یوتاب گلچینی از بهترین ها

تعبیر خواب بیمارستان

لوک اویتنهاو میگوید: اگر خواب بیمارستان دیدید، دوستانتان نیازمند کمک شما خواهند شد. اگر خود را در درون بیمارستان ببینید، خبرهای غمگین خواهید شنید. اگر خواب ببینید در بیمارستان بستری هستید، نشانه آن است که باید با دقت و هوشیاری از بیماری مسری فرار کنید. اما اگر خواب ببینید برای عیادت شخصی به بیمارستان می روید، نشانه آن است که از حال یکی از نزدیکان خبرهای بدی خواهید شنید.

اگر تعبیر خواب خود را پیدا نکردید آن را از ما بپرسید. لطفا به موارد زیر دقت فرمایید:
لطفا هر خواب را در صفحه تعبیر خواب مرتبط با آن سوال کنید.
حتما خواب خود را با حروف فارسی بنویسید. کامنت های انگلیسی تایید نخواهند شد.
تعبیر خواب شما به صورت عمومی در بخش دیدگاه اضافه خواهد . لطفا از نوشتن ایمیل، اطلاعات شخصی خودداری کنید.
ارسال تعبیر خواب به ایمیل امکان پذیر نمی باشد و تعبیر ها فقط در سایت نوشته می شود.
تعبیرهای درخواستی در سریع ترین زمان ممکن نوشته خواهند شد اما ممکن است به دلیل درخواست های زیاد این زمان گاهی طولانی شود.
در صورتیکه خواب ارسالی شما بیشتر از ۷۵۰ کاراکترباشد، به ازای هر ۷۵۰ کاراکتر یک حق خواب از شما کسر خواهد شد!

186 دیدگاه

فقط اعضای وب سایت می توانند تعبیر خواب خود را سوال کنند. اگر قبلا عضو شده اید ورود و برای ثبت نام عضویت را کلیک کنید. ورود عضویت برای دریافت تعبیر خواب از طریق تلگرام به آی دی @yotaabcom پیام دهید.

مهتا

مهتا : سلام و عرض ادب من امروز بعد از ساعت نماز

پاسخ
لینک۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۳ ساعت ۱۰:۴۴:۳۳
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. عرض ادب متقابل. شما در ضمیر ناخودآگاهتان به این فکر می کنید که شرایط روحی پدربزرگتان چگونه است. او دچار استرس و ناامیدی شده و نمی تواند احساسات خودش را از کسی مخفی کند. پدربزرگتان نیاز به حمایت روحی و آرامش بیشتری دارد. او فکرش ناراحت است ولی با این وجود او می خواهد برای بهبود شرایط زندگی شما کاری انجام دهد. او هم دلش برای شما شور می زند که شما چطور از خودتان حمایت و مراقبت می کنید و آیا احساس تنهایی می کنید یا خیر. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۳ ساعت ۲۲:۴۰:۱۷
Camelia

Camelia : سلام خانم هراتی عزیز امیدوارم خوب و سلامت باشید.
۲شنبه ۱۸ محرم بعد از نماز صبح خواب دیدم ، مادرم ( از دنیا رفته) چادر سفیدِ رنگی به سر دارد و گویا در بیمارستان برای مدتی بستری بوده ولی در ادامه دیدم حالش کاملا خوب ست و با هم در حال انجام دادن و دیدن بعضی جاها در همان بیمارستان هستیم و با هم صحبت می کنیم که صحبتها یادم نمانده، (در واقعیت مادرم چادری نبود.) ممنون از تعبیرهاتون.

پاسخ
لینک۸ مرداد ۱۴۰۴ ساعت ۰۹:۵۰:۳۲
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. تشکر. روح مادرتان شاد. مرحوم مادر شما آمرزیده شده و در کالبد روح در کنار شما در تعامل است ولی او نمی خواهد ( اجازه ندارد) راجع به مسائلی که دیده و آگاهی و دانشی که از زندگی پس از مرگ پیدا کرده با شما صحبت کند. او در آرامش است و دعاهای خیر شما به او رسیده و حالا حالش خوش است. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۸ مرداد ۱۴۰۴ ساعت ۱۷:۱۴:۲۶
آلا

