تعبیر خواب خانه
اگر کسی خود را در خانه جدیدی دید که متعلق به خود اوست، و در آن خانه وسایل رفاه و راحتی کاملی وجود داشت، به زودی ازدواج می کند و به خوشبختی و رفاه خواهد رسید. اگر شخص متاهلی این خواب را ببیند، نشانه داشتن زندگی مرفه و خوبی است. ورود به خانه نو نیز ازدواج است.
اگر دید در خانه ای بدون وسایل و تک و تنها به سر می برد، نشانه نزدیک شدن به پایان عمر است. اگر کسی ببیند خانه ای محقر و ویرانه دارد و آن خانه متعلق به خودش است، زندگی بر او تنگ خواهد شد و درآمدش کاهش خواهد یافت. چنان چه ببیند یکی از اتاقهای خانه آشفته و خراب است، بخشی از زندگی بیننده خواب دچار خرابی و ویرانی می شود و غمی و زیانی به او می رسد.
اگر ببینید که درب خانه شما آهنی است، زندگی قابل دوامی دارید و ثروتمند می شوید. اگر درب خانه شما از نقره بود، بیننده خواب گنه کار است و باید توبه کند. اگر درب نویی به خانه اش وصل کردند، بیننده خواب شغل و کار جدیدی پیدا می کند.
اگر کسی دید درب خانه خود را کند، و به دور انداخت، اگر درب کهنه و شکسته بود، و به جای آن درب نویی گذاشت، از غم و اندوه مالی خلاصی و نجات پیدا می کند و به مال و نعمت می رسد و اگر کسی دید که دیگری درب خانه او را می کند، از آن شخص خصومت خواهد دید و اگر دید درب خانه اش بزرگ شده به مقام وی افزوده می شود.
اگر کسی دید درب از خانه ی قدیمی می کند، در خیرات به رویش گشوده می شود. اگر کسی درب خانه ی خود را کوچک دید که به زحمت می توانست وارد سرای شود، به تنگدستی دچار می شود.
-
امام صادق (ع) می فرماید: دیدن سرای به خواب بر هشت وجه است:
- مرد را زن و زن را شوهر،
- توانگری،
- ایمنی،
- عیش خوش،
- مال،
- ولایت،
- عزت،
- امانت.
محمد ابن سیرین می گوید: خانه مفرد درخواب، زن است. اگر ببیند خانه یا ستونهای خانه را از جای برداشت، دلیل که زن با مروتی می خواهد و به زودی زنش آبستن خواهد شد. اگر ببیند وارد خانه ای نو شد، دلیل که زنی خواهد و توانگر شود.
اگر ببیند که خانه مفرد به کنج اندوه بود و ندانست که خانه از کیست، دلیل که از دنیا رحلت کند. اگر ببیند درب خانه باز بود و او در را قفل نکرده بود و آن خانه به خانه دیگر راه داشت، دلیل که از غم و اندوه رها گردد. اگر بیمار این خواب را ببیند، شفا یابد. اگر ببیند درب خانه خود را بشکست، دلیل که از کسی او را مالی رسد.
اگر ببیند درب سرای بشکست یا بسوخت، دلیل که برای صاحب سرای مصیبت اتفاق خواهد افتاد. اگر ببیند زمین سرای او بزرگ و فراخ شد، دلیل که به قدر آن فراخی او را روزی در دنیا فراخ شود. اگر برخلاف این ببیند، روزی بر وی تنگ شود. اگر ببیند سرای او را می کندند، دلیل که راه صلاح بر خود ببندد و نماز و عبادت کم کند. اگر ببیند سرای کهن را می کند، در خیرات بر وی گشاده شود و خرم گردد.
ابراهیم کرمانی می گوید: اگر ببیند که خانه بر وی افتاد، دلیل که مالی بسیار بدو رسد. اگر ببیند که خانه بزرگ و فراخ گردید و از آن که بود بزرگتر شد، دلیل که مال و نعمت بسیار بر وی رسد. اگر ببیند درِب خانه او آهنین بود، دلیل که توانگر شود.
اگر درب خانه او سیمین است، دلیل که او باید از گناه و معصیت توبه کند. اگر توانگر بود، نعمتش زیادتر شود. اگر ببیند پیرامون خانه او هیچ خانه ای نبود، دلیل که حالش تباه شود. اگر ببیند که میان سرایِ نو شد، دلیل که او را دختری یا خواهری آید و هم او گوید که صفحه سرای، دلیل کند بر پدر و مادر. اگر دید صفحه سرای او نو و پاکیزه است، دلیل است بر تندرستی تن مادر و پدر.
حضرت دانیال می گوید: اگر ببیند در سرای بیگانه شد و هیچکس را نشناخت و در آنجا مردگان دید، دلیل که آن سرای آخرت بود و وقت اجل وی رسیده است، اگر ببیند در آنجا شد و بیرون آمد، دلیل که بیمار شود و نزدیک هلاک باشد و شفا یابد. اگر در سرای معروف وارد شد که بنیاد آن از گل بود، دلیل که روزی حلال یابد.
اگر ببیند بنیاد سرای او از خشت پخته و گچ بود، دلیل که جوینده مال حرام است. اگر ببیند از آن بیرون آمد، دلیل که از حرام توبه کند. اگر ببیند در سرائی بزرگ و فراخ بود، دلیل که روزی بر وی فراخ شود. اگر سرای کوچکی و تنگ دید، دلیلش به خلاف این باشد.
