تعبیر خواب نامزدی
لوک اویتنهاو می گوید: تعبیر خواب دیدن نامزد، مردمی بودن است. تعبیر خواب نامزد بودن، ازدواجی موفق در انتظار شماست. تعبیر خواب آن ها را بر سر سفره عقد بردن، آرامش درونی است. تعبیر خواب آنها را مرده دیدن، زندگی مشترک طولانی و خوشبخت است.
آنلی بیتون می گوید: تعبیر خواب نامزد خوش برخورد و خوش هیکل، همسرتون مایه سر بلندی شما می شود. تعبیر خواب نامزد بداخلاق و زشت، پشیمانی از ازدواج است. تعبیر خواب بی حرکت بودن نامزدتان، بداقبالی است.
کتاب سرزمین رویاها :
تعبیر خواب شما نامزد می كنید، منتظر مشكلات خانوادگی باشید.
تعبیر خواب به شما قول نامزدی داده شده، مشكلات عشقی در پیش است.
تعبیر خواب دوستان نامزد می كنند، خواسته های شما برآورده می شود.
تعبیر خواب بستگان نامزد می كنند، مشاجرات فامیلی است.
تعبیر خواب نامزد خودتان را ببینید، یك تجربه غم انگیز در انتظار شماست.
تعبیر خواب نامزد دخترتان، یك سوتفاهم بعد از یك مشاجره برطرف می شود.
تعبیر خواب نامزد پسرتان، یك نارضایتی و ناهماهنگی فكری برطرف می شود.
تعبیر خواب نامزد یك شخص دیگر، روحیه شما بسیار قوی و پایدار خواهد بود.
تعبیر خواب نامزدی دختر مجرد این است که، در عشق شانس كمی خواهد داشت.
تعبیر خواب نامزدی بهم می خورد، باید ناكامیها را تحمل كنید.
تعبیر خواب یك نامزدی در بین افراد مرفه اجتماع، دردسر و ناامیدی در آینده است.
تعبیر خواب نامزدی دیگران بهم خورده، شوك است.
تعبیر خواب شخص زیبا و سلامتی نامزد می كند، دسیسه است.
تعبیر خواب شخص آرام و متواضعی نامزد می كند، آینده بسیار روشنی خواهید داشت.
اگر تعبیر خواب خود را پیدا نکردید آن را از ما بپرسید. لطفا به موارد زیر دقت فرمایید:
لطفا هر خواب را در صفحه تعبیر خواب مرتبط با آن سوال کنید.
حتما خواب خود را با حروف فارسی بنویسید. کامنت های انگلیسی تایید نخواهند شد.
تعبیر خواب شما به صورت عمومی در بخش دیدگاه اضافه خواهد . لطفا از نوشتن ایمیل، اطلاعات شخصی خودداری کنید.
ارسال تعبیر خواب به ایمیل امکان پذیر نمی باشد و تعبیر ها فقط در سایت نوشته می شود.
تعبیرهای درخواستی در سریع ترین زمان ممکن نوشته خواهند شد اما ممکن است به دلیل درخواست های زیاد این زمان گاهی طولانی شود.
در صورتیکه خواب ارسالی شما بیشتر از ۷۵۰ کاراکترباشد، به ازای هر ۷۵۰ کاراکتر یک حق خواب از شما کسر خواهد شد!


فقط اعضای وب سایت می توانند تعبیر خواب خود را سوال کنند. اگر قبلا عضو شده اید ورود و برای ثبت نام عضویت را کلیک کنید. ورود عضویت برای دریافت تعبیر خواب از طریق تلگرام به آی دی @yotaabcom پیام دهید.
