کاربر گرامی، بخش دیدگاه تعبیر خواب روزهای دوشنبه، پنج شنبه و جمعه کلا بسته است. سایر روزها از ساعت 12 شب تا 17 عصر فعال است.باشه

یوتاب گلچینی از بهترین ها

تعبیر خواب چمدان

داشتن چمدان خالی، نشانه بی تجربه گی در زندگی و داشتن آرزوها و نقشه های زیاد برای آینده است. چمدان پر، حاکی از داشتن تجربه بسیار از گذشته و داشتن چمدان های مختلف کوچک و بزرگ خالی، نشانه رسیدن پیشنهادهای مختلف در امور کار و زندگی برای آینده است. اگر ببینیم که چمدانی داریم که در آن بسته نمی شود، آدم حریص و طماعی هستیم.

اگر تعبیر خواب خود را پیدا نکردید آن را از ما بپرسید. لطفا به موارد زیر دقت فرمایید:
لطفا هر خواب را در صفحه تعبیر خواب مرتبط با آن سوال کنید.
حتما خواب خود را با حروف فارسی بنویسید. کامنت های انگلیسی تایید نخواهند شد.
تعبیر خواب شما به صورت عمومی در بخش دیدگاه اضافه خواهد . لطفا از نوشتن ایمیل، اطلاعات شخصی خودداری کنید.
ارسال تعبیر خواب به ایمیل امکان پذیر نمی باشد و تعبیر ها فقط در سایت نوشته می شود.
تعبیرهای درخواستی در سریع ترین زمان ممکن نوشته خواهند شد اما ممکن است به دلیل درخواست های زیاد این زمان گاهی طولانی شود.
در صورتیکه خواب ارسالی شما بیشتر از ۷۵۰ کاراکترباشد، به ازای هر ۷۵۰ کاراکتر یک حق خواب از شما کسر خواهد شد!

108 دیدگاه

فقط اعضای وب سایت می توانند تعبیر خواب خود را سوال کنند. اگر قبلا عضو شده اید ورود و برای ثبت نام عضویت را کلیک کنید. ورود عضویت برای دریافت تعبیر خواب از طریق تلگرام به آی دی @yotaabcom پیام دهید.

Canan

Canan : سلام (۱۹شوال۶صبح) خواب دیدم درحال جابجاکردن چمدانهایم هستم تاازسفری که درآن بودم، بشهرخودم برگردم.ناگهان دیدم یکی از چمدانهایم که اتفاقا پراز وسایل مهم‌ من هم بود را ازکنار اتوبوس دزدیده اند. مضطرب و نگران دنبال چاره بودم ودرفکر اینکه چجوری ازین شهرغریب بشهرخودم برگردم!؟ ودنبال کسی یا اتوبوسی بودم که کمکم کند تابرگردم.که یک ساختمان زیبای سفیدی را دیدم که آشنابود و فهمیدم که گویا قبلا هم اینجا بوده ام !!! وبرایم عجیب بودکه فکرمیکردم آنجاغریب هستم. ونگرانی دزدیده شدن چمدان وفکر آواره شدن دریک شهرغریب بادیدن آن عمارت سفید و زیبای آشنا، کمی ازبین رفته بود. البته تا آخرهم متوجه نشدم که توانستم به وطنم برگردم یانه . ممنونم ازتعبیرتون.

