یوتاب گلچینی از بهترین ها

تعبیر خواب هواپیما

دیدن سواربودن در هواپیما یعنی برای رسیدن به هدف خود به موقعیتی بالا تر از دیگران نائل خواهید شد که بودن در این موقعیت خطراتی را برای شما به همراه دارد خصوصا اگر هواپیما دچار مشکل فنی گردد. اگر هواپیما به مقصد برسد از غم رهائی یابد. اگر در هواپیما نشسته بود و از جان و موقعیتش هراسی نداشت به عزت و بزرگی دست یابد.

لیلا برایت می گوید : اگر خواب ببینید که با هواپیمایى در حال پرواز هستید، بیانگر آن است که در کارهاى خود موفق خواهید بود. اگر خواب ببینید که هواپیمایى آتش گرفته و یا در حال سقوط است، نشانه‏ى آن است که دچار ضرر و زیان خواهید شد. دیدن هواپیماى شکارى در خواب، نشانه‏ى مشکلات و گرفتارى است.

درکتاب سرزمین رویاها آمده است :
یک هواپیما از زمین بلند می شود : موفقیت در کارها.
یک هواپیما به زمین می نشیند : مراقب بعضی از دوستان باشید.
شما با هواپیما مسافرت می کنید : از پستی و بلندیهای بسیاری باید عبور کنید.
با یک دوست در هواپیما هستید : یک تغییر در زندگی شما رخ خواهد داد.
با شخصی که دوست دارید در هواپیما هستید : از روی بیفکری کاری نکنید.
با اعضاء خانواده در هواپیما هستید : نقشه های خیلی دقیق بکشید مطمئناً موفق می شوید.
شما دچار سانحه هوائی می شوید ولی نمی میرید : منفعتهای مالی در پیش دارید.
شما در یک حادثه هواپیما کشته می شوید : از نظر روحی قدرت و پیشرفت حاصل می کنید.
هواپیمای دیگران به زمین می نشیند : مراقب خیانت یک دوست باشید.
هواپیمای شخص بسیار مهمی به زمین می نشیند :نقشه های شما عملی می شود.

تعبیر خواب خلبان هواپیما
خلبان در خواب، کسی است که برای رسیدن به اهداف بالا و موفقیت های چشمگیر، موقعیت های خطر پذیری را هدایت می کند.

اگر تعبیر خواب خود را پیدا نکردید آن را از ما بپرسید. لطفا به موارد زیر دقت فرمایید:
لطفا هر خواب را در صفحه تعبیر خواب مرتبط با آن سوال کنید.
لطفا قبل از ارسال خواب متن تعبیر خواب را به دقت بخوانید. اگر تعبیر خواب درخواستی در صفحه موجود باشد دیدگاه شما پاسخ داده نخواهد شد.
حتما خواب خود را با حروف فارسی بنویسید. کامنت های انگلیسی تایید نخواهند شد.
تعبیر خواب شما به صورت عمومی در بخش دیدگاه اضافه خواهد . لطفا از نوشتن ایمیل، اطلاعات شخصی خودداری کنید.
ارسال تعبیر خواب به ایمیل امکان پذیر نمی باشد و تعبیر ها فقط در سایت نوشته می شود.
تعبیرهای درخواستی در سریع ترین زمان ممکن نوشته خواهند شد اما ممکن است به دلیل درخواست های زیاد این زمان گاهی طولانی شود.