forough : سلام روز بخیر من تازه خواب دیدم توی ساختمون خیلی بزرگ و تجملاتی هستم و حالت دوره ساز و شیک بود و طبقه دومش بودم و یه خانمی که ازم بزرگتر بود داشت باهام حرف میزد لبه دیوار نشسته بود و اون دیوار هم نرده نداشت و به راحتی میوفتاد دستش کشیدم آوردش عقب گفتم نیوفتی پایین بعد رفتیم توی یه اتاق بزرگ و خیلی شیک و حس میکردم مال خودمه و قدمم خیلی بلند بود و ازش در مورد همسرم پرسیدم گفت که از تاریخ میاد هی میپرسیدم خب یعنی چی و اونم درست واضح نمیگفت بعد یه دختربچه هم اونجا بود و حواسم بهش بود،رفتم دنبال خانمه و یه در شیشه ای بود که من دست زدم باز نشد اون خانمه لمسش کرد باز شد و رد شدیم انگار مثلا فرودگاهی چیزی بود ولی دختربچه رو بهش ایراد گرفتن هی بهشون میگفتم خب چرا نمیزارید رد بشه ،یه جوابی هم دادن ولی یادم نیست،تو واقعیت خانمه و دختر نمیشناسم
فریبا هراتی
: سلام. تشکر. تعبیر خوابتان این است که تحولات مثبتی در زندگی شما رخ می دهد. شما متمولانه تر و شادتر از گذشته زندگی خواهید کرد. تعادل و آرامش بیشتری در زندگی تان ایجاد شده و خردمندانه تر از قبل رفتار خواهید کرد. شما برای از بین بردن محدودیت هایی که در زندگی تان وجود دارند، اقدام کرده و بر سختی های زندگی تان غلبه می کنید. اما مراقب هستید که ریسک نکنید و مرتکب اشتباهی نشوید که جایگاه خوب خودتان را از دست بدهید. شما می خواهید نشان دهید که درکی بالا دارید و چیزی نمی تواند موجب محدودیت شما بشود. اعتماد به نفستان بیشتر می شود و برای خودتان ارزش و اعتبار بیشتری قائل می شوید. هر قدر شما مجرب تر می شوید؛ بیشتر از قبل می توانید از خودتان حمایت کنید. شما گاهی سرخوشانه و معصومانه و کم تجربه رفتار می کنید ولی باید مراقب باشید که دیگران شما را قضاوت می کنند. پس همیشه تا از صحت کاری مطمئن نشده اید؛ تلاش نکنید که آن کار را انجام دهید. شما می خواهید مسیر تازه و اهداف تازه ای در زندگی تان ایجاد کرده و شروعی تازه برای خودتان بسازید ولی باید خردمندانه رفتار کنید و از تجاربتان استفاده کنید و نه اینکه دنبال رویاهای سرخوشانه بروید. خانم و دختر نمادهایی از خود شما هستند زمانی که مجرب یا کم تجربه رفتار می کنید. تشکر از همراهیتون
katy : سلام
خانوم هراتی جان من بازدیشب خواب همون دونفرو دیدم که تو خواب قبلیم توضیح دادم،خواب دیدم تو یجایی هستیم یه خواننده معروف هست، نامزد سابقم منو میبینه و اصلا بهم محل نمیده وبرای اینکه حرص منو دراره دست زنشو میگیره میبره پیش اون خواننده
منو خواهرم باهمیم، من ناراحت میشم ولی به روی خودم نمیارم،با خواهرم میریم سمت دیگه اون همکلاسیم میاد برامون یه بادکنک باد میکنه،این بادکنک خیلی بزرگه،نه از این بادکنک معمولیا،چهار قسمت داره ولی اون بادش میکنه،وقتی باد کرد دیدم تو هرقسمت نمیدونم حیوونه، عروسکه نمیدونم چیه ولی توش دارن نفس میکشن،همین که کامل باد شد، رفت یه کاری انجام بده این داشت بادش خالی میشد و انگار اونایی که توش بودن داشتن خفه میشدن،صداش کردم گفتم بدو بیا،اومد دوباره داشت بادش میکرد که ازخواب پریدم،نمیدونم چرا حس میکنم این خوابا بی علت نیست
katy : ببخشید،من این قضیه رو نمیدونستم ولی داخلش 4 قسمت بود
فریبا هراتی
