کاربر گرامی، از روز جمعه (24 خرداد) بخش تعبیر خواب از ساعت 12 شب تا 19 عصر فعال خواهد بود! همچنین روزهای دوشنبه و پنج شنبه مانند روال گذشته کلا تعطیل خواهد بود.باشه

یوتاب گلچینی از بهترین ها

تعبیر خواب انفجار

لیلا برایت می گوید :
تعبیر خواب انفجار همراه کشته شدن عده ای، نجات از مشکل است.
تعبیر خواب منفجر شدن یک کارخانه، پیشرفت و پیروزی در انجام کارها است.

آنلی بیتون می گوید:
تعبیر خواب انفجار، زیان و ضرر بخاطر اعمال ناپسند دیگران است.
تعبیر خواب زخمی شدن صورت در اثر انفجار، بی دقتی است.
تعبیر خواب هوا پر از دود و تکه های پاره اشیا منفجر شده، بیزاری از اجتماع است.
تعبیر خواب گرفتار شدن در میان شعله های انفجار، سوء استفاده از اعتماد شما است.

تعبیر خواب انفجار از دید کتاب سرزمین رویاها
تعبیر خواب انفجار، دوستان شما را به خاطر اعمالتان سرزنش می كنند.
تعبیر خواب در یك انفجار زخمی شده اید، عذاب است.
تعبیر خواب بر اثر انفجار علامتی روی صورت شما افتاد، شما را به ناحق متهم خواهند كرد.
تعبیر خواب شما ناگهان به دنبال یك انفجار غرق در آتش میشوید، دوستان شما از حدشان تجاوز می كنند.
تعبیر خواب دیگران در انفجار گرفتار شده اند، یكی از بستگان در خطر است .
تعبیر خواب شما باعث انفجار شده اید، اعتماد دوستانتان به شما از بین خواهد رفت.

اگر تعبیر خواب خود را پیدا نکردید آن را از ما بپرسید. لطفا به موارد زیر دقت فرمایید:
لطفا هر خواب را در صفحه تعبیر خواب مرتبط با آن سوال کنید.
لطفا قبل از ارسال خواب متن تعبیر خواب را به دقت بخوانید. اگر تعبیر خواب درخواستی در صفحه موجود باشد دیدگاه شما پاسخ داده نخواهد شد.
حتما خواب خود را با حروف فارسی بنویسید. کامنت های انگلیسی تایید نخواهند شد.
تعبیر خواب شما به صورت عمومی در بخش دیدگاه اضافه خواهد . لطفا از نوشتن ایمیل، اطلاعات شخصی خودداری کنید.
ارسال تعبیر خواب به ایمیل امکان پذیر نمی باشد و تعبیر ها فقط در سایت نوشته می شود.
تعبیرهای درخواستی در سریع ترین زمان ممکن نوشته خواهند شد اما ممکن است به دلیل درخواست های زیاد این زمان گاهی طولانی شود.

12 دیدگاه

از تاریخ 21 بهمن 1396 فقط اعضای وب سایت می توانند تعبیر خواب خود را سوال کنند. اگر قبلا عضو شده اید ورود و برای ثبت نام عضویت را کلیک کنید. ورود عضویت

Golesorkh

Golesorkh : سلام خانم هراتي عزيز.
ببخشيد ديشب خوابم طولاني بود،به عنوان مقدمه خوابم بگم كه پسري كه ازش خوشم مياد، دوستِ صميميِ مديرعامل شركت قبليمونه، كه باهردو قطع رابطه كردم،
خواب ديدم تو يه دشت سرسبز نزديك يه اقيانوس، داشتم يه سري اعمال عجيب انجام ميدادم روي خاك ، با خمير گِل يه چيزايي درست ميكردم ولي بلد نبودم خوب، يهو دوتا كپسول گاز رو كه واسه اونكارآورده بودم ،ديدم يكيش داره آتيش ميگيره و فرار كردن همه، وقتي پناه گرفتم به شكل مهيبي منفجر شد و تيكه هاي سوزني شكلي شبيه شيشه تو بدن خيلي از آدماي اون اطراف رفت،بعدش كه اوضاع آروم شدبا همون مدير عامل شركت قبليم داشتيم راه ميرفتيم تو همون قسمت كنار اقيانوس كه چند تا كلبه داشت(انگار من فقط داشتم صحنه رو ميديم ونظاره گربودم نه اينكه بااون پياده روي كنم)، جلوي در يكي از كلبه ها همون دوست پسر قبليم نشته بود دست به سينه جلوي در و به افق خيره بود،منو انگار نديد چون انگار فقط روحم اونجابود داشت صحنه رو ميديد، ولي به مدير عامل قبليم (كه دوستشه تو واقعيت)با بيتفاوتي نيم نگاهي كردوگفت من كه صدات نزده بودم كي بت گفت بياي اينجا؟بعدشم بهش گفت برو! وماهم رفتيم،و باز به افق خيره شد، بعدش تو يه جاي ديگه خوابم ديدم يه خانمي كه تبليغات ميكرد انواع مختلف شامپو رو واسه تبليغ بهم داد بعدش باهم نشستيم چايي خورديم به من تو يه فنجون قشنگ طرحدارچايي داد ولي آخرش موقع خدافظي فنجون ونعلبكي از دستم افتاد و شكست ومن خيلي ازش خجالت كشيدم و رفتم. ميشه لطفا و البته اگه امكانش هست، بگين كه اين خواب راجع ب دوست پسر قبليم چي ميگه. چون من بودم كه باهاش بهم زدم.، مرسيييي

