهید. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۲ مرداد ۱۳۹۸ ساعت ۲۱:۴۹:۵۷
فاطما گل

فاطما گل : با سلام و عرض احترام خدمت شما.خواب ديدم در طويله اي بودم كه در آن تعدادي حيوانات وحشي بودند ولي آسيبي نمي رساندند و مثل حيوانات اهلي بودند.شخصي آنجا سر به سر حيوان وحشي بزرگي مي گذاشت و آن حيوان را برعكس كرده بود و از پاها گرفته بود و من كمي مي ترسيدم كه حيوان وحشي شود.من در اطرافم شير و گرگ و نزديك در خروجي خرس سفيدي مثل نگهبان بود.من يكي از پسر بچه هاي فاميل كه حدود ١٠ ساله است در حالتي كه كمي آزرده بود ، در آغوشم بود و به سمت در خروجي رفتم و خرس در را برايمان باز كرد و خارج شديم.آقاي آشنايي هم كه مي شناسم او نيز كرم ضد آفتاب زد و به همراه برادر كوچكترش از طويله بيرون آمد( ولي در واقعيت برادري ندارند.)ممنون مي شوم خوابم را تعبير كنيد.

پاسخ
لینک۱۵ تیر ۱۳۹۸ ساعت ۱۷:۳۶:۳۹
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. احترام متقابل. شما با آدمهایی سروکار دارید که با غرایز خودشان کار می کنند و نه با عقلانیتشان. اینان برای رسیدن به خواسته هایشان ، صرفا احتیاجات خودشان را در نظر می گیرند و اگر چیزی موافق میلشان پیش نرود وحشی بازی در می آورند. اما شما از شعور خودتان در برابر اینان استفاده می کنید و رستاخیز و بیداری مجددی برای شما وجود دارد. آقای آشنا هم سعی می کند که خوب جلوه کند و روح زیبایی از خودش نشان دهد و افتاده برخورد کند و منیت به خرج ندهد. او گشایش کار خواهد یافت. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۱۵ تیر ۱۳۹۸ ساعت ۲۰:۴۷:۱۳
کیمیا

کیمیا : سلام خانم هراتی عزیز،
من دیشب خواب دیدم که یه گربه ساکت یه گوشه نشسته و منو نگاه میکنه،
کمی بعد دیدم یه گربه داخل خونست و شاید همون گربه بود که از در پذیرایی میخواد بیاد داخل و من نمیذاشتم و هلش میدادم بیرون که یه دفعه دیدم تبدیل شد به یه سگ بزرگتر راه راه سیاه سفید و از کنار من خودشو هل داد و از بالای دستم خودشو انداخت توی پذیرایی با اینکه من نمیذاشتم و نمیخواستم بیاد داخل، تشکر از تعبیرهاتون

پاسخ
لینک۷ تیر ۱۳۹۸ ساعت ۰۱:۰۵:۰۶
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. شما از حضور کسی که در زندگی تان می تواند برای شما تهدیدی محسوب شود، نگران هستید ولی این شخص خودخواهی را کنار خواهد گذاشت و برای شما تبدیل به یک دوست خواهد شد که مهربان و وفادار است ولی البته گاه گاهی جنبه های منفی هم از خودش بروز می دهد و نمی تواند خوب مطلق باقی بماند. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۷ تیر ۱۳۹۸ ساعت ۱۲:۰۵:۳۰
Pariya

Pariya : سلام من خواب دیدم یه جایی بودم ک خونمون بود اطراف اونجا یه خرس گنده سیاه دیدم با یه اسب خیلی بزرگو حیوونات دیگه ک یادم نیست الان....اونا شروع کردن دویدن دنبال هم ک وقتی میخواستن بپرن خییلی بلند بود پرششون جوری ک از دیوار خونه ما بالا اومدن یهو اومدن تو خونه ما همه پراکنده شدیم...ب کسی اسیبی وارد نشد ولی خب یه صحنش یادمه ک برادرم زیر خرس سیاه گیر افتاده بود چندتا سرباز خرسو با تفنگ زدن..مرسی

