کاربر گرامی، از روز جمعه (24 خرداد) بخش تعبیر خواب از ساعت 12 شب تا 19 عصر فعال خواهد بود! همچنین روزهای دوشنبه و پنج شنبه مانند روال گذشته کلا تعطیل خواهد بود.باشه

یوتاب گلچینی از بهترین ها

تعبیر خواب فریاد

یوسف نبی علیه السلام گوید : دیدن فریاد (جرس) تندرستی و فراخی است.

لوک اویتنهاو می گوید :
فریاد : بدگویی و غیبت کردن.
فریادهای بسیار : خبرهای نشاط انگیز.
فریاد حیوانات : خبرهای ملال انگیزی به گوشتان خواهد رسید.

آنلی بیتون میگوید : شنیدن فریاد کسی که درد و رنج می کشد، در خواب علامت آن است که به دام گرفتاریهایی خواهید افتاد اما با آگاهی و هوشیاری خود را از این دام نجات می دهید. شنیدن فریادی از روی تعجب و حیرت در خواب، نشانه آن است که از جایی ناشناخته به شما کمک می شود.

شنیدن نعره جانوران وحشی در خواب، علامت تصادف خطرناک و شدید است. اگر خواب ببینید دوستان یا نزدیکان با فریاد از شما کمک می طلبند، نشانه اندوه و بیماری آنها است.

اگر تعبیر خواب خود را پیدا نکردید آن را از ما بپرسید. لطفا به موارد زیر دقت فرمایید:
لطفا هر خواب را در صفحه تعبیر خواب مرتبط با آن سوال کنید.
لطفا قبل از ارسال خواب متن تعبیر خواب را به دقت بخوانید. اگر تعبیر خواب درخواستی در صفحه موجود باشد دیدگاه شما پاسخ داده نخواهد شد.
حتما خواب خود را با حروف فارسی بنویسید. کامنت های انگلیسی تایید نخواهند شد.
تعبیر خواب شما به صورت عمومی در بخش دیدگاه اضافه خواهد . لطفا از نوشتن ایمیل، اطلاعات شخصی خودداری کنید.
ارسال تعبیر خواب به ایمیل امکان پذیر نمی باشد و تعبیر ها فقط در سایت نوشته می شود.
تعبیرهای درخواستی در سریع ترین زمان ممکن نوشته خواهند شد اما ممکن است به دلیل درخواست های زیاد این زمان گاهی طولانی شود.

10 دیدگاه

از تاریخ 21 بهمن 1396 فقط اعضای وب سایت می توانند تعبیر خواب خود را سوال کنند. اگر قبلا عضو شده اید ورود و برای ثبت نام عضویت را کلیک کنید. ورود عضویت