جابرمغربی می گوید: اگر کسی دید در سرائی بزرگ و پاکیزه و نو داخل شد و دانست که آن سرای ملک او بود، دلیل که روزی بر وی فراخ و گشاد شود و عزت و جاه یابد و زن خوبروی خواهد و توانگر شود و ولایت یابد. اگر این خواب را زنی دید، شوهر توانگر بخواهد.
اگر تعبیر خواب خود را پیدا نکردید آن را از ما بپرسید. لطفا به موارد زیر دقت فرمایید:
لطفا هر خواب را در صفحه تعبیر خواب مرتبط با آن سوال کنید.
حتما خواب خود را با حروف فارسی بنویسید. کامنت های انگلیسی تایید نخواهند شد.
تعبیر خواب شما به صورت عمومی در بخش دیدگاه اضافه خواهد . لطفا از نوشتن ایمیل، اطلاعات شخصی خودداری کنید.
ارسال تعبیر خواب به ایمیل امکان پذیر نمی باشد و تعبیر ها فقط در سایت نوشته می شود.
تعبیرهای درخواستی در سریع ترین زمان ممکن نوشته خواهند شد اما ممکن است به دلیل درخواست های زیاد این زمان گاهی طولانی شود.
در صورتیکه خواب ارسالی شما بیشتر از ۷۵۰ کاراکترباشد، به ازای هر ۷۵۰ کاراکتر یک حق خواب از شما کسر خواهد شد!


فقط اعضای وب سایت می توانند تعبیر خواب خود را سوال کنند. اگر قبلا عضو شده اید ورود و برای ثبت نام عضویت را کلیک کنید. ورود عضویت برای دریافت تعبیر خواب از طریق تلگرام به آی دی @yotaabcom پیام دهید.
Goliii : سلام ،وقت بخیر
خواب دیدم که اردیبهشت ماه هست و تولد پدرمه و مادرم قصد داشتن که از فامیل دعوت بگیرن و گفتن که امسال قصد دارن تولد پدرمو متفاوت برگزار کنن . محل برگزاری تولد خونه فعلیمون بود اما قبل از برگزاری مراسم نه خونه رو مرتب کردن و نه میوه و شیرینی و کیک خریدن ، وضعیت خونه حالت آشفته بود . مادرم از کسایی در تولد پدرم دعوت گرفتن که به شخصه خود مادرم ازشون متنفر هستن یا باهاشون یه اختلافی داریم اول از همه مادرم دایی شونو با همسرشون دعوت کردن ، در عالم واقعیت مادرم از زمان خیلی قدیم از زمانی ک مادرشون ( مادر مادرم ) فوت کردن ، با خانواده ی مادریشون مشکل داشتن و چند وقتی هست رفت و آمد نداریم
مهمون های بعدی خاله ام به همراه پسر بزرگشون بودن ، مادرم و خالم چند سالی هست قهر هستند و خاله ام شخصیت به خود مغرور و متکبری داره ، سال ۹۸ یک مرتبه باهم آشتی کردند و تعداد میهمان ها بیشتر بودند ولی داخل خواب برای بنده واضح نبودن و پر رنگ ترینشون اینها بودن . این صحنه از خواب تموم شد و من وارد کوچه ی خونه ی قبلیمون شدم و رو به روی خونه مون بودم . این توضیح و بدم که ما از برج ۸ سال ۱۴۰۳ بخاطر اختلاف حقوقی که با شریکمون سر خونه پیدا کردیم ، دیگه اونجا ساکن نیستیم . وقتی جلوی خونه بودم دیر وقت بود و هوا تاریک شده بود خواهرمو دیدم که با سر و وضعی آشفته و بدون حجاب و لباس راحتی های توی خونه اش ، یه چرخ طوافی قدیمی بزرگ رو ک روی اون ۴ تا جنازه قرار گرفته رو آورده رو به روی خونه قبلیمون وقتی ازش پرسیدم که اینها کیا هستن گفتش که مهمونا هستن ، ازش پرسیدم که یعنی چی که مهمونا هستن ؟! جواب داد کشتیمشون . ازش پرسیدم که اینا رو میخوای چیکار کنی ، گفتش که میخوام داخل حیاط خونه چاله شون کنم چند قدم رفتم جلوتر و دیدم ۴ تا جنازه ک هر کدومشون به طور مجزا زیر پتو پیچیده شدن و روی هم قرار گرفتن ، روی صورتشون رو که پس کردم دیدم خاله و پسر خاله ام و دایی مادرم و همسرشون هستن ، از خواهرم پرسیدم که چطوری میخوای این جنازه ها رو ببری داخل حیات چون اینجا از سمت دادگاه پلمپه ؟!! گفت از سر دیوار پرتشون میکنم داخل و خودمم از دیوار میپرم داخل خونه و چاله شون میکنم
فریبا هراتی