100 دیدگاه

از تاریخ 21 بهمن 1396 فقط اعضای وب سایت می توانند تعبیر خواب خود را سوال کنند. اگر قبلا عضو شده اید ورود و برای ثبت نام عضویت را کلیک کنید. ورود عضویت

majinaz

majinaz : سلام خانم هراتی عزیز
ممنون

پاسخ
لینک۱ خرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۴:۰۳:۱۳
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. خواهش می کنم. شما یک مهمان ناخوانده خواهید داشت. شاید برادر یا داماد او به دیدن شما بیاید. بازی کردن با تاس بیانگر بازی با سرنوشت است و شما شانس می آورید. همینطور تاس به غیر قابل پیش بینی بودن زندگی اشاره می کند. ( شاید همه چیز عالی شود- شاید هم برعکس). عدد 5 بیانگر پذیرفتن، خود بخودی، خیرگی و پر رنگ بودن، ماهیت جسورانه، عمل و انسانیت است. عدد ۵ بیانگر ۵ حس انسان است و ممکن است به شما بگوید که حساس تر باشید و با حواس پنج گانه تان بیشتر هماهنگ باشید. تعبیر دیگر این است که عدد ۵ ممکن است بازتاب یک تغییر در مسیرتان باشد یا اینکه نیاز دارید مسیرتان را تغییر دهید. عدد شش بیانگر همکاری، تعادل، آرامش، کمال، گرما، اتحاد، ازدواج، خانواده و عشق است. اینکه حالات ذهنی احساسی و معنوی تان هماهنگ هستند. بیانگر سعادت خانوادگی است. اگر او شما را دوست داشته باشد خودش برای رسیدن به شما پا پیش می گذارد. شما به خوش نامی شناخته شده اید. خیر مطلقا این کار را نکنید و چیزی برای او نفرستید. صبر کنید تا از خودش خبری برسد. بعدا اگر پشیمان شد و آمد، به او بگویید که نخواستم که حتی عشق را به تو تحمیل کنم و اگر نمی آمدی من هرگز دیگر مزاحمت نمی شدم! تا مراقب باشد و هوس لوس بازی به سرش نزند. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۱ خرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۹:۳۸:۱۳
majinaz

majinaz : سلام خانم هراتی عزیز وقتتون بخیر . ممنون خانم هراتی.

پاسخ
لینک۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۰۰:۰۵:۲۳
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. دوست عزیز من به شما گفتم که به او بگویید که دوستش دارید و شما هم اینکار را کردید. اما روش شما بسیاربسیاربسیار بد و ابتدایی بود!!راست می گویند محل کار، محلی نیست که شما به آنجا بروید و ابراز عشق کنید. شما مسائل شخصی و کار او را با هم گره زده اید!! در واقع او را عصبی تر کرده اید. این کار شما بسیار خام و ناپخته بود و هیچ کس از اینجور رفتار خوشش نمی آید. اما به هر جهت شما نظرتان را به گوش او رساندید. از او به عنوان خانمم یاد نکنید چون شما الان هنوز با او هیچ نسبتی ندارید. محل کارش هم نروید. قرار بود شما خیلی ساده فقط به گوش او برسانید که دوستش دارید و اینکار را هم کردید. حالا از اینجا به بعد فقط باید مدتی به او زمان دهید تا انتخاب کند. اگر به شما زنگ زد و برگشت، یعنی طبق تعریفی که قبل کرده بودید ( که می دانید هر دوی شما همدیگر را دوست دارید) حرفتان درست است و به شما ابراز علاقه میکند. اما اگر به شما زنگ نزد یا تماسی نگرفت، یعنی شما از اول راجع به او اشتباه کرده بودید و اینطور نیست که او به شما علاقه داشته، بلکه تصور شما این بوده که او به شما علاقه داشته. شما در دفعه قبل نوشتید ما عاشق هم هستیم!! بنابر این گفتم غرور را کنار بگذارید و با او تماس بگیرید. اما این رفتاری که با شما شده، نشان می دهد که عشق شما به او یکطرفه است. و هر قدر شما تلاش بیشتری انجام دهید که به او نزدیک شوید، بدتر خواهد شد و او از شما خوشش نخواهد آمد. عاقلانه تر، انسانی تر، و شرعی ترین راه این است که اصلا به او در این شرایط به هیچ وجه نه نزدیک شوید نه تماس با او بگیرید نه به محل کارش بروید. مدتی 3-4 ماه نهایتا صبر کنید. هیچ کار خاصی انجام ندهید. اگر از او خبری نشد، فراموشش کنید و بگذارید برود. من گفتم زنها پا پیش نمی گذارند ولی نگفتم وقتی نه می گویند یعنی تا ابد باید تعقیبشان کرد!!! او مثل شما یک انسان است و عشق زورکی هیچ ارزشی ندارد!! عشق را گدایی نکنید. چون عاقبت خوشی نخواهد داشت و اگر او از تماس شما یا رودررویی با شما اجتناب می کند، اینکه به او نزدیک شوید و فکرش را ناراحت کنید، باعث خشم خداوند خواهد شد. شما علاقه تان را ابراز کردید. دیگر کاری بیشتر از این نباید بکنید. اگر آمد که آمد اما اگر نیامد بروید پی زندگی خودتان و با کسی وارد رابطه شوید که عاشق شما بشود نه کسی که از شما منزجر است. خواب دیشبتان هم بازتاب همین افکاری است که دارید و به نظر من که الان به شما گفتم هم اشاره دارد. باید همینکار را بکنید که گفتم. مطلقا نزدیک او نروید و با او دیگر هیچ تماسی نگیرید. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۰۹:۴۶:۲۴
majinaz