پاسخ
لینک۳۰ بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۱۰:۳۴:۱۶
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : دوست عزیز تا الان 3 بار این خواب را ارسال کرده اید. در نوبت هستید لطفا صبور باشید.

پاسخ
لینک۳۰ بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۱۰:۳۷:۲۶
Golesorkh

Golesorkh : سلام خانم هراتي عزيز.
ببخشيد ديشب خوابم طولاني بود،به عنوان مقدمه خوابم چون مهمه بگم كه پسري كه ازش خوشم مياد ولي الان باهم قطع رابطه ايم، دوستِ صميميِ مديرعامل شركت قبليمونه، خواب ديدم تو يه دشت سرسبز نزديك يه اقيانوس، داشتم يه سري اعمال عجيب انجام ميدادم روي خاك ، با خمير گِل يه چيزايي درست ميكردم ولي بلد نبودم خوب، يهو دوتا كپسول گاز رو كه واسه اونكارآورده بودم ،ديدم يكيش داره آتيش ميگيره و فرار كردن همه، وقتي پناه گرفتم به شكل مهيبي منفجر شد و تيكه هاي سوزني شكلي شبيه شيشه تو بدن خيلي از آدماي اون اطراف رفت،بعدش كه اوضاع آروم شدبا مدير عامل شركت قبليم داشتيم راه ميرفتيم تو همون قسمت كنار اقيانوس كه چند تا كلبه داشت(انگار من فقط داشتم صحنه رو ميديم نه اينكه بااون پياده روي كنم)، جلوي در يكي از كلبه ها همون دوست پسر قبليم نشته بود دست به سينه جلوي در و به افق خيره بود منو انگار نديد يا يجورايي انگار موضوع اصلن من نبودم يانامرئي بودم و فقط نظاره گر بودم، ولي به مدير عامل قبليم (كه دوستشه تو واقعيت)با بيتفاوتي نيم نگاهي كردوگفت من كه صدات نزده بودم كي گفت بياي اينجا؟بعدشم بهش گفت برو! وماهم رفتيم،و باز به افق خيره شد، بعدش تو يه جاي ديگه خوابم ديدم يه خانمي كه تبليغات ميكرد انواع مختلف شامپو رو واسه تبليغ بهم داد بعدش باهم نشستيم چايي خورديم به من تو يه فنجون قشنگ چايي داد ولي آخرش موقع خدافظي فنجون از دستم افتاد و شكست و خيلي ازش خجالت كشيدم و رفتم. ميشه لطفااگه امكانش هست بگين كه اين خواب راجع ب دوست پسر قبليم چي ميگه،چون من بودم كه باهاش بهم زدم.، مرسيييي

پاسخ
لینک۳۰ بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۰۹:۵۹:۳۱
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام عزیزم. شما از نظر احساسی قوی هستید و نگاه مثبتی به زندگی داشته اید. ولی شرایط و نگرانیهای شما باعث شده شما تحت فشار و استرس زیادی قرار بگیرید و خشمی که درون شما به وجود آمده به صورتی خشن و بد بروز داده می شود و نمی توانید احساساتتان را کنترل کنید. او شما را عصبانی کرده و با او بهم زده اید و اعصابش خورد است. دوستتان نمی خواهد حتی با رئیس قبلیتان صحبت کند و مات و مبهوت مانده که چرا اینطور شد. شما تصمیم می گیرید که مثبت اندیش باشید و فکرتان را از نگرانی ها پاک کنید ولی شما احساس گناه می کنید و خودتان را به اندازه کافی خوب نمی دانید. فکر می کنید کاری نمی توانید بکنید قدرتی ندارید و عزت نفستان پایین آمده است. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۳۰ بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۱۵:۰۷:۳۲
Maryam