: سلام. تعبیر خوابتان این است که تحولات تازه ای در زندگی پدرتان ایجاد می شود و مادر شما برای مقابله با چالشهای تازه ای که در زندگی تان ایجاد می شود؛ اقدام می کند. او معتقد است که از این رفتار تازه ی پدرتان بشدت ناراحت است و نوعی هرج و مرج و آشفتگی ذهنی در زندگی شما ایجاد می شود و شما یا مادرتان از درهم برهمی عاطفی و روانی رنج می برید. مادر شما پدرتان را محکوم می کند که مطابق با فرهنگ خانوادگیش رفتار می کند و به او خواهد گفت که مثل دایی شان شده! پدرتان هم مادرتان را محکوم می کند که مثل خاله تان رفتار می کند و لجاجت و قاطعیت و خودمختاری زیادی از خودش بروز می دهد. پدرتان خواهد گفت که مادر شما مغرور و متکبر است. تعبیر بخش دوم خوابتان این است که شما به شرایط سخت و بغرنجی که در گذشته با آن مواجه شده بودید؛ فکر می کنید و به ذهنتان خطور می کند که نمی خواهید که دوباره آن شرایط را تجربه کنید. شما با موانع و مشکلاتی مواجه شده اید که هر چند سعی می کنید که روشنفکرانه این مشکلات را حل کنید؛ اما بینش تان ضعیف شده و نمی دانید که باید چه کار کنید و یا عاقبت کارها به کجا کشیده می شود. شما یا خواهرتان مردد و دو دل می شوید که باید چه عکس العملی داشته باشید و افکارتان را صریح و بی پرده بیان می کنید. خواهرتان می خواهد که سعی کند که فرهنگ قدیمی و زشت خانوادگی که باعث ناراحتی های شما می شود را برای همیشه دفن کرده و تحولات تازه ای در زندگیش ایجاد کند. او نمی خواهد که عادات و رفتارهای مشابه عمو و خاله تان را در زندگیش مشاهده کند. خواهرتان (یا شما در حالی که مردد هستید که تصمیم تان در قبال این دعوا درست است یا خیر) تصمیم می گیرد که این عادات را برای همیشه به گور بسپارد و بر همه ی محدودیت هایی که برای او ایجاد کرده اند غلبه کند و شروعی تاه برای خودش بسازد. او رفتارهای مشابه خاله و پسرش و دایی و همسرش را برای همیشه از صحنه ی زندگیش دور می کند و با اشخاصی که مشابه آنان باشد دیگر هرگز تعامل نخواهد کرد. تشکر از همراهیتون
Sahar : خواب دیدم با همسرم رفتیم خونه خواهرش ( که باهاشون قهریم ) و هیچکس اونجا نبود و توی حال خونشون تشک هاشون رو زمین پهن بود و هنوز جمع نکرده بودن و بعد رفتم توی اتاق دخترش ( که همسن خودمه و خیلی باهام دشمنه ) و چندین تا کارتن اونجا بود که مال جهیزیش بود و دلم میخواست اتاقشو بگردم ولی از یه طرف اینو زشت میدونستم و نمیخواستم اینکارو کنم و بعد روی میزش یه نامه دیدم که مال گذشته ش قبل از اینکه نامزد کنه ( عقد محضری نکردن هنوز فقط نامزدی کردن ) و این رازش که قبلا با نامزدش در ارتباط بودن و حتی نامزدش به صورت ناشناس مدرسشون میرفته واسم فاش شد ( این صحنه به صورت عکس بود ) و تعجب کردم و به همسرمم نشون دادم .
فریبا هراتی
: سلام. شما به خواهر همسرتان فکر می کنید ولی او به شما علاقه ای ندارد. او و همسرش از خانواده شان حمایت می کنند و رفاه و ثروت شان را از کسی مخفی نمی کنند. تحولات تازه ای در زندگی دختر خواهرشوهر شما ایجاد می شود و او می خواهد زندگی تازه ای را شروع کند. شما می خواهید از زندگی او با خبر باشید و بینش و شهودتان را بکار می برید و شرایط زندگی او را مورد قضاوت و ارزیابی قرار می دهید. او به نامزدش متعهد است و همیشه به او علاقمند بوده است و تابع و مطیع نظرات او بوده است. او از نامزدش خیلی چیزها یاد گرفته و در زندگیش این آموزه ها را به کار می برد. تشکر از همراهیتون
Sahar : سلام.روز بخیر. لطفا پاک شود.دیشب تشکر بابت تعابیر وخداقوت خانم هراتی بزرگوار.