: سلام مجدد. تعبیر خواب اولتان این است که نامزد سابق شما می خواهد نشان دهد که بهترین شوهر برای همسرش محسوب می شود و می خواهد نشان دهد که زندگی او بر مبنای هارمونی و آرامش و تعادل بنا شده است. او محل شما نمی گذارد تا نشان دهد که او خوشبخت است و حسادت شما را برانگیزد. شما مردد و دو دل می شوید که در این خصوص باید چه کار کنید. تعبیر بخش دوم خوابتان این است که شما شخصیتی مهربان، دوست داشتنی و زیبا دارید. به این فکر می کنید که در گذشته آرمانهای بلند و جاه طلبی هایی برای خودتان در نظر داشته اید ولی نمی دانستید که این آرمانها پوچ هستند و نمی دانستید که همکلاسی سابقتان و اقوام او بر حسب تمایلات و غرایز نفسانی خودشان رفتار می کنند و نمی توان به عشق پوچ او تکیه کرد. عشق او به شما سرخوشانه و بی پایه و اساس بوده است و نباید حسرت از دست دادن او را بخورید. او به هیچ وجه در هیچ جا در 4 گوشه ی دنیا و در تمام زمینه های مادی به درد شما نمی خورده است. خوابتان شامل دو حق خواب بود. تشکر از همراهیتون
katy : سلام
سال نو مبارک
من زمانی که دانشجو بودم با یه آقایی درارتباط بودم که خیلی همو میخواستیم و مادرش بخاطر دوربودن شهرامون نذاشتن ازدواج کنیم،بعد از دانشگاه سال ۹۴ عقد کردم و نتونستیم باهم کنار بیایم و زیر یه سقف نرفتیم وبعد از دوسال ینی سال ۹۶ ازهم جدا شدیم ولی من مهریمو نبخشیدم
هم همکلاسیم،هم نامزد سابقم هر دو ازدواج کردن و نامزدم حتی بچه هم داره ولی مهریه من هنوز هست
چندوقت پیش نامزد سابقم رفته دادگاه اعسار زده که نداره بده
دیشب من اصلا ذهنم سمت این آقایون نبود
ولی خواب دیدم تو یه خونه باغیم با خانواده من و خانواده نامزد سابقم
جلوی خونه ای که تو باغ هست دوتا سگ کوچولو هستش که یکیشون فقط بمن نگاه میکنه
تو خواب مادرشوهرم هی میگه ماکه میگیم بیا مهریتو ببخش و برگرد سرزندگیت،با اینکه نامزدم اصلا بمن محل نمیده ولی مادرشوهرم ول نمیکنه باز میگه
بعد من آماده شدم برم دانشگاه مادرشوهرمم باهام اومد که مثلا تو دانشگاه کسی مخ منو نزنه ولی همین که رفتیم دانشگاه و من نشستم امتحان بدم ومادرشوهرمم کنارم نشست،همون همکلاسی قدیمیم یه کیف غذا برام آورد که ازصندلی آویزون کردو مادرشوهرم چپ چپ بهش نگاه کرد ولی نمیدونم یهو چیشد برگشتم دیدم دیگه مادرشوهرم نیست
من بعد از دو سال هنوز ازدواج نکردم ینی آدمای زیادی میان ولی جور نمیشه،حالا مادرم میگه تو خوابم مادرشوهرت نمیذاره شوهر کنی اون دعا گرفته برات
امکانش هست؟
فریبا هراتی
: سلام. سال نوی شما هم مبارک. تعبیر خوابتان این است که کسی در خانواده ی شوهر سابقتان، دلسوز شماست و تمایل ندارد که به شما ظلم بشود و یا در آرامش تان خللی ایجاد شود. شما و خانواده تان راجع به مشکلاتی که در رابطه با همسر سابقتان برایتان ایجاد شده، با هم صحبت می کنید و روی مشکلاتتان فکر می کنید. همسر سابقتان به این فکر می کند که این خردمندانه است که شما مهرتان را ببخشید و او را فراموش کنید تا مادر او برای شما دردسری درست نکند. مادر همسرتان نمی خواهد که شما دانش و آگاهی تان بالاتر برود ولی شما اعتماد به نفسی قوی دارید. از جهتی دعاهای خیر همکلاسی سابقتان پشت سر شماست که بتوانید از خودتان حمایت کنید و زندگی خوبی برای خودتان بسازید. مادرشوهرتان از اینکار خوشش نمی آید و دوست ندارد که شما از دعاهای خیر دیگران برخوردار شوید. دعای باطل السحر را برایتان ارسال میکنم تا در صورتی که برایتان دعای بد خوانده باشند؛ و جادوتان کرده باشند؛ باطل شود. هر روز ایندعا را بخوانید. تشکر از همراهیتون