آلا : سلام عرض ادب واحترام 19رمضان خواب لطفا مخفی شه ممنون

پاسخ
لینک۱۲ فروردین ۱۴۰۳ ساعت ۱۴:۳۷:۲۷
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. عرض ادب و احترام متقابل. تعبیر خوابتان این است که صاحب کار قبلی شما و همسرش با هم قهر هستند و راجع به شما صحبت کرده یا فکر کرده اند. شما سعی می کنید که خردمندانه رفتار کنید و او را از فکرتان بیرون کنید. این آقا عذاب وجدان گرفته و می خواهد اشتباهات خودش را کتمان کند تا گیر نیافتد و احتمالا گفته است که با شما هیچ ارتباطی نداشته است. ولی شما به یاد دارید که او قبلا با شما جوری رفتار می کرد که انگار شما باعث آرامش روحی او هستید. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۱۲ فروردین ۱۴۰۳ ساعت ۲۲:۴۵:۳۴
Sahar

Sahar : سلام وقت بخیر لطفا پاک شود.

پاسخ
لینک۲۸ بهمن ۱۴۰۳ ساعت ۱۶:۲۱:۵۱
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. تعبیر خوابتان این است که شما و خانواده تان می خواهید مشکلات تان رفع شود و خیالتان راحت شود. شما باید تصمیماتی برای زندگی تان بگیرید و احساس می کنید که زیر بار فشار این تصمیمات دارید له می شوید. از نگرانی ها و ترسهایتان، از منافع و محاسن کارها و از اینکه زندگی تان چگونه رنگ و بوی تازه ای می گیرد با هم صحبت می کنید. شما می خواهید به رفاه و ثروت آسان دست پیدا کنید.--شما و خواهرتان نگرانی هایی دارید ولی نمی خواهید که دیگران شما را قضاوت کنند بلکه می خواهید نظرات تان را تحسین کنند. خواهرتان دوست دارد که با اعتماد به نفس بیشتری نظراتش را مطرح کند تا بدانید که چطور می توانید شرایط زندگی تان را بهبود ببخشید. اما نظر شما را نمی پرسند. خواهرتان عزم و اراده ای قوی برای جابجایی در محیط کارش از خودش بروی می دهد تا بتواند با اشخاصی که دوست او هستند ارتباط برقرار کند و محیطی گرمتر برای خودش بسازد.-- خواهرتان آزادانه نظراتش را ابراز می کند و با سخت کوشی و مقاومت زیاد می تواند بر سختی ها غلبه کند و اهدافش را محقق کند. خواب شما شامل دو حق خواب بود. شما متاسفانه سه خوابتان را از هم تفکیک نکرده بودید و اینکار صحیح نیست!! محتوای خواب گویای این است که شما سه خواب متفاوت دیده اید. رستوران بیمارستان- استخدام- و اتاقی دیگر در باره ی تصمیمات خواهرتان. و قطعا انتظار نباید داشته باشید که همه ی خوابتان با این همه توضیحات مفصل فقط یک حق خواب محسوب شود!! تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۲۸ بهمن ۱۴۰۳ ساعت ۲۲:۵۷:۳۲
Fatemehh