فریبا هراتی
: سلام. تعبیر خوابتان این است که شما سعی کرده اید که خردمندانه تر از گذشته رفتار کرده و برای متعهد شدن به یک رابطه یا برای اینکه سر قولتان بمانید؛ آماده باشید. شما ممکن است که در کار دیگران دخالت کرده باشید و یا در مورد راه و روش زندگی تان خیلی خردمندانه رفتار نکرده باشید ولی خداوند می خواهد که شما روش زندگی تان را تغییر داده و با ایمان تر و مثبت اندیش تر رفتار کنید. شما قبلا دلتان شکسته است و بخاطر آن نامهربانی کرده اید و یا خیلی خردمندانه تر رفتار نکرده اید. خدای بزرگ نقشه های زیادی در سر دارد که شما از آن بیخبرید. شما و خواهرتان باید خردمندانه تر از قبل رفتار کنید و وقتش رسیده که بالغانه تر از گذشته برای زندگی تان تصمیم بگیرید. شما احساس ایزولگی و تنهایی کرده اید ولی حالا مجبوریدکه پای حرف و عملتان بایستید و بر کشمکش های شخصی تان غلبه کنید. شما نگران هستید که واقعا رفتاری از شما سر بزند که خداوند دوباره از شما ناراحت شود. خواب شما شامل 2 حق خواب بود. تشکر از همراهیتون
mahchehre1 : ۴.و زیر بغِلش اذیتم میکنه رو باید میپوشیدم،گیج بودم چی بپوشم،پیراهنی(شومیز)شیری رنگ مینیمال که پارچه خیلی ظریف داشت و کلا بامزه بود روی مبلی افتاده بود،گفتم پس دیگه همینو بپوشم،شلوارای شبیه شلواری قدیمیم که سال هاست ندارمش(جین تابستونه)که تو اونم اون موقع اصلا راحت نبودم چون فاقش کوتاه بود،و جذب بود و زانوهاش زاپ دار،رنگ آبی یخی بود تو خواب بودش که اونجا رنگش هنوز روشن تر و رو به سفید بود دیگه،بعد فک کردم باید کتونی سفید بپوشم یا صندل مشکیم(تو بیداری دارمش)با کتونی و این لباسا اینجوری خیلی ساده بنظر نمیرسم؟خواهر بزرگم درون صحنه گفت کتونی بپوش قشنگ تره(در بیداری از صندلم خوشش اومده بود ولی)منم قبول کردم،رفتم اتاق در بستم،مقابلم برا شلوار دو گزینه با تفاوت رنگ بود،همون شلوار قدیمی یکی سفید رنگ یکی دیگه آبی کم رنگ که خوشگل هم بود،بالا تنه رو در آوردم لباس عوض کنم،لباس زیرم همون صورتی پنککی همیشگی بود که بیداری دارمش،شلوار هم در حالی درآوردم که حدس میزدم و یکم نگران بودم شاید اون شخص بخواد بیاد داخل ولی باید عوض میکردم لباسامو،بعد تو همین حالت بدون اینکه در بزنه یواش باز شد یکم و میدونستم پشت در با قد بلندش یواشکی میخواد بیاد داخل،آماده بودم با صدای بلند داد بزنم بگم مگه یاد نگرفتی در بزنی.همچنان بدم میومد ازش،یهو بیدار شدم همون حس از چشم افتادنو بهش داشتم که اونجور دیده بودمش.کلا دلم نمیخواد ارتباط باهاش بگیرم علیرغم ارتباط خوبی که باهم داشتیم و علاقه زیادش بهم،چون من کسی دیگه رو دوست دارم و اون دوره استرس زیاد داشتم بخاطر همین ولی گاهی فکر میکنم آیا رفتاراش واقعی بود یا اغراق(از جمله روز قبل خواب دیدنم)و چرا با وجود اون رفتارای خوب فراریم ازش.و اضافه کنم اسم من مینا هست
فریبا هراتی
: 4- شما می خواستید که صلح طلبانه و زیرکانه رفتار کنید و از این رفتار خودتان خنده تان می گرفت. اینکه دوستانه و متواضعانه جلوه کنید و نشان دهید که می توانید مثل گذشته با تلاش و سخت کوشی خودتان به خواسته هاتان برسید؛ هر چند که شما را به زحمت انداخته و شما را تحت فشار قرار داده بوده؛ ولی حداقل مجبور نبودید که نیاز به این آقا داشته باشید.// در بخش پنجم خوابتان شما به قدمهای ثابت و استواری که برای زندگی تان برداشته اید فکر کرده اید. به این که باید نقش تازه ای را در زندگی تان دنبال کنید. جدی و قوی و راحت برخورد کنید و خود واقعی تان را نشان دهید که اطرافیانتان را درک می کنید و با دقت و آرامش بیشتری در مورد افرادی که تازه به زندگی تان می آیند؛ قدم بردارید. شما تصمیم گرفتید که رازدار خودتان باشید ولی مخفی کردن تمایلات و احساساتتان برای شما راحت نبوده و خودتان را از این بابت هم تحت فشار می دانستید. شما سعی کردید که وجهه ی متفاوتی از خودتان را بروز بدهید و رفتاری دوگانه داشته باشید. فعالتر پویاتر رفتار کنید و هر کسی را به زندگی تان راه ندهید. شما از اینکه خودتان را ضعیف و وابسته جلوه دهید دست کشیده و خونسرد و آرام رفتار کردید. احساسات و تمایلات جنسی و احساسی شما مثل گذشته است و تغییری از