یوتاب گلچینی از بهترین ها

آب استخر

مرد جوانی که مربی شنا و دارنده ی چندین مدال المپیک بود، به خدا اعتقادی نداشت. او چیزهایی را که درباره ی خداوند و مذهب می شنید مسخره می کرد.
شبی مرد جوان به استخر آموزشگاهش رفت. چراغ خاموش بود ولی هوا مهتاب و بسیارعالی بود و همین برای شنا کافی بود.
مرد جوان به بالاترین تخته ی مخصوص شنا رفت و دستانش را باز کرد تا درون استخر شیرجه برود.
ناگهان سایه ی بدنش را در قسمتی از استخر و دیواره ی کنار آن مشاهده نمود.

احساس عجیبی تمام وجودش را فرا گرفت. از پله ها پایین آمد و به سمت کلید برق رفت و چراغ ها را روشن کرد.
آب استخر برای تعمیر خالی شده بود.

8 دیدگاه

فرشته : جالب بود

پاسخ
لینک۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۹ ساعت ۲۳:۱۲:۲۷

R.P.G : چه ربطی به اثبات خدا دارد؟؟؟

پاسخ
لینک۲۲ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۱۴:۴۷:۴۹
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : اشاره به نیروی بینش انسان می کند که حتی کسانی که به خدا اعتقاد ندارند گاهی چیزی به دلشان برات می شود!! و بدون هیچ دلیل خاصی می دانند که اتفاقی در شرف وقوع است و این اشاره به این موضوع دارد که صرفا با مشاهدات عینی نمی توان روی کائنات نظر داد. کائنات در کل از انرژی تشکیل شده و انرژی روحانی قابل مشاهده نیست. مثلا نیروی فکر را نمی توان با چشم ساده دید هر چند که می توان اثباتش کرد.

پاسخ
لینک۲۲ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۱۴:۵۷:۴۰

علیرضا : خخخ میپرید با کله میرفت تو زمین حال میداد

پاسخ
لینک۲۰ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۱۹:۲۸:۱۰

سیامک : عالی

پاسخ
لینک۱۶ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۰۲:۳۷:۱۵

منصوره : داستان ربطی به اثبات خدا نداشت

پاسخ
لینک۴ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۰۱:۲۷:۵۹

ارمان : اگر می شه کمی واضح تر مفهوم رو بگین چون تا جایی که دیدم و می دونم سایه هم توی اب
و هم توی خشکی یه شکل رو داره به غیر از اینکه اب در حال حرکت باشه .....

پاسخ
لینک۱۸ اسفند ۱۳۹۸ ساعت ۱۸:۱۰:۴۸
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : صحبت سر کیفیت سایه نیست بلکه اشاره به نیروی بینش انسان می کند که حتی کسانی که به خدا اعتقاد ندارند گاهی چیزی به دلشان برات می شود!! و بدون هیچ دلیل خاصی می دانند که اتفاقی در شرف وقوع است و این اشاره به این موضوع دارد که صرفا با مشاهدات عینی نمی توان روی کائنات نظر داد. کائنات در کل از انرژی تشکیل شده و انرژی روحانی قابل مشاهده نیست. مثلا نیروی فکر را نمی توان با چشم ساده دید هر چند که می توان اثباتش کرد.

پاسخ
لینک۱۸ اسفند ۱۳۹۸ ساعت ۱۸:۲۸:۴۹

امیر حسین : داستان خوبیه مردشون خدا پرست نبوده خدا این کارو باهاش کرده

پاسخ
لینک۲ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۱۴:۲۱:۰۶

محمد : عالی

پاسخ
لینک۲۱ دی ۱۳۹۸ ساعت ۱۹:۱۰:۵۱

مسعود : منظور از بیان این داستان چی هست؟

پاسخ
لینک۸ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۰۵:۵۸:۲۶
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : انسان گاهی با توجه به شهود و احساسی که نمی تواند توجیه منطقی برای آن پیدا کند، به درک بالاتر و بینشی می رسد که موجب موفقیت او و دفع خطرات می شود. این بینش و شهود و آگاهی مسئله ای است که از جسم مادی انسان فراتر است و مربوط به نقش روح او در احساس کردن و رسیدن به این بینش می شود. این داستان می گوید که زمینه ی همه ی چیزهای مادی در این دنیا وابسته به مسائل معنوی و غیر مادی یا همان بینش و شهود است که بارها همه آن را تجربه کرده اند و نمی توانند منکر این احساس شوند. بنابراین اگر دنیا تنها مادی است و جز ماده چیزی نیست، این احساسی که جلوی بروز اتفاقات بد را می گیرد از چیست؟ همه چیز قطعا نمی تواند مادی باشد. عامل درک این احساس ( یا همان حس ششم) دلیلی بر وجود روح در انسان است.

پاسخ
لینک۹ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۱۰:۳۰:۴۹