تعبیر خواب شکستن
اگر به خواب ببیند که اندامی از اندامهای او بشکست، دلیل زیان است به سبب خویشی که بدان اندام تعلق دارد. اگر ببیند که چیزی از آلات مناهی بشکست، مانند چنگ و رباب، دلیل بر خیر بود .
لوک اویتنهاو می گوید : چیزی را می شکنید: شما اطرافیانتان را وادار میکنید تا عقیده شما را بپذیرند.
آنلی بیتون میگوید : اگر خواب ببینید استخوان دست یا پایتان شکسته است ، دلالت بر آن دارد که در مدیریت شکستهایی خواهید خورد.
دیدن شکستن اسباب و وسایل خانه در خواب، علامت دعوا و آشفتگی روحی میان افراد خانواده است.
شکستن پنجره در خواب، نشانه داغدار شدن است .
دیدن حلقه شکسته در خواب، علامت آن است که رقابتهای حسادت آمیز تبدیل به شورش و دعواهایی خشونت آمیز خواهد شد.
اگر تعبیر خواب خود را پیدا نکردید آن را از ما بپرسید. لطفا به موارد زیر دقت فرمایید:
لطفا هر خواب را در صفحه تعبیر خواب مرتبط با آن سوال کنید.
حتما خواب خود را با حروف فارسی بنویسید. کامنت های انگلیسی تایید نخواهند شد.
تعبیر خواب شما به صورت عمومی در بخش دیدگاه اضافه خواهد . لطفا از نوشتن ایمیل، اطلاعات شخصی خودداری کنید.
ارسال تعبیر خواب به ایمیل امکان پذیر نمی باشد و تعبیر ها فقط در سایت نوشته می شود.
تعبیرهای درخواستی در سریع ترین زمان ممکن نوشته خواهند شد اما ممکن است به دلیل درخواست های زیاد این زمان گاهی طولانی شود.
در صورتیکه خواب ارسالی شما بیشتر از ۷۵۰ کاراکترباشد، به ازای هر ۷۵۰ کاراکتر یک حق خواب از شما کسر خواهد شد!


فقط اعضای وب سایت می توانند تعبیر خواب خود را سوال کنند. اگر قبلا عضو شده اید ورود و برای ثبت نام عضویت را کلیک کنید. ورود عضویت برای دریافت تعبیر خواب از طریق تلگرام به آی دی @yotaabcom پیام دهید.
Anahitaaaa1 : بال جنگنده خودش به تنهایی خورد به پنجره و خود جنگنده رو ندیدم
فریبا هراتی
: سلام. خواب شما از سه خواب پراکنده و متفاوت از هم تشکیل شده هر چند که در یک شب دیده باشید ولی ثبت سه خواب با خرید یک حق خواب مطلقا مجاز نیست. در صورتی که تمایل دارید بخش شلوار و ساعت هم تعبیر شوند، دو خواب دیگر شارژ کنید. در غیر اینصورت فقط بخش بال هواپیما در خوابتان تعبیر می شود. در نوبت هستید.