majinaz : سلام خانم هراتی .
بازم ممنون خانم هراتی

پاسخ
لینک۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۰۵:۳۰:۰۷
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. تشکر. دوست عزیز خواب شما می گوید که شما اهداف بالایی برای خودتان وضع کرده اید ولی می دانید که قبل از اینکه بخواهید دست به کار شده و به این اهداف بالا برسید، باید مسائل جانبی را حل و فصل کنید و راه را برای پیشرفت خودتان باز کنید. هر گونه عحله در رسیدن به اهدافتان بدون برنامه ریزی صحیح، موجب عدم موفقیت شما د رکارتان شده و کارها را بیشتر عقب می اندازد. اما در مورد این خانم، باید عرض کنم که شما شدیدا دارید اشتباه می کنید!! خانمها ذاتا اگر در تماس مستقیم با کسی باشند و اشتباه کنند، سکوت می کنند که آن شخص عصبانیتش بخوابد و بعد اگر شرایط را مناسب دیدند پا پیش می گذارند و عذر خواهی می کنند اما اگر شما پیش او نیستید، و به او محل نگذارید، او احساس می کند که شما اصلا به او هیچ علاقه ای ندارید و اینطور نیست که او بداند که شما منتظرید که او به شما زنگ بزند!! غرور شما و لجبازیتان کمتر از او نیست. اگر همانطور که می گویید شما و او عاشق هم هستید، نباید با بی تفاوت نشان دادن خودتان فاصله تان را با او بیشتر کنید. شما باید او را رام و اهلی خودتان کنید و این اهلی کردن با قهر میسر نمی شود با محبت میسر می شود. تلفن را بردارید به او بگویید که دوستش دارید و نمی خواهید او را از دست بدهید. خواهید دید که او هم می گوید که متاسف است که شما را ناراحت کرده. ( مگر اینکه واقعا یک درصد هم کار شما جای بخشش نداشته باشد). ساعت مچی همان دوستتان است که او را دوباره بدست می آورید در صورتی که 2 دقیقه هم تاخیر نکنید!! می دانید احساس یک زن برای اینکه به خواستگاری یک مرد برود چگونه است؟!! همین احساس را او الان که منتظرید به شما زنگ بزند دارد. انتظار شما بسیار اشتباه است. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۱۲:۵۷:۱۰
Fatemeh