این جهت در خودتان ایجاد نکرده اید. شما از این تصویر تازه ای که می خواستید از خودتان به همه خصوصا به این آقا بروز بدهید؛ راضی بودید. او کم کم متوجه ی تغییر رفتار شما شده ولی باز هم پنهانی به شما فکر کرده و تلاش کرده که به زندگی شما راه پیدا کند. اما شما این اجازه را به او نداده اید. مینا خانم اگر به احساسات خودتان و تلاشهاتان برای اینکه دو مدل متفاوت نزد فامیل و دوست و غریبه رفتار کرده اید ؛ دقت کنید؛ متوجه می شوید که خودتان هم واقعی رفتار نمی کردید و طبعا نمی توانستید در این مدت کوتاه از واقعیت رفتارهای او با خبر بشوید. احساس تان به او به هر جهت واقعی نبوده چون کسی دیگر را دوست دارید. تشکر از همراهیتون
mahchehre1 : ۳.شخص چه لطف یا کار مثبتی کرد واسمون رفتم طرفش مادامیکه نشسته رو صندلی و قدش بلند بود(مثل واقعیت)موهای پف کوتاه و ریش مثل بیداری و خندون و حالتی شوخ طبعانه و خوش خلق داشت(مثل بیداری)تقریبا هم قد حالت نشسته اون حتی کوتاه تر بودم(حس میکنم کلا این صحنه ها قدم کوتاه بود)طلبکارانه بهش گفتم مگه من به شما نگفتم اینجارو ترک کنی؟مکث خیلی کوتاه از رو تعحب کرد و سریع دوباره لبخند زدو با شوخ طبعی گفت بله بله،اول مینا خانوم اینو تایید کنن یا بیینن،چنین چیزی و با سر اشاره به چیزی اونور تر کرد که یادم نمیاد چی یا چه کاری کرده بود،خیارهای بدون پوست خورد شده سالادی زیادی درین صحنه در پس زمینه اون شخص دیدم.موسیقی شاد هم بود،و میرفتم وارد فضایی که انگار دورش با پارچه سفید پوشیده شده بود(و اون به همون سمت اشاره کرده بود)تو شیشه در دیدم
با قلموی بزرگ آرایشی کرمپودر تیره میزنه رو دماغ پهنش که باریک تر شه،صورتش اینجا صورت بازیگر علی صادقی بود(در بیداری لبخند و چشماش شبیهشه و یبار بهش گفتم)و لبخند داشت جوری که دندوناش پیدا بود و همزمان با شوخ طبعی اینکارو میکرد و آهنگی که پخش میشد زمزمه میکرد به نشونه اعتراض بهم که گفتم ازینجا برو"وای وای وای چقد کارا کرده بودم و همش هدر رفت.."آهنگو بعد بیداری حدس زدم ولی الان یادم نمیاد،آهنگی که واقعا وجود داره و قبلا شنیدمش.چون داشت کاری خنده دار انجام میداد صدای خنده قهقهه خواهرم رو شنیدم که تو بیداری هم اینجوری میخنده بلند،با خود فکر کردم چقد براش جالب و خنده داره و دوس داره ولی من اصلا..با بی میلی وارد اون فضا شدم،فامیل بودن و اونجا شبیه خونه خالم و وردوی جلو خونشون بود،باید لباس عوض میکردن و لباس بیرونی میپوشیدم(یادم نیست چرا)تاپ دکلته سفیدم که بیداری دارمش و
فریبا هراتی
: 3-در بخش چهارم خوابتان شما به شخصیت متفاوت او در زمانی که رسمی تر با شما رفتار کرده است فکر می کنید. شما در حالی که او سعی می کرده که به شما محبت کند؛ و در عین حال که او می خواسته که جایگاه خودش را در زندگیتان داشته باشد و برای او احترام قائل باشید و با شما خوش رفتار بوده است؛ و در عین حال که خودتان را مقصر هم می دانستیدکه در وهله ی اول اشتباه انتخاب کرده اید؛ از او خواسته اید که برود. غرور او شکسته ولی با خنده پاسختان را داده است. او سعی کرده که از تلاشش برای بهبودی اوضاع و بازسازی زندگیش برایتان بگوید و مسائل را به درستی مورد پردازش و توضیح قرار دهد.او غصه خورده و ناراحت شده و شما می خواستید که از او دور باشید و فاصله تان را از او حفظ کنید. او دلگیر شده و سعی کرده که قوی و صادق جلوه کند. شما در عین حال که به او گفته اید که برود و در عین حال که او خودش را قوی نشان می داده ولی ناراحتیش را متوجه شده اید و بشدت عصبانی شده اید هر چند که این عصبانیت را به روی او نیاورده اید. شما به این فکر کرده اید که باید مطابق با فرهنگ خانوادگی تان رفتار کنید. هر چند که به فامیل تان هم علاقه ای ندارید. شما به این فکر کرده اید که جلوی فامیلتان یک مدل رفتار داشته اید و پشت سرشان به گونه ی متفاوتی رفتار می کردید. دور از چشم فامیلتان شما نشان داده اید که نیاز به حمایت و مراقبت دارید چون صلح طلبانه و معصومانه رفتار می کردید و از دروغی که خودتان آن را مخفی کرده اید و می دانستید که این دروغ بودار است و اگر کسی از آن متوجه شود؛ هویت تان را زیر سوال می برند؛ احساس گیجی کرده اید.
