یوتاب گلچینی از بهترین ها

تعبیر خواب تخم مرغ

دیدن تخم مرغ در خواب، وجوه مختلفی دارد. اگر کسی در خواب دید مرغش جلوی چشم او تخم گذاشت، از زنی کم ارزش صاحب فرزند می شود. اگر دید تخم مرغ را آب پز کرده می خورد، آدمی ممسک و خسیس است. اگر تخم مرغ را نیم رو کرده بود، آدمی میانه رو و اگر تخم مرغ را خاگینه کرده بود و می خورد، آدمی است که هر کاری را درهم و برهم انجام می دهد و ثابت قدم نیست.

اگر تنها سفیده تخم مرغ را می خورد با زنی زیبا ازدواج می کند. اگر تنها زرده آن را می خورد با زنی که با اصل و نسب است ازدواج می کند و از آن زن خوشنود خواهد بود. خوردن تخم مرغ با پوست دلیل بر خوردن مال حرام است.

    حضرت صادق (ع) می فرماید: تعبیر تخم پرندگان آبی در خواب بر چهار وجه است:
  1. به مراد رسیدن،
  2. زن گرفتن،
  3. کنیز،
  4. فرزند دار شدن.

اگر تعبیر خواب خود را پیدا نکردید آن را از ما بپرسید. لطفا به موارد زیر دقت فرمایید:
لطفا هر خواب را در صفحه تعبیر خواب مرتبط با آن سوال کنید.
حتما خواب خود را با حروف فارسی بنویسید. کامنت های انگلیسی تایید نخواهند شد.
تعبیر خواب شما به صورت عمومی در بخش دیدگاه اضافه خواهد . لطفا از نوشتن ایمیل، اطلاعات شخصی خودداری کنید.
ارسال تعبیر خواب به ایمیل امکان پذیر نمی باشد و تعبیر ها فقط در سایت نوشته می شود.
تعبیرهای درخواستی در سریع ترین زمان ممکن نوشته خواهند شد اما ممکن است به دلیل درخواست های زیاد این زمان گاهی طولانی شود.
در صورتیکه خواب ارسالی شما بیشتر از ۷۵۰ کاراکترباشد، به ازای هر ۷۵۰ کاراکتر یک حق خواب از شما کسر خواهد شد!

242 دیدگاه

فقط اعضای وب سایت می توانند تعبیر خواب خود را سوال کنند. اگر قبلا عضو شده اید ورود و برای ثبت نام عضویت را کلیک کنید. ورود عضویت برای دریافت تعبیر خواب از طریق تلگرام به آی دی @yotaabcom پیام دهید.

dalir

dalir : سلام مدتی هست به همسرم مشکوکم ما بچه دار نشدیم و ذهنم مشغوله بعد از نماز صبح خوابیدم خواب دیدم در خانه ای ویلایی و باغ مانند با درختانی بسیار زیبا و زیاد که رود خونه ای که مثل جوب جدول کشی شده توی حیاطش جاری هست و انشعابات داره زندگی می کنم خانمی که گویا همسایه بودن و مستاجر از من آلو و تخم مرغ قرض خواستن منم آلو و چندتا تخم مرغ در سایز های مختلف بهشون دادم یکیش کمی شکسته محتویات سفیده اون کمی بیرون زده بود اما گفتم اشکال نداره الان زود می‌پزن متوجه شدم خانم ها بدون اجازه من گاهی وارد حریم حیاط من میشدن دعواشون کردم که اینجا حریم منه بیرون برید و در رو بستم گویا قبلا به بستن در توجه نداشتم.بعد دیدم در قسمتی مردی سیاه پوش و جوون در رودخانه خونه من توی آب افتاده بود کسی سعی کرد نجاتش بده نتونست میدونستم جلو تر عمق آب کمه و خودشو بیرون می‌کشه