Fatemehh : سلام خواب دیدم رفتم مغازه سوپرمارکت برای همسرم وبچه هام تنقلاتی مثل شکلات وچیزای شیرین بخرم مغازه دار توخوابم آشنا بود ولی حدود ۶ ساعت معطل کرد تاوسایلام روبده وقتی اومدم بیرون دیدم همسرم وبچه هام رفتن تو راه برگشت یه اتوبوس رومیدیدم که یه پیرزن باانگشتاش عدد ۳ رو نشون میده انگشت کوچک حلقه ووسطی رو بهم نشون میداد ازیکی که کنارم بودپرسیدم چی میگه گفت میگه ۳ تاقسط من رو پرداخت کن به اون که کنارم بود گفتم اگه داشتم میدادم ولی خودمم ندارم اومدم خونه دیدم نظافتچی اومده وحیاط رو شسته بهش گفتم چرا امروز اومدی گفت باید امروز میومدم رفتم خونه به شوهرم گفتم پول نظافتچی رو بده ازش ۵۰ خواستم بهم ۷۰ تومن داد گفتم برو بقیه شو ازعابر بانک بگیر گفت رفتم عابر بانک پول نداد گفتم اونیکی میرفتی گفت نبود خودم اومدم بیرون برم عابر دیدم خیلی خسته ام یه کت کوتاه هم تنم بود جنس مخمل فکرکنم تنم بود بعد خودم رو تو یه بیمارستان دیدم که پرستار بهم گفت تو علائم بیمارا رو توبرگه وضعیت بیمار بنویس یه پرستار با تب سنج اومد قرار بود تب بیمارا رو بگیره یکدفعه دماسنج رو گذاشت رو صورت من وگفت چرادمای بدنت انقدر پایینه روی ۳۰ هستش گفتم بخاطر صبح که تومغازه معطل شدم وفشار کاره بعد رفتم بوفه ی بیمارستان باهمون پرستار داشتم تویخجال انتخاب میکردم چی برداشتم یه رانی برداشتم گفتم این یکم حالمو جامیاره بوفه شبیهه نمازخونه بود فرش داشت یکدفعه دیدم یه بازیگر دستشو گرفتم حالشو بپرسم بهم با ناراحتی گفت چرا جلوی پای بابای من مدفوع ریختی گفتم اشتباه میکنی اون کاکائو هستش رفتم دیدم منظورش از بابام دایی مرحومم هستش که دراز کشیده بود وجایی که خوابیده بود پایین پاهاش سیاه بود با حالت دستوری وبلند بهش گفتم پاشو چندبار بلند گفتم پاشو تابلند شد نشست بهش گفتم چرا به پسرت گفتی من اینجا مدفوع ریختم باحالت خجالت وبغض بادستمال اون قسمت سیاه رو جمع کرد ولی اصلا به من نگاه نمیکرد چند نفر هم کنارم بودن وداییم رونگاه میکردن

پاسخ
لینک۶ تیر ۱۴۰۳ ساعت ۱۷:۴۶:۵۴
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. شما از نظر احساسی و ذهنی خسته هستید، ایده های زیادی در سر دارید و می خواهید برای رسیدن به خواسته ها و تمایلات احساسی و فیزیکی خودتان و خانواده تان تلاش کنید و زندگی شیرین تر و بهتری برای خودتان بسازید. شما از اینکه نتوانسته اید خیلی زود خواسته هایتان را محقق کنید و به سعادت و خوشبختی برسید، ناراحتید. شما برای رسیدن به موفقیت، لازم است که قدرت ذهنی و قدرت ارتباطات خودتان را تقویت کنید؛ حواستان را بیشتر جمع کنید و قضاوت درست تری روی مسائل مختلف زندگی تان داشته باشید. شما باید سعی کنید که با ملاحظه تر، مسئولیت پذیرتر و کارآ تر از همیشه رفتار کنید و سخت بکوشید تا حمایت خانواده تان را از دست ندهید. شما نمی دانید که آیا می توانید همیشه اینقدر قوی رفتار کنید یا خیر ولی سعی می کنید که افکار منفی را از ذهنتان پاک کنید و با مردم بهتر از قبل تعامل کنید. نباید اجازه بدهید که روابط عمومی تان با دیگران با مشکل مواجه شود. شما می خواهید همسرتان کمک تان کند و برایتان اعتبار قائل باشد و او می خواهد که شما رفتاری کامل و بی نقص داشته باشید تا بتوانید از زندگی تان لذت ببرید. شما هم از همسرتان انتظار دارید که نسبت به نیازهای اقتصادی شما بی توجه نباشد و برایتان اعتبار بیشتری قائل باشد. شما نیاز دارید که او بیشتر از شما حمایت و پشتیبانی کند. شما سعی می کنید که رفتار مهربانانه ای داشته باشید و معنویت و ایمانتان را تقویت کنید. شما از سردی روابطی که دیگران با شما دارند و با شما سطحی و غیر صادقانه رفتار می کنند ناراحتید. اما می خواهید سعی کنید که با انرژی تر و زنده دلانه تر از همیشه رفتار کنید. فشار زندگی روی شما زیاد بوده و از اینجهت؛ روحیه ی شما خسته شده است. کسی در حق شما ظلم می کند و برایتان نقش بازی می کند. او معتقد است که شما نسبت به خانواده ی او بی احترامی کرده اید و حرف بدی زده اید و یا تهاجمی و بداخلاق رفتار کرده اید. اما شما یا اینگونه رفتار نکرده اید و یا تعمدا اینگونه رفتار نکرده اید. اختلافات بین شما و کسی از افراد خانواده تان تدریجا از بین خواهد رفت و به فراموشی سپرده خواهد شد. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۹ تیر ۱۴۰۳ ساعت ۲۱:۴۴:۰۶
Golnesa