mahchehre1 : ۲.اول خواب گفتم هم بود،قیافش مثل بیداری،یکم سبزه تر حتی.فضا نسبتا تاریک،سالنی با عرض کم ولی تقریبا طویل و دری قدیمی آهنی.استرس داشتم زمان بگذره والدین برسن،عجله و استرس داشتم(در بیداری تمایل به ارتباط عاطفی مجدد باهاش ندارم و خیلی وقته فانتزی دعوت کسی به خونه وقتی تنهام ندارم،در نتیجه در بیداری برام عجیبه ازون فرصت چرا با اون استفاده میکردم تو خواب)غیر از ما سه تا صحنه هایی انگار پدرم هم کنارمون بود باوجود استرس اومدن پدر مادرم!///صحنه دیگه تو همون فضا اون شخص و پسر همراهم روبروی من رو شکم خوابیده بودن و game میزدن چون دسته play تو دست اون شخص بود،دیدم از شکم به پایین تا زیر باسن لخته و این قسمت هارو از زاویه نیمرخ که خوابیده بود میدیدم.اون انگار روی باسن پسر همراه بوده تا متوجه شد نگاهش میکنم گفت oh shit و تلاش کرد عقب بکشه خودشو(گویا میخواست ...)دو باری مچشو گرفتم و دوسه بار هی میگفت oh shit oh shit چون دیده بودمش،ولی تلاش نمیکرد خودشو بپوشونه.قسمت ...........(مثل اکثر آدما)از دیدن این صحنه که درون حالت بود و اولین بار برهنه اینجور میدیدمش حس تنفر کردم و کلا از چشمم افتاد،کاری بهش نداشتم دیگه.حس میکردم هرلحظه ممکنه والدینم برگردن،نباید مارو ببینن.درین بهم ریختگی پدرم اومد،جالب اینه کاریم نداشت ازین بابت و کمکم میکرد شرایط اونجارو سرو سامان بدیم،چون شلوغ پلوغ بود،تعداد گویا بیشتر هم شد نمیدونم کیا بودن،فامیل بودن،سفره یبار مصرف میدیدم پهن بود گویا،سالاد فصل خیار گوجه خصوصا خیارای پوست کنده دایره ای زیاد دیدم،یجا حسابی درگیر بودم،نمیدونم چی شد اون
فریبا هراتی
: 2- ناظر بر عملکرد شما باشد. این آقا احساسات واقعیش را از عملکرد شما از شما مخفی کرده و به این فکر رفته که شما خیلی صادقانه رفتار نمی کنید؛ خیلی ارتباط تان را با او گسترش نمی دهید و می خواهید به صورت موازی با او فعلا به پیش بروید تا ببینید که این رابطه به کجا کشیده می شود. شما رفتاری جدی و قاطع از خودتان بروز داده اید و به این فکر کرده اید که در صورتی که والدین تان متوجه ی این رفتار شما بشوند؛ چه احساسی نسبت به شما پیدا می کنند و یا به این فکر می کردید که از نظر منطقی و از بُعد منصفانه ی احساسی؛ آیا رفتارتان با این آقا درست بوده است یا خیر. چیزی که شما در خوابتان دیده اید هر چند که با تصمیمات شما در بیداری در تضاد است؛ ولی نتیجه ی تحلیل های ضمیر ناخودآگاه شما برای شناخت خودتان است همانطور که عرض کردم می خواهید از نقاط قوت و ضعفتان در ناخودآگاهتان بیشتر با خبر بشوید.// در بخش سوم خوابتان شما به این فکر کرده اید که با رفتاری قاطعانه و مستقل و قوی، با این آقا وارد یک نوع بازی شده اید. هر دوی شما احساساتتان را از هم مخفی کرده و شما توپ را در زمین او قرار داده اید تا ببینید که چطور بازی را به پیش می برد. او احساسات و تمایلات فیزیکی و غرایز جنسیش را از شما مخفی نکرده بوده ولی وقتی متوجه شده که شما از این تمایلات او با خبر شده اید؛ درک کرده که چه گندی زده! او سپس سعی کرده که از ابراز تمایلاتش کنار بکشد ولی در عین حال می خواسته که نظراتش را به شما تحمیل کند ولی شما این اجازه را به او نداده اید و او متوجه شده که بیشتر از قبل آبروی خودش را پیش شما برده است. او نمی خواسته که شما او را ضعیف متصور شوید و از اینکه تندخویی و قدرت و اقتدارش را به رخ شما بکشد؛ پشیمان نبوده است. البته از نظر شما او خیلی مردانه و با پرستیژ و با وقار رفتار نمی کرده است. او راجع به قدرت مالیش هم با شما صداقت نداشته و پشتیبانی و حمایت مالی و امکانات اقتصادیش را از شما مخفی می کرده است. شما از این رفتار او و تندخویی و عملکرد مرموزانه اش در خصوص ابراز احساسات واقعیش، بدتان آمده و خواسته اید که او را از زندگی تان بیرون کنید. در عین حال تلاش می کردید که منطقی باشید و بی رحمانه هم رفتار نکنید. شما از منطق خودتان برای اینکه زندگی تان را سر و سامان بدهید خوشتان می آید و معتقد هستید که در آن شرایط برای اینکه هرج و مرج و مشکلات بزرگتری در زندگی تان ایجاد نشود؛ مجبور بوده اید که او را از زندگی تان بیرون کنید. تضاد فرهنگی بین شما، او را برای شما یک حامی کوتاه مدت و موقتی جلوه داده. شما خیلی صریح بیان کرده اید که می خواهید زندگی تان را بهبود داده و اشتباهاتتان را رفع کنید و بخش هایی از زندگیتان را بازسازی کنید تا با نشاط تر و سلامت تر زندگی کنید.