Fatemeh : عرض سلام خدمت شما.طاعات قبول خانوم هراتی عزیز.از خوابم فقط قسمتهایی ک یادمه براتون تعریف میکنم.یادمه تو اتاق خودم بود و مهمونم داشتیم، دیدم یه دستگاه عابربانک تو اتاقم نصبه و مهمونا هم انگاری یکی دیگه آورده بودن و کنار اون یکی رو طاقچه نصبش کرده بودن.بهش ک دست زدم از جاش در اومد و گفتم خب بهتره ی کم اونطرف تر نصبش کنم و باخودم میگفتم چ‌جالب هرموقع پول خواستم ازاینا میتونم بگیرم..بعد خودمو در حال فرار دیدم.چراشو نمیدونم فقط یادمه ی مردی دنبالم بود.رسیدم ب زمینمون ک بابامو اونجا دیدم، در حال دویدن بودم من.بهم گفت فاطمه ازاونور میری حواست باشه مار دیدم اونجا،البته خودش با یه هواپیمای تک نفره مشغول بود، منم ب دویدنم ادامه دادم ک جلوتر یه مار بزرگ بیشتر‌شبیه افعی دیدم(جالبه تو چندتا خوابم تو همون زمین و‌قسمت مار میبینم همیشه)، ترسیدمو راهمو کج کردم، دیدم بابام با اون هواپیما پریده همینطور نگاش ک کردم یهو دیدم هواپیما منفجر شده و آتیش گرفته، وقتی یادم افتاد بابام تو هواپیما بود دیگه نتونستم خودمو کنترل کنم و گریع م شروع شد ب سر و صورتم میزدم و بابامو با‌صدای بلند صدا میزدم انگاری دلم میخواست همه صدامو بشنون.خیلی خیلی وحشتناک بود برام این اخساس ک دیگه بابامو ندارم...ممنون

پاسخ
لینک۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۱۱:۲۳:۴۳
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. تشکر. ترس های شما از بی ثباتی مالی بی اساس است و از لحاظ مالی قدرت بالایی خواهید داشت. شما می خواهید از مشکلات و انرژی های منفی در زندگی تان دور باشید. کسی به اموال شما احتمالا چشم بد دارد. پدر شما اهداف بالایی برای خودش وضع کرده و قادر به عملی کردن خواسته هایش نیست. اصرار زیاد برای عملی کردن اهداف او منجر به شکست اهداف و یا به خطر افتادن سلامت ایشان می شود. برای دفع شر نذر کنید زود یک مرغ بگویید قربانی کنند و گوشتش را به فقرا ببخشید. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۱۸:۰۹:۰۶
مریم

مریم : سلام خانم هراتی عزیز..طاعات و عبادتون قبول
من دیروز صبح بعد از نماز صبح خواب دیدم جایی هستم از آسمان یه قطعه هواپیما به سمت من میاد ولی به من برخورد نکرد بعدش دوباره یه هواپیما از آسمان به زمین سقوط میکنه البته من آتش ندیدم بعدش مثل اینکه مامان بزرگم و عمه ام تو هواپیما بودن و فوت شدن و من گریه کردم و بعدش انگار رفتم در هواپیما و روسری رنگ روشن با خودم بیرون آوردم .....میشه تعبیرش لطف کنید

پاسخ
لینک۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۱۳:۲۶:۱۷
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. تشکر. همینطور برای شما. شما احتمالا اهداف غیر واقعی و دور از دسترسی برای خودتان تعیین کرده اید که گاهی قسمتی از آن اهداف، غیر عملی است و با شکست مواجه می شود و گاهی همه ی آن و از انجامش منصرف می شوید. مادر بزرگ و عمه ی شما هم چنین اهداف غیر واقع بینانه ای برای خودشان در نظر گرفته اند که موفق به انجامش نمی شوند و به همین دلیل ناامید و افسرده می شوند. اما این باعث نمی شود که ایمان شما از بین برود و ناامید شوید. شما همیشه امیدتان را حفظ خواهید کرد و خوشبین خواهید بود. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۱۵:۴۳:۰۵
مریم محقق