پاسخ
لینک۱ آذر ۱۴۰۴ ساعت ۱۱:۰۹:۱۵
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. شما در ظاهر زندگی آرام و بی دغدغه ای دارید. مقید به قید و بندها و قوانین زندگی تان هستید و جریانهای احساسی مثبتی بین شما و دوستان و خانواده تان وود دارد. اما خانمی در زندگی شما هست که نسبت به رفتارش مسئولیت پذیر نیست. او می خواهد شاد باشد و خوش باشد و جوانی کند و ثروت و سرمایه ی شما را از شما بگیرد. شما به او قبلا کمک کرده اید هر چند که بخاطر رفتار او احساس دلشکستگی داشته اید ولی فکر کرده اید که او خام و کم تجربه است و منظور بدی نداشته است. اما بعضی خانمها به بهانه ی ارتباط خانوادگی یا دوستی، با شما ارتباط برقرار می کنند و شما می خواهید این اشخاص از زندگی تان بروند و تمایل به قطع ارتباط باآنان دارید. کسی هم هست که مخفیانه به شما دلبسته شده ولی شما به او علاقه ای ندارید و او وقتی متوجه ی بی تفاوتی شما به خودش بشود، از زندگی تان بیرون خواهد رفت. ( اشخاصی هم به شما و هم به همسرتان توجه می کنند و این نه تقصیر شماست و نه تقصیر همسرتان بلکه مردم حسود، همیشه حسادتشان را دارند). تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۱ آذر ۱۴۰۴ ساعت ۲۰:۵۵:۵۵
الهه

الهه : سلام عزیز دلم خوب هستین امروز فرصتی شد خوابهای این چند روز رو براتون بفرستم شرمنده که اذیتتون میکنم الهی عمرتون پربرکت باشه نازینن بانو.دوشنبه خواب دیدم تو یه باغی هستیم یه تایمی با بچه هام تو قسمتهای مختلف باغ بودم بعد دخترم بهم گفت بابا رو گفتن گرسنه راش نمیدن بره ،تو خواب متوجه شدم چون قبلا معمم بوده و طلبه بوده والان که صب شده و میخواد برگرده نبایدگرسنه باشه تو دلم گفتم برا گرسنگی نیست که راش نمیدن به خاطر بوی دهنشه باید غذا بخوره که دهنش بو نده بعد تو مرامم نبود یه تخم مرغ براش سرخ کنم سه تا براش درست کردم الان دقیق یادم نیست ولی فکر کنم بچه ها یا حالا خودم هم ازش خوردیم و ته دیگش مونده بود که اون بخوره

پاسخ
لینک۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۲۲:۲۴
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام گلم. استدعا می کنم. تعبیر خوابتان این است که سخت کوشی و پشتکار شما به نتیجه می رسد و شما رشد و پیشرفت زیادی را در زندگی تان تجربه کرده و از خودتان و فرزندانتان حمایت می کنید. همسر سابق شما از آرامش و سلامتی و رفاه بی بهره است و او خیال می کند که به خاطر شغلی که قبلا داشته همیشه امنیت دارد. اما او به خاطر حرفهای زشتی که در باره ی شما گفته؛ از حمایت خداوند برخوردار نیست. شما در برابر او بارها احساس شکنندگی کردید و ناراحت تان کرد. به ازای این رفتارش حالا شما در رفاه زندگی می کنید و او ته مانده ای از رفاه شما نصیبش خواهد شد. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ ساعت ۱۹:۵۰:۰۹
هومن

هومن : با سلام و وقت بخیر حق خواب شارژ شد ، لطفا چک بفرمایید.

پاسخ
لینک۱۰ تیر ۱۴۰۴ ساعت ۱۷:۵۴:۳۹
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. تعبیر زیر خواب اصلی که ارسال کرده بودید ارسال شده.تشکر.