Maryam : سلام مجدد خانم هراتی
ببخشید در خوابی که دیدم در همان حال دیدم که از انفجار بیرون تو باغچه خونمون یه آتیش خیلی کوچک روشن است و یک زن چادرسیاهم که البته پشتش به ساختمان و ما بود روبروی این آتش نشسته و من به خودم گفتم ولش کن انشالا این اتش خودش خاموش میشه چون کوچک است ولی خب نگران هم بودم نکنه خاموش نشه.انگار از اون زن هم میترسیدم.
شرمنده این تکه خوابم یادم رفته بود بنویسم.ممنون که زحمت میکشید.

پاسخ
لینک۳۱ شهریور ۱۳۹۷ ساعت ۰۹:۱۴:۳۶
Maryam

Maryam : سلام و صبحتان بخیر خانم هراتی
من دیروز صبح خواب دیدم که مادر بزرگم که بیمار سخت هست در خانه قدیمیمان بود و درون یک جعبه فلزی بود و من و دو خواهر و برادرم هم بودیم یکهواز داخل هال خونه دیدم که انگار بمب زده اندبیرون ساختمان را و من به خواهر برادرم گفتم که روی زمین بخوابند و خودم هم همینکار را کردم و در حالیکه میدیم که در هال بسته بود بیرون گرد و خاک در هوا بود و پیش خودم میگفتم که احتمالا ما شیمیایی میشویم.و دیدم که مادربزرگم اصلا درون صندوق فلزی تکان نمیخورد و خیلی تو خواب ناراحت بودم که مرده .
از بس که شدت انفجار در خوابم بسیار زیاد بود با تپش شدید قلب از خواب پریدم.

پاسخ
لینک۳۱ شهریور ۱۳۹۷ ساعت ۰۸:۱۵:۵۷
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. تشکر. مادر بزرگ شما بسیار سفت و سخت گیر کرده و شرایط او جوری است که تحولی به صورت مرگ برای زندگی او نوعی نجات محسوب می شود. اتفاقات بد و استرس و تنش قسمتی از جامعه را خواهدگرفت و این سختی و ترس مادربزرگتان را بیشتر می کند. خشم و نابسامانی در جامعه وجود دارد و شما سعی می کنید از برخورد مستقیم با این تنش ها برحذر باشید. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۳۱ شهریور ۱۳۹۷ ساعت ۱۰:۳۴:۴۵
سحر

سحر : سلام خانم هراتی عزیز
من پریشب خواب دیدم که همسرم دوتا کلید آبی رنگ (شبیه کلید خونمون) دستشه و بهم میگه که داخل این دوتا کلید بمب گذاشتم و باید منفجرش کنم من گفتم به مردم آسیب میرسه گفت یه جایی میریم که هیچ کس نباشه و خونه ای نباشه رفتیم یه بیابون انداخت بعد متوجه شدیم که اون زمین ها در اختیار سپاهه و همه جا دوربین داره من بهش گفتم خوب میگیرنت گفت من کاری نکردم که یهو دیدیم تو همون زمینا پرشد از خونه و جمعیت آدم و دوتا کلید هم شروع کردن به منفجر شدن البته منفجر نشدن و شبیه فشفشه های خیییییییلی بزرگ شروع به نورافشانی و جرقه پرانی شد که نورش تا آسمون میرسید ولی به کسی آسیب نرسید پلیس اومد و همسرم رو دستگیر کرد البته گفتن ما میدونیم که کاری نکردی فقط میخوایم یه سری توضیحات بهمون بدی و بعد هم از خواب بیدار شدم

پاسخ
لینک۴ دی ۱۳۹۷ ساعت ۰۹:۵۷:۰۸
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. همسر شما راه حل مشکلات را با بیان حقیقت و از خودگذشتگی و با آرامش و خرد و به کارگیری عقل، ابراز خواهد کرد و این بیان او، که برای صلح و امنیت و آرامش مردم مطرح می شود می تواند مثل بمب بترکاند اما نه در جهت منفی بلکه در جهتی مثبت که آوازه اش و شور و شوق حاصله از آن را همه ببینند. انشالله شوهرتان در امنیت خاطر به سر خواهد برد و برای دفع شر و سختی ها هم صدقه بدهید. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۴ دی ۱۳۹۷ ساعت ۱۵:۴۹:۲۸
Fati