Anahitaaaa1 : سلام. در خواب با چند نفر در خانه ای بودم که یهو یکی از بالهای جنگنده های اسراعیل افتاد روی پنجره ی خونه و پنجره شکست ولی آسیبی به من و بقیه نرسید . بعد من یه شلوار پاره داشتم اونو برداشتم بپوشم که دیدم پارگیش بیشتر از حد هست و با خودم گفتم باید برم یه شلوار جدید برا خودم بخرم. یکی از پسرهایی هم که در خانه بود ، دو تا باطری بزرگ داشت که میخواست بندازه به ساعت که فکر کنم ساعت دیواری بود . پسره نگران این بود که ساعت آسیب دیده باشه
فریبا هراتی
: سلام. خواب شما از سه خواب پراکنده و متفاوت از هم تشکیل شده هر چند که در یک شب دیده باشید ولی ثبت سه خواب با خرید یک حق خواب مطلقا مجاز نیست. تعبیر خواب اولتان این است که شما اهداف بالایی برای خودتان در نظر گرفته اید و با کسی دشمنی دارید و می خواهید این اهداف را علیه آن شخص محقق کنید. ولی در تحقق اهدافتان شکست می خورید و باید بدانید که دیدگاه شما اشتباه است. هر چند که شما آسیبی در واقعیت از این طرز فکر اشتباهتان نمی بینید؛ ولی احساسات تان جریحه دار خواهد شد. تشکر از همراهیتون
Bostani : با سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد بزرگوارم.امیدوارم ایام به کام باشد.پسرم پانزده سالشه خواب دیده تو کلوپ نزدیک مدرسه شون داشته بازی می کرده که زلزله میاد ترسیده فورا میاد بیرون ،کلوپ کلا ویران میشه پسرم سریع سوار موتورش میشه (در واقعیت برای اوقات بیکاری میره کلوپ بازی میکنه وهم موتور داره.) بعد زود برمی گرده به طرف خونه ،تو راه خونه های زیادی رو می بینه که خراب و آوار شدن ،می رسه خونه .پسرم میگه خونه مون در اثر زلزله فقط گوشه ای که تلویزیون تو هال قرار داره آنجا سقفش افتاده پایین رو تلویزیون ،و تلویزیون هم شکسته و بقیه خانه و وسایل سالم بوده .ممنون میشم تعبیر بفرمایید.اینم بگم پسرم این مدت به خاطر امتحاناتش استرس داشت برای تعیین رشته ونمراتش،گفتم شاید ربطی داشته باشه.
فریبا هراتی
: سلام. احترام متقابل. تشکر. تکان های شدیدی ثبات و بنیان زندگی پسر شما را تهدید می کند و او باید سعی کند که نگاه جدی تری به زندگی داشته باشد و وقتش را زیاد صرف تفریح نکند و جدی تر اهدافش را دنبال کند. پسر شما سعی می کند که کنترل زندگیش را در دست بگیرد و به سمت اهدافش حرکت کند تا بتواند آرامش و امنیت بیشتری به دست بیاورد. او از تجارب دیگران استفاده می کند و نگاه منطقی تری به شرایط بد دیگران می اندازد و سعی می کند که عبرت بگیرد تا این مشکلات دیگران برای او ایجاد نشود. سبک و روش زندگی و افکار و باورهای شما نیز تغییر خواهد کرد ولی خطری متوجه ی رفاه و سلامت شما نیست. تشکر از همراهیتون
