کاربر گرامی، بخش دیدگاه تعبیر خواب روزهای دوشنبه و پنج شنبه کلا بسته است. سایر روزها از ساعت 12 شب تا 17 عصر فعال است.باشه

یوتاب گلچینی از بهترین ها

تعبیر خواب کوه

تعبیر دیدن کوه، یا کار بزرگ است یا شخصیت بزرگ. اگر در خواب ببینید از کوهی عظیم بالا می روید، کاری بزرگ در دست می گیرید. اگر دیدید که از کوه به سختی و با رنج و زحمت بالا می روید، کار شما دشوار خواهد بود و اگر آسان و سبک کوه پیمایی می کنید، به سهولت بر دشواری یا آن شخص دور از دسترس چیره می گردید.

اگر کسی دید بر نوک کوهی ایستاده، به اوج موفقیت می رسد و اگر آنجا تکبیر می گفت، آرزوی سربلندی دین و معتقدات خود را دارد. اگر آنجا اذان گفت و نماز خواند، کارش بسیار خوب و روبراه خواهد شد. سقوط از کوه، از دست دادن مال دنیا و یا ارزش معنوی او است. اگر دیدید در کوهی به غار پناه بردید امنیت می یابید یا رازی را کشف می کنید.

    امام صادق (ع) می فرماید: دیدن کوه در خواب بر پنج وجه است:
  1. پادشاهی،
  2. دلیری،
  3. ظفر یافتن،
  4. بلندی،
  5. رئیسی.
  6. اگر ببیند بر کوه نتوانست شدن، دلیل نامرادی است.

حضرت دانیال می گوید: اگر کسی درخواب خود را بر سر کوهی ببیند، دلیل است در پناه بزرگی رود. اگر ببیند کوه از جای برکند، دلیل که بزرگی را قهر کند. اگر ببیند در کوهی مُقام بساخت، دلیل که مقرب پادشاه شود.

محمد ابن سیرین می گوید: اگر ببیند بر سر کوهی بانگ نماز گفت یا نماز کرد، دلیل است کارش بالا گیرد. اگر دید که بر دامن کوهی مقام نمود و بیفتاد، دلیل غم است. اگر ببیند که در کوه پنهان شد و راه بیرون آمدن نداشت، دلیل که او را به حیله در کاری اندازند و از آن کار به دشواری خلاصی یابد.

جابر مغربی می گوید: اگر ببیند کوهی بجنبد، دلیل که بزرگی از آن دیار رنجور شود. اگر ببیند کوهی می کند و بر وی آسان است، دلیل که کسی چیزی به وی دهد. اگر در خواب خود را به کوه طور ببیند، دلیل است معتقد پادشاه شود. اگر دید در کوه سوراخی بود و در آنجا رفت، دلیل که از راز پادشاه آگاه شود.
اگر ببیند که از کوه سنگ برمی گرفت و از هر جا که بود می انداخت، دلیل که نامه های پراکنده نویسد. اگر ببیند از کوه بیفتاد، دلیل است مرادش برنیابد. اگر ببیند نردبانی بسته بود از کچ و او بدان نردبان بر سرکوه رفت، دلیل است مرادش زود برآید. اگر نردبان را از گل و خشت ببیند به تاویل نیکوتر است.
اگر نردبان را از مس و برنج ببیند، دلیل نامرادی است. اگر از آهن ببیند، دلیل قوت است. اگر ببیند بر سر کوهی بلند ایستاده بود، دلیل است مقرب پادشاه شود.

ابراهیم کرمانی می گوید: اگر ببیند کوه می کند، دلیل که با مردم حیله کند. اگر ببیند در کوهی است و بیرون نتوانست آمد، دلیل که در کاری بماند و خلاصی نیابد.