پاسخ
لینک۱۴ خرداد ۱۴۰۰ ساعت ۱۱:۲۵:۴۴
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. شما می خواهید به باورها و اعتقادات قبلی تان یا شرایط قبلی زندگی تان برگردید. اما خواست ها، نگرانی ها و مسئولیت هایی دارید که روی دوشتان سنگینی می کنند و نمی توانید خیلی راحت بدون توجه به این مسئولیت ها، زندگی تان را عوض کنید. چیزهایی در گذشته ی شما وجود دارد که نمی توانید آنها را نادیده بگیرید.
شما احساس می کنید که دیگر آن آدم سابق نیستید و هویت شما عوض شده. شما احساس گم شدن و غریبه بودن نسبت به گذشته پیدا کرده اید و برایتان راحت نیست که بتوانید مانند سابق زندگی کنید. شما می خواهید خودتان را به تقدیر بسپارید و از خودتان اصالت و ابتکار به خرج نمی دهید. شما توانسته اید در شرایط فعلی زندگی تان هم جایگاه قرص و محکمی داشته باشید. شما اهداف بلندی برای خودتان دارید، رشد کرده اید قویتر شده اید و سیستم باوری خوبی دارید. شما قوی هستید و ذهنتان خوب کار می کند. احساس می کنید که در زندگی امروزتان هم ثبات وجود دارد پس شاید فکر می کنید که آبا واقعا لازم است که سیستم باوری و طرز فکرهای امروزتان را عوض کنید و مانند گذشته زندگی کنید یا خیر. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۱۴ خرداد ۱۴۰۰ ساعت ۱۸:۲۴:۴۰
Fr

Fr : تازگی با دوستم مسافرت بودیم
خاب دیدم با همون ادم از مسافرتی لوکس بر میگشتیم قسمت بار کشتی جالب نبود ولی قسمت مسافر لوکس بود دوتا چمدون بزرگ و خیلی پُر داشتم یکی قرمز یکی مشکی وقتی پیاده شدیم از کشتی در اسکله خیلی شلوغ پایین شهر و کثیف پیاده شدیم متوجه شدم چمدانم گم شده بعد کلی گشتن فهمیدم چمدانم توی کشتی دزدیده شده توی چمدون دزدیده شده چیزای گرون تازه خریده بودم و چیزهای قدیمی که از قبل داشتم بود و پول طلا یا مدارک نبود برای دلگرمی دادن به خودم میگفتم مشکلی نداره بدون اونها هم میتونم بگذرونم و بعد این جریان تو همون اسکله پدر دوستم که ادم سر پایی نیست رو دیدم که کاملا سرپا شده بود و اومده بود دنبال دوستم اومدم پیششون دیدم که هم دوستم و هم پدرش به من اعتراض دارن که تو مارو بدبخت کردی.تعبیرش چیه؟

پاسخ
لینک۱۵ مرداد ۱۴۰۰ ساعت ۱۳:۲۵:۵۷
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. تعبیر خوابتان این است که شما سعی کرده اید که با رفتن به مسافرت، احساسات مثبتی را تجربه کنید و ذهنتان را به آرامش برسانید. شما تجارب متفاوت و در عین حال متناقضی را از این سفر کسب کرده اید. از جهتی، شما هیچان زده و پر شور و شوق ( یا عصبانی) هستید و از جهتی، شما احساس بدبینی و سوء ظن پیدا کرده اید و کینه به دل گرفته اید. ذهن شما بعد از این سفر، خسته شده و اخر مسافرت شما، به خیر و خوبی تمام نشده است. شما احساس می کنید که مسئولیت ها و یا بارهایی روی دوشتان سنگینی می کند و مسائلی که پیش آمده باعث شده که تمام ارزش بخش های خوبی که در سفر، تجربه کرده اید، از بین برود و حالا شما احساس می کنید که نمی دانید کجا هستید و در ارتباط با دوستتان، حس گم شدن و عدم درک متقابل دارید. شما احساس می کنید که هویت تان و آنچه که از دوستتان انتظار داشته اید، را گم کرده اید و رابطه ی شما و دوستتان در یک شرایط بی نظم و مهیج و نا آرام قرار گرفته است. می خواهید افکارتان را جمع و جور کنید ولی دوست شما به شما اعتراض می کند که شما حقوق او را نادیده گرفته اید یا از بعضی وظائفتان چشم پوشی کرده اید. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۱۵ مرداد ۱۴۰۰ ساعت ۱۵:۰۱:۵۴
فاطمه۱۱