پاسخ
لینک۱۰ تیر ۱۴۰۴ ساعت ۲۰:۲۸:۱۱
مینو

مینو : سلام خانم هراتی جان. امروز صبح خواب دیدم با همسرم و دخترم و یکی دیگه، رفتیم خونه زن دایی همسرم. ما توی یه اتاق دیگه بودیم ،زن دایی تو اتاق دیگه ای مهمون داشت و صداشون میومد. ما همینجوری تنها، منتظر نشسته بودیم. من ناراحت شدم که زن دایی نیومد پیش ما، گفتم بریم بعد دیدم اومدن پیشمون.بعد دیدم زن دایی یه تعداد تخم مرغ به من و خواهرشوهرم داده که باهم تقسیم کنیم ،خواهرشوهرم تخم مرغای خودش گذاشت توی پلاستیک ،من پلاستیک نداشتم دختر زن دایی برام گذاشت تو پلاستیک، مقداری هم سیب زمینی تازه با تخم مرغا بود . بعد دیدم توی یه مسیری داریم میریم آدمای دیگه ای هم بودن تو مسیر ، به شوهرم گفتم یادم رفت تخم مرغا رو بیارم ،گفت اشکالی نداره .شب بود و فضا نیمه تاریک‌ بود .انگاری چند نفر جلوتر از ما رفته بودن ما میخواستیم بریم پیداشون کنیم ،یه مقدار رفتیم‌ پیداشون نکردیم ،من گفتم بیایید تندتر بریم که بهشون برسیم.بعد سریع تر رفتیم .رسیدیم به یه محوطه بزرگ‌ ،تعداد زیادی ادم‌ اونجا بودن و همگی مشکی تنشون بود و روز بود اونجا. من میدونستم اونی که دنبالشیم سفید پوشیده ،بعد برگشتم جمعیت نگاه کردم که ببینم میتونم تو این همه ادمی که سیاه پوشیدن پیداش کنم اما نشد. بعد دیدم یکی بهم اشاره کرد ،نگو اون ادم دقیقا پشت سر خودم بوده و من ندیده بودمش. نمیدونم کی بودن ولی یه پسر جوون لاغر و یه پسر کوچکتر بودن. بعد دیدم پسر بزرگتره که لاغر بود حالا خییییلی چاقه .بعد انگار من انگشتم بهش خورد با خودم گفتم نامحرمه گناهه بعد گفتم اشکال نداره انگار خوشم اومده بود . پسر چاقه خیلی هوامو داشت الان یادم نمیاد ولی خیلی حواسش بهم بود ،بهش میگفتم من خودم کارمو میکنم اما اون همش حواسش بود که کمکم کنه.

پاسخ
لینک۱۸ تیر ۱۴۰۵ ساعت ۱۴:۱۱:۲۲
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام عزیزم. شما با همسر و دخترتان راجع به زندایی همسرتان صحبت می کنید. البته شما در شرایطی نیستید که احساسات یا موقعیت او را خوب درک کنید. عده ای راجع به تحولاتی که در زندگی زن دایی همسرتان ایجاد شده است؛ صحبت می کنند و شما از نظرات و افکار این اشخاص راجع به زندگی زندایی همسرتان با خبر می شوید. شما دوست دارید که زندایی خودش از زندگی و مشکلاتش با شما در میان بگذارد و نه اینکه شما اخباری را راجع به او از جایی دیگر بشنوید. او البته بعدا با شما راجع به این موضوعات صحبت خواهد کرد. او می خواهد از دستاوردهای مالی خودش برای شما صحبت کند و یا چیزی به شما و خواهرشوهرتان ببخشد. او معتقد است که شما باید پس انداز برای خودتان داشته باشید و خیلی ساده و خاکی و بی شیله پیله رفتار نکنید. در آینده موردی پیش می آید که شما به این نیاز پیدا می کنید که برای خودتان ثروت و پس اندازی داشته باشید و نگران می شوید که چطور باید با مشکلات پیش رو مقابله کنید و آنوقت است که به همسرتان می گویید که کاش شما هم پس انداز داشتید و می توانستید که کنترل بیشتری روی زندگی تان داشته باشید و احساس امنیت بیشتری کنید. شما با اشخاص زیادی در تعامل خواهید بود که هیچکدامشان احساسات واقعیشان را با کسی مطرح نمی کنند و از داشته ها یا نداشته هاشان حرفی به میان نمی آورند. شما می خواهید به آرامش خاطر برسید و البته مشکلاتتان تمام خواهد شد منوط به اینکه از جماعت مردم کورکورانه تبعیت نکنید و خودتان برای زندگی خودتان تصمیمات عاقلانه ای مطابق با تفکرات و منطق خودتان اتخاذ کنید. خلوص و صداقت شما در زندگی تان پشتوانه ی شماست و نه رفتارهای موذیانه و مخفی کاریهای مشابه دیگران. صداقت شما باعث می شود که شما به رفاه و ثروت بیشتری برسید و گشایش کار خواهید یافت. شما در آرامش زندگی خواهید کرد چون بنده ی خوب خدا هستید و با کرامت و پاک و صادقانه رفتار می کنید. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۱۸ تیر ۱۴۰۵ ساعت ۱۹:۲۹:۲۷
Nasim

