تعبیر خواب حلقه ازدواج
به دست آوردن حلقه ازدواج در خواب، تعبیرش ازدواج و خوشبختی است. اگر متاهل هستید، دوستان جدیدی به دست خواهید آورد. اگر ببینید حلقه ازدواج خود را گم کرده اید یا حلقه ازدواجتان شکسته، با همسر خود اختلاف پیدا می کنید. اگر ببینید حلقه ازدواجی که همسرتان به دست دارد، نگینی مشکی رنگ دارد که در بیداری فاقد این نگین بوده باشد، تعبیرش جدایی و نیت همسر شما برای طلاق است.
گرفتن حلقه به عنوان هدیه در خواب، نشانه وفاداری و خوشبختی در زندگی زناشویی است. اگر ببینید که حلقه جدیدی به انگشت خود دارید، در بیداری کارهای جدیدی به شما محول می شود و در انجام آنها به موفقیت می رسید. اگر دختری ببیند که حلقه ازدواج او درخشان است، شوهر آینده او مردی وفادار و مهربان خواهد بود.
اگر تعبیر خواب خود را پیدا نکردید آن را از ما بپرسید. لطفا به موارد زیر دقت فرمایید:
لطفا هر خواب را در صفحه تعبیر خواب مرتبط با آن سوال کنید.
حتما خواب خود را با حروف فارسی بنویسید. کامنت های انگلیسی تایید نخواهند شد.
تعبیر خواب شما به صورت عمومی در بخش دیدگاه اضافه خواهد . لطفا از نوشتن ایمیل، اطلاعات شخصی خودداری کنید.
ارسال تعبیر خواب به ایمیل امکان پذیر نمی باشد و تعبیر ها فقط در سایت نوشته می شود.
تعبیرهای درخواستی در سریع ترین زمان ممکن نوشته خواهند شد اما ممکن است به دلیل درخواست های زیاد این زمان گاهی طولانی شود.
در صورتیکه خواب ارسالی شما بیشتر از ۷۵۰ کاراکترباشد، به ازای هر ۷۵۰ کاراکتر یک حق خواب از شما کسر خواهد شد!


فقط اعضای وب سایت می توانند تعبیر خواب خود را سوال کنند. اگر قبلا عضو شده اید ورود و برای ثبت نام عضویت را کلیک کنید. ورود عضویت برای دریافت تعبیر خواب از طریق تلگرام به آی دی @yotaabcom پیام دهید.
Bsran : سلام خانم هراتی عزیز. انشالله که سالم و سلامت باشید. تعبیر های شما همیشه درست در آمدند.
چهارشنبه خواب دیدم از یه مسیری از بین باغ ،جاده خاکی، راه صعب العبور با همسرم که غر میزد گاهی، همراه هستم تو مسیر برای خودم پارچه چادر به رنگ زمینه شیری و گل های قرمز خریدم، یه دست لباس خوشرنگ آبی آسمانی مجلسی و یه حلقه ازدواج(حلقه ام رو چندسال پیش فروختم). وقتی رسیدیم خونه پدرم، به مادرم لباس رو نشون دادم اینقدر از جنس و رنگ لباسم خوشش اومده بود میگفت توروخدا بگو چقدر خریدی گفتم سه میلیون سیصدو سی خریدم. خواهر شوهرم پارچه چادر رو برام دوخت، طوری بود که می تونستم مثل رو دوشی گرم استفاده کنم موقع سرما هم به عنوان چادر.مسافرت رفتم کردستان اونجا تو پارک با گوشی از خودم سلفی می گرفتم کنار درختی جلو اینه چادر رو امتحان می کردم و از دوخت و جنس گرمش خوشم می اومد چشمام درشت و سیاه و خمار به نظر میرسید با مژه های بلند صورتم زیبا به نظر می رسید. حلقه ام از دستم افتاد میخواست از یه جوب کوچک آب فاضلاب بره بیرون که پریدم بگیرمش، زودتر از من دو مرد میانسال بودن که یکیش گرفتش بهم پسش داد، اما انگار جنسش نازک بود موقع برخورد یه کم گوشه اش داخل رفت و کل خورد.