اگر تعبیر خواب خود را پیدا نکردید آن را از ما بپرسید. لطفا به موارد زیر دقت فرمایید:
لطفا هر خواب را در صفحه تعبیر خواب مرتبط با آن سوال کنید.
لطفا قبل از ارسال خواب متن تعبیر خواب را به دقت بخوانید. اگر تعبیر خواب درخواستی در صفحه موجود باشد دیدگاه شما پاسخ داده نخواهد شد.
حتما خواب خود را با حروف فارسی بنویسید. کامنت های انگلیسی تایید نخواهند شد.
تعبیر خواب شما به صورت عمومی در بخش دیدگاه اضافه خواهد . لطفا از نوشتن ایمیل، اطلاعات شخصی خودداری کنید.
ارسال تعبیر خواب به ایمیل امکان پذیر نمی باشد و تعبیر ها فقط در سایت نوشته می شود.
تعبیرهای درخواستی در سریع ترین زمان ممکن نوشته خواهند شد اما ممکن است به دلیل درخواست های زیاد این زمان گاهی طولانی شود.
در صورتیکه خواب ارسالی شما بیشتر از ۷۵۰ کاراکترباشد، به ازای هر ۷۵۰ کاراکتر یک حق خواب از شما کسر خواهد شد!

133 دیدگاه

از تاریخ 21 بهمن 1396 فقط اعضای وب سایت می توانند تعبیر خواب خود را سوال کنند. اگر قبلا عضو شده اید ورود و برای ثبت نام عضویت را کلیک کنید. ورود عضویت

مسعود

مسعود : سلام و عرض ادب

.اگر امکانش هست در سایت نشان ندهید.با تشکر

پاسخ
لینک۲۹ مهر ۱۳۹۹ ساعت ۰۹:۵۰:۴۵
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. عرض ادب متقابل. شما با چالش بزرگی در زندگیتان مواجه می شوید و خیلی زود به اوج موفقیت خواهید رسید. شما به استعدادها و قدرتهای نهانی خودتان پی می برید و می دانید که می توانید انسانی موفق باشید ولی نفس اماره ی شما، شما را به بدی امر می کند. شما به دشمنی با دیگران، خصومت، پرخاشگری و آبزیرکاهی تشویق می شوید و دلتان می خواهد که با این روش به قدرت زیاد برسید، همه چیز را کنترل کنید و در بعضی موارد هم بدبینی و وسواس به خرج دهید. شما اجازه نمی دهید که علاقه ی رسیدن به قدرت، شما را فریب دهد و بر نفس اماره تان غلبه خواهید کرد و شخصیتی اصیل و قوی باقی خواهید ماند. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۲۹ مهر ۱۳۹۹ ساعت ۲۱:۴۸:۳۰
Mahy

Mahy : سلام عزیزم.خواهرم این خواب رو راجع به دوست پسرش دیده،به هم علاقه دارند ولی پسر قول ازدواج نداده به خاطر اینکه شرایط کاری و مالی مناسب نداره.همراه دوست پسرم برای کار اداری دانشگاهش به ادرسی رفتیم که در ارتفاعات و دشت بکر و وسیع بود.فقط پیرمردی سفیدپوش اونجابود،و تنها مراجعه کننده ما بودیم.کارمون رو انجام داد و ما مدتها در اون ارتفاعات ماندیم ،چای خوردیم و لذت بردیم.
مجدد دیدم با دیوارکشی مختصری برای اونجا محدوده تعیین کردند اما خیالم راحت بود که اگر بخوایم بازهم میتونیم بریم اونجا و از طبیعتش استفاده کنیم.
دوباره همونجا رو دیدم که دیوارکشی بیشتری اعمال شده بود و ورود به راحتی انجام نمیشد و فقط کسانی که واقعا لازم بود رو به داخل میپذیرفتند.اینبار جمعیت بیشتری اومده بودند و میخواستند وارد بشن.کار اداری نداشتم اما چون دیگه نمیشد راحت وارد شد و از طبیعت اونجا لذت برد ناراحت بودم.به دوست پسرم زنگ زدمو باناراحتی شرایط جدید رو گفتم.باهرترفندی بود واردشدم،بامسئولش که اینبار زن میانسال سیاه پوشی بود صحبت کردم،ازش خواهش کردم که اجازه بده ماگاهی فقط واسه لذت از طبیعت بریم اونجا.قبول کرد اما گفت به هیچکس نگو.زنگ زدم باخوشحالی برای دوست پسرم تعریف کردم و گفتم اصلا نگران نباش میتونیم بازم بریم طبیعتِ اونجا. اونم خوشحال شد. ممنونم