yalda

yalda : سلام خانم هراتی . خدا قوت / این خواب نقل قول یکی از عزیزانم هست .
خواب دیدم همراه مادر م ، برای خرید به بازار رفتم (مادرم
چند سال پیش فوت کردند . ایشان را نمی دیدم ولی احساس می کردم که همراهم هستند ). فکر می کنم در بازار پارچه فروش ها بودم . خیلی از مغازه ها بسته بود . در خواب تعجب کرده بودم چرا بازار پارچه فروشها تقریبا تعطیل شده ولی با این همه یک مغازه پیدا کردم که درش باز بود . می خواستم برم داخل که از دور خواهرم رو کنار خیابان دیدم که منتظر ایستاده بود. به مادرم گفتم که خوبه خواهرم هم برای خرید همراه ما باشد ، ولی وقتی نزدیک این خانم شدم دیدم خیلی شبیه خواهرم هستند ولی خودشان نیستند با تعجب از این شباهت به مغازه برگشتم تا پارچه ای رو بخرم . چند تا خانم داخل مغازه مشغول خرید بودند . چند تا پارچه رو بررسی کردم ولی تا جایی که یادمه چیزی نخریدم و برگشتم . خودمو روبروی در منزل مادرشوهرم دیدم که یکی از فرزندانم ( یادم نیست کدومشون بود ولی از نظر سنی کوچک شده بود )در بغل داشتم . منزل شان نبش خیابان هست ولی در خواب احساس می کردم ته کوچه قرار داره و چراغانی شده . خانه شان شلوغ بود خواهر شوهرم (آخری) و دوتا از خانم های جوان فامیل لباس بسیار زیبا، به رنگ سفید وصورتی پوشیده بودند به پیشتاز م آمدند . چند تای دیگر ازخانم های فامیل همسرم (که متاهلند) نوجوان شده بودند و همه جلوی در ورودی خانه خوشحال ایستاده بودند
احساس کردم همسرم بچه هایم را داخل منزل برده و من دلم نمی خواد وارد خانه بشوم ( چند سالی هست خودم و بچه هام با خانواده همسرم رفت و امد نداریم ) نگران بودم چطور بدون فرزندانم برگردم . در همین موقع برادر شوهر و مادر شوهرم از کنارم گذشتند و نگاه ناراحت کننده ای به من کردند و به داخل خانه رفتند . من از رفتارشان خیلی ناراحت شدم با صدای بلند داد می کشیدم واز خودم دفاع می کردم و سعی می کردم به اطرافیانم بفهمانم که خانواده همسرم در این چند ساله خیلی از حقایق رو مخفی کردند وسعی کردند وجه ی منو خراب کنند. دیدم مادرشوهرم برگشت و سوئیچ ماشین همسرم رو، کف دستم گذاشت . من تنها برگشتم تا سوار ماشین بشم . دیدم همسرم ماشینو در بد جایی ( جاده تنگ و سربالا) پارک کرده است ، کنار ماشین گودال بزرگ پر آبی بود احساس کردم ماشین رو نمی تونم به سمت جلو حرکت بدم به همین خاطر مسیر گودال انتخاب کردم . وارد آب شدم (احساس کردم آنقدر زورم زیاد شده که می تونم ماشین سواری رو جابجا کنم و به سمت دیگر گودال ببرم ! ) . تنهایی ماشینو روی آب هل می دادم ‌تا به طرف دیگر گودال برسم ، که احساس کردم همسرم بعدا به من ملحق شده و ‌کمک می کند . یادم نیست ماشینو از گودال در آوردیم یا نه
با تشکر فراوان

پاسخ
لینک۱۳ مرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۴:۴۰:۳۶
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. روحشان شاد. ایده ها و افکار زیادی در ذهن شما وجود دارد و به انتخابهای پیش رویتان نگاه می کنید که چه کار می توانید بکنید. مادر شما با شماست و روحش زنده است و دعای خیر او پشت سر شماست. شما می دانید که بعضی از خواسته هایتان در حال حاضر امکان رسیدن بهشان وجود ندارد. دنبال عناصر و مولفه هایی در زندگی تان هستید که زندگی تان را تکمیل و خوب کند. کسی برای شما نقش بازی می کند و شما فکر می کنید که مثل خواهر برایتان مهربان است ولی اشتباه می کنید. شما می خواهید سیاست به خرج دهید و زندگی تان را با تدبیر سرهم بندی کنید ولی از انجام اینکار منصرف می شوید. هدف شما این است که از فرزندتان که حس می کنید هنوز برای اینکه بتواند روی پای خودش مستقل عمل کند آمادگی ندارد، حمایت کنید. شما احساس می کنید که مادرشوهرتان با محدودیت هایی در زندگی اش مواجه است و نسبت به او راحت نیستید و احساس می کنید برای شما سخت و بغرنج است که بخواهید با آنان در تماس باشید ولی خبرهای خوشی در باره ی آنان در جریان است. اتفاقات خوبی در جریان است و عشق و مهربانی بین خانواده شوهرتان وجود دارد و همه آنها زنده دل و سرخوش هستند. مادر شوهر شما هم نسبت به شما احساس خوبی ندارد ولی دیگر در کار و زندگی شما دخالت نخواهد کرد. او اختیار زندگی شما را به خودتان واگذار کرده است. شما قادر خواهید بود بر این مسائل احساسی منفی به کمک همسرتان غلبه کنید. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۱۳ مرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۹:۲۸:۲۷
مریم

