تعبیر خواب دستمال
اگر خواب ببینید دستمال تمیزی را در جیب خود گذاشته اید، از خدمت و کمک کسی که با شما صادق است بهره مند می گردید ولی اگر چرک و مچاله باشد، کسی که به شما ابراز رفافت می کند، با شما صادق نیست و نمی توانید روی او حساب کنید.
اگر تعبیر خواب خود را پیدا نکردید آن را از ما بپرسید. لطفا به موارد زیر دقت فرمایید:
لطفا هر خواب را در صفحه تعبیر خواب مرتبط با آن سوال کنید.
حتما خواب خود را با حروف فارسی بنویسید. کامنت های انگلیسی تایید نخواهند شد.
تعبیر خواب شما به صورت عمومی در بخش دیدگاه اضافه خواهد . لطفا از نوشتن ایمیل، اطلاعات شخصی خودداری کنید.
ارسال تعبیر خواب به ایمیل امکان پذیر نمی باشد و تعبیر ها فقط در سایت نوشته می شود.
تعبیرهای درخواستی در سریع ترین زمان ممکن نوشته خواهند شد اما ممکن است به دلیل درخواست های زیاد این زمان گاهی طولانی شود.
در صورتیکه خواب ارسالی شما بیشتر از ۷۵۰ کاراکترباشد، به ازای هر ۷۵۰ کاراکتر یک حق خواب از شما کسر خواهد شد!


فقط اعضای وب سایت می توانند تعبیر خواب خود را سوال کنند. اگر قبلا عضو شده اید ورود و برای ثبت نام عضویت را کلیک کنید. ورود عضویت برای دریافت تعبیر خواب از طریق تلگرام به آی دی @yotaabcom پیام دهید.
Arezou : سلام . من مجردم خواب ديدم در حمام خونمون هستم يادم نيست خودمو شسته بودم يا تازه ميخواستم بشورم كه ديدم در چاهك حمام باز مونده و يه سري دستمال كاغذي داره ميره پايين براي اينكه چاه نگيره سريع با دستم مثل چاه بازكن چند بار زدم توي جريان آبي كه باز بود واز چاه داشت پايين ميرفت اين دستمالها با كاري كه من ميكردم معلق ميشدن و ميامدن بالا من ميگرفتموش ميزاشتم كنار حمام كه بندازم توسطل دستمالها تميز بودن همه ، ديگه يه سري آشغالهاي ديگه مثل مو و آدامس هم داشت ميومد كه ديگه انهارو نگرفتم كه برنگردن بالا . جالب بود از چاه ،حمام همسايه طبقه پايينمون و هم ديدم اما رفتم كنار كه منو كسي نبينه لختم .در همين حين صداي اذان صبح و توي حمام داشتم ميشنيدم
فریبا هراتی
: سلام. شما می خواهید نگرانی ها و اشتباهات گذشته تان را بشویید برود و شروعی تازه داشته باشید. شما کینه ها را فراموش خواهید کرد و دیگران را می بخشید و خاطرات تلخ را به زباله دانی تاریخ می ریزید. اجازه نمی دهید که افکار منفی قدیمی یا دروغ هایی که قبلا به شما گفته شده دوباره در خاطراتتان مرور شود. شما درک بالایی نسبت به مردم پیدا کرده اید و نسبت به احساساتتان با خودتان صداقت دارید ولی نمی خواهید که رک و پوست کنده راجع به احساساتتان با دیگران صحبت کنید. شما شروع تازه ای خواهید داشت و زندگی تان متحول می شود. تشکر از همراهیتون.