مریم محقق : سلام خانم هراتی عزیز
من خواب دیدم که در حالیکه شب هست با خاله م پشت بوم خونه ای بودیم و تو آسمون یه هواپیمای جنگنده پیشرفته دیدم در حالیکه محو تماشاش بودم دیدم یه هواپیمای دیگه هم هست بعد متوجه شدم دمشون رو میزون کردن سمت ما و شروع به شلیک کردن منو خاله م دویدیم تو ساختمون و رفتیم داخل خیلی ترسیده بودم و نگران پسرم بودم که تو خونه خودمون تنها خوابیده و فک میکردم الان چقد ترسیده داخل خونه مادر خدابیامرزم بود ویه عده از خونواده و یا فامیل که من ندیدمشون و داشتن واسه غذا خوردن سفره میچیدن و بحث جنگ و حمله هوایی بود و من تو فکر بودم که چکار کنم و هنوز ترس و نگرانی تو وجودم بود که بیدار شدم

پاسخ
لینک۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۰۸:۰۶:۳۴
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام عزیزم. شما نگران اوضاع و شرایط جامعه هستید و فکر می کنید که هیچی معلوم نیست و شاید این موفقیت های شما هدر برود و واقعا بد شانسی و یا جنگی به راه بیافتد. خوابتان به احتمال قوی بازتاب افکار شما در بیداری است و باطل است. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۱۲:۳۵:۱۱
hamid

hamid : سلام
خواب دیدم در شرکت با مدیرم و چند همکار دیگر مشغول حرف زدنیم، محل شرکت متفاوت از آنچه در واقعیت هست بود .کنار پنجره رفتم تا بیرون رو نگاه کنم (در انتهای کوچه ای که از پنجره معلوم بود، فرودگاهی بود خیلی نزدیک به ما که فقط فنس دورش کشیده بودن)دیدم یک هواپیمای بزرگ به رنگ سفید و روی باله عقبش هم علامت شرکت هواپیمایی معلوم بود از خیابان با سرعت کم میگذرد و من فقط قسمت آخر هواپیما را دیدم، از فنس های فرودگاه رد شد و به داخل فرودگاه رفت به چند مانع خورد و به مسیرش ادمه داد و بعد هم چند صدای انفجار از دور تر شنیده شدو صدای داد وفریاد مردم انگار که هواپیما به چیز هایی برخورد میکرد و منفجر میشدن ، همه سروصدا رو که شنیدن اومدن سمت من ، من گفتم هواپیما بود .مدیرم اومد نگاه کنه که هواپیما از دید خارج شده بود و به بقیه گفت هواپیما بود ، من رفتم به اتاقی دیگه که ادادمه صحنه رو ببینم و اتاق دیگه مثل خونه بود و مدیر و همکارام دیگه نبودن اما دیدم چند نفر که انگار از همسایه ها بودن اومدن دارن از پشت پنجره ما به اتفاق بیرون نگاه میکنن . بعدش هم اومدن تو سالن پذیرایی خونه یک میز بود که روش میوه و شیرینی بود خانمی بینشون بود که چادر و روبنده سیاه داشت فقط برق چشماش از زیر روبنده معلوم بود اومد و گفت نه تعارف نکنید من چیزی نمیخورم و چند تا خوراکی برداشت و من هم از رفتار گستاخانه اونا شاکی بودم و خندم هم گرفته بود.متعجب بودم که همکارا کوشن و این خونواده ای که یهو ظاهر شدن از کجا اومدن . من اونا رو نمیشناختم اما لحجه داشتن تو دلم میگفتم شبیه به فلان خونواده هستن.