مریم : سلام دخترم خواب دیده خطری تهدیدش می کندوهرچه می خواهد فریاد بزند ازما کمک بخواهد ما صدایش را نمی شنویم وفریاد از گلوش بیرون نمیاد تعبیرش چی میشه؟

پاسخ
لینک۱۲ اسفند ۱۳۹۷ ساعت ۱۰:۰۹:۳۹
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. او احساس می کند که در یک موقعیتی در بیداری، نادیده گرفته می شود انگار که صدایش مهم نیست یا نظرش به حساب نمی آید. او عصبانی می شود ولی خشم خودش را سرکوب می کند. بیشتر به او توجه کنید. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۱۲ اسفند ۱۳۹۷ ساعت ۱۷:۴۴:۰۲
زهرا

زهرا : با سلام خدمت شما ، در خواب دیدم پدرم در اتاقی خوابیده بود و من در اتاقی دیگر بودم که ناگهان متوجه شدم پدر در خواب فریاد می زنند ، من خودم را با سرعت به ایشان رساندم که در خواب با صدای بلند اسمم را صدا می زدند و می گفت نترس،تسلیم نشو،مقاومت کن، لگد بزن، بعد ایشان با حالتی آشفته بیدار شدند ، من به ایشان گفتم چه شده ،چه خوابی دیدید ، و ایشان با چهره ای متعجب در جوابم گفتند بازهم آن چهار نفر فتنه گری کردند !

پاسخ
لینک۱۸ دی ۱۳۹۷ ساعت ۰۰:۱۳:۲۷
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. شما چشمتان را بر روی چیزهایی که به طور معمول آزارتان می دهند می بندید و باید بیشتر مراقب باشید. ذهن ناخودآگاه شما می گوید که در یک مورد خاص باید خیلی مراقب و هشیار باشید تا سرتان را کلاه نگذارند و به هر کسی اعتماد نکنید. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۱۸ دی ۱۳۹۷ ساعت ۰۹:۴۹:۱۲
سایه

سایه : سلام خانم هراتی عزیز خواب دیدم دارم روی بوته های سبز پارک پرواز می کنم و فریاد می زنم که به بقیه چیزی بگم صدام در نمیاد بعدش دیدم در کنار بازنشسته های اداره مون هستم یکی بین آنها هست که بازنشسته اداره ما نبود ولی من می شناختمش و یک مسابقه ترتیب داده بودن که با چشم های بسته یک مسیر زیگزاگی را عبور کنن ولی پاشون نباید به مانع می خورد احساس می کردم من حامله ام و لباس سفید پوشیدم و من درک درستی از مسابقه داشتم یعنی می دونستم چطوری باید آن مسیر را برم بعدش دیدم دارم به طرف خونه می رم یک پسر جوان دنبال منه دقیقا هم فصل پاییز بود من پسر جوان را نمی دیدم ولی می دونستم به محض اینکه وارد خونه شدم در باز همسایه طبقه اول هم دم خونه بود در ورودی را رنگ کرده بود و پول می خواست من هم گلاویز شدم من هلش دادم افتاد آن پسر آمد تو و شال آبی بهم داد من نمی خواستم بیاد خونه ، دوباره رفتم بیرون ، یک مرد غریبه هم دم خونه بود بهمون گفت چرا وقتی آقای (بهجت همسایه طبقه دوم ماست) مریض بود نبردینش دکتر