Atena76 : سلام خواب دیدم خونه ای بودم اول انگار مال لیلا دوستم که مطلقه است و بچه داره بود بهش گفتم بیا بریم بیرون میگفت اول میخوام پسرمو ختنه کنم بعد برم بیرون منم در مورد ختنه سوال پرسیدم،اون طرف بابا و مامانم اونجا بودن نمیدونم خونه باز مال لیلا بود یا خودمون، لیلا رو دیگه ندیدم ،// ومیخواستیم بریم بیرون ، خونه پر اشغال ریزه بود گفتم اول باید خونه رو تمییز کنم بعد بریم منم با جاروبرقی اشغالا رو پاک کردم،کارم تموم شد//،رفتیم بیرون سوار ماشین شدیم،همکار آقام راننده بود بابام کنار دستش بود من و مامانم اینا صندلی پشتی و انگار تو ماشین میز کارم بود من میزو با دستمال تمیز میکردم همه جاش تمییز شد فقط یه لکه سفید موند پاک نمیشد کارم تموم شد دستمال کثیف شده روخواستم پرت کنم،که همکارم حین رانندگی ازم گرفتش قایمشون کنه
فریبا هراتی
: سلام. شما همیشه خوابهای پی در پی در یک شب را تحت عنوان یک خواب واحد و مشترک ارسال می کنید در حالی که وقتی بخش های مختلف خواب به هم مربوط نیست؛ هر خواب، خواب مجزا از دیگری محسوب می شود. این خوابتان هم از 3 خواب متفاوت تشکیل شده ولی فقط یک حق خواب شارژ کرده اید. تعبیر خواب اولتان این است که شما در شرایطی قرار گرفته اید که مثل دوستتان لیلا؛ احساس تنهایی می کنید. شما هدف تازه ای دارید و دوست دارید که به جای اینکه بنشینید غصه بخورید و نگران باشید؛ به خوشی و زندگی تان بیشتر توجه کنید؛ اجتماعی تر بشوید و زندگی را بیشتر تجربه کنید. اما شرط موفقیت شما این است که به جای لجاجت و نشان دادن سرسختی در زندگی تان، کمی از غرورتان بریده، از لجاجت تان کسر کنید و با آرامش خاطر و متانت بیشتر و ملایم تر و بدون اینکه قاطعانه و جسورانه بخواهید حرفتان را به کرسی بنشانید؛ رفتار کنید. شما می توانید خردمندی و مهربانی بیشتری از خودتان بروز بدهید ولی این خردمندی و مهربانی را کنار گذاشته اید!! خواب اول شما از 7 خط تعبیر تشکیل شده و اگر فکر می کنید که با ارسال همه ی خوابها بنده با 40 هزار تومان برای شما 30 خط تعبیر ارسال می کنم قطعا اشتباه می کنید!! حالا از جایی که لیلا را ندیده اید خوابتان را تفکیک می کنم تا بدانید که بنده خوابهاتان را از روی معانیش تفکیک می کنم و برایم مهم نیست که در یک کامنت ثبت شان کنید و یا خیر. ( که یک خواب حسابش کنم یا خیر). تشکر از همراهیتون
فرينا : با سلام
خواب ديدم توى قصر بسيار مجلل هستم با لوازم بسيار باشكوه و آنچنانى، و زنانى با لباسهاى فاخر، دستمال هاى حرير زربافت با رنگ زمينه سبز و سرمه اى آنجا بود كه من خيلى از اونها خوشم اومد، الكى خودمو زدم به گريه كه از اون دستمالها بردارم، اونها رو با خودم برداشتم و از قصر اومدم بيرون، بنظرم زنان قصر هم كارى براشون پيش اومد كه اونها از يك در ديگه قصر ميخواستند برن بيرون، خلاصه از قصر كه اومدم بيرون، ديدم پالتوى بسيار شيك و گران قيمت تنم هست، گفتم الان خواهرم اينا منو ببينند، از لباسم شگفت زده ميشن، از خيابان رد شدم باران شديد مى اومد، احساس كردم كفشى كه پام هست انگار ايرادى داره، اما يكدفعه كتونى هاى خودم كه توى بيدارى دارم، از بالاى يك سايبان جلوى پام جفت شدند، اونها رو پام كردم و خيالم راحت شد،ديگه يادم نيست اون پالتوى زيبا تنم بود يانه، به راهم ادامه دادم به طرف شرق
فریبا هراتی
: سلام. شما به مقام و احترام زیاد خواهید رسید و گذشته ی تلخ خودتان را پاک می کنید و به سمت اینده ای روشن حرکت خواهید کرد. احساس گرمی و امنیت زیاد خواهید کرد و در پیشبرد اهدافتان مشکلی نخواهید داشت. تشکر از همراهیتو.