پاسخ
لینک۲۶ خرداد ۱۳۹۸ ساعت ۰۹:۵۱:۳۴
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. همه ی شما می خواهید آزاد و مستقل باشید، شروعی تازه داشته باشید و به خواسته هایتان برسید از این رو، گاهی درون گرا شده و خیلی به فکر فرو می روید. اما برادر شما حالت خشم و عصبانیت کنترل نشده ای از خودش نشان می دهد چون او احساس می کند که گیر کرده و راه چاره ای ندارد فکر می کند که همه او را کنترل می کنند یا تهدیدی برای رسیدن او به خواسته هایش محسوب می شوند. او گیج شده و شما به برادرتان کمک می کنید که به اهدافش برسد و به او ثابت می کنید که دوستان او هستید و آرامش او را به او بر می گردانید. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۲۶ خرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۸:۳۰:۵۵
الف ب

الف ب : سلام خانم هراتی نازنین .
وقت بخیر و آرزوی تندرستی و سلامتی برای شما دوست نازنین.
من خواب دیدم که با دختری دارم تو خیابون راه میرم و حرف میزنم که ناگهان خیابون مثل کف تردمیل برخلاف جهت ما به حرکت درومد و نسبتا هم با کمی سرعت حرکت میکرد. تا این اتفاق افتاد ، دوس دختر توی خوابم بی قرار شد و سریع خواست فرار کنه . یکم رفت ولی من دستشو گرفتم و قانعش کردم که پیش من جاش امنه . اونم حرفمو قبول کرد و پرید تو بغلم و من ازونجا بردمش . هرچی بیشتر از خطر دورش میکردم دستشو تو گردنم محکمتر عاطفی حلقه میزد .وسط راه یه گروهی رو دیدیم که درحال فرار بودن و یه چنتا حیوون اهلی رو بیخیال شدن . پشتشون هم یه دسته سگ های تربیت شده ی سیاه رنگ و سریع داشت تعقیبشون میکرد که وقتی مارو دیدن وایسادن . تو اون دسه حیوون اهلی که بود من یه سگ کوچولو شیری رنگ رو دیدم که این سگ های سیاه میومدن تا اینو بدرنش و سگ کوچولو از ترس تکون نمیخورد متاسفانه بقیه حیوونا رو بخاطر نمیارم . شاید توشون جوجه و مرغم بودن بهمراه گربه . ولی من سک کوچولو رو خوب بخاطر میارم. من دوس دخترمو از بغلم پایین گذاشتم و سگ رو گرفتم گذاشتم پشت سرم . دوتا از این سگهای سیاه اومدن حمله کردن من با هر دستم پوزه های هرکدوم رو گرفتم و یکی رو با لگد پرت کردم و یکی دیگه رو گردنشو شکوندم و پرتش کردم چند متر اونورتر . بقیه سگا دیدن این قضیه رو فرار کردن .
مثل همیشه ممنون بابت تعبیرای خوبتون .

پاسخ
لینک۲۵ خرداد ۱۳۹۸ ساعت ۰۰:۳۸:۴۸
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. تشکر. موانعی سر راه رسیدن شما به موفقیت پیش می آید که سرعت شما را کمتر می کند. عده ای دوست نما در اطراف شما هستند که مثل سایه همیشه با شما هستند ولی شما قادر خواهید بود نیت آنها را بفهمید. آنها می خواهند از شما سو استفاده کنند و نسبت به هم احساس تعلق خاطر دارند مثل یک خانواده. اما یک دوست واقعی و بی آزار هم دارید که نسبت به شما خالص است و شما اجازه نمی دهید که دشمنانتان مانع رسیدن شما به ثروت و خوشبختی شوند. به وقتش و در صورتی که برایتان مانع تراشی کنند ارتباط خودتان را با آنها قطع خواهید کرد. هر چه بیشتر بخواهند مانع رسیدن شما به هدفتان شوند، شما بیشتر تمایل خواهید داشت که به کارتان بچسبید و آن را ادامه دهید. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۲۵ خرداد ۱۳۹۸ ساعت ۰۹:۱۳:۰۱
الف ب