پاسخ
لینک۱۰ مهر ۱۳۹۷ ساعت ۰۷:۳۸:۱۱
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. شما مسئول یک موقعیت هستید و آن را اداره می کنید. از نقطه نظر بالاتری شما می توانید مسائل را بررسی کنید و چشم اندازی جدید نسبت به مسائل پیدا می کنید. تا اندازه ای خود بزرگ بینی دارید و احساس می کنید که مغلوب نشدنی و ابر قهرمان هستید ولی شما با وجود همه اینها متوجه می شوید که در یک موقعیت در بیداریتان، نادیده گرفته می شوید. احساس می کنید نظرتان به حساب نمی آید و یا صدایتان مهم نیست. شما می دانید که می توانید پیچ و خم های زندگی را خیلی خوب تحمل کنید و بالا و پایین آن را درک کرده و شکست نخورید. حس رقابتی دارید و در دلتان از این که زیاد شما را به حساب نیاورده اند و یا نتوانسته اید با وجود همه این قدرتهای درونی تان به موفقیت برسید، ناراحت هستید. شما گشایش کار خواهید یافت و می توانید واقعیات را ببینید و گول نمی خورید. شما شاید بتوانید راهنمای کسی باشید که در سختی افتاده و مستاصل است. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۱۰ مهر ۱۳۹۷ ساعت ۱۳:۲۶:۵۶
parvin

parvin : من خواب دیدم سوار یه ماشین تویه جاده وسط بیابان در حال حرکت هستم ماشین راننده نداشت فقط حرکت میکرد و من با حالت ناراحتی بلند فریاد زدم گفتم خدا به حالت شکوه و بعدش دوباره در حالت برگشت دیدم که اون کسی که دوسش دارم و از من دوره کنارم تو ماشین نشسته و من دارم میبرمش چندتا شهر پیادش کنم که یکی از شهرا چابهار و زاهدان و ساری بود

پاسخ
لینک۱۵ شهریور ۱۳۹۷ ساعت ۱۱:۲۷:۵۴
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. شما زندگی خودتان را به دست تقدیر سپرده اید و حاضر نیستید که مسئولیت کارهای خودتان را به عهده بگیرید. شما باید سطح کنترلتان را روی زندگی تان دوباره ارزیابی کنید و منفعل ننشینید که کارها خودش پیش برود. فکرتان را به کار بیاندازید و با توکل به خدا پیش بروید. شما یاد میگیرید که چطور کنترل زندگی تان را دستتان بگیرید و در شرایط سخت و راحت با عشقتان کنار بیایید. اوضاع همیشه بد نمی ماند! روزهای خوش هم می رسند. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۱۵ شهریور ۱۳۹۷ ساعت ۱۲:۲۵:۲۲
parvin

parvin : من تو سایت ثبت نام کردم مبلغ هم پرواخت شده ولی نمیتونم عضو بشم سوال بپرسم

پاسخ
لینک۱۵ شهریور ۱۳۹۷ ساعت ۱۱:۲۱:۳۴
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. پس این که اینجا نوشته اید یعنی چه؟ سوالاتتان را همینجا می پرسید و پاسختان را هم همینجا دریافت خواهید کرد ولی هر خواب را در صفحه تعبیر خواب مربوط به خودش ثبت کنید. مثلا اینجا تعبیر خواب فریاد است. اگر خواب فریاد کشیدن دیدید اینجا بنویسید.

پاسخ
لینک۱۵ شهریور ۱۳۹۷ ساعت ۱۱:۴۰:۱۴
سایه

سایه : سلام خانم هراتی
تو روستاها قدیم چون تلفن نبود با فریاد زدن اسم همدیگه ، همدیگه را صدا می کردن ، خواب دیدم تو روستامون هستم و انتهای روستا که روی کوهه ، نزدیک خونه ای هستم که مال پسر عموی پدرمه ، برادرم می گفت تو زن پسرعموی باباست اسمش سروره ، را صدا بزن و من اسم آن زن را با هوی صدا می کردم ولی تو آن راهی که می رفتم همه خونه ها امروزی بود

پاسخ
لینک۷ شهریور ۱۳۹۷ ساعت ۱۵:۳۹:۴۳
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. شما احتیاج دارید که نظراتتان را راجع به او بلند ابراز کنید و افکارتان را به زبان بیاورید. از اینکه نتوانید حرف دلتان را بزنید خوشتان نمی آید و این نظر برادرتان هم هست. او هنوز افکار قدیمی را دارد و این شاید شما را آزار می دهد.