Fati : سلام.مادرم خواب دیده محله قدیمی خودشون هستن یه نوزاد هم که فک میکرد تازه زایمان کرده و برا خودش بود تو بغلش بود تو کوچه بودن که صدای یه انفجاری میاد میگن از خونه دایی مادرم هس و پای دایی اش زخمی شده و اتفاق خاصی برای بقیه نیافتاده.یهو میبینه خونه دایی اش مهمون میرن و شلوغ شده و میگن استکان کافی برا مهمونای خانوم نیس مادرم میگه از استکانای من استفاده کنید.بعد چن انفجار دیگه هم اتفاق میافته.مادرم میره خونه خواهرش که تو همون محل هس و برا بچه ی تازه بدنیا اومده یه تشک دوخته بوده میده به خاله ام که پارچه رویی بندازه روش و جاشونو با بچه میندازه که بچه بغل یکی از اشناها بوده مادرم میگه بچه رو بده به خودم.ممنون میشم تعبیر کنید

پاسخ
لینک۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۷ ساعت ۱۳:۴۳:۲۹
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. مادرتان بر اصول و عقاید قدیمی خود معتقد و پای بند است و اینکه به ثروت یا گشایش کار خواهد رسید ولی در عین حال برای دایی مادرتان اتفاقات ناخوشایندی در راه است که خبر آن پخش خواهد شد. برای دفع شر برای او صدقه بدهید. مادرتان به خواسته های خود رسیده و از آنان محافظت خواهد کرد. کمبود استکان چای کمبود دوستانی است که جنبه کمک و یاری رسانی داشته باشند و مادر شما آماده کمک به دایی شان هستند.

پاسخ
لینک۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۷ ساعت ۱۳:۵۱:۲۸
پرهام

پرهام : سلام.با آرزوی بهبودی برای سرکارخانم.
خواب دیدم یه کامیون داشت توخیابون میرفت وچندین سرنشین داشت بعداین کامیون از مسیر خودش کمی منحرف شدویه تکونی خورد وبه همان شکل ایستاد .راننده هم که انگار پیش بینی کرد قراره چه اتفاقی بیفته سریع به همراه بقیه سرنشینان پیاده شدند منم که چنین صحنه ای رو دیدم گفتم بذار فرارکنم برم عقب.بعد دیدم کامیون منفجر شدوشراره های آتش ودود سیاه ازش بلند شد.راننده هم که پیش بینی کرده بود ازمحل حادثه دور نشده بود وشروع کرد با کپسول آتش رو خاموش کردن .منم به خودم گفتم سودی براش نداره این خاموش کردن آتش !صرفا آتش مهار میشه اما دیگه کامیون به درد نمیخوره.یه تیکه آهن سوخته.

پاسخ
لینک۷ تیر ۱۳۹۷ ساعت ۱۷:۴۴:۲۹
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. تشکر. سخت کوشی و مسئولیت زیاد به عهده گرفتن، باعث می شود که فشارهای اجتماعی زیاد شده و مردم زیر بار مسئولیت کمر خم کنند. و یک خطا در شرایط بحرانی و تنش زا، کافیست که کل مسئولیت ها عوض اجرایی شدن، به فنا و نابودی سوق داده شود. در نهایت نجات این جامعه سوخته و افسرده و شکسته چه فایده ای دارد؟ پس این خواب هشداری است که زیاد مسئولیت های سنگین به عهده نگیرید و آرامش و اعتدال را در زندگی حفظ کنید.

پاسخ
لینک۷ تیر ۱۳۹۷ ساعت ۱۸:۴۱:۵۴
Azadi

Azadi : سلام وقت بخیر خواب دیدم ی چیزی شبیه بمب بود تو دستم باید ی قسمتشو گاز میزدم ولی نزدم و پرتش کردم یهو منفجر شد چن نفر بهم گفتن هی اتیش سوزی راه میندازی منم سریع ی تشت پر از اب کردم و اتیش رو خاموش کردم.چنتا خواب دگه هم دیدم یادم نمیاد فقط میدونم بهم میگفتن حضرت فاطمه زهرا .ممنون از تعبیرتون ❤