mahchehre1 : روز بخیر،جمعه قبل خواب چون مادر پدرم صبح عازم سفر بودن برای 2روز،به این فکر کردم شب ها یکم سخته تنها بخوابم(خودم خواستم بمونم)بعد فک کردم وقتی ازدواج کنم با کسی که دوسش دارم،اون موقع هم ممکنه تنها بخوابم پس نمیترسم و این فکر خوشایند بود.حدود۴صبح خواب دیدم تو خیابون خودمون هستم،روز بود(عصر،چون آفتاب نبود)درحال نگاه به ساختمونمون،درختای سبز بلند هم اطراف بود،ولی ساختمان بجای ۳ طبقه مثل بیداری،۴،۵ طبقه بود و بلند مرتبه و باصلابت بود(درواقع ساختمانی پهن سه طبقه رو پیلوته،در خواب جمع و جور تر ولی بلندتر و نو تر بود)به شخصی که سال گذشته به قصد آشناییِ بیشتر ۱ماهی باهم در ارتباط بودیم ولی من فاصله گرفتم ازش،درحال نگاه به ساختمان آروم میگفتم ببین بهت گفتم انقد سنگین بلند نکن(منظور آساسنسور بود)کمرت درد میگیره.مستقیم نمیدیدمش ولی سمت چپم بودو خم بود چون آساسنسور رو کمرش قبلا گذاشته بود رنگ لباساش زرد نارنجی بد رنگی که یاد مریضی میوفتی بود،نمیدونستم ساختمان۴طبقه هست یا ۵،ولی به تعداد طبقات شمارش اسانسور های بلند کرده بالا میرفت!۴ طبقه ۴ آساسنسور و این تعدادو بار کرده بوده قبلا گویا،و ۵ طبقه هم همینطور،درین صحنه بهش حس تقریبا دوس داشتن یا دلسوزی داشتم(فک میکنم چون خیلی برا رابطه انرژی گذاشته بود و عذاب وجدان داشتم تا مدتی این صحنه رو خواب دیدم)///بخش بعد خواب خانه تنها بودم(مکانی که هیچ شبیه خانه بیداری نبود)مادر پدر ساعاتی خانه نبودن،عدد ۳رو حس میکنم،میخواستم از فرصت استفاده کنم،پس۳ نفر پنهانی خانه بودیم؛من،پسری آشنا نمیدونم کی ولی راحت بودم باهاش شاید برادرم،یا یک فامیل،حس میکنم کوچک تر ازم بود تو خواب سنش شاید،کله ای گرد کم مو و بور،شاید عینک گرد.واضح نمیدیدم،همراهمون بود،شخصی که بخش
فریبا هراتی
: سلام. تعبیر خوابتان این است که شما در ضمیر ناخودآگاهتان به این فکر می کنید که پایان یک چرخه یا شرایط فرا رسیده و شما با وجودی که بینشی قوی داریدو هیچ مشکلی سد راه موفقیت تان وجود ندارد؛ و در حالی که در امنیت و رفاه کامل به سر می برید؛ باید سعی کنید که شخصیتی قویتر و مستقل تر از خودتان بسازید. شما اهداف بالایی برای خودتان در نظر گرفته اید. می خواهید از نظر اقتصادی و از نظر احساسی موجب شوید که زندگی تان به کمال برسد و همه برای شخصیت شما احترام و اجر و قرب زیاد قائل باشند. شما به این فکر می کنید که شخصی که مدت کوتاهی با او در ارتباط بوده اید؛ روی رابطه تان زیادی حساب باز کرده بوده و شما انتظار نداشتید که او خیلی در این مدت کوتاه خودش را مسئول و یا متعهد به شما بداند. شما با وجودی که او در زندگی تان نیست اما از نظر احساسی در ضمیر ناخودآگاهتان هنوز به او احساس دارید. او هر چند که برونگرایانه رفتار کرده ولی برای رفتارش با مشکلات زیادی مواجه شده چون برای بالا رفتن و پیشرفت در زندگیش خیلی به خودش سخت می گرفته و بارها و وظائف زیادی را تقبل می کرده است. او از نظر اقتصادی تلاش کرده که به کمال برسد و همچنین سعی کرده بوده که دل و جرات بیشتری داشته باشد و احساسش را راحت تر بیان کند و یا سعی کرده بوده که مسیر زندگیش را به سمتی که احساس خوبی به او بدهد؛ به پیش ببرد و مطابق با میل خودش زندگی کند. شما به او حس محبت یا دلسوزی داشته اید.// تعبیر بخش دوم خوابتان این است که شما به این فکر می کنید که باید خودتان به تنهایی شناخت بیشتری از خودتان پیدا کرده و صادقانه تر راجع به نقاط قوت و یا ضعفتان اکتشاف بعمل بیاورید و سعی کنید که این نقاط ضعف را از بین ببرید و نقاط قوت تان را افزایش بدهید. شما نمی توانید همیشه بعنوان حامیان خودتان روی پدر و مادرتان حساب باز کنید. آنان همیشه در کنار شما بوده اند و از هر جهت جسمی و ذهنی و روحی تلاش می کردند که شما با نشاط و سرزنده و سلامت باشید. حالا خودتان می خواهید سعی کنید که همیشه حامی خودتان باشید. شما شخصیتی قوی و مقتدر، رقابتی و مستقل، قاطع و خودمختار از خودتان بروز می دهید و با این شرایط می توانید به خوبی از خودتان حمایت کنید. البته بعنوان یک خانم؛ شما درست تر فکر می کنید ولی وقتی که می خواهید مثل یک مرد مقتدر و قوی رفتار کنید؛ گاهی باعث می شوید که مقام و منزلت تان کوچکتر از آنچه که در واقعیت هستید؛ جلوه کند! اینگونه رفتار به شما نمی آید و دیگران فکر می کنند که شما کم تجربه و ناشی هستید. خوش خیالی و بی فکری شما همزمان که فکر می کنید که به کمال رسیده اید؛ و تلاش تان برای اینکه چشمانتان را باز کنید و اطرافتان را با دقت زیر نظر داشته باشید؛ باعث شده که شما جلوی کسی که اول خوابتان بیان کردید که مدتی کوتاه با او دوست بودید؛ .........