فاطمه۱۱ : سلام خواب دیدم رفتم خونه همسر سابقم زنگشون زدم مادرشوهرم در ساختمون رو زد گفتم چمدونای حمید آوردم خالیه اینارو جا گذاشته گفت خوشحال نشدم اومدی(منظورش این بود که چمدونا رو اوردی) گفت بیا داخل خونه گفتم میذارم داخل ساختمون بیاین ببرین مانتو و مقنعه مشکی تنم بود یه کم موهای جلوم معلوم بود قهوای تیره یا مشکی بود خواستم برگردم حمید اومد گفتم گوربابای خودتو اون دختری که تا دکترا قبول شدی منو ول کردی،گفت اون کاری نکرد تو به درست ادامه بده گفتم برام مهم نیستین فک کردی میذارم آیندم رو خراب کنین؟من مدرک دکترام گرفتم(تو واقعیت دکترا نگرفتم ولی تو خواب گرفته بودم میگفتم من گرفتم و شماها هنوز موندین) و به محل کارمم تحویل دادم اومدم برم دیدم همسر سابقم مثه چی داشت گریه میکرد ناراحت بود
۳ سال از طلاقم میگذره و واقعا بهش فکر نمیکنم دلیل این خوابو نمیدونم

پاسخ
لینک۲۶ شهریور ۱۴۰۰ ساعت ۰۹:۲۹:۵۹
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. شما در مقابل همسر سابقتان، هیچ احساس مسئولیتی ندارید، به او فکر نمی کنید، دلسوز او نیستید و نمی خواهید هیچ اثری از او در زندگی تان باشد. همسر سابقتان از اینکه شما درک تان نسبت به بعضی مسائل آنقدر بالا رفت که به این نتیجه رسیدید که باید از او جدا شوید و هیچ علاقه ای به او نداشته باشید، ناراحت است. شما مرموزانه و یا محافظه کارانه رفتار می کنید و نسبت به گذشته، آگاهی و سطح درکتان بالاتر رفته و تمایلی به فکر کردن به او ندارید ولی او متاسف است که شما را از دست داده است. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۲۶ شهریور ۱۴۰۰ ساعت ۱۹:۱۷:۲۳
مهدیه

مهدیه : سلام روز بخیر من در استانه مجدد تمدید کردم

پاسخ
لینک۲۱ مهر ۱۴۰۰ ساعت ۱۴:۵۲:۲۳
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. همسر شما مطمئن نیست که شما واقعا بخواهید از او جدا شوید و فکر می کند که شاید شما هم به همین مسئله فکر کنید و بخواهید با او آشتی کنید. شما در نهایت تصمیم می گیرید که علیرغم تمام مشکلاتی که با او دارید، با هم آشتی کنی هر چند که نمی دانید عاقبت کار چه خواهد شد. خرد و عقلانیت شما با اینکه شما با همسرتان آشتی کنید، مخالف است و ته دلتان راضی به اینکار نیستید. شما می خواهید در مسیر زندگی تان پیشرفت کنید و با موانع و مشکلات زندگی تان مقابله کنید. شما می دانید که او قهرهای شما را جدی نمی گیرد ولی قلب شما از او با این مدل رفتاری که او دارد، فاصله گرفته است. خواب شما معادل 858 کاراکتر و 2 حق خواب بود. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۲۱ مهر ۱۴۰۰ ساعت ۱۵:۱۹:۵۱
مریم

مریم : سلام خواهرم خواب دیدن که من با یه چمدان کهنه و قدیمی توی دستم قصد رفتن دارم و مقدار زیادی پول نو ازش گرفتم که برم شلوار بخرم

پاسخ
لینک۲۲ تیر ۱۴۰۰ ساعت ۱۲:۳۸:۰۰
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. طبق قوانین سایت که شما آن را هنگام ثبت نام در سایت اخیرا مشاهده فرمودید، و به علت کثرت و ازدیاد کاربران عزیز و حجم بسیار بالای تعابیری که فرستاده می شود، هر کاربر فقط مجاز به ثبت یک خواب در 24 ساعت است. در صفحه پرداخت قسمتی که که تیک می زنید قوانین رو قبول دارم بالای اون قسمت قوانین نوشته شده. و یک خواب شما امروز تعبیر شد. لطفا مجددا خواب خود را فردا ارسال کنید..