برای دفع شیطان و جادوگران و جنیان از رسول خدا (صلىاللّهعلیهوآله) روایت است که آیه ی سخره را بخوانند:
﴿إِنَّ رَبَّكُمُ اللّٰهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيّٰامٍ ثُمَّ اسْتَوىٰ عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهٰارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثاً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّرٰاتٍ بِأَمْرِهِ أَلاٰ لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ تَبٰارَكَ اللّٰهُ رَبُّ الْعٰالَمِينَ ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً إِنَّهُ لاٰ يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ، وَ لاٰ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاٰحِهٰا وَ ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً إِنَّ رَحْمَتَ اللّٰهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ﴾
به درستی که پروردگار شما خداست که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید، سپس به عرش چیره شد، میپوشاند شب را به روز که میجویدش به سرعت و آفتاب و ماه و ستارگان مسخّر به فرمان اویند، بدانید او راست آفرینش و فرمان، منزّه و پاک است، خدا، پروردگار جهانیان، پروردگارتان را بخوانید با زاری و در نهان زیرا که او متجاوزان را دوست ندارد و در زمین پس از اصلاح آن فساد نکنید و او را با بیم و امید بخوانید، همانا رحمت خدا به نیکوکاران نزدیک است.
همینطور از حضرت علی ع برای دفع جادوی شیاطین روایت است که این دعا را بخوانند:
بِسْمِ اللّٰهِ وَبِاللّٰهِ، بِسْمِ اللّٰهِ وَمَا شاءَ اللّٰهُ، بِسْمِ اللّٰهِ وَلَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلّا بِاللّٰهِ . قالَ مُوسىٰ: ﴿مٰا جِئْتُمْ بِهِ السِّحْرُ إِنَّ اللّٰهَ سَيُبْطِلُهُ، إِنَّ اللّٰهَ لاٰ يُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِينَ﴾، ﴿فَوَقَعَ الْحَقُّ وَ بَطَلَ مٰا كٰانُوا يَعْمَلُونَ، فَغُلِبُوا هُنٰالِكَ وَ انْقَلَبُوا صٰاغِرِينَ﴾
به نام خدا و به خدا، به نام خدا و آنچه خدا خواست شد، به نام خدا و هیچ نیرو و توانى نیست جز به خداى [بلندمرتبه بزرگ]، موسی گفت: آنچه شما آوردید سحر است، همانا خدا آن را باطل میکند، خدا کار بدکاران را اصلاح نمیکند، پس حق واقع شد و آنچه آنان انجام داده بودند باطل گشت، در آنجا مغلوب شدند و با خواری بازگشتند.
برای دفع جادو این آیات را هر روز بخوانید. سوره یونس آیات 81 و 82 - سوره نازعات آیات 27 تا 32 و سوره اعراف آیه 118 تا 122 .
فَلَمَّا أَلْقَوْا قَالَ مُوسَى مَا جِئْتُمْ بِهِ السِّحْرُ إِنَّ اللَّهَ سَيُبْطِلُهُ إِنَّ اللَّهَ لَا يُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِينَ
پس هنگامی که افکندند، موسی گفت: آنچه را در این صحنه آوردید، جادوست؛ مسلماً خدا آن را به زودی باطل می کند، قطعاً خدا، کار مفسدان را [که برای تقویت طاغیان انجام می دهند] به سامان نمی آورد.