پاسخ
لینک۲۷ مهر ۱۳۹۹ ساعت ۱۲:۳۰:۴۴
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. شما می خواهید درک بالاتری نسبت به همدیگر داشته باشید و سعی می کنید که با هم خلوت کنید و بیرون بروید و با خردمندی و آگاهانه نسبت به هم شناخت کافی پیدا کنید. شما از ارتباط با هم لذت خواهید برد. رفته رفته ، احساس می کنید که باید روابط خودتان را محدود تر کنید و اجازه ندهید که صمیمیت شما باعث شود که روابط آزاد شما باعث شود که زیاده از حد در دسترس هم باشید و از ارزش و اعتبارتان پیش هم کاسته شود! اما بعد از مدتی که شما کاملا روی هم شناخت پیدا می کنید و دیگر اصلا چیزی نمانده که راجع به همدیگر ندانید، آنوقت دیگر نمی توانید از ارتباط با هم پرهیز کنید چون در غیر اینصورت دنیا به کامتان تیره و تار خواهد شد. پس ارتباط تان را با هم حفظ می کنید ولی اجازه نمی دهید که دیگران با آگاهی از رابطه تان، روی شما قضاوت نادرستی انجام دهند. شما علیرغم محدودیت های مالی و شرایط سخت زندگی دوست پسرتان ارتباط تان را با او قطع نخواهید کرد. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۲۷ مهر ۱۳۹۹ ساعت ۲۲:۵۲:۱۰
Arman

Arman : باعرض سلام
بنده امروز صبح خواب دیدم ک داشتم تو یه مسیری میرفتم و‌یهو شروع کردم از یه تپه یا بهتره بگم کوه ک پر از سنگهای ریز و درشت سبز و آبی و قرمز بود بالا میرفتم حتی یه قسمتهاییش زیرش خالی بود و سست بود ولی من دقیقا رسیدم رو قله و ایستادم پایین را نگاه کردم وقتی پایین را دیدم فهمیدم ک ارتفاع زیادی اومدم بالا
و بعدش از خواب بیدار شدم
ممنون بابت تعبیراتون

پاسخ
لینک۱۸ مهر ۱۳۹۹ ساعت ۱۵:۱۲:۲۹
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. شما با چالشی بزرگ در زندگی تان مواجه می شوید و علیرغم تمام سختی های راه خواهید توانست که به اوج موفقیت برسید. درک شما بالاست و به اهداف و جاه طلبی هایتان خواهید رسید. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۱۸ مهر ۱۳۹۹ ساعت ۲۱:۵۴:۰۶
 Nasim

Nasim : سلام وقت شمابخیر.من با یه ناراحتی زیاد دیشب خوابیدم. من خواب عجیبی میدیدم دیشب. یه جایی بودم پر از درخت هایی که گل های قرمز با پرچم زرد داشتن انقدرزیبا بودن شروع کردم بهشون آب دادن.اونارو دخترعمم کاشه بوده قبلا. نشونش دادم گفتم ببین چ خوشگل شدن و به همشون اب دادم. اونجا پایین کوه بود،بعد از کوه بالارفتیم با این ڪه شیب تندی داشت واحتمال داشت سر بخورم تا بالای کوه رفتم بقدری منظره سرسبز و زیبایی وجود داشت باهوای عالی که ازدیدنش حیرت کرده بودم و هی عکس میگرفتم.انگار جنگل رو کوه بود.توی خواب انگار بایه الهام قلبی باخدا ارتباط داشتم و شخصی رو دیدم بیمار که مسیحی بود و فکر میکرد اگر از دنیابره خدا دوسش نداره چون مسیحی بوده باهام درد و دل میکرد که من انگار خدا با یه الهام قلبی بامن ارتباط برقرار کرد و به اون شخص گفتم که خدا خیلی دوست داره.