Nasim : سلام وقت بخیر.خانم هراتی جان پارتنرم حسین به صورت سوپرایزی برگشت و پریروز صبح پارتنرم گفت خواب دیدم که بهت گفتم برام املت درست کن (یعنی من درست کنم)بعد که املت درست کردی سوخته منم ته دیگشو دراوردم که بخورم تو فکر کردی سوسکیه اومدی املت رو از جلوم برداشتی و ریختی گفتی دوباره برات میپزم دوباره که برام پختی داخلش سیب زمینی گزاشتی بعد من بهت گفتم اخه مگه قبلی چش بود که ریختیش من که میدونی این مدلی دوس ندارم

پاسخ
لینک۲۶ دی ۱۴۰۴ ساعت ۰۴:۰۹:۳۷
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. تشکر. تعبیر این است که پارتنر شما می خواهد شما نسبت به او متعهد باقی بمانید و پیامد کارهایتان را هم بپذیرید. شما سعی می کنید که جنبه های نامطلوب رابطه تان را با او مورد ارزیابی قرار بدهید و باز به خوب بودن این رابطه فکر می کنید. اما دوباره سعی می کنید که بی شیله پیله و ساده رفتار کنید و عشقتان را به او نشان بدهید. او از اینکه شما ساده لوحانه رفتار کنید خوشش نمی آید و در عین حال شما را همانگونه که همیشه بوده اید دوست دارد. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۲۶ دی ۱۴۰۴ ساعت ۱۱:۴۵:۳۶
Nila

Nila : سلام من قبل اینکه بخوابم نیت کرده بودم که بالاخره عاقبت کار من با اون فرد چی میشه ؟
آخر خوابم دیدم در کشو مو باز کردم یه تخم مرغ دستم بود، میخواستم بزارم تو کشو م که دیدم دوتا تخم مرغ دیگه هم تو کشو م داشتم اون یکی رو هم که دستم بود گذاشتم کنار اونا ( تخم مرغ ها سفید و خام بودن ) ، این خواب رو عصر جمعه دیدم
ولی نمی‌دونم این خواب به نیتم بر میگرده یا تعبیر جداگانه داره

پاسخ
لینک۲۵ مرداد ۱۴۰۴ ساعت ۱۶:۲۲:۴۲
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. شما به منابع مالی به ظاهر اندکی که ذخیره کرده اید فکر می کنید. این منابع آنقدر هستند که بتوانید تعادل و آرامشتان را در زندگی حفظ کنید هر چند که هنوز نمی خواهید از دستاوردهای مالی و ذخایری که پس انداز کرده اید استفاده کنید. خوابتان مربوط به فردی که نوشته اید عاقبتم با او چه می شود نیست. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۲۵ مرداد ۱۴۰۴ ساعت ۱۹:۱۳:۵۲
نینا

نینا : سلام خسته نباشید.صبح خواب دیدم یک کنسرو لوبیا توی تصویر می بینم یا دستمه و داداشم تخم مرغ و سیب زمینی آب پز می خواد بخوره یا به من میگه بخورم و اشاره کرد به یه شیرینی زبان چسبیده به یک تپه کوچک خوراکی که بردارم بخورم.