سپاس از تعبیرتون.
فریبا هراتی
: سلام. همینطور شما. تشکر. تعبیر خوابتان این است که شما و همسرتان پریشانی ها و عدم آرامش و ناهماهنگی هایی را در زندگی تان تجربه کرده اید و احساساتتان گاه و بیگاه جریحه دار شده و از هم رنجیده اید. شما در رسیدن به اهدافتان با موانع زیادی مواجه شده و یا مشکلات غیر قابل انتظاری را تجربه کرده اید. حالا شما تصمیم گرفته اید که خونسردتر رفتار کنید و علیه یا به نفع کسی گارد و جبهه نگیرید. مهربانتر و شادتر و خونسردتر و با فرهنگتر از گذشته رفتار کرده و به همسرتان تعهد و عشق بیشتری را نشان داده اید. مادر شما از اینکه توانسته اید تصویر مثبت تری از خودتان به همسرتان ارائه کرده و زندگی تان را در مسیر سازنده تر و مثبت تری بهه پیش ببرید برای شما خوشحال است.شما احساس امنیت بیشتری کرده اید و خواهرشوهرتان راهنماییتان کرده که زندگی خوبی داشته باشید و رازدار خودتان باشید. شما روی عملکردتان و روی رفتارتان تمرکز کرده و شخصیت زیباتر و قویتری از خودتان ساخته اید تا گرما و امنیت بیشتری را در زندگی تان تجربه کنید. بینش شما تقویت شده و مرموزانه تر و مهربانتر و رئوفتر رفتار کرده اید. شما احساس خوش شانسی می کنید و وجهه ی بهتری پیدا کرده اید. اگر هم زمانی بین شما و همسرتان اختلاف افتاده؛ با عزم و اراده ی بیشتری تلاش کرده اید که زندگی تان را حفظ کنید. ولی خوب به هر جهت به همسرتان بر می خورد اگر مرتکب اشتباه بشوید. تشکر از همراهیتون
eli : سلام.خواب دیدم توی خرابه ای با تعدادی خانم هستیم که انگار افرادی مثل طالبان قراره بهمون حمله کنن،من سعی داشتم همه رو فراری بدم که متوجه شدم شب قبل حلقه ازدواجم رو از دستم درآوردن یا دزدیدن ،جاشو بوسیدم و دلم گرفت اما ناراحت نبودم چون با خودم میگفتم دوباره میخرمش.(من خوابم رو قسمت ........ و فقط قسمت حلقه رو برام تعبیرکنید)تو پرانتز نمایش داده نشه لطفا
فریبا هراتی
: سلام. تعبیر خوابتان این است که شما با مشکلات و موانعی در راه تحقق اهدافتان مواجه شده اید و فکر می کنید که در زندگی تان پیشرفتی نمی کنید. طرز فکر شما غلط است و دلشوره ی زیادی به شما دست داده که مبادا افراد بد طینت روی نظرات و علاقه ی شما و همسرتان به یکدیگر، تاثیری منفی بگذارند و باعث شوند که از همسرتان جدا شوید یا به همدیگر متعهد باقی نمانید. شما بخاطر مشکلاتی که با همسرتان در گذشته تجربه کرده اید؛ و چون نمی دانستید که عاقبت کارها به کجا کشیده می شود؛ احساس تعهد کمتری به همسرتان پیدا کردید و یا حس کردید که او شما را دوست ندارد. اما هر چند که دلتنگ همسرتان و یا دلتنگ محبت های او شده اید ولی چون همسرتان را دوست دارید؛ می دانید که دوباره می توانید رابطه تان را با همسرتان خوبتر کنید و از بهبود زندگی تان ناامید نیستید. تشکر از همراهیتون