پاسخ
لینک۲۲ تیر ۱۴۰۰ ساعت ۱۲:۴۰:۱۳
Roya

Roya : سلام، خواب دیدم نامزدم

پاسخ
لینک۱۸ خرداد ۱۴۰۰ ساعت ۱۱:۰۲:۴۰
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. همسر شما نسبت به شما احساس شور و شوق می کند و در مقابلتان احساس مسئولیت دارد. او نسبت به کسی بدبین است و یا به او احساسی منفی دارد و شاید این احساس منفی بخاطر تجارب و شناختی است که نامزدتان نسبت به کسی پیدا کرده و این تجارب برای او گران تمام شده است. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۱۹ خرداد ۱۴۰۰ ساعت ۰۰:۱۲:۵۶
فرشته

فرشته : با سلام و احترام خواب دیدم چمدانی تپل قهوه ای رنگ باز در دستمه و در مکانی هستم که پلیس انتظامی درونجا حضور داره. چمدانم بازه و من با خوشحالی و بیخیالی خاصی نشستم کنار چمدون.مردی معمولی که نمیشناسم تسبیح بزرگی قهوه ای میندازه داخل چمدان. همون موقع پلیس بمن گفت که گفتم جمع کن و برو چرا نشستی اما میگم اون تسبیح قهوه ای مال من نیست و این اقا انداخته داخل لوازمم، ظاهرا تسبیح اون اقا به تریاک اغشته بوده و پلیس چون خودش دیده بود، قبول کرد و گفت سریع برو..محتویات چمدونو نشون پلیس میدادم لوازم تزیینی و گردنبند از صدف و چیزای مخصوص خودم شاید شبیه چند تسبیح هم بود،و مدام میگفتم اینا مال منه نه اون تسبیح. در نهایت چمدونو بستم که برم، دو نفر شیاد با لباس پلیس دروغی که پوشیده بودن اومدن و یه قمه و یه چاقو ریز باریک دستش بود اما با چاقو ریز رگ مچ دست چپ منو زد اصلا نمیشناختمش. با دست راست ، مچ دست چپو نگه داشتم حس کردم عمق داشته ضربه چاقو اما خون نیومدو ساعد دست چپمو دیدم که اندازه پنج سانت برش خورده و بریدگیش مثل نوار سفید دیده میشد و خون نداشت.که مجددا اون پلیس هایی که واقعی بودن سریع وارد عمل میشن و دستگیرشون میکنن. ممنونم

پاسخ
لینک۲۳ بهمن ۱۴۰۰ ساعت ۰۶:۰۹:۱۵
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. احترام متقابل. شما شخصیتی محافظه کار، مسئولیت پذیر و خانواده دوست دارید که صداقت تان برای همه مشهود است و پاک و آرام و درونگرا هستید. ولی کسی شروع به تعریف و تمجید ریاکارانه ای از شما می کند و سعی دارد که به شما بگوید که وابستگی احساسی نسبت به شما پیدا کرده ولی شما مراقب هستید که گول این شخص را نخورید و سفره ی دلتان را برای هر کسی باز نکنید. اشخاصی که می خواهند شما را گول بزنند و با عاشق نشان دادن خودشان، اختیار عمل را از شما در کارهایتان سلب کنند، قادر نخواهند بود که به شما از نظر احساسی آسیب بزنند. شما بینشی قوی دارید و وجدان پاک تان مانع از این می شود که بخواهید سر کسی را کلاه بگذارید و خداوند هم به همین دلیل حامی شماست و اجازه نمی دهد که کسی با احساسات شما بازی کند و شما را فریب دهد. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۲۳ بهمن ۱۴۰۰ ساعت ۲۰:۲۱:۵۷
Sayyeh

