یوتاب گلچینی از بهترین ها

با وفا

پدر بغض کرده و ناراحت دست های مادر را لای انگشتانش گرفته بود و می گفت: ای کاش من جای تو بودم ...
بر خلاف پدر، مادر تبسم کرد و گفت: این حرفها چیه مرد؟ دکترها گاهی وقتها اشتباه می کنند ...
مطمئن باش من، بر خلاف تشخیص دکترها که گفتند فقط شش ماه زنده ای، تا شصت سال دیگه می مانم.
پدر با لحنی غمگین گفت: اگر برای تو اتفاقی بیفته، من یک ثانیه هم زنده نمی مانم.

پسر یازده ساله که اینها را می شنید، اگر چه برای مادرش ناراحت بود، اما از با وفا بودن پدرش شادمان بود ...
پسرک (که حالا با مادربزرگش زندگی می کرد) روبروی عکس مادر خدا بیامرزش نشست و گفت: مامانی بابا دروغگو بود.
آن سوی شهر، پدر که درست دو روز پس از چهلم تجدید فراش کرده بود، با زن جوان جدیدش خوش بود.

7 دیدگاه

پینک فلوید : بالاخره نمیشه جلوی جریان طبیعی زندگی رو گرفت...

پاسخ
لینک۲۲ اسفند ۱۳۹۹ ساعت ۱۰:۲۳:۰۳

الهام : زندگی حق همه زنده هاست
و اشتباه تا ابد به پای همسر فوت شده موند
زندگی در جریان هست و برای زنده بودن باید زندگی کرد اما نباید همسر فوت شده را فراموش کرد
اگر همسر متوفی ، همسر جدیدی نگیرید که به گناه تمایل پیدا میکند

پاسخ
لینک۱۵ دی ۱۳۹۹ ساعت ۱۷:۰۹:۵۸

مملی : نر بودن متفاوت از مرد بودنه

پاسخ
لینک۱۲ دی ۱۳۹۹ ساعت ۰۱:۴۳:۲۹

معین : قضاوت اسون ترین کاره

پاسخ
لینک۱۶ خرداد ۱۳۹۹ ساعت ۰۱:۲۲:۵۲

ی روانی : زندگیه روزانه خیلیاس ، این جور آدم هارو به جای اینکه ببریم بالا باید بالا بباریم _ وقتی حرف از شرافت میزنه فقط باید مواظب باشیم سرفش نگیره از بس سنگینه

پاسخ
لینک۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۹ ساعت ۰۹:۴۰:۵۵

الی : مرد تشنه ی جسم زنه.جسمش یه مریضی گوچیک بگیره کار زنه تمومه.مردش تو خونه این و اونه

پاسخ
لینک۳ اردیبهشت ۱۳۹۹ ساعت ۰۳:۳۴:۰۲

علیرضا : خخخخ از دست این مردا البته خودمم مردم

پاسخ
لینک۲۰ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۱۹:۳۲:۵۶