فاطمه : سلام
من خواب ديدم كه تو يك سالني هستم و اونجا دفتر محضر خانه بود و انگار صاحبش پدر خواستگار من بود.چندين نفر از دوستانمان تو اون دفتر بودند و پدر خواستگارمن دو تا جا حلقه ايي اورد(صورتي و ابي)گفت كدوم مدلش قشنگ تره؟من چيزي نگفتم و با خودم گفتم اين اگر اينهاروبراي من و پسرش گرفته باشه الان همه ي دوستامون ميفهمن پسرش از من خواستگاري كرده.بعد پدر خواستگارم گفت اينهارو براي محضرم گرفتم(در واقعيت دفتر محضر ندارد).بعد يكسري عروسك و وسايل تزييني داد به خواستگار من و خواستگارم گفت بعضي ها كه خرگوش دوست دارن بيان از اينها بردارن(منظورش به من بود مثلاً)تا به سقف بزنه من ديدم قد خواستگار من از همه تو اون جمع بلندتره با خود گفتم پس اشتباه فكر ميكردم كه قدش خيلي بلند نيست،بعد صحنه ي خوابم عوض شد و من و مامانم و مادر بزرگم و زن داييم و داييم تو يك خانه ايي بوديم كه خيلييي بزرگ بود و خانه ي عروس و داماد بود اما نميدونم عروس داماد كي بودن و نديدمشون،چند نفر مهمون اومدن خانه ي عروس و ديدن و رفتن بعد يك حوضچه ايي جلوي دستشويي بود كه توش گلبرگ رز سفيد انداخته بودند و چند تا هم دستمال كاغذي بود،زنداييم به من گفت مهمان ها رفتن دستشويي دستمالشون رو انداختن تو اين حوض بيا جمع كن.مامانم با زنداييم بحثش شد گفت حق نداري به بچه ي من بگي دستمال كثيف جمع كنه.من براي اينكه دعوا نشه دوسه تا دستمال رو برداشتم .
فریبا هراتی
: سلام. پدر خواستگار شما می خواهد برای پسرش زن بگیرد و به او می گوید که ازدواج کن و عشق و مهربانی را به زندگی ات بیاور و خودت هم خردمندانه و با آرامش و شخصیتی حامی، زندگی ات را حفظ کن. او پیشنهاداتی به خواستگارتان می دهد و خواستگارتان هم به شما می گوید که وقتش رسیده که شما ازدواج کنید. مقام و احترام او پیش شما خیلی بالا خواهد رفت. شما و فامیلتان به این فکر می کنید که شما ازدواج کنید و خوشبخت شوید و روحیه ای تازه و بهتر و قویتر از قبل داشته باشید ولی بعضی ها معتقد هستند که خواستگارتان شما را نمی گیرد و دلتان را می سوزاند. آنها معتقدند که شما باید او را فراموش کنید و گذشته را کنار بگذارید و شروعی تازه داشته باشید. مادرتان از اینکه شما را ناامید کنند عصبانی می شود و شما در ظاهر نشان می دهید که هر چه قرار باشد بشود، خواهید پذیرفت و نمی خواهید که دعوا کنید و یا حساسیت از خودتان به خرج دهید. تشکر از همراهیتون.
Heliya : باسلام خدمت شما ،قبل ازنماز صبح خواب دیدم در یک مهمانی هستم که جمعیت زیادی از خانمها وبچه ها حضورداشتند ،بعضیهارو میشناختم وازاقوامم بودند ولی بیشترشان رانمیشناختم ،نمیدانم این مهمانی راچه کسی یابرای چه منظوری برپا کرده بود،ولی میدیدم که درفضای باز وبا جمعیت نسبتا زیادی برگزاروسپس به پایان رسید ومن قبل از پراکنده شدن مهمانان ازجای خودم بلندشدم وبه جایی که پراز دستمال کاغذی رولی ،کوچکوبزرگ قرار داشت رفتم وشروع کردم به دادن دستمال به میهمانها ،دستمالها همانطوریکه گفتم رولی بود ومن خودم اونهارو از پرفراژش جدا میکردم وچندتا چندتا به دست میهمانها میدادم وهمه ی مهمانها دستشونو برای گرفتن دستمال ازمن درازمیکردند ومن تندتند بهشون دستمال میدادم ،دستمالها همه تمیزو لطیف بودند وبعضیهاشون طرح گل بارنگ ملیح داشتند ،باتشکر.
فریبا هراتی
: سلام. تحولی مثبت در زندگی شما به وجود خواهد آمد. تمول بیشتر و رفاه بیشتری را تجربه خواهید کرد. ناراحتی شما از زندگی تان پاک می شود و از لحاظ روحی هم خودتان به آرامش می رسید و هم به خیلی ها کمک می کنید که شفا و آرامش روحی شان را بدست بیاورند و نگرانی های گذشته شان را فراموش کنند. تشکر از همراهیتون.