پاسخ
لینک۱۶ مهر ۱۳۹۹ ساعت ۰۸:۴۹:۲۸
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. تشکر. زندگی شما تحولی مثبت خواهد داشت. عشق و آرامش زیادی به زندگی تان راه می یابد و امیدهایتان زنده و محقق خواهند شد. شما با چالش بزرگی در زندگی تان روبرو هستید ولی به اوج موفقیت خواهید رسید و چشم انداز تازه و مثبتی به زندگی پیدا خواهید کرد. ایمانتان قویتر و خیالتان راحت تر خواهد شد. اگر کسی که مسیحی است را در بیداری نمی شناسید، تحولی بزرگ در شرف وقوع است و اتفاقی مثبت رخ خواهد داد که انتظارش را ندارید. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۱۶ مهر ۱۳۹۹ ساعت ۱۶:۰۷:۵۵
Mina

Mina : سلام وقت بخیر.این خوابو همسرم جمعه بعدازظهردیده.خواب دیدم روی یه کوه بلندوسرسبزایستادم میخاستم ازقسمت سراشیبی کوه بیام پایین که یه دفعه سرخوردم وپرت شدم ته دره .دره عمیق وتاریکی بود.باخودم گفتم حالا میرم حتما یه راهی هست که من از دره برم بیرون که از دوریه امامزاده پیدا بودرفتم تارسیدم دیدم فقط یه گنبده .گنبد پربوداز اتیغه جات که گونی پر کردم که متوجه شدم مردم رفت وامد میکنن راهوکه از دره بیرون برم پیداکردم گونیوبردم گذاشتم خونه دوباره برگشتم که پرش کنم که از خواب بیدارشدم.

پاسخ
لینک۶ مهر ۱۳۹۹ ساعت ۰۲:۰۶:۴۲
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. تشکر. شما در اوج موفقیت و آرامش به سر می برید و به انجام کاری مبادرت می کنید که به ضرر شماست. در نتیجه کنترل تان را از دست می دهید و در انجام کارتان شکست می خورید. اما ناامید نخواهید شد و با توکل به خدای بزرگ و توسل به نیروی ایمانتان، و با تکیه به تجاربتان، استعدادها و توانایی هایتان را کشف می کنید و به خودتان بیشتر باور خواهید داشت. شما راه حل مشکلاتتان را پیدا می کنید، از سختی ها رها خواهید شد و بعد از آن اعتماد به نفستان قویتر خواهد شد چون می دانید که هرگز با توکل به خداوند و تکیه بر استعدادهایتان شکست نخواهید خورد. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۶ مهر ۱۳۹۹ ساعت ۱۳:۰۳:۱۷
محسن

محسن : سلام و وقت بخیر
خواب دیدم که پای کوه هستم کوه های نزدیک شهر کرج با شوهر دختر خاله ام. گفتم با هم بریم بالای کوه. گفت نریم بهتره ولی اصرارم دید قبول کرد تو وسطای راه هم خیلی کم برف دیدم کوه ها هم سر سبز بودن آخرای فصل سرما بود یا اوایل بهار.
بعد برگشتیم پایین. اخرای مسیر کمی تند اومدیم پایین. نزدیک وسطای اتوبان تهران کرج نزدیک کارخونه ایران خودرو سر در آوردیم.
بعد با همکارم تو مغازه تلویزیون فروشی بودیم که قطعه الکتریکی تلویزیون بخره که عوض کنه قیمتش ۱.۵ میلیون بود گفتم چرا نوعش نمی خری گفت ۵ میلیون تازه هم تلویزیون شم چینی مارک متفرقه هست نه کره ای. من به خودم گفتم خیلی گرون شده نباید برای کافی شاپ و قهوه ۷۰ تومنی ۲۰۰ تومن پول بدم بهتر کمی مراعات کنم.
ممنون