Sayyeh : سلام و عرض ادب مجدد. یکشنبه قبل اذان صبح، ی خواب طولانی دیدم: انگار من زن دوم ی مرد هیکلی بودم ک ریش و ظاهر معقولی داشت. مرده ناراحت بود از ی موضوعی ک یادم نیست چی بود( اینا رو گفتم شاید توی تعبیر تاثیر داشته باشه) بقیه خواب تنها داشتم از کوچه های پهن و خلوت، پیاده میگذشتم. ی خانم قدبلند و درشت هیکل رو دیدم که از کوچه روبرویی بیرون میومد. توی خیابون، ی سمتش خونه ها قدیمی و درب و داغون و خالی از سکنه بودن. یهو توی خیابون که شیب رو به پایین داشت،سرعتم زیاد شد(ندیدم ک سوار ماشین هستم).توی میدون نزدیک بود با ی عابر تصادف کنم ک ترمز گرفتم و پیچیدم سمت راست و راهمو ادامه دادم ولی نه با سرعت قبلی.از روی پل هم گذشتم، از چند تا پله اومدم پایین، ی جایی حالت سالن فرودگاه بودم.انگار قرار بود پرواز داشته باشم و چمدون من توی قسمت بار، باز شده بود و لباسام بیرون ریخته بودن.یکی از شلوار خونگیام روی پله ها افتاده بود.توی ذهنم چمدونم، قرمز و ارغوانی بود ک با خودم گفتم باید محکم می بستمش ک اینجوری باز نشه.حالا من چجوری توی مقصد اینا رو جمع کنم هر کدوم ی طرف افتادن!! فک نکنم دیگه بشه جمعشون کرد. (چند شبه ب شکل های مختلف خواب قصد فرودگاه رفتن، میبینم ک البته جزییاتشون یادم نمیمونه)
مرسی از محبتتون

پاسخ
لینک۱۴ آذر ۱۴۰۰ ساعت ۱۲:۵۱:۱۲
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. عرض ادب متقابل. شما می خواهید تصمیمی برای زندگی تان بگیرید و برایتان اتخاذ این تصمیم، ساده و راحت نبوده است. شما مردد هستید که باید چه کار کنید و شاید کسی سعی می کند که شما را گول بزند. شما با محدودیت ها و شرایط بغرنجی در زندگی تان مواجه می شوید و به این فکر می کنید که چطور می توانید به رفاه و ثروت بیشتری برسید. دوست ندارید فقیرانه زندگی کنید. اما عجولانه برای زندگی تان تصمیم می گیرید و قضاوت شما اشتباه است. باید سعی کنید که از تجارب دیگران در زندگی تان استفاده کنید. شما اضطراب و ترس های عمیقی را مدتهاست که با خود حمل می کنید و شاید از خودتان زیاد کار می کشید. باید سعی کنید قبل از اینکه اشتباه کنید؛ دوباره روی برنامه ریزیهای زندگی تان فکر کنید و روشتان و اصول فکری تان را بازبینی کنید. باورها، شیوه ی زندگی و اهداف شما با هم در تعارض هستند و ممکن است خدای نکرده موقعیتی شوکه کننده یا تجربه ی سختی را در زندگی تان تجربه کنید. شما خواسته ها و نگرانیهای زیادی دارید و مسئولیت های سنگینی را به دوش می کشید و گاهی نمی دانید که باید چگونه رفتار کنید. شاید در گذشته ی شما مسائلی وجود دارد که مانع پیشرفت شما در زندگی تان می شود. شما می خواهید زندگی تان را متحول کنید و ایده آلهای بالایی برای زندگی تان دارید. می خواهید راهی تازه و مقصد جدیدی را در زندگی تان تجربه کنید. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۱۴ آذر ۱۴۰۰ ساعت ۲۱:۰۵:۲۴
Shahrzad

Shahrzad : باسلام.من نامزدم میخواد ازدواج کنه،خواب دیدم دوست صمیمیش اومده دنبالم و لباس مشکی پوشیده میگه بیا میخواد ببینتت من دوس نداشتم برم ولی خیلی اصرار کرد و من با چمدون قرمز خیلی شیک رفتم و منو رسوند منتظر نامزدم بودم گفت میخواد از ایران بره میخواد قبلش تورو حتما ببینه،خیابونی که بودم بالای سرم و اون خیابون پر از لامپای روشن بود و تاریک نبود نامزدمو دیدم مشکی پوشیده و در کنار صورتش یک صورت ببر چسبیده بهش و به من نگاه میکنه و لبخند میزنه.دو شبه کلا میبینم مشکی پوشیده.