پاسخ
لینک۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۱۵:۱۶:۳۶
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. شما اهداف دست نیافتنی و غیر واقعی راجع به کارتان برای خودتان دارید و هر چند که این اهداف بالا و ایده آل به نظر می رسند ولی داشتن این اهداف باعث سقوط شما می شود. اعتماد به نفس شما کم شده و نخواهید توانست که به هدفهای کاریتان برسید. شما در موقعیتی جدید قرار می گیرید، ریسک می کنید و این ریسک به ضررتان تمام می شود. از شما حمایت که نمی شود هیچ ، ثروتتان را هم از دست می دهید. این خواب هشداری برای شما است که تصمیمی که در محیط کارتان راجع به یک موضوع حساس اقتصادی گرفته می شود کاملا اشتباه است. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۱۸:۰۴:۱۰
امین

امین : با سلام،

در واقعیت: با برادران همسرم دلخوری‌های کمی داریم که البته سعی کرده‌ایم احترام و حرمت هم را نگه داریم؛ و اما خواب دیشبم را بگویم، اگر تعبیری دارد لطفاً بگویید.

خواب دیدم برادران همسرم مهمانم شده‌اند، همسرم شام آماده نکرده و مهمانان ممکن است گرسنه بخوابند. به همسرم می‌گویم تدارک شام ببیند. کمی بعد مهمانان خوابیدند، گمان می‌کنم بدون خوردن شام. من از ساختمان بیرون رفتم و به همراه دوستم (که ساکن انگلستان است) به تماشای آسمان شب نشستیم. نقاط روشن خیلی ریزی را دیدم که با دقت بیشتر و از نظمشان معلوم شد چراغ‌های روشن هواپیما در آسمان شب هستند. با دقت بیشتر تعداد بیشتری از آن‌ها آشکار شد و چندین هواپیما پشت سر هم می‌رفتند. کمی بعد، ردیف هواپیماها به زمین نزدیک‌تر شدند و کمی بعد کاملاً نزدیک: هواپیماهای بزرگ و سفیدی که نوشته‌های رویشان را می‌شد خواند با فاصله بسیار نزدیک از بالای سرمان رد می‌شدند. دم آخرین آن‌ها به یک ساختمان بلند گیر کرد و افتاد، بدون انفجار یا حادثه مهیب. از بدنه سوراخ آن کسی خودش را بیرون کشید و سرگردان بود. من برای کمک کردن فریاد زدم و دویدم. عده‌ای کمک می‌کردند و عده‌ای بی‌تفاوت بودند. در همان حال من دویدم و برادر همسرم را که خواب بود برای کمک از خواب بیدار کردم و بعد می‌خواستم به آتش‌نشانی تلفن بزنم که از خواب بیدار شدم.

پاسخ
لینک۳۱ فروردین ۱۳۹۸ ساعت ۰۷:۱۸:۱۷
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. شما می خواهید روابط خوبی با برادران همسرتان ایجاد کنید و از تجربیاتتان با آنها صحبت کنید و روابط اجتماعی خوبی با آنها داشته باشید ولی خانمتان از لحاظ روحی آنها را به شخصه حمایت نمی کند و این شما هستید که مشوق او هستید تا مثل شما سعی کند رابطه اش را با برادرانش بهبود ببخشد. شما احساس می کنید که موانع و مشکلاتی در بدست آوردن اهدافتان وجود دارد. بعضی مسائل برای شما خیلی واضح و روشن نیست و نگرش بدبینانه ای نسبت به فرصت های جدید و برنامه های جدیدی که برای حل مشکلات بوجود آمده اند دارید. از نظر شما، این فرصت های جدید، اهداف غیر واقعی و دور از دسترسی هستند که مردم برای خودشان وضع کرده اندو سعی می کنند کم کم به آن برسند. ولی نبود قدرت و نبود اعتماد به نفس و عدم اطمینان برای رسیدن به این اهداف، موجب می شود که این برنامه ها شکست بخورند. شما تمایل دارید موقعیت ها را درست کنترل کنیدو استرس ها را از بین ببرید. شما احساس می کنید نباید همه در هر کاری دخالت کنندو حساسیت به خرج دهند بلکه باید کار را به کاردان آن بسپارند. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۳۱ فروردین ۱۳۹۸ ساعت ۱۲:۳۱:۳۷
عطرا