الف ب : سلام خانم هراتی ..
روزتون بخیر..
من خواب دیدم روی یه درختی هستم که در کنار پرتگاهی ریشه تو کوه داره و یه قوس کوچیکی به سمت امنیت و کوه داره . درخت شاحب شاخه های زیادی بود و هر شاخه میتونست ده تا انسان رو روی خودش تحمل کنه . درخت خیلی بزرگی بود ولی ارتفاع نداشت . ببشتر حجم درونی داشت . باری ، من دیدم رو درخت دارم راه میرم و دنبال بالا رفتن از درخت و رفتن به سمت کوه هستم . جایی که از پرتگاه و خطر دور باشم ولی روی درخت و یکم بالاتر و روبروی من چنتا حیوون درنده از قبیل شیر و ببر و یوز پلنگ بودن که اصلا ارامو قرار نداشتن .اول احساس میکردم برای این هستن که جلوی منو بگیرن یا به من آسیب برسونن ولی دو دفعه که یوز پلنگ رو از سقوط نجات دادم متوجه شدم خیلی عصبانی هستن و آروم و قرار ندارن . شیر و ببر هی از عصبانیت و بیقراری از چپ به راست و بلعکس جابجا میشدن . یوز پلنگ اما دوبار داشت میفتاد که من آخرین لحظه دمشو گرفتم و کشوندمش بالا . دمشم انگار لایه ایی از خورده شیشه داشت که دستمو به درد اورده بود ولی خونریزی نداشتم . بعد ازینکه بار دوم پلنگ رو کشوندم بالا توی یه شهری بودم که اتوبوس ها بو ماشین ها در حال رفت و آمد بود . من اینجا از خواب پریدم بنا به دلایلی و دیدم نزدیکای اذان صبحه . نمیدونم خوابم ادامه داشت یا نه ولی تا همینجاشم اگه برام تعبیر کنید مثل همیشه از شما سپاسگذارم .

پاسخ
لینک۲۲ خرداد ۱۳۹۸ ساعت ۰۰:۰۳:۱۰
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. تشکر. شما به اهداف و آرزوهایتان وابسته هستید می خواهید که به اهدافتان برسید و در جایگاه بالاتری در زندگی قرار بگیرید. سعی می کنید که مسیر اشتباه نروید و از جایگاه خودتان خارج نشوید. در موقعیت هایی که انتظار خوشی از آن نمی رود و هیجانی می شوید یا می ترسید، سعی می کنید که کنترل خودتان را به دست بگیرید و مسلط و قوی و رهبری مآبانه برخورد کنید. گذشته داشته باشید و روح قوی شما، اجازه نمی دهد که نگرانی ها و ترسهایتان شما را از کوره بدر ببرد و مشکلی برایتان پیش بیاید. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۲۲ خرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۰:۳۰:۲۰
مهرداد

مهرداد : سلام. خواب دیدم که فریاد میزدن سگی را بگیرن(شاید هم موضوع دزدی بود) وبعد یه سگ سفید با موی بلندو زیبا بود که داشت می دوید وسگ سفید با موی بلند رفت داخل یه ماشین باری که داخل اون ماشین یه درخت با ریشه هم بود وبعد از داخل حیاطی یه سگ سفید دیگه که بزرگتر بود بیرون اومد ورفت دنبال سگ سفید کوچکتر ورفت داخل ماشین وسگ سفید کوچکتر را گرفت واون را برد به طرف حیاط وبعد یهو سگه سفید بزرگ انگاری سوار یه خر سفید شد ورفتن داخل حیاط وسگ کوچکتر را هم با خودش برد داخل حیاط.

پاسخ
لینک۵ خرداد ۱۳۹۸ ساعت ۲۱:۳۲:۰۷
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. شخصی که به وفاداری و مهربانی و خوشنامی مشهور است و فکرش هم بسیار مشغول است و مسئولیت هایش زیاد است، به دزدی یا اختلاصی متهم می شود که به این دلیل از کسانی که مقام و جایگاه بالاتری دارند کمک می خواهد و رئیس او که مثل خودش به مهربانی و خوشنامی مشهور است، با خوش شانسی و اقتدار از او حمایت خواهد کرد و نام او را از ایرادی که به او گرفته اند پاک و مبرا خواهد کرد. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۶ خرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۱:۴۳:۳۱
رعنا

رعنا : مچكرم دوتا سوال داشتم:
١-عشق يك طرفه از جانب من هست يا طرف مقابل؟ چون در ابتداي تعبير فرموديد اوضاع به نفع منه اما درنهايت ممكنه از دستش بدم. اين قسمت از نوشته تون كمي گُنگه برام.
٢-من به تازگي با دوست پسرم به هم زدم، اون مدام ابراز دلتنگي ميكنه و به شدت تمايل به ادامه رابطه داره. اما اينبار يك قهر عادي نيست و تصميمم براي جدايي جديه. ممكنه قسمت اخر ِتعبير به دوست سابقم اشاره كنه؟ اين هم بكم خدمتتون كه درحال حاضر من تنها هستم و شخص جديدي به زندگيم پا نذاشته. سپاس