پاسخ
لینک۱۶ آذر ۱۴۰۴ ساعت ۰۸:۳۱:۴۷
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. تعبیر خوابتان این است که شما همیشه غمخوار برادرتان بوده اید. برادرتان تلاش می کند که به رفاه بیشتری برسد. او بسیار ساده و خاکی و بی شیله پیله است و معتقد است که شما هم مثل او هستید. او می خواهد که شما مراقب خودتان باشید و از خودتان هم حمایت کنید. از نظر او شما شیرین زبان و مهربان هستید. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۱۶ آذر ۱۴۰۴ ساعت ۱۲:۴۹:۱۲
ناشناس

ناشناس : سلام،لطفا مخفی باشه،خواب دیدم

پاسخ
لینک۵ بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۰۹:۴۸:۰۰
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. تعبیر خوابتان این است که شما از مادرتان در مورد موضوعی تبعیت می کنید ولی در عین حال حواستان جمع است که مسیر درستی را در زندگی تان به پیش گرفته باشید. روح مادربزرگتان شاد. او در کالبد روح در کنار شما در تعامل است و به افکار و به شرایط زندگی شما واقف است. دخترخاله ی شما و خواهرتان نقش فعالی در تصمیمات شما ندارند و شما به نظرات آنان خیلی اهمیت نمی دهید ولی از شما می خواهند که شما به ایشان کمک کنید تا به اهدافشان برسند و مشکلاتشان تمام شود. مرحوم مادربزرگتان در دنیای باقی در آرامش به سر می برد. او بینشی قوی دارد ولی اجازه ندارد از اخبار غیب با شما چیزی در میان بگذارد. اما می خواهد به شما خبر دهد که نباید انتظار داشته باشید که همسرتان یا شریک احساسی شما یا هر کسی که از شما خواستگاری می کند( در صورتی که مجرد هستید) مثل دوست پسر سابقتان باشد و از نکات مثبت یا منفی شخصیت او برخوردار باشد. شما باید از مقایسه ی دوست سابقتان با مردهای دیگر یا با همسرتان دست بردارید. دوست مادر شما خیلی متمول نیست بلکه با اشخاصی در ارتباط است که خیلی از او تعریف و تمجید می کنند و ثروت او را بزرگنمایی می کنند تا ارزش و اعتبار او را پیش همدیگر بالاتر ببرند. پدر شما هم شاید فکر کرده که آنان واقعا متمول هستند. اما مرحوم مادربزرگتان می داند که دوست مادرتان اجازه نمی دهد که کسی از واقعیت های زندگی او با خبر بشود. دوست مادرتان شخصیتی درونگرا و کم حرف دارد و دوست ندارد که با دیگران خیلی قاطی و صمیمی شود. در واقع او خیلی هم خوشبخت نیست. مادر شما خوشحال می شود که از تجارب دوستش در زندگی استفاده نکرده اما خواهرتان از بعضی جهات سعی کرده از دوست مادرتان بیاموزد و درس بگیرد. شما به فرهنگ خانوادگی تان پایبند هستید. خوابتان شامل دو حق خواب بود. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۵ بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۱۹:۱۱:۲۰
سمانه

سمانه : خواب دیدم جلوی دوتا آسانسور ایستادم و غلام دوست سابقم از آسانسور خارج شد به داخل شرکت رفت منم به شرکتش رفتم در آشپزخانه تعدادی گلدان سفید بزرگ با گیاهانی که ساقه سبز کلفت وبلندی داشتن بود و دو قابلمه لعابی سفید که تکه های زیادی از تخم مرغ آبپز که سفید و زرده بود در داخل قابلمه ها بود و یک تکه کلم بروکلی که کمی زرد شده بود گویا صبحانه خورده بود و باقیش مونده بپدع داشتم ظرفم رو می شستم که وقتی در قابلمه لعابی آب ریختم یادم افتاد برای غلام هست و کنار گذاشتم تا خودش بیاد و ظرفهاش رو بشوره غلام گفت 1500تا پروژه رو انجام بدم و هزینش رو ساعتی بهم میده و بنظرم خوب بود بهش گفتم به یکی از دوستانم زنگ میزنم تا کمکم کنه و اصرار داشت که سریع انجام بشه در خیابان بیرون شرکت مرد کچل وکوتاه قد که مانتو سرمه ای پوشیده بود در کنار خانومی هم قدش ایستاده بود

