یوتاب گلچینی از بهترین ها

بوی نفرت

معلم یک مدرسه به بچه های کلاس گفت که می خواهد با آنها بازی کند؛ او به آنها گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکی بردارند و درون آن به تعداد آدمهایی که از آنها بدشان می‏آید، سیب زمینی بریزند و با خود به کودکستان بیاورند.

فردا بچه ها با کیسه های پلاستیکی به مدرسه آمدند. در کیسه‌ی بعضی ها ۲، بعضی ها ۳ و بعضی ها ۵ سیب زمینی بود.
معلم به بچه ها گفت: تا یک هفته هر کجا که می روند کیسه پلاستیکی را با خود ببرند.

روزها به همین ترتیب گذشت و کم کم بچه ها شروع کردند به شکایت از بوی سیب زمینی های گندیده. به علاوه، آن هایی که سیب زمینی بیشتری داشتند از حمل آن بار سنگین خسته شده بودند.

پس از گذشت یک هفته بازی بالاخره تمام شد و بچه ها راحت شدند.
معلم از بچه ها پرسید: از اینکه یک هفته سیب زمینی ها را با خود حمل می کردید چه احساسی داشتید؟
بچه ها از اینکه مجبور بودند، سیب زمینی های بد بو و سنگین را همه جا با خود حمل کنند شکایت داشتند.

آنگاه معلم منظور اصلی خود را از این بازی، این چنین توضیح داد: این درست شبیه وضعیتی است که شما کینه آدم هایی که دوستشان ندارید را در دل خود نگه می دارید و همه جا با خود می برید. بوی بد کینه و نفرت قلب شما را فاسد می‌کند و شما آن را همه جا همراه خود حمل می‌کنید.
حالا که شما بوی بد سیب زمینی‌ها را فقط برای یک هفته نتوانستید تحمل کنید پس چطور می خواهید بوی بد نفرت را برای تمام عمر در دل خود تحمل کنید؟

9 دیدگاه

Yldaaa : عالی بود

پاسخ
لینک۶ اردیبهشت ۱۴۰۰ ساعت ۱۰:۴۳:۲۰

بهار : لطفا نام نوسنده را بگویید

پاسخ
لینک۱۴ فروردین ۱۴۰۰ ساعت ۱۲:۲۷:۰۳
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : اطلاعی ندارم.

پاسخ
لینک۱۴ فروردین ۱۴۰۰ ساعت ۱۲:۵۰:۳۴

همزه : یک جور ابراز احساس محبت داشتنه یعنی که بیشتر محبت کن!

پاسخ
لینک۲۷ اسفند ۱۳۹۹ ساعت ۲۲:۱۲:۵۷

ميلاد : عالي بود

پاسخ
لینک۲۶ بهمن ۱۳۹۹ ساعت ۲۱:۳۴:۵۷

رحمت علیزاده : داستان خوب و آموزنده ای بود

پاسخ
لینک۱ بهمن ۱۳۹۹ ساعت ۰۹:۵۹:۳۴

برنلی : داستان خوب و اموزنده ای هست

پاسخ
لینک۵ دی ۱۳۹۹ ساعت ۱۸:۵۵:۳۲

سروش : عالی

پاسخ
لینک۲۹ خرداد ۱۳۹۹ ساعت ۲۳:۱۲:۲۴

armin : داستان عالی

پاسخ
لینک۶ اردیبهشت ۱۳۹۹ ساعت ۱۲:۲۲:۲۷

Sani : واقعا داستان آموزنده ای است وبه ما یاد می دهد که کینه توز نباشیم

پاسخ
لینک۱۰ بهمن ۱۳۹۸ ساعت ۰۱:۴۰:۳۶