مژگان : سلام و خسته نباشید، من خواب دیدم خانه جدید خریدم که نسبت به خانه واقعی خودم در بیداری کلاسش پایینتر هست ،با خواهرم داشتیم خونه رو بررسی میکردیم هال و ویو مشجر خوبی داشت ولی دوتا اتاق خوابها بسیار کوچک بود به خواهرم گفتم مبایعه نامه را نگاه کن ببین چند خریدم اینجارو، این نسبت به خونه قبلیم باید ارزانتر باشه و از پول خانه قبلی که فروختم باید خیلی برام مونده باشه. خلاصه دل چرکین بودم ولی در آخرکوچک بودن اتاق خوابهارو با ویو و منظره سرسبز و زیبایی که خانه داشت خودمو راضی کردم که عیبی نداره عوضش ویو و منظره زیبا و سرسبزی را دارم.سپاس
فریبا هراتی
: سلام. تشکر. تعبیر خوابتان این است که زندگی شما وارد فاز تازه ای شده است. روحیه ی شما و باورهاتان نسبت به قبل، تغییر کرده است و حس می کنید که در موقعیتی در زندگی تان گیر افتاده اید. شما احساس تنهایی می کنید. شما بعد از جدایی از کسی یا بعد از تجربه ی یک مشکل شخصی، روحیه تان تضعیف شده و در یک دوره ی ریکاوری به سر می برید. همزمان که شما برونگرا و اجتماعی رفتار می کنید ولی یاد گرفته اید که مسائل خصوصی مربوط به خودتان و حرف دلتان را برای کسی مطرح نکنید. تشکر از همراهیتون
Niloo : درود و خدا قوت..چند شب پیش .لطفا خوابمو نمایش ندین.سپاس بسیار.)
فریبا هراتی
: سلام. تشکر. شما شخصیتی با پرستیژ و با فرهنگ و اصیل دارید و قلبتان بزرگ و مهربان است. شما می خواهید در مقابل انتقادهایی که از شما می شود؛ از خودتان دفاع کنید و راه و روش زندگی تان را تا اندازه ای تغییر بدهید. شما می خواهید مستقل تر باشیدو به خواسته های خودتان بیشتر توجه کنید و مشکلاتتان را از بین ببرید.// شما رابطه ی خوبی با مردم دارید و خوشرو و مهربان هستید. برونگرا و اجتماعی هستید و مادر مرحومتان در کالبد روح در کنار شما در تعامل است. خواهرتان نگین به شما فکر می کند و شما از خواهرتان سیما الگو برداری می کنید و یا از تجارب او در زندگی تان استفاده می کنید. البته رفتار سیما الان عوض شده و انگار دیگر او آن آدم سابق نیست و یا شاید سیما روحیه اش افسرده شده است. //شما می خواهید نگاهی تازه به زندگی داشته باشید و زندگی را بهتر از قبل تجربه کنید. عده ی زیادی به عملکرد شما توجه می کنند و شخصیت شما را زیر سوال می برند. شما می دانید که هر کسی با عقاید و نظرات مختلف حق دارد مطابق با میل خود زندگی کند و درکی بالا دارید. می خواهید برای زندگی تان تصمیم بگیرید که با آینده تان می خواهید چه کار کنید و شاید مجبور شوید که از عده ای جدا شوید و این فکرتان را ناراحت می کند. ولی باید معنویت را در وجودتان تقویت کرده و روحیه ی بهتری برای خودتان بسازید. برادر شما شخصیتی اجتماعی و برونگرا دارد و سرش به کار خودش گرم است و زندگی خودش را می کند. خواب شما شامل سه حق خواب بود. تشکر از همراهیتون
niyusha : سلام. درواقعیت در قدیم یه خونه ی کلنگی داشتیم که به اسم پدرم بود . بعدها فروختیم .نصفه پول خونه رو منو مادرم برداشتیم و نصفش رو پدرم و جدا از پدرم زندگی میکنیم. خواب دیدم من، مادر و پدرم در خانه قدیمیمون بودیم. مادرم در حمام بود. یهو یه انفجار شدیدی در بیرون رخ داد . گفتم وااای آمریکا باز حمله کرد. شدت انفجار اونقدر زیاد بود که شیشه پنجره کمیش شکست ، لامپ خونه یکیش ترکید و تلفن خونه قطع شد و با خودم میگفتم باید با گوشیم از این به بعد با بقیه تماس بگیرم. کل خونمون خراب نشد ولی تقریبا ده بیست درصد آسیب دید و مواظب بودم خرده شیشه ها در بدنم فرو نره. من و پدر و مادرم سالم بودیم. در خواب انگار پدرم یه خونه در روستا داشت که من به شوخی به مادرم گفتم تا زمانیکه جنگ تموم بشه بریم تو خونه ی پدرم زندگی کنیم و پدر راضی نبود که بریم خونش
فریبا هراتی
: سلام. تعبیر خوابتان این است که شما تحت فشار و استرس زیادی قرار می گیرید. مادر شما در عین حال سعی می کند که اشتباهات و نگرانیهای سابقش را از بین ببرد. ولی خبری می شنوید که باعث عصبانیت شما خواهد شد. ممکن است ارتباط شما با عده ای قطع بشود و کسی نیز شاید فوت کند. البته این موضوع به سلامت شما و مادرتان لطمه ای وارد نمی کند ولی احتمالا کسی باعث دلشکستگی شما می شود. پدر شما به منافع خودش فکر می کند و حاضر به کمک به شما نیست. اما باید صدقه بدهید تا انشالله به لطف خداوند قضا بلا از شما دور شود. تشکر از همراهیتون