Korousk : با سلام خواب ديدم كه از جايي دارم دستمالهاي نجسي را درمياورم و اطراف را پر كردم از اين دستمالها و من در وسط انها ايستادم دستمالها ظاهرا مقداري هم خوني بودن
فریبا هراتی
: سلام. شما برای پیشرفت در زندگی باید گذشته را رها کنید و گرنه عقب گرد خواهید کرد و مشکلات را برای خودتان مرتب تکرار می کنید. در واقع نوعی انفجار احساسی دارید و این مشکلات بیشتر حول محور پول و اقتصادی می چرخند. استرس و تخلیه احساسی شما در گذشته به شکل خون روی دستمال متصور شده است.
maryam : مشكل ايشان بخاطر وضعيت اقتصادي نيست و دلايل ديگري براي مخالفت دارند كه واقعا نميتوان آنها را تغيير داد . مثلا جمعيت خانواده و سن و ...
آيا تعبير خوابم يعني رضايت او به ازدواج ما؟
فریبا هراتی
: جمعیت خانواده هم خودش یک مشکل اقتصادی محسوب می شود. شاید به پسرش می گوید اینها جمعیتی هستند تو چطور خواهی توانست از پس خرج های مثلا یک میهمانی ساده اینها بربیایی یا فامیلدار هستند و چگونه می خواهی از خرج عروسی مفصل و پر جمعیت بر بیایی. و مشکل اصلی او این است نه سن شما. اگر شرایط او را بپذیرید بله. اگر نه که هیچ.
passerby : باسلام و تشکر از سایت خوبتون. خواب دیدم من با دوستم نمایشگاه هستیم و یه آقای دکتری که قبلا دیده بودیمش از ما کارت سفید میخواد دوستم میگه ندی بذار بره من خودم رو مشغول کار دیگه میکنم بعد از غرفه ما جعبه دستمال کاغذی که باز شده بود رو برمی داره میگه این مال یکی دیگست و یه دونه هم خرما از جعبه خرما برمیداره میره بعد من یه پودر سفیدی رو که دوستم میگفت ضرر نداره فکر کنم خودش ساخته بود ریختم دهنم دوستم داشت زمین رو جارو میکرد و دیدم پوست دست چپم داره کبود میشه و اون ماده رو از دهنم ریختم بیرون و کبودی کم کم بالا به سمت قلبم حرکت می کرد ولی مقدارش کمتر میشد ولی ورم و دردش بیشتر میشد همون دکتر با عجله اومد و اکسیژن وصل کرد و نجاتم داد و کبودی از بین رفت و روی سرم یک بید بزرگ بود که اونم با پنس کشت و اونجا دیدم دوستم که تقریبا پوست تیره ای داره رنگ پوستش روشن شده و با لباسی که جلوش باز بود و سینه هاش دیده میشد و فشار میداد و شیر میومد به یه پسر بچه که بغلش بود میخواست شیر بده. لطفاً تعبیر می فرمایید
فریبا هراتی
: سلام. تشکر. شما نیاز دارید نگاهی دقیقتر به جنبه های مختلف زندگیتان بیاندازید. شما باید قبل از اینکه در زندگی به پیش بروید یک سری مسائل گذشته را پاک کنید و شاید در زندگی تان عقب گردهایی داشته باشید احساس کنید که استرس دارید ولی باید سعی کنید این استرس ها را از بین ببرید. دوست شما به شما پیشنهادات و توصیه هایی می کند که به ضرر شماست. شما باید به رفتار و حرفهایی که میزنید بیشتر دقت کنید و چشم بسته هر چه که به شما می گویند را انجام ندهید. دوست شما می خواهد مشکلات خودش را از بین ببرد و به این واسطه شما را تحت فشار و استرس می گذارد. دست نمادی از ارتباط شما با اطرافیان است و اینکه پوست دستتان کبود شده یعنی ظاهر امر، آبروی شما می رود و مردم شما رابه عنوان کسی که بلد نیست با دیگران ارتباط برقرار کند محکوم می کنند در حالیکه اگر کاری بد است، دوستتان باید خودش به مردم بگوید و نه اینکه به شما بگوید که به مردم چه بگویید و شما را بد جلوه دهد و خودش را خوب!! شما سعی می کنید که درس عبرت بگیرید و خدای بزرگ با شماست ولی دلتان شکسته که نیت دوستتان نسبت به شما بد است و خالص نیست. اینکه پوست دوستتان روشنتر بوده یعنی می ترسد که بد جلوه کند و می خواهد خودش را پاکتر از واقعیت نشان دهد و آبروداری کند و هدفش این است که خودش را با عزت و بزرگ و مفید و غنی جلوه دهد و کارش را با این سرمایه های فکری که دارد، به خوبی پیش ببرد و در کارش پیشرفت کند. تشکر از همراهیتون.