Golnesa : سلام. وقتتون بخير. دیروز ۲۲ رجب حدود ۴ صبح خواب دیدم رفته بودم گلخونه کسی که دوستش دارم و با هم حرف میزدیم. رابطه مون خوب بود. بعد من رفتم دستشویی وقتی میخواستم برم تو پسر خواهرش با عجله رفت داخل و جوری ادرار کرد که پاشید به همه جا. به دست منم پاشید داشتم میشستم خودمو و دستشویی رو که عشقم اومد با لبخند نگاه کرد به من. خواهرزاده اش تو خواب برام آشنا نبود. اون دوتا خواهرزاده پسر که داره هیچ کدوم نبودن. بعد دیدم تو بیمارستان مرتاض (تو یزده واقعیت) هستم و دکتر مرتاض میخواد بهم آمپول بزنه. آمپول رو از داخل آستینم تو بازوی راست زد. پرستارا میگفتن چرا برات داخلی زده بیرونی نزده. انگار اینجور بود ‌که دکتر خیلی خاطر منو خواسته اینجوری زده. دکتر هم ظاهرش کاملا مثل فرهاد اصلانی بازیگر بود. انگار برای فیزیوتراپی رفته بودم. هزینه اش ۸ میلیون شده بود که پرداخت کرده بودم.جلسه ای ۲ م میشده. پرستار دوباره بهم گفت باید یک میلیون و ۵۰۰ بدی برا بیمارستان. بعد برگشتم گلخونه عشقم اونجا نبود. گفتم رفته اتاقش حتما. گلخونه اش تو خونه شونه واقعیت. بعد همونجا به شکل کلاس های دانشکده پزشکی که بزرگه و پله میخوره شد. ولی به نظرم کلاس نبود. رفتم از پله هاش پایین کیفم رو بردارم از ردیف اول‌. توش پر از نبات بود و خاک قند هم بود. نمیخواستم چندتا خانم ناشناس که اونجا بودن ببینن نبات ها رو. نمیدونم چرا میترسیدم فکر کنن اهل دعا و جادو هستم. در واقعیت اصلا نیستم ولی مامانم یه چیزی برام گرفته دعای ابی دجانه نوشته بود و سوره احزاب که هیچی بهش نگفتم ولی میخوام یه جوری از خودم دورشون کنم میترسم از این چیزا. دوباره برگشتم بیمارستان رفتم دستشویی بعد انگار چهار نفر رو من ناخواسته باعث مرگشون شده بودم. رفتم دستشویی و دیدم پریود شدم و یه عالمه خونریزی داشتم و پدم کامل خونی بود که سیاه شده بود از خون زیاد. گفتم یه هفته زودتر پریود شدم. در واقعیت یه هفته مونده بهش.بعد همینجور که ناراحت بودم من قاتل چهار نفرم از کوچه خونه مادربزرگ مرحومم رد میشدم که یه بره سیاه اومد سمتم و با چندتا بره رنگ های دیگه که فک کنم سفید اینا بودن همراه من شدن. منم غصه داشتم و کاری بهشون نداشتم. یه صحنه این وسط نمیدونم کجا بود که انگار عشقم بهم گل میداد یا گل دیدم که مطمئن نیستم چی بود. اینا همه تو یه خواب و قاطی هم بود. در واقعیت الان خواستگار زیاد دارم و خانواده ام میخوان ازدواج کنم و رابطه ام با عشقم خوب نیس و توکل کردم به خدا و گفتم تسلیم خواست تو هستم. این خواب میگه باید از عشقم بگذرم؟ ممنونم.