Fatemeh : سلام خسته نباشیدخواب دیدم با همسرم تو یجا هستیم که چند تا پله میخوره میاد پایین و یه زمین گرده سقفش بازه و دیواره هاش قسمته بالاش یه آکواریومه عظیمه دور تا دورش یعنی آکواریوم رو زمین نبود قسمت بالای دیوار آکواریوم ساخته بودن یجای عمومی بود انگار سیاحتی بود همسرم لباس سفید تنش بود و ما باهم سر سنگین بودیم من باهاش حرف نمیزدم اونم با غرورو بد اخلاق نشسته بود تو آکواریوم کوسه بود نگاه کردم دیدم دوتا کوسه اومدن کناره شیشه یکیشون داره ضربه میزنه بیان بیرون فقط من دیدم خیلی زمان کم بود اگه میشکست کلا اونجا نشست میکر حتی نمی تونسم به همسرم بگم تا قانعش کنم زمان میبرد خودمم نابودمیشدم با سرعت رفتم سمت پله ها رفتم بالا همینکه از درش خارج شدم ریخت وارد یه کوچه باریک شدم انگار همه چی پشتم داشت میریخت کوچرو که میرفتم چندتا بچه نجات دادم با خودم میبردم گویا خیلیا زیر آوار مونده بودن دلم یه لحظه برا شوهرم سوخت تو ذهنم اومد داشته میومده اما دیر بوده مونده زیر آوار گویا در همین حین بسیجیا اومدن کمک مردم که زیر آوار زنده بودن اما گویا تله بوده براشون کروکودیلا ریخته بودن زنده زنده میخوردن هم بسیجیارو هم مردمی که مونده بودن من رسیدم ته کوچه باریک دو سه تا بچم نجات داده بودم ته کوچه یه دره چوبی داشت که وصل میشد به خیابون به سرعت اومدم بیرون درو بستم پشتم یه کروکودیل خیلی نزدیک بود یعنی تا خطر کسری از ثانیه فاصله داشتم درو بستم رفتم که برم سمت خیابون اصلی فقط منو اون چند تا بچه نجات پیدا کردیم
فریبا هراتی
: سلام. تشکر. تعبیر خوابتان این است که شما و همسرتان احساس می کنید که در جایی از زندگی تان دارید دور باطل می زنید و به جایی نمی رسید. همسر شما از شما به شدت عصبانی می شودو شما احساس می کنید که او حریص و بی پروا شده و ممکن است که یک تهدید عاطفی برای شما محسوب بشود. پس تصمیم می گیرید که آرامشتان را حفظ کرده و از بحث و دعوا با او بیرون بیایید. خشم زیادی به همسرتان غلبه می کند و سقف آرزوهای او روی سرش خراب می شود و احساس دلشکستگی خواهد کرد. شما خودتان را در شرایط سخت و بغرنج و با محدودیت هایی مواجه می بینید ولی کسی نصیحت بدی به شما می کند ولی شما نمی خواهید که ریاکارانه رفتار کنید و یا موجبات شر و ناراحتی کسی را فراهم کنید. شما سعی می کنید که خویشتندار باشید و از کوره در نروید. برایتان مهم است که اهدافتان را بتوانید محقق کنید و نیاز دارید که از شما حمایت بشود و مسئولیت همه ی کارها را به گردنتان نیاندازند. تشکر از همراهیتون
Fateme : سلام . خواب دیدم مریضم (واقعیت هم مدتیه مریضم). تو بیمارستان خواهربزرگم همراهمه.خواهرم رفت جایی. یهو دیدم همونجوری که روی تختم ولی توی قطار در حال حرکتم. من داد زدم برگردید صبر کنید خواهرم هم سوار قطار شه گفتند قطار برنمی گرده. زنگ زدم خواهرم گفتم کجا موندی گفت موقع سوار شدن به قطار افتادم زمین دست و پام شکست و نتونستم سوار بشم. پرسیدم پس بچه ها چی شدن ؟ بچه خواهر کوچکم ( که در واقعیت فوت شده) باهاش بود گفت بچه ها سوار قطار شدن من موندم.خیلی مضطرب بودم.فراموش کرده بودم خواهرزاده ام فوت شده و نگران بودم تنها مونده الان چه بلایی سرش میاد. من تلاش کردم برم پیش بچه ها اما واگنی که من توش بودم با اینکه به واگنهای پشت سرش وصل بود اما هیچ راهی یا دری به اون واگنها نداشت. مثل یه قفس هیچ دری نداشت. به جز من چند تا مریض و مسافر دیگه هم تو واگن بود.