پاسخ
لینک۱۲ تیر ۱۴۰۰ ساعت ۱۴:۲۱:۴۸
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. او فکرش ناراحت است و دو دل است که کارش درست است یا خیر. او شخصیتی دوگانه و دمدمی مزاج از خودش بروز می دهد و افسرده است و در حالی که شما شور و شوق و احساسات زیادی در وجودتان است. کارها برای او در ظاهر خیلی خوب به پیش خواهد رفت ولی در باطن، او نمی داند که کاری که انجام می دهد درست است یا خیر. بخشی از دل او هنوز پیش شماست. تشکر از همراهیتون.

پاسخ
لینک۱۲ تیر ۱۴۰۰ ساعت ۲۳:۰۷:۱۹
Mitsuha

Mitsuha : سلام. من چند هفته پیش سفر مجردی با دوستم رفتم تهران که عشقمو برای اولین بار ببینم بسیار خاطرات خوشی داشتیم و بدون هیچ مشکلی برگشتم.عسق من توی پروسه خاستگاری اجباری هست توسط خانوادش که سعی داره بهمش بزنه ولی سخته.خواب دیدم با چمدونم تو یه خیابون راه میرفتم و اخر سفر تهرانم بود با دوستم رفتیم داخل یه مغازه باکارکنانش دعوام شد حسابی و زدم بیرون. تو راه فهمیدم چمدونمو همون جا گذاشتم. رفتم دیدم اکثر وسایلای چمدونمو دزدیدن هرچی به یکی از پسرا التماس دعوا گریه بحث کردم وسایلامو نداد. مخصوصا دنبال پالتویی میگشتم که توی سفر واقعیم توی قرار با عشقم پوشیده بودم. به خاطر همین من از پرواز برگشتم جا موندم و وسایل هام پیدا نشد اما هنوزم امید داشتم که میفرستن و من حتی پولشو میدم. سعی کردم با فرودگاه تماس بگیرم و درحالی که گریه میکردم بقیه دلداریم میدادن

پاسخ
لینک۶ آذر ۱۴۰۰ ساعت ۱۰:۳۱:۱۲
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. شما بارها و مسئولیت ها، نگرانی ها و خواسته هایی دارید که روی دوشتان سنگینی می کند و سعی می کنید که از تجاربتان استفاده کنید و برای زندگی تان برنامه ریزی کنید. شما ایده های زیادی در سرتان هست و به انتخابهای پیش رویتان نگاه می کنید تا احتیاجات عاطفی و مادی تان برآورده شود. اما شما احساس می کنید که هویت تان را از دست داده اید و نمی دانید که باید با زندگی تان چکار کنید. احتمالا خانواده ی او از اینکه او بخواهد با شما ازدواج کند، مخالفت می کنند. شما احساس می کنید که گرمی و امنیت تان را از دست داده اید و به خواسته تان نرسیده اید. اما با این وجود، امیدوارید که شرایط عوض شود و برای رسیدن به خواسته تان حاضرید هر سختی که مجبور باشید را بپذیرید و برای اهدافتان هزینه کنید. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۶ آذر ۱۴۰۰ ساعت ۲۲:۱۲:۴۹
ادامه

فقط اعضای وب سایت می توانند تعبیر خواب خود را سوال کنند. اگر قبلا عضو شده اید ورود و برای ثبت نام عضویت را کلیک کنید. ورود عضویت برای دریافت تعبیر خواب از طریق تلگرام به آی دی @yotaabcom پیام دهید.