پاسخ
لینک۲۲ اسفند ۱۳۹۷ ساعت ۱۱:۴۳:۳۷
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. تشکر. شما تحت فشار و استرس زیادی قرار دارید که ممکن است به خودتان صدمه بزنید ولی تصمیم می گیرید که نگرانی ها و این تنش های عصبی را دور بریزید و از شر سختی ها نجات پیدا خواهید کرد. حضرت فاطمه س در وجود شما رخنه کرده و بر عقل و اعصابتان به دعای ایشان مسلط هستید. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۲۲ اسفند ۱۳۹۷ ساعت ۱۷:۲۹:۰۹
Roya

Roya : سلام وقتتون بخیر خانم هراتی گرامی
داداشم خواب دیده نزدیکای چهارشنبه سوری بود یک بمب آتشزا که منفجر شده که خیلی ابعاد بزرگی داشته و سی نفر کشته شدند داداشم هم یکی از اونا بوده و مغز و بدن خودشو رو دیده که متلاشی شده بود کسی هم نزدیکش بوده که کشته شده بوده میشناخته،ولی بیدار شده یادش نمیاد کی بود.
میگه خواب خیلی بدی بود واقعا مرگ رو حس کردم!

پاسخ
لینک۱ اسفند ۱۳۹۷ ساعت ۱۱:۵۳:۳۵
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. تشکر. برادرتان به خاطر یک سری مسائل تحت فشار و استرس فکری بسیار زیادی قرار می گیرد و بسیار عصبانی می شود. او ممکن است کار غیر عاقلانه ای انجام دهد و نتواند اعصابش را کنترل کند. لطفا هم برای دفع شر صدقه بدهید و یک مرغ قربانی کنید گوشتش را به فقیر ببخشید. هم اینکه با ایشان صحبت کنید که مراقب باشند که از کوره در نروند وگرنه ممکن است خطری ایشان را تهدید کند که زندگی اش به کل عوض شود!! این خواب هشداری به ایشان است که سعی کند خونسرد باشد. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۱ اسفند ۱۳۹۷ ساعت ۱۶:۴۸:۱۰
نازی

نازی : سلام .
خواب دیدم یه پسر بچه بود که هرچی خانوادشو پیدا میکردمو بچه رو تحویل میدادم بازم بچه پیش من بود خیلی کلافه شده بودم همه میگفتن خودت بزرگش کن دیگه. بچه رو بردم بیمارستان انگار دنبال مادرش میگشتم دیدم یه عده آدم تو حالت صف دارن سینه خیز حرکت میکنن بچه رو اوردم گذاشتم تو جعبه عقب ماشین دیدم مامانمو خواهرمم تو جعبه نشستن تا در جعبه رو بستم انگار بمبی چیزی توش منفجر شد با هراس به سمتشون نگاه میکردم گفتم حتما مردن دیدم هر سه تاشون سو چشاشون رفته مثل ادمهای نابینا که رنگ چشمها عوض میشه چیزی شبیه طوسی چند لحظه بعد هرسه چشماشون بازم به حالت عادی برگشت .
علاوه بر اینها خانم هراتی میدونم ربطی نداره به این خواب ولی ۴ شبه درکنار خوابهام خواب میبینم با یه عده کردی میرقصم واقعا موندم چی میشه ممنون از زحماتتون

پاسخ
لینک۲۴ فروردین ۱۳۹۸ ساعت ۱۱:۳۷:۳۶
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. شما به جبنه هایی از خودتان و ویژگی هایی که از بچگی با شما مانده فکر می کنید و نمی خواهید مثل قبل وابسته باشید و نیاز شدید به حمایت داشته باشید و احساس بی پناهی کنید هر چند که هنوز هم این احساسات را در وجود خودتان شدیدا می بینید. جعبه هم انگیزه های مخرب و محدودیت های شماست. شما دلتان می خواهد که تمام گذشته ی محدود خودتان را فراموش کنید و شخصیت هایی جدید برای خودتان و خانواده تان بسازید ولی نمی شود! اینکه روی حقایق چشم تان را ببندید چیزی را عوض نمی کند. شما عصبانی هستید. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۲۴ فروردین ۱۳۹۸ ساعت ۱۸:۱۵:۵۵
ادامه

از تاریخ 21 بهمن 1396 فقط اعضای وب سایت می توانند تعبیر خواب خود را سوال کنند. اگر قبلا عضو شده اید ورود و برای ثبت نام عضویت را کلیک کنید. ورود عضویت