نگین شریفی : سلام خواب دیدم می خواستم ببینم ۲ تا النگو طلام در کیفم هست یا نه ،به همین خاطر زیپ کیف دوشی ام را باز کردم و دیدم آره النگوهام و بنظرم گوشواره هم در کیف هستن. برادرم شتاب زده اومد گفت حلقه طلا زرد تو را بنداز الان گمش میکنی و گذاشتیش لبه طاقچه به حلقه نگاه کردم دیدم حلقه ام عین حلقه خواهر علی است گفتم یه جاهای از طراحی حلقه طلا زرد را خوشم نمیاد و تغیبرش بدم حلقه را به دست انداختم در واقعیت چند روزه با علی دوست پسرم قهرم هستم و اینکه حلقه خواهرش را دیده ام و مدلش را دوست ندارم
فریبا هراتی
: سلام. شما می خواهید بدانید که عشق شما به علی تا چه حد است. شما شما به او پابرجا هست و به همین خاطر در زندگی تان احساس تعهد می کنید، ولی لجبازیهای شما به ضررتان تمام می شود و اگر خودتان را به او متعهد ندانید؛ او را از دست می دهید. شما نمی خواهید مثل خواهر علی احساس تعهدتان را به عشقتان نشان دهید. شما می خواهید متفاوت از فرهنگ خانوادگی او رفتار کنید. تشکر از همراهیتون
ffereshteh : باسلام و احترام. مجرد هستم، خواب دیدم پدر مرحومم یک جفت حلقه طلای سفید زنانه و مردانه رو برای ازدواجم(چیزی شبیه جهاز که میزارن خونه) خریده و اونا رو توی یک نایلون پیچیده و اورد خونه. وقتی حلقه ها رو دیدم، گفتم خبری که از ازدواج نیست و اصلا نمیشه حلقه رو بخری و تو خونه نگه داری، اگر خواستگار اومد میریم باهم میگیرم، نمیشه برای اونم من بخرم نگه دارم. ولی پدر هیچی نمیگفت و روی تصمیمش مصر بود، و حلقه ها رو نگه داشت. بعدش گفت برید مبل هم برای خونه سفارش بدید. ما هم مشغول پیدا کردن ادرس برای سفارش آنلاین شدیم و بالاخره پیدا کردیم، اما در همین حین یک بطری نفت یا مایعی شبیه اون کنارمون بود، که ندانسته پای مادرم بهش برخورد کرد و ریخت رو زمین.
فریبا هراتی
: سلام. احترام متقابل. تعبیر خوابتان این است که پدر شما ( روحشان شاد) برای شما دعا کرده که ازدواجی موفق داشته باشید و کسی به زندگی تان بیاید که شخصیتی موفق داشته باشد و هر چند که او از بیرون خشک و غیر قابل نفوذ به نظر برسد؛ ولی از درون با احساس و با محبت باشد. مرحوم پدرتان می خواهد که شما ارتباطات خودتان را با دیگران گسترش بدهید و سعی کنید که با کسی که مناسب شماست آشنا شده و ازدواج کنید. شما ارتباط تان را با کسی آغاز می کنید ولی مادر شما به خاطر مسائل اقتصادی، ایراد می گیرد و به احساسات این شخص لطمه می زند. خواب هشداری به شما و یا مادرتان است که بخاطر مسائل اقتصادی سخت گیری نکنید و به کلیت و ماهیت شخصیت خواستگارتان دقت کنید. تشکر از همراهیتون
پاییزه : سلام وقت بخیر لطفا مخفی بماند
فریبا هراتی
: سلام. بخشهایی که نوشته اید فلانی را دیدم و فلان جا بودیم و فلان منطقه بود... که اصلا قابل تعبیر نیست چون هرچه که در خوابتان می بینید را باید شفاف و دقیق و بی سانسور مطرح کنید تا قابل تعبیر باشد. اما بخشی که از هدایا نوشته اید؛ شرایط اقتصادی و زندگی احساسی این آقا خیلی بهبود پیدا می کند و او به این فکر می کند که شما می توانید به انجام کاری متعهد بشوید یا با کسی ازدواج کنید که باعث خوشبختی و کمال موفقیت شما و این شخص خواهد شد و همانطور که از ته دلتان دوست دارید؛ به هارمونی و موفقیت در ازدواج با این شخص دست پیدا می کنید. تشکر از همراهیتون