پاسخ
لینک۱۵ فروردین ۱۴۰۵ ساعت ۰۰:۰۹:۳۳
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. تعبیر خوابتان این است که شما می خواهید در زندگیتان رشد و پیشرفت کرده و به تعادل برسید. غلام یا کسی که از نظر فکری مثل اوست؛ در حالی که رفتاری مقبول و با سیاست از خودش بروز می دهد؛ در کارش پیشرفت کرده و خوش اخلاق و مهربان با دیگران رفتار می کند. او سخاوتمند نیست و در دفاع از خودش هم کوتاه نمی آید و به صورت حق به جانب حرف می زند. او می خواهد شروعی تازه برای خودش بسازد و شما نمی خواهید رفتار او را توجیه کرده یا برای او برنامه ریزی کنید. او می خواهد شما موجب شوید که مشکلاتش خیلی زود تمام شود و شرایط سخت برای او آسان شود. شما با عزم و اراده ای قوی تلاش می کنید که هم به او کمک کنید هم اعتبار خودتان را بالا ببرید. در حالی که خیلی در رابطه با او احساس خوش شانسی و موفقیت نمی کنید و باید به تنهایی تلاش کنید که به رفاه برسید. شما ظاهری قانونمند و متواضع به خودتان می گیرید تا اوضاع به نفعتان به پیش برود. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۱۵ فروردین ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۳۵:۰۶
مریم

مریم : با سلام و احترام
امروز حدود ۶ صبح خوابدیدم دارم روی شعله زیاد اجاق در یک ماهیتابه پر از روغن داغ با سرعت برای خانواده تخم مرغ سرخ می کنم (همیشه نیمرو را با حرارت پایین و روغن کم به آرامی ‌درست میکنم ) پسر بزرگم می گفت زرده ی نیمروی من حتما باید سالم باشد ولی من هر چه تخم مرغ توی ماهیتابه میشکستم زرده اش شکسته بود . البته خود تخم مرغها سالم بودند فقط زرده ها سالم در نمیامد. آخرین تخم مرغ را که برداشتم پوستش آنقدر شفاف بود که داخل آن را میدیدم و دیدم که زرده اش شکل طبیعی ندارد و خراب است . به پسرم گفتم این یکی را دیگر نمیشکنم . این از همه بدتر است . او هم از تخم مرغها نخورد . متشکرم .

پاسخ
لینک۱۸ آبان ۱۴۰۴ ساعت ۱۲:۰۳:۲۳
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. احترام متقابل. تعبیر خوابتان این است که شما سعی می کنید که شور و شوق یا اشتیاقتان را نسبت به موضوعی برای خانواده تان بیان کنید و نشان دهید که حامی ایشان هستید. می خواهید تاثیر مثبتی روی آنان بگذارید ولی در عین حال که خودتان احساس شکنندگی می کنید، به خانواده تان متعهد هستید. اما در نهایت حرفهای شما روی پسرتان تاثیرگذار واقع نمی شود و متوجه می شوید که هر چه بیشتر تلاش می کنید؛ موقعیت بدتر می شود. شما فکر می کنید که کاری که می خواهید انجام بدهید، درست است ولی پسر شما با نظرات شما مخالف است و شما هم از متقاعد کردن او دست می کشید. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۱۸ آبان ۱۴۰۴ ساعت ۲۱:۰۹:۱۴
ادامه

فقط اعضای وب سایت می توانند تعبیر خواب خود را سوال کنند. اگر قبلا عضو شده اید ورود و برای ثبت نام عضویت را کلیک کنید. ورود عضویت برای دریافت تعبیر خواب از طریق تلگرام به آی دی @yotaabcom پیام دهید.