پاسخ
لینک۲۸ شهریور ۱۳۹۹ ساعت ۰۰:۵۷:۵۳
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. تشکر. شما با چالشی برای عوض کردن زندگی تان ، رسیدن به فرصت های بیشتر و رشد بیشتر، مواجه می شوید و دوست دارید شانستان را امتحان کنید چون فکر می کنید که امکان شکست و یا رکود اقتصادی و ضرر مالی برایتان کم است. در نهایت اما عجولانه تصمیم می گیرید و باید سعی کنید که بهره وری بیشتری داشته باشید و به شیوه ی قدیمی فکر نکنید. همکار شما می خواهد شرایط سخت زندگی اش را حل و فصل کند و باید سعی کند که اشتباهاتش را جبران و اوضاع را ترمیم کند و بهبود ببخشد. این بهتر از این است که کلا بخواهد زندگی اش را عوض کند و مسیر تازه ای در زندگی به پیش بگیرد. شما هم می خواهید که روابط خوبی با دیگران داشته باشید و از زندگی تان لذت ببرید و به کمال برسید، اما باید توجه داشته باشید که اعتبار خودتان را به خاطر ترس از ایزوله گی و تنهایی پایین نیاورید و با هر کسی که درخور و شایسته ی شما نیست تعامل نکنید. روی دوستی هایتان بیشتر فکر کنید و عجولانه تصمیم نگیرید که روابط تان را با دیگران گسترش داده و قویتر کنید. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۲۸ شهریور ۱۳۹۹ ساعت ۱۲:۳۵:۰۳
Rasta

Rasta : سلام خانوم هراتی من حواب میدیدم منو خواهر شوهرم باهم سر یک کوه خیلی بلند رفتیم و خواهر شوهرم خیلی راحت سر قله راه میرفت و من وسط قله نشسته بودم و از ارتفاع زیاد میترسیدم و به خواهر شوهرم گفتم این از کوه قبلی بلندتره که رفتیم گفت آره این خیلی بلندتره و از رو کوه انگار همه چیز زیر پاهانون معلوم میشد و خواهرشوهرم داشت یه نامه مینوشت برا برادرشوهرم که براش یه کار پیدا کنه و گفتم برا شوهر منم یه نامه بنویسه تا برادر شوهرم برا اونم یه کار پیدا کنه و باهم آروم از کوه آمدیم یکم پایین و مردم دیگه رو میدیدیم که دارن میرن بالا .

پاسخ
لینک۱۹ شهریور ۱۳۹۹ ساعت ۰۸:۲۱:۵۱
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. شما و خواهر شوهرتان با چالش بزرگی در زندگی تان مواجه می شوید و به اوج موفقیت خواهید رسید. خواهر شوهرتان از شما هم موفق تر خواهد بود و به آرزوهایش می رسد. انشالله هم آرزوهای او محقق خواهد شد و هم آرزوهای شما و به جایگاهی در زندگی تان می رسید که خیلی از مردم آرزوی رسیدن به آن جایگاه را دارند. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۱۹ شهریور ۱۳۹۹ ساعت ۲۰:۰۷:۳۳
Zahra

Zahra : استاد عزیز با عرض تشکر از زحماتتون اگر جسارت نباشه یک سؤالی داشتم . من در قسمت آخر خوابم دیدم خواهر شوهرم بدن و هیکل زشت وبدی دارد که آنرا با لباس زیبا نشان داده و خانمی هم آمد و این مطلب را گفت شما این را تعبیر فرمودید خواهر شوهرم خردمند است و گول ظاهر کسی را نمی خورد ؟ یا متن را مبهم نوشته بودم ؟

پاسخ
لینک۱۲ شهریور ۱۳۹۹ ساعت ۰۹:۳۲:۴۲
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. بنده عرض کردم که خواهر شوهرتان خردمند است نگفتم که خوش قلب است. رفتار انسان از روی ظاهر او قیاس می شود و لباس در تعبیر به رفتار انسان اشاره می کند. وقتی نوشته اید که لباسش خوب بود، یعنی بلد است چطور رفتار کند و خردمند است ولی شاید خبیث هم باشد چون این دیگر از روی لباسش معلوم نیست. او آدمها را با خودش قیاس می کند و گول ظاهر کسی را نمی خورد.