passerby : خیلی ممنونم از تعبیر زیبا و جالبتون که کاملا مرتبط با واقعیت زندگیم بود. به نظرتون من از همکاری با دوستم باید منصرف بشم؟ ببخشید تعبیر بردن دستمال کاغذی چی میشد؟
فریبا هراتی
: خواهش می کنم. شما باید مثل خود او سیاست داشته باشید و برای خودتان دشمن نتراشید!! از قدیم گفته اند که دوستانت را به خودت نزدیک نگه دار و دشمنانت را نزدیک تر. اما این نزدیک تر بودن به معنی حرف گوش کن و مطیع بودن نیست. باید در کلامتان در عین مهربانی قاطعیت داشته باشید ولی کار خودتان را بکنید و اگر او گفت به حرف من چرا گوش نمی دهید، می توانید به او بگویید ترجیح می دهم نظرت را مستقیم به خود شخص ابراز کنی نه به من... و با لبخند. تا زمانی که او به شما ابراز دوستی می کند شما هم باید عین خود او رفتار کنید. دستمال کاغذی به پاک کردن مسائل گذشته و عقب گردهایی در کارتان اشاره می کند که به سبب دوستتان داشته اید. تشکر از همراهیتون.
passerby : از این که برای تعبیر خواب و جواب دادن به سوالها وقت میذارید خیلی ممنونم. من به خواب و تعبیر اون خیلی اعتقاد دارم و اکثر خوابهام در واقعیت و خیلی زود تعبیر شده. چند وقته راجع به دوستم و کاری که شروع کردیم خوابهای نگران کننده ای می بینم که من رو برای ادامه همکاری با دوستم مردد کرده که در واقعیت هم اتفاقاتی مشابه میفته. باز هم سپاسگزارم
ارغوان بهاری : سلام وقت بخیر چن روز پیش خواب دیدم تو یه مراسمی هستم که شبیه مراسمای روضه خوانی بود که قرار بود نذری بدن،بعد مراسم یه گشتی دور اون محوطه زدم و رسیدم جایی که خانما سر دیگهای بزرگ درحال پختن نذری بودن؛دختر عموم هم اونجا بود دستمال سفید رو انگار از رو برنجایی که با نمک خیس کرده بودن رو برداشت و انداخت رو صورتم و کل صورتم آبکی شد ازش پرسیدم این دیگه چیه!؟گفت دست نزن بزار رو صورتت بمونه بخاطر بختت هست بعد من دستمالو رو سرم بسته دیدم.
من مجردم در واقع..
فریبا هراتی
: سلام. تشکر. تعبیر خوابتان این است که دختر عموی شما برای اینکه شما ازدواجی موفق داشته باشید و مزه و ثروت بیشتری به زندگی تان وارد شود، برایتان دعا کرده و اگر خودتان هم نذر کنید که انشالله به خواسته تان برسید و در راه رضای خدای بزرگ به مستمندان نذری بدهید، برای شما مفید خواهد بود. تشکر از همراهیتون
Seyamak : باسلام وعرض احترام
درخوابم در کافی شاپی خلوت در شهر تهران مشغول خوردن یا نوشیدن بودم(خاطرم نیست دقیقا چه نوع نوشیدنی یا خوردنی بود اما هرچه بود رنگ قهوه ای داشت)
درگوشه ای پسری با دختری در مورد اختلاف ویا مشکلی با هم صحبت می کردند.
پکی از پیمانکاران پروژه ای که قبلا تحت سرپرستی من بود داخل کافی شاپ شد.خواستم جایم را عوض کنم که باهم مذاکره داشته باشیم که با دستم مقداری از چیزی که می خوردم به صورتم مالیده شد. چند برگ دستمال کاغذی سفید برداشتم و صورتم را پاک کردم و به صحبت ادامه دادم.(خاطرم نیست در مورد چه چیزی صحبت کردیم) اما پاک کردن. با دستمال کاغذی بوضوح در ذهنم باقی ماند.
باتشکر از تقبل تعبیر خواب
فریبا هراتی
: سلام. احترام متقابل. شما احساس می کنید که زمان آن رسیده که با دوستان قدیمی بگردید و صحبت کنید. شما می خواهید که گذشته را رها کرده و به پیش روید. احساستان این است که برای پیشرفتتان در کارها، باید با مسائل موجود روبرو شوید و در گذشته باقی نمانید. تشکر از همراهیتون.