Q : سلام در واقعیت بابام و صابر همو نمیشناسن ولی صابر بابامو دیده.خواب دیدم صابر دندون پزشکه(در واقعیت شغلش این نیست) و تمام دندونای منو درست کرد.بابام پالتوی مشکی،ریش ژولیدهی خاکستری داشت(ندیدمش ولی حضورش رو حس کردم) و از کار صابر خوشحال بود میخواست ازش حسابی تشکر کنه.یهو دیدم منو صابر در اتاق مادربزرگمیم(انگار ادامه مطبشه) و نور ظهر میتابه،پیرهن صابر زرشکیه، روی تخت مادربزرگم نشسته منم طرف چپش وایستادم.هیچی نمیگفت و فقط زل زده بود نگام میکرد. ژاکت زمستونی تنم بود،دست کردم تو جیبم سه تا انگشتر رو نشون صابر دادم و گفتم پدرم اینارو برای شما دادن(یکی نقرهایی و طرحدار بود، نگین داشت و تقریبا سیاه و عتیقه شده بود. ولی اون دوتا یه جفت حلقه ساده و سالم بودن یکیشون طلایی و یکیشون نقرهایی)یهو فضا تاریک و شب مانند شد.حلقه طرحدار رو نشونش دادم بهش گفتم بابام گفته این حلقه برای شما و خانومته.(تعجب کرده بودم چطور یه حلقه واسه هر دوتاشون!) دست راستشو اورد بالا و حلقه رو کردم دستش ولی خیلی براش بزرگ و گشاد بود و در میومد.ولی اون یکی حلقه نقرهایی بنظر میرسید اندازشه.(نفهمیدم پوشیدش یا نه)صابر از جاش بلند شد یهو فضا شبیه خانه دوران کودکیم شد و صبح بود. صابر قدم زد رفت جایی که سمت چپ من میشد.فهمیدم میخواد انگشتر طلایی رو آب کنه و یکی از دندونای آسیابی پایین سمت چپ پدرم رو با این طلا پر کنه. پر شده این دندون رو دیدم.
فریبا هراتی
: سلام. تعبیر خوابتان این است که صابر باعث شده که شما اعتماد به نفستان بالاتر برود و موجب شده که شما متوجه شوید که هیچ وقت نباید نسبت به صداقت و درستی رفتار آدمها در زندگی تان، زیاده از حد خوشبین باشید. او به شما تجاربی آموخته که اگر از آن تجارب استفاده کنید می توانید شخصیت بهتر و مجرب تری در آینده داشته باشید. در حالی که او از شما تعریف کرده؛ شما خردمندانه و منطقی رفتار کرده و خیلی به تعاریف او دلخوش نیستید. شما سعی می کنید که در مقابل وقایع منفی و احساسات سرد دیگران از خودتان بخوبی حمایت کنید و هر چند که خودتان هم وجهه ی خوب خودتان را بروز نداده اید؛ ولی خوشحال هستید که این درسها را از صابر آموخته اید. شما و صابر در شرایط استرس آوری قرار می گیرید و متوجه ی رفتار ناشی از هیجان یا خشم و استرس صابر می شوید. او تلاش می کند که به شما بگوید که فرهنگ تان را درک می کند. در عین حال می خواهد این شما باشید که قدم اول را بر می دارید و عملکرد او، در رابطه با شما؛ کاملا بستگی به رفتار شما با او دارد. شما می خواهید صابر بداند که شما از کسی که شخصیت متعهد و منطقی داشته باشد خوشتان می آید. برای شما مهم است که کسی که به زندگی تان می