پاسخ
لینک۷ شهریور ۱۳۹۷ ساعت ۱۶:۱۰:۲۱
Behnaz

Behnaz : چشم،معذرت میخوام،متوجه بودم ولی دیدم دیر موقع هست و فکر کردم فردا جواب میدید.خیلی معذرت میخوام

پاسخ
لینک۳۱ تیر ۱۳۹۷ ساعت ۰۰:۴۸:۵۰
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : خواهش میکنم.

پاسخ
لینک۳۱ تیر ۱۳۹۷ ساعت ۰۹:۱۰:۳۶
Behnaz

Behnaz : سلام خانم هراتی عزیز و مهربون،امیدوارم که حالتون بهتر باشه و هر چی زودتر خوب خوب بشید:*
من دیشب خواب دیدم رو به اسمون دستهامو باز کردم و به خدا با فریاد و حالت گریه و فشار ناراحتی میگفتم بی رحم بی رحم فریاااد میزدم
این خواب خیلی من رو ترسوند و نگران هستم،میتونه بی رحمی خدا برای ادمهای ظالم باشه؟یا به خودم بر میگرده؟؟؟

پاسخ
لینک۳۰ تیر ۱۳۹۷ ساعت ۲۲:۳۳:۴۲
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. هیچ کدام . خدا بی رحم نیست. خدا رحم کننده ترین رحم کنندگان است. دنیا بر نظم می چرخد و من و شما هستیم که به هم بی رحمی می کنیم نه خدا به ما. اگر قرار بود هر کاری در این دنیا به ضرب و زور خواسته خدا صرفا عملی میشد؛ بهشت و جهنم معنایی نداشت. شما روحتان خسته شده. مضافا به اینکه زیر قول خودتان نزنید و شبی یک خواب بیشتر نفرستید. خواب دیشب شما که ساعت 11 شب فرستادید مال امروز بود و اگر یک ساعت دیگر صبر می کردید این خواب فردای شما محسوب می شد! :))))) نترسید خدا مهربان است.

پاسخ
لینک۳۰ تیر ۱۳۹۷ ساعت ۲۳:۱۵:۵۹
Sheyda

Sheyda : سلام
خسته نباشید، خواب دیدم در جایی مثه تظاهرت هستم، اما من داخله تظاهرت نیستم و فقط بیننده هستم، بعد جاری و برادرشوهرم فقط به چشمم اومدن که با صدای بلند در حال فریاد زدن و اعتراض بودن و این فریاد زدن یجورایی توهین به همدیگه بود، انگار جاریم داشته از بدیهای برادرشوهرم میگفته و فریاد میزده و اعتراض میکرده و برادرشوهرمم همینطور، من به وضوح جاریمو بیشتر میدیدم و متوجه اش بودم.

پاسخ
لینک۷ اسفند ۱۳۹۶ ساعت ۰۹:۰۰:۳۳
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام سلامت باشید. تغییرات مثبت و خوبی در زندگی شما به وقوع خواهد پیوست. برادر شوهر شما و خانمشان با هم خیلی خوب خواهند بود و از یکدیگر به خوبی یاد می کنند.

پاسخ
لینک۷ اسفند ۱۳۹۶ ساعت ۱۵:۴۲:۳۲

از تاریخ 21 بهمن 1396 فقط اعضای وب سایت می توانند تعبیر خواب خود را سوال کنند. اگر قبلا عضو شده اید ورود و برای ثبت نام عضویت را کلیک کنید. ورود عضویت