فریبا هراتی
: سلام. شما سعی می کنید که خردمندانه و با اراده تر از گذشته رفتار کنید و آرامشتان را حفظ کنید. ولی گاهی ترس و نگرانی به شما رو می آورد و به این فکر می کنید که سفر زندگی تان به کجا می انجامد و عاقبت شما چه خواهد شد. شما سعی می کنید که روشمندانه زندگی کنید و کارهایتان را بخوبی سازماندهی کنید. اما گاهی احساس استیصال می کنید و مردد و دو دل می مانید و نگران هستید که مبادا نتوانید در سفر زندگی تان در مسیر درستی به پیش بروید و هرج و مرج به زندگی تان راه پیدا کند. شما آمادگی ورود به فاز جدید زندگی تان را ندارید. اگر فرزند مرحوم خواهرتان در همان قطاری بوده که شما سوارش شده اید؛ خواهرتان نگران است که شما فوت کنید و نتواند از شما حمایت کند و شما را هم مثل فرزندش از دست بدهد. اما از آنجایی که واگن شما جدا از بچه ی خواهرتان بوده، خوابتان هشداریست که برای سلامتی تان بگویید که یک قربانی به اندازه ی وسعتان انجام بدهند و گوشت آن را به فقرا ببخشند. اگر فرزند مرحوم خواهرتان سوار قطار نبوده، شما شفا خواهید یافت. انشالله با انجام قربانی قضا بلا از شما دفع بشود. تشکر از همراهیتون
beautiful : سلام.مخفی باشد.ش رو گرفته
فریبا هراتی
: سلام. کسی که به او علاقمند هستید، تلاش می کند که چشم انداز تازه ای در زندگیش ایجاد کند و از نظر احساسی و اقتصادی شرایط بهتری برای خودش فراهم کند. او دلشکسته شده، روحیه ی خوبی ندارد و نگرانیهایش را با دوستانش در میان می گذارد و خاطرات این روزها را در ذهنش حک می کند. دوستان او از او حمایت می کنند. همه راجع به توانایی ها و استعدادهای دوست شما و راجع به عمق احساسات او حرف می زنند. او هر چند که قبلا در ارتباط با شما مرتکب اشتباهاتی شده ولی می خواهد ناراحتیش را راجع به این که نمی تواند برای رفع مشکلاتش به تنهایی اقدام کند؛ با دوستانش مطرح کند و می گوید که شخصیتی بسیار احساساتی دارد. تشکر از همراهیتون
mahchehre1 : ۳.سوسیس و سایزای مختلف بود،مادرم هم نگاه کرد،صحنه دیگه اونجا میدونستم این خونه پارتنرم نیست دیدم غذا لوبیا پلو هست،یکم تو بشقاب بود دستم استرس گرفتم الان صاحب خونه میاد و معلوم نیس کیه و مارو ببینه بندازه زندان یا...دستمو تکوندم بشقاب لوبیا پلو رو گذاشتم و خواستم برم تنهایی!تو خواب انگار خطر گیر افتادن مامان و بقیه جدی نبود یا چیز بدی نبود که تنهایی خواستم برم بدون نگرانی خاصی.تو حیاط بودم در حال رفتن،اعضای خونه اومدن،یک پسر و مرد قد بلند و لاغر وارد شدن سلام کردن باهام،اومدم مانع بشم و توضیخ بدم بهشون ولی اونا سریع رفتن طرف خونه،بعد دختری اومد که تو مجازی دیده بودم(صاحبخونه اصلی)دختر جوان فوق العاده مهربون و خاکی و با درک بالا،ظاهری خیلی ساده با شال یا روسری روشن،موهای تیره رنگشو یک طرف زده بود و مانتو و شلوار خیلی ساده.براش توضیح دادم و اینکه به مادرمینا گفتم اینجا خونه دوستمه و هرکار کردم نشد شماره دوستمو از تلگرام بردارمو...با مهربونی تاییدم کردو قوت قلب داد.ولی خیالم رو کامل راحت نمیکرد که تو دردسر نمیوفتیم،حتی بغلم هم کرد(نمیدونم همون لخظه یا وقتی خواستیم برگردیم همگی)تو خونشون کلی پذیرایی کردن ازمون،یه سینی شبیه هنگ درام از توش شکلات های روکش دار رنگارنگ مثل آبنبات چوبی های بزرگ درومده بودن پذیرایی کردن،آخر وقتی خواستم برگردم ازش تشکر کردم،برا بدست آوردن بیشتر دلش گفتم فیلمتو تو تلگرام دیدم خیلی دختر هنرمندی هستی فیلماش خیلی مدرن تر و خاص تر از چیزی بود که درواقع بود(نورپردازی آبی،موی صورتی کمرنگ)درواقع دختری با استایل خیلی ساده و منشی پخته،برعکس فیلماش.چند روزه نسبت به قبل بیشتر نگرانم درصورت ارتباط مجدد با پارتنرم،باز همون مسائل قبل باشه و اصلا حل نشن،خوابم بازتاب افکارمه؟