عطرا : عرض ادب و احترام. من يك خواب رويايي ديدم! در اخرين كشور مورد سفرم بودم، اول سوار قايق موتوري تندرو با چندنفر غريبه تو دريا گشتيم، خيلي خوشحال بودم و لذت ميبردم. بعدشم سوار هواپيما بودم، كه به نظر كوچك و اختصاصي مي اومد. منظره فوق العاده اي رو زير پام ميديدم كه ازشدت زيباييش به وجد اومده بودم. خيلي نشاط اور بود برام و هواپيما درحال كاهش ارتفاع براي فرود. ممنون ميشم اگر تعبيري داره بفرماييد

پاسخ
لینک۲۱ فروردین ۱۳۹۸ ساعت ۲۳:۴۱:۴۹
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. عرض ادب و احترام متقابل. احساس مثبت به سرعت به زندگی شما خواهد آمد. شما قادر خواهید بود با احساس خودتان کنار بیایید و چیزی نخواهد توانست ناراحتتان کند. بر موانع سرراهتان غلبه می کنید. اعتماد به نفستان بالاست و روی زندگی تان کنترل کامل دارید و می دانید که تصمیماتی که می گیرید درست است. زندگی به کام شماست . تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۲۲ فروردین ۱۳۹۸ ساعت ۱۵:۴۸:۲۵
مینا

مینا : سلام وعرض ادب خدمت خانم هراتی عزیز
خواب دیدم تو یه گروه هنری انگار داشتم یه کار گروهی می کردیم ویه خانمی که قیافه بور ی داشت وشبیه اروپایا بود ومهربان بود کنارمن بود داخل وسایل یه قوطی دوات سیاه بود وبعد دیدم یه اقای خیلی قد بلند قوطی دوات که نصفه شده بود و به طرف ما میاره بعد دیدم داخل هواپیما نشستم واکثر مسافرا با چادر ومقنعه مشکی بودن انگار به یه جای زیارتی می رفتیم انگار یه تعدادی از دوستانمون و از دست داده بودیم وهمون خانم اروپایی که اونم چادر مشکی به سرداشت درحالی که من روی صندلی هواپیمانشسته بودم دست روی شانه من گذاشت وشروع به همدردی بامن کرد ومن سرم و روی شانه اش گذاشتم وشروع باصدای بلند گریه کردم و همه مسافرا به طرف من برگشتن وبا من همدردی کردن

پاسخ
لینک۱۰ فروردین ۱۳۹۸ ساعت ۲۲:۲۴:۰۶
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. عرض ادب متقابل. شما در کارتان خلاقیت به خرج خواهید داد و به چیزها به شیوه ای جدید نگاه خواهید کرد. راه حل یک مسئله برای شما به زودی مسلم و روشن و آشکار خواهد شد. شما به اوج موفقیت می رسید و بر مشکلات و موانع زندگی تان غلبه می کنید و دید وسیعی نسبت به مسائل پیدا خواهید کرد. شما می خواهید که شرایط زندگی تان عوض شود. احساس می کنید که کسانی هستند که برای شما تصمیم گرفته اند و خونتان را مثل زالو مکیده اند و فکرتان را خراب کرده اند. برای حل مشکلاتتان متوسل به کسی از ائمه خواهید شد. دنیا به شما رو می آورد و انرژی مثبت به زندگی تان می رسد. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۱۰ فروردین ۱۳۹۸ ساعت ۲۳:۴۳:۴۸
ادامه

از تاریخ 21 بهمن 1396 فقط اعضای وب سایت می توانند تعبیر خواب خود را سوال کنند. اگر قبلا عضو شده اید ورود و برای ثبت نام عضویت را کلیک کنید. ورود عضویت