پاسخ
لینک۶ بهمن ۱۴۰۳ ساعت ۰۹:۳۵:۳۵
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. تشکر. تعبیر این است که شما می خواهید با کسی که دوستش دارید رابطه ی مهربانانه ای ایجاد کنید و برای او درددل کنید و حرفتان را به او بزنید تا خشم و عصبانیت تان از وجودتان تخلیه بشود ولی او زودتر از شما خشم و ناراحتیش را به شما ابراز می کند و نمی تواند خردمندانه و مجربانه رفتار کند و شما از این بابت احساس می کنید که او به شما بی احترامی کرده است یا احساس می کنید که دوستتان ندارد. اما بعدا او از عملکردش پشیمان می شود و با شما با مهربانی فکر خواهد کرد. شما می خواهید تغییرات فوق العاده ای در زندگی تان ایجاد بشود تا به شفا و آرامش بیشتری برسید. خرد و عقلانیت شما به شما نهیب می زند که باید منطقی باشید و خیلی احساساتی رفتار نکنید؛ قوی باشید و نشان دهید که در حمایت از خودتان، دستتان به دهانتان می رسد و شجاع و مسلط بر کارها باشید و تلاش کنید که خویشتندارتر رفتار کنید. هر چند که دوست ندارید که خشمتان را مخفی کنید و دوست دارید که ناراحتی تان را بروز بدهید. ولی این خویشتنداری شما به نفع شماست. بینش شما قویست و می دانید که اگر مسلط تر رفتار کنید و ورزیده تر و مجرب تر برخورد کنید؛ شانس موفقیت شما بیشتر است و می توانید تعادل و آرامشتان را در زندگی حفظ کنید. بار دیگر می خواهید سعی کنید که مثل بار اول با مهربانی با عشقتان حرف بزنید. باید سعی کنید که درک کنید که مشکلات او چیست. شما در وهله ی اول به این فکر می کنید که رابطه تان خراب شده هر چند که عشقتان را دوست دارید ولی او احساسات شما را جریحه دار و شخصیت تان را خورد کرده است. شما نمی خواهید که دیگران ببینند که چقدر او را دوست دارید چون فکر می کنید که شاید خیال کنند که شما حقه بازی می کنید. هرگز به دعانویسان مراجعه نکنید و بدانید که اینها از شیاطین و جنیان برای تحقق اهدافشان کمک می گیرند و توسل به جنیان طبق ایه ی 6 سوره ی جن بی فایده است. شما به جای اینکه به خدای بزرگ توکل کنید و به ائمه ی اطهار متوسل بشوید به جن و جادو نباید رو بیاورید. اگر می خواهید در کارتان موفق بشوید باید به مصلحت پروردگار توکل کنید و خواهید دید که مشکلاتتان به نحوی که به نفع شما باشد رفع و رجوع خواهد شد. شما به بعضی از خصلت های اخلاقی تان برای همیشه خاتمه و شخصیت تان را تغییر خواهید داد. از دروغ و فریبکاری دست می کشید و اجازه نمی دهید که دروغ شما را قربانی شرایط کند! شما شخصیتی مهربان دارید و جز زمانی که مرتکب اشتباه شده اید خیلی رام و معصومانه رفتار می کنید. عشق شما به شما احترام خواهد گذاشت ( اگر او به شما گل داده) وگرنه کسی دیگر برای شما احترام قائل خواهد بود. بله باید به خدا توکل کنید و بدانید که هرچه مصلح اوست همان خواهد شد. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۶ بهمن ۱۴۰۳ ساعت ۲۰:۱۹:۰۳
niyusha

niyusha : سلام. درواقعیت خواهرم ۲۰ساله ازدواج کرده و ۲ بچه داره.شوهرش یه مغازه داره که بدون مشورت با خواهرم ،۲ دانگ مغازه رو زده به اسم برادر خودش.درحالیکه خواهرم ۲۰ساله عین کلفت در خونش کار کرده.عوض اینکه به نام خواهرم بکنه،۲ دانگ مغازه رو زده به اسم برادر خودش.خواهرم الان عصبانیه.میگه تا بقیه ی اموالش رو هم بذل و بخشش نکرده برم مهریمو بزارم اجرا . این خواب رو ۲ماه پیش دیده بودم.خواب دیدم خواهرم در بیمارستان بود.من لحاف تشک برده بودم بیمارستان تا پیش خواهرم بخوابم.خواهرم بغلش یک نوزاد داشت.خواهرم موهاش شپش داشت.زمین بیمارستان هم شپش و فکر کنم کرم هم داشت.خواهرم لخت بود و فقط لباس زیر شرت و سوتین داشت. بعد خواهرم گفت قراره از بیمارستان مرخص بشه و شوهرش اومده بود دم در بیمارستان و خواهرم مرخص شد و با شوهرش از بیمارستان رفتن