آید باعث آرامش شما بشود؛ با فرهنگ و اصیل و با ایمان باشد؛ و صداقت داشته باشد. شما می خواهد او بداند که نباید به همسرش دروغ بگوید و اگر دوستش ندارد؛ باید از او جدا شود نه اینکه هم با او باشد هم بخواهد با شما دوستی کند. به صورت منطقی، صابر خودش را کمتر از آن می داند که به تعهداتی که شما از او انتظار دارید؛ پایبند باقی بماند. ولی گاهی می تواند باعث آرامش شما بشود. شما نمی دانید که بالاخره او می خواهد به شما متعهد بماند یا خیر. شما شروعی تازه را آغاز می کنید ولی معصومانه و سرخوشانه رفتار می کنید. صابر می خواهد نشان دهد که به شما احساس دارد. او می خواهد که به جای اینکه به شما متعهد باقی بماند؛ خودش را به نحوی در زندگی شما جا کند و شما حس کنید که او برایتان می ماند حتی اگر با شما ازدواج نکند. خواب شما شامل سه حق خواب بود. تشکر از همراهیتون
Sajede : سلام .خانم هراتی عزیز این توضیحات را در ادامه خواب شب پیشم که اشاره کردید واضح نیست اضافه میکنم .
من اون حلقه را دست نکردم و فقط نگاهش می کردم بعد چرا ازدواج؟شاید قرارداد کاری ست. و اینکه چرا جدا می شوم؟ من حلقه را زمین نگذاشتم، و انگشتر نگین دار طلا را قبل دیدن این حلقه از دست داده بودم! و آن پلیسها هم به کار مربوطند. آن مرد معروف که شخص شناخته شده ای در حوزه کاری ما است که من هیچ ارتباطی با او ندارم از پشت مرا در اغوش گرفت، من برگشتم او را دیدم بهش لبخند زدم، او هم بمن لبخند زد.و آن دوحلقه سیاهی که قبلا گفتم بهم متصل بودند با یک فلز محکم روشن.
فریبا هراتی
: سلام. در ابتدا خوابتان را ناقص نوشتید؛ حالا هم که توضیح نوشته اید نصفش در خواب قبلیست نصفش اینجا!! تعبیر یعنی تفسیر مشاهدات شما در خوابتان. بعلاوه چون من هیچ شناختی از شما ندارم حداقل باید مثل امروز توضیح کامل ارائه کنید که بنده احتمالات اشتباه در رابطه با شاغل بودن یا بیکار بودن یا مجرد یا متاهل بودن شما را در تعبیر در نظر نگیرم. تعبیر این است که عملکرد شما مورد قبول و حمایت و پشتیبانی مرد معروف خوابتان قرار دارد. شما سعی می کنید که در کارتان با وجدان زیاد رفتار کنید و خودتان را محدود می کنید تا مرتکب گناه نشوید. انگیزه ی شما برای رسیدن به موفقیت زیاد است. شما به این فکر می کنید که در گذشته می توانستید در رابطه با کار یا تعهدی به موفقیت برسید ولی این شانس را از دست داده بودید. ولی شانس مجددی برای تعهد تازه در انجام کار به شما داده می شود.حلقه ی سیاه رنگ روی انگشتر حاکی از این است که در این تعهد جدید که در حوزه ی کارتان به شما پیشنهاد می شود؛ شما هر چند که عزم و اراده ای قوی برای انجام کارهایتان از خودتان بروز می دهید ولی بعدا از اینکار خوشتان نمی آید و به این فکر می کنید که با شما صداقت نداشته اند و تمایل به ترک تعهد کاری تان پیدا می کنید.قبلا ناقص تعریف کردید و من هم فکر کردم تعهد راجع به ازدواج است. تشکر از همراهیتون
Sajede : سلام.