فریبا هراتی
: 3- شما به این فکر می کنید که او سبک زندگی ناسالمی دارد یا خیر. شما باور ندارید که پارتنر شما غصه بخورد و احساس تنهایی کند. نگران هستید که او متوجه ی احساسات و توجه شما به خودش بشود و کاری کند که شما احساس محدودیت بیشتری را تجربه کنید و نتوانید از او با خبر شوید. می دانید که او از افکارو از منطق شما خبر ندارد. به این فکر می کنید که فقط رابطه ی اجتماعی خودتان را با او حفظ کنید و نشان دهید که چقدر قوی و مصمم و قاطع و لجباز و بی خیال و مستقل و خودمختار هستید. اما علیرغم این شرایط، شما مهربون و خاکی هستید. درکتان بالاست. روشنفکرانه رفتار می کنید. رازهایتان را برای هر کسی برملا نمی کنید. رفتاری ساده و بی ریا دارید و خودتان را بخوبی می شناسید و درک می کنید. شما خیلی مراقب حال و روز خودتان هستید. سعی می کنید که خوش بگذرانید و خونسرد و بی خیال و شاد و شیرین رفتار کنید. شما قدر خودتان را می دانید و در واقع خیلی بیشتر از آنچه که می دانید مدرن جلوه می کنید. خونسرد و آرام و مهربان و شیرین رفتار می کنید و پخته و فرهیخته فکر می کنید. بر عکس چیزی که در گذشته از خودتان بروز داده اید. شما عوض شده اید و رفتار سابقتان را ندارید. این افکار شماست. پس رابطه تان نمی تواند مثل سابق باشد.
mahchehre1 : ۲.تو گوشی گشتم شمارش save نبود(بیداری شمارش save هست)نمیتونستم شمارشو پیدا کنم چون تلگرام باز نمیشد که بشه کپی کرد یا که هرچی تو تلگرام گشتم پیدا نشد...(بیداری خیلی کم از تلگرام استفاده میکردم)با خود فکر کردم چه بد که نیستش و تماس هم نمیشه گرفت الان به مادر چی بگم،قرار دو سه روز پیش فیکس کرده بودیم و ترسم بجا بود که نیادش...(همیشه تصورم اینه خیلی مشغوله چون کارش صبح تا شبه و کاراش و چیزای دیگه اولویتشه،تو خواب هم همینجور بودم)پایین سمت چپ تصویر خوابم میدیدم و یادآوری میشد رو صندلی نشسته انگار کناردریای شهرمون و"همونطور که قبلا پاش شکسته بوده"و گچ گرفته بوده،دوستاشم دورش بودن و یه تیکه از بالا گچو خواستن بکنن و برا تقویت روحیش با شوخی خنده باهاش رفتار میکردن درصورتی که اون سبزه رو،تیشرت مشکی تنش و اخمو و عصبی بود،ابروهاش باریک تر و مشکی تر و اخم کرده،مژه هاش خیلی مشکی،و بعلت بی تحرکی شکستگی تپل تر شده بود و یکم غب غبشو دیدم وقتی یکم خندید در قبال شوخی و خنده های دوستاش(ظاهرش متفاوت از بیداری بود یکم،و هم چون اخمو بود یکم جا خوردم دوست نداشتم چهرشو)این شکستگی تو خواب قبلا رخ داده بود و درون وضعیت برام مرور میشد صحنه،ولی در بیداری تا جایی که میدونم حداقل سال هایی که کم و بیش سراغشو داشتم شکستگی نداشته!بعد تو شبکه اجتماعی انگار دختر هنرمندیو دیدم و خونش انگار به همون پاساژ راه داشت که یواشکی با مامانم و چند عضو دیگه خانواده رفتیم تو خونشون چون کسی نبود!بهشون گفتم این خونه همون دوستمه!خونه قدیمی ویلایی حیاط دار بود،تو آشپزخونش بودم سرگاز،غذارو چک میکردم،اینجا انگار فک میکردم این خونه پارتنرمه و من سر دیگ غذاشو برداشتم و تعداد گوشتاشو شمردم،گوشتا توپی بزرگ قهوه ای رنگ بافت شبیه
فریبا هراتی