پاسخ
لینک۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۱۲:۰۹:۲۰
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : رعنای عزیزم من ننوشتم اوضاع به نفع شماست. گفتم او ( بلبل) باعث خواهد شدکه دور دور شما باشد ( به خاطر تعبیر سن او) ولی شما ناراحتش می کنید و احتمالا او شما را نمی خواهد. پس با این حساب عشق یک طرفه از جانب شماست. یعنی کسی به زندگی تان می آید که به نظر می رسد خیلی عالی است اما شرایط جور نمی شود. من احساس می کردم که آن گربه دوست پسر سابق شما باشد اما الان که خودتان هم نوشته اید بله قطعا خود اوست. در زندگی یک دختر خواستگاران و موردهای زیادی پیش می آید و این خیلی طبیعی است که آدم با کسی که می داند با او خوشبخت نمی شود رابطه ای را تمام کند و بخواهد شروعی تازه داشته باشد. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۱۲:۱۵:۱۰
رعنا

رعنا : عرض ادب و احترام خدمت شما بانوي گرامي. ديشب ديدم در پارك روبروي منزل اواي دلنشين پرنده اي به گوش ميرسه كه فوق العاده گوش نواز و از پرندگان ديگه متفاوت بود، به مادرم گفتم اين صداي بلبله. بااينكه شب بود اما پرنده اي به رنگ خاكستري ديديم كه دمش بلند و فيلي رنگ بود. مادرم تلاش كرد بگيرتش اما نشد، به ناچار رفت. و من تنهايي همونطور كه نواي مدهوش كننده بلبل رو ميشنيدم دنبالش ميگشتم تا ببرمش خونه. بالاخره پيداش كردم و زمانيكه اومدم بگيرمش از دستم دررفت و دُمش تو دستام گير كرد و چندتا از پرهاش كنده شد. بلبل به شكل يك مرد جوان درومد، يه مرد حدودا ٤٠ ساله خيلي معمولي، با شلوار پارچه اي كرم و ريش سيبيل، قدكوتاه و كمي شكمش بزرگ بود. گفت: دمم رو كندي! خيلي عذرخواهي كردم ازش و چندتا از پرهاي فيلي رنگ رو از رو زمين جمع كردم بهش دادم. ازش درخواست كردم امشب بياد خونه ما اواز بخونه، مدام ميگفت نميتونم. ازش خواهش كردم و گفتم: فقط همين امشب، مادرم خيلي خوشحال ميشه.
قبول كرد اما لحظه اي كه از در خونه خواستيم بيايم داخل، فضا ناامن شد. احساس كردم سوء قصد به من و بلبل وجود داره و شرايط ناامنه. يكي از گربه هاي محل كه در واقعيت بهش غذا ميدم بزرگ تر از اندازه حقيقي شده بود و خيلي مشكوك روي دوتا پاهاش راه ميرفت، مثل ادميزاد. درحاليكه كت قرمز و كلاه شاپوي مشكي به سر داشت تعقيبم ميكرد. من سريع اومدم داخل و خودم رو به خونه رسوندم. هفته اي سرشار از بركات الهي براتون ارزومندم نازنين

پاسخ
لینک۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۰۹:۰۹:۵۲
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. ادب و احترام متقابل. شنیدن صدای بلبل بیانگر روشنگری روحی و شروعی تازه است. شما و مادرتان به این شروع تازه علاقه نشان می دهید ولی عشقی یک طرفه به وجود می آید. وجود او باعث خواهد شد که دور ، دور شما باشد و اوضاع به نفع شما پیش برود. اما شما ناراحتش می کنید و احتمالا او شما را نمی خواهد. مضافا به اینکه کسی که شما قبلا به او محبت کرده اید و از لحاظ روحی او را حمایت کرده اید، به دشمنی با شما می پردازد و از شما عصبانی می شود و می خواهد مانع این شود که شما شروعی تازه داشته باشید. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۱۱:۳۵:۲۳
ادامه

از تاریخ 21 بهمن 1396 فقط اعضای وب سایت می توانند تعبیر خواب خود را سوال کنند. اگر قبلا عضو شده اید ورود و برای ثبت نام عضویت را کلیک کنید. ورود عضویت