خواب دیدم یه جایی ایستاده بودم به یه چیز بلند مقابلم نگاه می کردم، خیلی بلندتر از من بود و بعد یه مرد معروف در تکنولوژی از پشت بغلم کرد بهم لبخند زد منم بهش لبخند زدم و بعد دو تا پلیس زن پشت دو دست مرا گرفتند و مرا بردند جلو بعد یهو یادم افتاد یه انگشتر طلای نگین دار گم کرده م داشتم ناراحتیم را ابراز می کردم که یه پلیس زن دیگر یه حلقه بمن داد که نگینش حلقه ی دیگر بود. با دست چپ آنرا کرفتم دیدم نگین یک حلقه یشم است. بعد دیدم روی انگشتر یه حلقه سیاه رنگ دیگر هم هست، حلقه ی که متشکل از دو حلقه بهم متصل بود.
فریبا هراتی
: سلام. لطفا خوابتان را هرگز به صورت معما ننویسیدتا تعبیرتان اشتباه نشود. به یه چیز نگاه می کردم یعنی چه؟ مرد معروف کیست؟ اگر تعبیرتان بخاطر نقص در تعاریفتان غلط شود مجبور به پرداخت حق خواب مجدد خواهید شد!! اینطور که شما نوشته اید شما اهداف بالایی دارید و شاید فکر می کنید که نمی توانید به خواسته هایتان برسید. ولی انگیزه ی شما برای رسیدن به موفقیت زیاد است. شما فکر می کنید که دارید علاقه تان را راجع به مسئله ای از دست می دهید چون احساس عدم امنیت می کنید. شما از نظر ارضای تمایلات جنسی و غریزی تان به خاطر حس گناهش احساس محدودیت می کنید. کسی به شما پیشنهاد ازدواج یا دوستی می دهد که با شما صادق نیست و می خواهد سرتان کلاه بگذارد و بعدا شما از او جدا خواهید شد. تشکر از همراهیتون
Mahy : سلام خانم هراتی جان، (من روزهای ........پاک کنید لطفا) خواب دیدم با حدودا ۱۵ بیست نفر در مکانی بودیم، بعد دیدم که ازشون جدا شدم یعنی من یک طرف اونها طرف دیگه انگار ک باهاشون فرق داشته باشم، و دست چپم رو دیدم که زیباتر شده بود و یک حلقهی طلای زرد دستم بود که دور تا دور حلقه پر از نگینهای سفید و درخشان کوچک بود یک ساعت فلزی سفید رنگ هم دست چپم بود، من یک گوشه اتاق ایستاده بودم، بقیه و دست خودم رو میدیدم. بعدش دیدم با عده ای افراد که تو خواب دوستامون بودن رفتیم مهمونی خواستگارم و خواهرمم بودن، بلوز و شلوار گرم کن طوسی روشن و با یقه صورتی تنم بود، خواستگارم دستمو گرفته بود و با خوشحالی و لبخند اصرار میکرد با هم برقصیم اما من خجالت میکشیدم و قبول نکردم، بعدش که از مهمونی برگشتیم با خودم گفتم خوب شد قبول نکردم باهاش برقصم اگر آشنایی میدید بد میشد و میگفتن تو باهاش چه نسبتی داری
فریبا هراتی
: سلام عزیزم. خدا بزرگ است. انشالله آرامش و شادی به شما بر می گردد. شما الان احساس می کنید که از جهتی مشکلاتتان تمام شده و با قطع رابطه با او، شرایط سخت برایتان حل و فصل شده؛ و از جهتی، احساس ایزولگی و تنهایی می کنید. از نظر احساسی ، شما آزادی بیشتری را تجربه می کنید. می دانید که می توانید عشق و موفقیت را تجربه کنید. شما منطقی تر فکر می کنید و قدر زندگی تان را بیشتر می دانید. به داشته ها و علایق و امکاناتی که در اختیارتان هست فکر می کنید. خواستگار شما با عزم و اراده ی بیشتری حالا به شما فکر می کند چون نگران است که شما