: 2- شما به این فکر می کنید که چطور می توانید خودتان را به او نزدیک کنید و او را بیشتر درک کنید. ولی نمی توانید چون ارتباطی با او ندارید که بتوانید حال و هوای این روزهای او را درک کنید. پس به این فکر می کنید که با این وجود؛ چطور می توانید مجرب و عاقلانه و مهربانانه از خودتان حمایت کنید چون قبلا فکر می کردید که ارتباط گیری با او راحت است و حالا شک دارید که این رابطه را می توان دوباره ایجاد کرد یا خیر. احساس شما به شما می گوید که این منطقی است که او سعی کند که جایگاه خودش را در کارش حفظ کند و مراقب باشد که استقلالش را از دست ندهد چون الان به خاطر دعوا و دلخوری که بین شما ایجاد شده؛ او دوباره نمی تواند روی پای خودش بایستد و رابطه ی خودش را با شما منوط به تصمیم و انتخاب خودش از سر بگیرد. او به تجارب گذشته ی خودش فکر می کند و دلش برای خودش می سوزد. او تصمیم می گیرد که کمی مهربانتر رفتار کند و زیاد سخت نگیرد. اما واقعیت چیز دیگریست و از درون عصبانیست و کینه به دل گرفته و احساساتش را مثل قبل بروز نمی دهد. او مرموزانه رفتار می کند و شما نمی توانید متوجه شوید که او به رابطه با شما خوشبین است یا بدبین. او غصه خورده و در خفا بغض کرده ولی وانمود می کند که مغرور و قویست. شما به این فکر می کنید که شخصیتی هنرمند و اجتماعی و برونگرا داشتید و می توانستید تمایلات و خواسته هایتان را همیشه بدست بیاورید و مخفیانه و با خردمندی همیشه رفتار می کردید. اما حالا دیگر آنطور رفتار نمی کنید. قبلا خیالتان راحت بود و آرامش بیشتری داشتید و دوستان بیشتری داشتید. از نظر مالی شما مشکلی ندارید و از نظر اقتصادی به کمال رسیده و تمایلات و خواسته های اقتصادی تان برایتان فراهم است و می دانید که پارتنرتان هم مشکلات اقتصادی ندارد و شرایط او هم از این جهت خوب است.
mahchehre1 : تشکر بابت تعبیرتون،چقد اون قسمت که گفتین رابطه "قدیمی و کوچک"قشنگ تعبیر شده بود :( و یادم اومد یکی دو نکته از همین تکه که فراموش کردم بنویسم متاسفاته،و البته دوتا سوال؛ خیابون سنگی یه خیابونیه که از قدیم تا الان جداره اصلیش همه مطب های دکتر(عموما ساخت قدیم)و داروخانه هست و پاساژ هاش که یک بار سالها پیش رفتم داخلشون مغازه های تعمیر کامپیوتر و صنعتی و خلاصه همه جور چیز و طبق چیزی که یادمه ساخت قدیم هستن،کوچیکن و فقط اگه چیزی مورد نیازت باشه میری و تفریحی نیستن اصلا یعنی.اینارو گفتم چون ایتکه خونش اونجا تو اون خیابون بود احتمالا یه معنی میده،در خونش هم نمیدونم اسم اون نوع درها چیه ولی دولنگه، بزرگ،ساده و روغنی شکل هستن و منو یاد سریال زیر آسمان شهر انداخت فک میکنم اونجا دراشون ازین نوع بود،کف موزاییک و نور تقریبا روبه زرد مناسب شب تو اون پاساژ که فقط قسمت دم در خونشون دیدم روشن بودو همه چس حس همون ساخت قدیم بودن رو داشت.و یادم اومد الان خونه اش کوجیک بود با اینکه در باز نشد ولی داخل خونش رو انگار یه لحظه دیدم،تلوزیون بزرگ روشن بود و خاته کوچک بودو شباهتی به خانه اش تو بیداری نداشت،و اینکه اون قسمت شکستگی پاش متوجه معنی تعبیرتون نشدم اینکه گفتید بخاطر دعوای ما نمیتونه رو پای خودش بایسته و به تصمیم خودش از سر بگیره،یعنی منظورتون اینه به تنهایی(بدون من)نمیتونه این تصمیم برگشت رو بگیره؟! و سوال دیگه در ادامه همین قسمت که گفتید به تجارب گذشته فکمیکنه و دلش برا خودش میسوزه و...بغض میکنه این افکارش و احساساتش در مورد همه مسائل زندگیشه یا درمورد ارتباط ما?