پاسخ
لینک۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ ساعت ۰۸:۳۷:۰۹
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. تعبیر خوابتان این است که خواهر شما تلاش می کند که به آرامش و رفاه برسد و شما از او حمایت و پشتیبانی می کنید. شما او را درک کرده و با او همفکری می کنید. خواهرتان هدف تازه ای در دست دارد. فکر او بشدت ناراحت است که کسی بخواهد از او سو استفاده کند. اشخاصی غیر قابل اعتماد در زندگی او هستند که خواهرتان از این افراد بدش می آید چون معتقد است که این اشخاص می خواهند از خوش قلبی او سو استفاده کنند. خواهرتان احساسات و افکارش را صادقانه و صریح و رک و پوست کنده به همه نشان می دهد. خواهرتان در نهایت از نظر روحی به آرامش خواهد رسید و همسرش با او همفکر خواهد شد. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۴:۱۸
ستاره

ستاره : سلام من استادم رو بعد چندین سال توضیحات مخفی باشه.ممنون

پاسخ
لینک۱۱ فروردین ۱۴۰۳ ساعت ۰۱:۳۷:۵۰
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. تعبیر خوابتان این است که شما در ضمیر ناخودآگاهتان عصبانی هستید که حمایت احساسی از جانب او دریافت نکرده اید و مشاهده ی او با یک زن و بچه، برایتان خوشایند نبوده است. با این وجود تصمیم گرفتید که واقعگرا باشید و بپذیرید که او ممکن است ازدواج کرده باشد ولی در عین حال برای آرامش روحتان تمایل داشتید که این مسئله را نپذیرید و به این باور باقی بمانید که می توانید شروعی تازه داشته باشید. شما شخصیتی با هوش و مجرب دارید. متوجه خواهید شدکه او مشغولیت های خاص و جدیدی در زندگیش دارد و واقعا شاید ازدواج کرده است. او هم که متوجه شده که شما دیده اید که او با زن و بچه بوده، از اینکه قبلا به شما احساس داشته، خجالت زده شده و کنجکاو است که شما نسبت به او چه فکری می کنید. شما او را می شناسید و بخاطر خودتان دوست دارید بدانید که موضوع چیست. با عدم حضور او در زندگی تان هم راحت کنار می آیید. این آقا وابسته به اشخاصی است که ساده دل و بی خبر از گذشته ی او هستند و البته درک خود او هم خیلی زیاد نیست و آنقدرها که شما فکر می کردید او خردمند نیست. او شخصیتی حمایتگرایانه نسبت به خانواده اش دارد و با سخت کوشی و سختی زیاد تلاش کرده است که زندگی تازه ای برای خودش بسازد. خواب شما شامل دو حق خواب بود. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۱۱ فروردین ۱۴۰۳ ساعت ۱۵:۵۴:۴۲
Shima11

Shima11 : ادامه مخفی بمونه، نداره و برگشتیم خونه(شعورش پایینه)

پاسخ
لینک۱۵ اسفند ۱۴۰۲ ساعت ۱۲:۳۹:۵۱
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : مصطفی خونسرد و بی خیال است و سعی می کند که افکارش را تغییر داده و سنت گرایانه تر از قبل رفتار کند. او اجتماعی تر و برونگرایانه تر رفتار می کند. دنیا می داند که مصطفی برای رسیدن به مقام و اعتبار بیشتر هر کاری می کند. مصطفی برای رسیدن به مقام بیشتر نشان می دهد که به کارش و قوانین موجود احترام بیشتری قائل است و به شما بی محلی می کند. خواب شما شامل سه حق خواب بود. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۱۵ اسفند ۱۴۰۲ ساعت ۱۹:۲۱:۵۹
Mahy