پاسخ
لینک۱۲ شهریور ۱۳۹۹ ساعت ۰۹:۵۴:۰۸
Zahra

Zahra : سلام.دو کوه عظیم برفی سمت راست و یک کوه عظیم دیگر که رویش برف بود سمت چپ ما بود ( من و پدر مادرم ).مادرم می‌گفت نرو آن سمت خطرناکه از برف درست شده و احتمال ریزش داره ولی من نزدیک میرفتم و دوست داشتم به دقت ببینمش(انگار روی کوه قلع بود و تاریخی بود)آفتاب از طرف مقابل کوه در حال غروب کردن بود و نورش به کوه میتابید و آنرا روشن میکرد ونی آمد ما رو بردکوه را ببینیم جای ما نیم لوله ای بود که ابتدایش افرادی نشسته بودند و من بسختی بالا رفتم و نشستم و در راه سفت بدنه ماشین را گرفته بودم و آویزان بودم و با پاهام خودم رانگه داشته بودم دیدم به سمت نور میرویم فهمیدم مخالف کوه حرکت میکنیم تا اینکه مارا در ساحل پیاده کرد که سنگی و شنی بود و دریا امواج آرامی داشت .بعدمن با ماشین به یک پاساژ لوکس و چندطبقه رفتم خرید ولی افرادی دزد بودن که بسختی ازشان فرار کردم و ماشینم را سوار شدم و رفتم ( پدرم می‌گفت چرا اینجا پارک کردی و من توضیح میدادم که پارکینگ های دیگر پر بودند و من مجبور شدم).رفتم چیزی بفروشم به آقای آشنای مادرم،بلوز مشکی بلند و ساده و دامن قرمز بلند ساده داشتم خیلی زیبا بودم وهمه نظرها به من جلب میشد و همه جا با خودم یک ظرف پلاستیکی که داخلش دو شیشه عطر درباز بود را می‌بردم خواهرشوهرم هم بود او هم زیبا بنظر می‌رسید یک خانمی آمد و بهش گفت فکرکردم زیبا هستید ولی او لباسش را طوری کرده بود که زیبا بنظر برسد ولی در واقعیت زیبا نبود و من سریع بلوزم را درآوردم هیکلم و بدنم بطور ذاتی و بدون نیاز به هیچ چیز بسیار زیبا بود و خواهرشوهرم خیلی حرص میخورد. سینه هام قلنبه و سفت و شق و رق بود بطوریکه نیازی به سوتین نداشتم و نپوشیده بودم یک بلوز رنگی رنگی مشکی و سبز و .. گل گلی پوشیدم .