فریبا هراتی
: سلام. استدعا می کنم. شما به این فکر می کنید که در مسیر بهبود حال روحی تان قدم برداشته و رابطه ی خرابی که بین شما ایجاد شده است را ترمیم کنید. شما احساس صمیمیت قدیمی و دنج و گرم خودتان را با شریک احساسی تان جستجو می کنید. او هم همینگونه فکر می کند و وجود خانه ی او در این خیابان به همین معنیست. شما احساس می کنید که این فرصت از شما سلب شده که به زندگی او وارد شوید ولی از روحیات او با خبرید. زندگی برای او مثل همیشه می گذرد هر چند که روحیه ی او تضعیف شده و دلش گرفته است. او بخاطر دعوای قدیمی تان نمی تواند دوباره هر وقت اراده کرد بلند شود بیاید سمت شما. مگر اینکه حس کند که تمایل شما نسبت به او هنوز وجود دارد. منظورم افکارش در باره ی شماست نه در خصوص کل زندگیش. تشکر از همراهیتون
mahchehre1 : سلام روز بخیر،چهارشنبه ۷ صبح،خواب دیدم من و مادر بیرونیم در خیابون سنگی که یکی از خیابونای شهره(معمولا باهم میریم بیرون)نزدیک چراغ سه راه،روز بود،تو گوشیم از قبل با شخص عاطفیم پیام داده بودیم همو ساعت ۸ ببینیم؛ولی همونطور که تو بیداری نگرانم و فک میکنم گاهی،یجوری بود گویا من بیشتر اهمیت نشون دادم برا قرار(تو خونش)و آخرش انگار تضمین خواسته بودم برا حتمی بودن ساعت۸،ولی انگار جواب آخر نداده بودو پیامها برا دو،سه روز قبل بود،احتمال میدادم یادش رفته باشه یا...مادرمینا هم خونه عموم دعوت بودن برا باقالی پلو یا همچین چیزی یعنی غذا خوب بود،به مادر گفته بودم یکی از دوستا دعوتم کرده نمیتونم باهاشون بیام(اولین قرارم باهاش تو بیداری همینو گفتم به خونه و دعوت ینفر دیگه بودن)تکه هایی از خواب بود که گوشه اتاقم کنار در کمد یه پنجره بود و دیوار کمد ازش سیم های رنگارنگ(آبی قرمز صورتی،زرد)و قطور زده بود بیرون گویا دیوار یکم شکافته از فشار سیم ها و فک کردم بگم به خانواده یکی بیاد اینارو جمع کنه دیگه لازمم نبود،تو همون پنجره بخش دیگه از خواب در جریان بود(خانومی بود از استعداد هام در کاری تعریف میکرد باوجودیکه باور نداشتم و نوعی دوگانگی بود اون بخش.همه چی رنگ خاکستری و سیمانی داشت انگار،حس خوبی نداشتم،مثل تو بیداری که قصد رها کردنن کارم دارم،دوس دارم لباسای فروش نرفته تو کمد رو بریزم دور مثل اون سیم ها...)از ماشین پیاده شدم برم تو یکی از پاساژای سنگی نزدیک چراغ قرمز که ماشین پارک کردیم،اونجا خونه پارتنرم بود تو خواب!پاساژای اونجا تو بیداری کوچک و قدیمی هستن،تو خواب هم همین بود،رسیدم به دری دولنگه کره ای رنگ قدیمیا که بعضیا برا در خونه میزاشتن،بسته بود،در زدم باز نکردن،خواستم زنگ بزنم بهش،هرچی تو
فریبا هراتی