را از دست بدهد و شما مصمم تر شده اید که به هدفتان برسید و از بلاتکلیفی بیرون بیایید. شما می خواهید از خودتان حمایت کنید. مغرور و روشنفکر، مهربان و شیرین و با احساس رفتار می کنید. خواستگارتان تلاش می کند که شما را برای خودش حفظ کند. شما نمی خواهید به ساز او برقصید و بلاتکلیف باقی بمانید. دوست دارید که جایگاه خودتان را در زندگی داشته باشید. خوابتان شامل دو حق خواب است. تشکر از همراهیتون
Mahy : سلام خانم هراتی جان، روزتون بخیر، خدا قوت. دیشب راستش نماز شب خوندم و دعا کردم برای حوائجم، نزدیکهای صبح خواب دیدم خواستگارم با پدرش منزل ما هستن، من عکسهای پدرش رو زیاد دیدم تو همه عکسها جدی بودن، خونه ما هم همینطور، چون شهرشون با ما متفاوت هست انگاری چند روز اومده بودن خونه ما، فقط خودش و پدرش، خودش موهاش صاف و مرتب بود، پوست صورتش هم صافتر از واقعیت، کاپشن بهاره مشکی که زیرش پیراهن رنگ روشن داشت پوشیده بود، هر دو تامون به پدرش رسیدگی میکردیم، و دور و بر پدرش رو گرفته بودیم، بعد یهویی خواستگارمو دیدم که دست چپش رو آورد بالا که حلقه اش رو نشون بده، دیدید عروسها وقتی نامزد میکنن چطور حلقه شون رو با بالا آوردن دستشون نشون میدن، همونطوری دستش رو آورد بالا و من دیدم حلقه طلای سفید رنگ دستشه، ساعت بند فلزی سفید هم دست چپش بود که تو چشمم زد، البته خودش داره ساعت این شکلی اما من احساس کردم جدیده و با حلقه اش ست شده، اولش توی خواب گفتم ای وای با همسر سابقش عقد کردن، اما بعد دقت کردم دیدم دستش رو انداخته دور گردن من، و دست چپش رو بلند کرده بود، بعد گفتم نه منظورش منم دستشو انداخته دور گردن من، خودم از روبرو داشتم خودمون رو نگاه میکردم و اولش متوجه خودم نبودم. توی این صحنه قد خواستگارم بلندتر شده بود و موهاش خرمایی رنگ و مجعد بود و با لبخند دست چپش رو بلند کرده بود حلقه رو نشون بده و به من نگاه میکردم که از روبرو خودمون دو تا رو می دیدم. فکر کنم کت و شلوار طوسی روشن هم تنش بود. ممنون از شما
فریبا هراتی
: سلام. تشکر. تعبیر خوابتان این است که خواستگار شما سعی می کند که خردمندانه تر و منطقی تر از گذشته به شما فکر کند. او شخصیتی جدی دارد و روحیه شما را هم خوب درک می کند. فکرش راحت است و آرامش بیشتری نسبت به گذشته پیدا کرده. او می خواهد سعی کند که احساساتی تصمیم گیری نکند و منطقی باشد. برای همین جدی رفتار می کند ولی ذات او پاک است و آرام و با کرامت رفتار می کند. او متوجه شده که شما به فرهنگ او احترام می گذارید و برای همین او می خواهد با شما ازدواج کند. خواستگارتان به علاقه ی به شما و دوستی شما متعهد است و قدر شما را می داند. اما در ظاهر او شخصیتی خشک و غیر قابل نفوذ از خودش بروز می دهد. او شخصیتی موفق و با اراده دارد و هر چه که بخواهد را می تواند به خاطر همین اراده و انگیزه ی بالایی که دارد؛ بدست بیاورد. او می خواهد از شما حمایت کرده و با شما ازدواج کند و شما برای او احترام بیشتری قائل خواهید شد. تشکر از همراهیتون