پاسخ
لینک۱۱ شهریور ۱۳۹۹ ساعت ۱۰:۰۳:۲۶
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. شما با چالشهای بزرگی در زندگی تان مواجه می شوید و به فکر فرصت ها و دستاوردهای سودآوری هستید که می توانید به دست بیاورید و می خواهید با توجه به تجاربی که در گذشته کسب کرده اید، با این چالشها مبارزه کنید و به موفقیت برسید ولی مادرتان می داند که شما نباید با افرادی که سرد و بی احساس و بی عاطفه هستند تعامل کنید و او نمی خواهد که شما در سختی و رکود اقتصادی قرار بگیرید و اشتباهی را انجام دهید که منجر به سقوط و شکست شما در زندگی بشود. زندگی شما متحول خواد شد و فرصت های جدیدی پیش روی شما قرار خواهند گرفت. سرنوشت شما عوض شده و تقدیر مسیر زندگی تان را عوض می کند. احساسات مثبتی به زندگی تان راه پیدا می کند و شما سعی می کنید که منطقی رفتار کنید. شما ممکن است با رکود اقتصادی مواجه شوید و مجبور شوید که برای رسیدن به اهدافتان، مراقب خرج کردنتان باشید و اقتصادی تر رفتار کنید. شما اجازه نمی دهید که سرتان را کلاه بگذارند و اعتبار شما را از شما بگیرند. دوست دارید که همیشه با همه انعطاف پذیر باشید و با آنها "راه بیایید". از شما تعاریف مثبت تزیادی خواهند کرد و خیالتان راحت می شود و به آرامش می رسید. خواهر شوهر شما هم وجهه ی خوبی پیش شما و خانواده تان دارد و خردمند است و گول ظاهر کسی را نمی خورد. شما می خواهید که صداقت داشته باشید و رک و پوست کنده احساسات و نظراتتان را بیان کنید. می خواهید نشان دهید که قدرت و اقتدارتان قویست و اینکار شما موجب می شود که خواهر شوهرتان از شما ناراحت شود. شما نظم و دیسیپلین را در بعضی از کارهایتان رعایت نمی کنید و مطابق با خواسته ها و نورم جامعه رفتار نمی کنید چون می خواهید نشان دهید که کاری را می کنید که خودتان صلاح می دانید و نه کاری که دیگران سعی می کنند به شما دیکته کنند و دستور دهند که انجامش دهید. شما به خودتان مغرور هستیدو افتخار می کنید. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۱۱ شهریور ۱۳۹۹ ساعت ۱۷:۱۴:۵۷
sajede

sajede : با عرض سلام، اگر زحمت بکشید این خواب را تعبیر کنید ممنون میشوم
خواب کوهی را می دیدم در شهر زادگاهم. این کوه دیواره مانند بر فراز شهر قد کشیده بود و من و چند نفر دیگر از پایین به آن نگاه می کردیم. چند نفر در ان زندگی میکردند و مثل بالکن بر جاهای ا ز ان ایستاده بودند. در نیمه ی از ان که کسی ساکن نبود ناگهان کوه شکافت و غباری سفید رنگ توفنده بیرون زد و پراکنده شد. از میان ان مارهای عظیم الجثه سفید و بعضی صورتی بیرون زدند در فضای شهر جلو رفتند و پراکنده شدند. مارهایی که چشمهایشان واضح و مشخص نبود. بعضی از انها به سمت من کج می شدند و می نگریستند. در صحنه ی دیگر انگار در اولین روزهای شروع بکار در سازمانی بودم که قبلا میشناختم. همینطور محله ی که در ان در بچگی زندگی میکردم میدیدم.

پاسخ
لینک۴ شهریور ۱۳۹۹ ساعت ۰۲:۲۲:۰۷
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. استدعا می کنم. شما با چالش بزرگی برای رسیدن به اهدافتان مواجه هستید و به این می نگرید که چطور عده ای موانع و مشکلات زندگی شان را زیر پا گذاشته بر آن موانع غلبه کرده اند و بر جایگاه تمول و قدرت و ثروت رسیده اند. راه رسیدن شما به موفقیت هم باز خواهد شد و از جایی که شما از آن با خبر نیستید و برایتان شفاف و مشخص نیست، ثروت و عشق و محبت ، تغییرات مثبت، شفا، تحول و دانش و خرد به زندگی تان راه پیدا می کند. شما باید رفتار و سخنانتان را بیشتر و بهتر پالایش کنید و مراقب حرکات و حرف هایتان باشید. شما انشالله کار خوبی پیدا می کنید و به رفاهی که از بچگی، انتظارش را داشتید، خواهید رسید. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۴ شهریور ۱۳۹۹ ساعت ۱۵:۳۵:۳۲
ادامه

از تاریخ 21 بهمن 1396 فقط اعضای وب سایت می توانند تعبیر خواب خود را سوال کنند. اگر قبلا عضو شده اید ورود و برای ثبت نام عضویت را کلیک کنید. ورود عضویت