Mahy : سلام.‌دیشب با خودم فکر میکردم کاش آقایی که خواستگارم بوده سابقا برگرده چون آدم خوبی بود. خوابیدم و خواب دیدم این آقا با پسرش اومده شهر ما، و پسرش رو آورده اینحا بیمارستان، پسرش مریض بود و تو اتاق عمل جراحی میشد، من و پدر و مادرمم بیمارستان پیششون یودیم، خواستگارم ناراحت بود روی صندلی کنار پدرم نشسته بود منم کنار پدرم، پدرم یهو دوتاسیگار درآورد و گذاشت دهنش و شروع کرد به کشیدن، خواستگارم دید پدرمو اون هم یه سیگار درآورد و شروع به کشیدن کرد، من ناراحت شدم گفتم اگر بابام این کارو نمیکرد اون هم سیگار نمیکشید، در واقعیت هیچکدوم سیگاری نیستن. خواستگارم یه کاپشن تیره پوشیده بود تو مایه های سبز و مشکی. جنسش میکرو یا شبیه مخمل بود، و لاغر شده بود، و چشمش به در اتاق عمل بود و ناراحت بود. من و مامانمم رفتیم منزل براش غذا بیاریم ک تو راه من تو آینه مغازه ای خودمو نگاه کردم دیدم موهای بینی ام دوتا بلند شده اومده بیرون سریع داخل مغازه یک موچین خریدم که اصلاحشون کنم، روژ هم زدم اما نا مرتب. خواهرم سرزنشم کرد که این چه وضعیه تو رو این شکلی ببینه خیلی بد میشه، روژمو پاک کردم که صورتمو مناسب آرایش کنم. صورتم خیلی به هم ریخته بود انگار که چند روز آرایشم نشسته بودم و کثیف شده بود. شال سرمه ای سرم بود.

پاسخ
لینک۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ ساعت ۰۹:۲۷:۰۷
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. تعبیر خوابتان این است که خواستگار قبلی تان به شما فکر می کند ولی تفکرات او غیر مجرب جلوه می کند. او نمی تواند تصمیمات قاطعانه ای برای خودش بگیرد و مثل پسر بچه ها نیاز دارد که کسی او را از نگرانی بیرون بیاورد. ذهن او منفی باف و بیمار است و می خواهد سعی کند که بعضی از خصلت های منفیش را از وجودش دور کند. شما و مادر و پدرتان به او خیلی فکر کرده اید و برای بهبود اخلاقش با هم صحبت کرده اید. خواستگارتان تلاش می کند که منطقی جلوه کند و مثل پدرتان رفتار کند. خرد و عقلانیت شما به شما می گوید که باید خودتان را دو برابر خونسرد و بی خیال جلوه دهید تا او دوباره شما را مشتاق خودش متصور نشود و خیال نکند که می تواند با امروز و فردا کردن اعصاب شما را به بازی بگیرد. او در عین حال که ناراحت است؛ سعی می کند که خونسرد و بی خیال جلوه کند. او کینه ای و بددل و جدی رفتار می کند و در مقابل سردی روابط دیگران از خودش بشدت مراقبت کرده و رازدار خودش است و حرف دلش را برای کسی بیان نمی کند. او از اینکه فریب بخورد یا به او خیانت شود می ترسد و این بدبینی بشدت روی او تاثیر منفی گذاشته است. در عین حال ملایم و مهربان رفتار می کند و نمی داند که باید چطور از خودش حمایت کند و قوی جلوه کند. او اما در ظاهر انعطاف پذیرانه رفتار می کند. شما در عین حال که می خواهید با فرهنگ و خردمندانه تر از قبل رفتار کنید؛ از او عصبانی هستید ولی دوست ندارید که خشمتان را به او ابراز کنید. می خواهید نشان دهید که شور و شوق و شادی شما کم نشده ولی نمی توانید خوب دروغ بگویید و احساستان را تقریبا بروز می دهید. از این جهت مردد و دو دل هستید که باید چه طور رفتار کنید تا او نسبت به شما بد فکر نکند. شما در نهایت تصمیم می گیرید که حرف دلتان را صادقانه بیان کنید. شما از اینکه بخواهید مثل گذشته احساسات واقعی تان را مخفی کنید بدتان می آید. هر چند که افکارتان به صورت متداول انعطاف پذیر است و خردمندانه رفتار می کنید. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ ساعت ۲۰:۲۰:۵۷
ادامه

فقط اعضای وب سایت می توانند تعبیر خواب خود را سوال کنند. اگر قبلا عضو شده اید ورود و برای ثبت نام عضویت را کلیک کنید. ورود عضویت برای دریافت تعبیر خواب از طریق تلگرام به آی دی @yotaabcom پیام دهید.