: سلام. تشکر. شما برای پیشرفت در زندگی تان می خواهید تصمیم تازه ای بگیرید. هم شما و هم شخص عاطفی تان احساس ایزولگی و تنهایی می کنید. شما دوست دارید از افکار او بیشتر با خبر شوید. در عین حال مطابق با فرهنگ خانوادگی تان قوی و قاطع و مغرور رفتار می کنید و هر چند که غصه می خورید و می ترسید که رابطه تان قطع شود ولی به روی او نمی آورید که برایتان خیلی مهم است. شما تصمیم می گیرید که مطابق با منطق و تصمیم خودتان رفتار کنید و مطمئن نیستید که او هم دلتنگ شما باشد یا خیر. شما در خلوت خودتان به رازها و ارتباطات تان با او در گذشته فکر می کنید و احساسات متفاوتی که گویای آرامش، عشق، استرس، ناراحتی و روابط رمانتیک شما با اوست، فکر می کنید. شما نمی توانید بیشتر از این وانمود کنید که چیزی که بین شما دو نفر بوده تمام شده و نزدیک است که تحت استرس و فشار، حریم خصوصی خودتان را بشکنید و با کسی از نزدیکانتان در این خصوص صحبت کنید. شما می خواهید چشم انداز تازه ای در زندگی تان داشته باشید و اعتماد به نفستان را تقویت می کنید. هر چند که گاهی بداخلاق و عبوس شده و درونگرا و کم حرف می شوید و نمی دانید که باید از استعدادها و تواناییهاتان تعریف کنید یا از اخلاق تان انتقاد کنید. شما می خواهید هر چه که نمی توانید به عنوان راز در دلتان نگه دارید را دور بریزید. شما تصمیم گرفته اید که آرامشتان را حفظ کنید و به تمایلات و خواسته های فیزیکی و احساسی تان توجه بیشتری کنید و کمی هم به پارتنرتان فکر کنید. به رابطه ای که قدیمی و کوچک شده. پارتنر شما علیه یا به نفع کسی گارد و جبهه نمی گرفته و به منافع خودش فکر می کرده؛ سیاست مدارانه و بی روح جلوه می کرده و ارتباطش با شما قطع شده است.
شمایل : سلام من یه تابلو دارم فکر کنم جنسش سرامیکیه، روش نوشته یا علی بن موسی الرضا( سوغات مشهده) در اتاقم توی طاقچه میذارم و کتارشم پریز برقه که گوشیمو همیشه اونجا میزنم شارز، نصف شب خاب دیدم داشتم گوشیمو میزنم شارژ و بی دقتی میکنم و دستم بهش خورد و یهو تابلو افتاد پایین و صدایی مثل شکستن داد. مامانم از توی حال داشت نگا میکرد اگه میدید غر میزد که چرا بی دقتی کردی و ... برا همین اول به رو خودم نیاوردم که افتاده بعد که رفت دیدم گوشه های کنارش از قاب در امده و حالت اصلیش خراب شده داشتم سعی میکردم درستش کنم دیدم سخته و زمانبر گذاشتمش کنار گفتم در فرصت مناسب درستش میکنم
فریبا هراتی
: سلام. تعبیر خوابتان این است که شما تحت تاثیر اخباری که می شنوید؛ ناامید و ناراحت می شوید و یا برعکس؛ احساس بی تفاوتی می کنید و برایتان مهم نیست که چه اتفاقاتی در راه است. هم ناامیدی شما گناه است و هم بی تفاوتی شما نسبت به مشکلات مردم گناه است و این اشتباه شما باعث می شود که امام رضا ع از شما ناراحت بشوند چون مومن نه باید ناامید از رحمت خدای بزرگ باشد و نه باید نسبت به مشکلات مردم بی تفاوت باشد. الگویی که شما از امام رضا ع برای خودتان ساخته اید را باید رعایت کنید و خارج از آن الگو رفتار نکنید. تشکر از همراهیتون