وَيُحِقُّ اللَّهُ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ
و خدا حق را با دلایل و معجزاتش ثابت و پابرجا می کند، گرچه گنهکاران خوش نداشته باشند.
أَأَنْتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ السَّمَاءُ بَنَاهَا
آيا آفرينش شما دشوارتر است يا آسمانى كه [او] آن را برپا كرده است
رَفَعَ سَمْكَهَا فَسَوَّاهَا
سقفش را برافراشت و آن را [به اندازه معين] درست كرد
وَأَغْطَشَ لَيْلَهَا وَأَخْرَجَ ضُحَاهَا
و شبش را تيره و روزش را آشكار گردانيد
وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَلِكَ دَحَاهَا
و پس از آن زمين را با غلتانيدن گسترد
أَخْرَجَ مِنْهَا مَاءَهَا وَمَرْعَاهَا
آبش و چراگاهش را از آن بيرون آورد
وَالْجِبَالَ أَرْسَاهَا
و كوهها را لنگر آن گردانيد
فَوَقَعَ الْحَقُّ وَبَطَلَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ
پس حقيقت آشكار گرديد و كارهايى كه میکردند باطلشد
فَغُلِبُوا هُنَالِكَ وَانْقَلَبُوا صَاغِرِينَ
و در آنجا مغلوب و خوار گرديدند
وَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سَاجِدِينَ
و ساحران به سجده درافتادند
قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعَالَمِينَ
[و] گفتند به پروردگار جهانيان ايمان آورديم
رَبِّ مُوسَى وَهَارُونَ
پروردگار موسى و هارون (۱۲۲)
نفس محمدی : سلام وقت بخیر دیشب دم صبح خواب دیدم قصد داشتم واسه نامزدیم به سالن زیبایی بروم تمامی سالن ها بسته بودن فقط سالن زینب ماه باز بود بهشون گفتم یه تایم واسه میکاپ میخام پرسیدن واسه کی؟ گفتم واسه همین امروز، گفتن امروز گفتم آره همه چیز یهویی و غیر منتظره شده و امروز نامزدیمه. پرسیدم زینب میکاپ رو انجام میده دختری اونجا بود گفتش نامزدی رو من انجام میدم ازش پرسیدم لباس چه رنگی بپوشم تو عکس قشنگ بیافته گفتش سورمه ای. دوستم همراهم بود گفتش شوهرم واسه نامزدیمون سورمه ای پوشیده، ( در واقعیت بنظر دوستم کت شلوار دومادی سورمه ای قشنگ است اما در خواب نظرش این بود کت شلوار سورمه ای در عکس قشنگ نیست) دیگه بقیه خواب را یادم نیست نمیدونم تصمیم داشتم چه رنگی بپوشم.نمیدونم برای تعبیر لازم هست یا نه با کیس احساسیم به مشکل برخوردم.در خواب چهره نامزدم را ندیدم
فریبا هراتی
: سلام. تشکر. تعبیر خوابتان این است که شما به شریک احساسی تان فکر می کنید و به او خودتان را متعهد می دانید. فکر می کنید که باید وجهه ی بهتری از خودتان به او بروز بدهید و با سیاست تر رفتار کنید چون شما احساساتی رفتار کرده اید و شاید در ابراز این احساسات، خیلی رفتار مثبتی هم نداشته اید. شما باید رفتار متواضعانه تر و انعطاف پذیرتری با شریک احساسی تان داشته باشید تا او متوجه ی علاقه ی شما به خودش بشود. شوهر دوستتان هم رفتاری متواضعانه و انعطاف پذیر و البته حمایتگرایانه نسبت به دوستتان از خود بروز داده است ولی اگر حتی او، فکر می کرد که این تواضع و انعطاف پذیری در مقابل دوستتان، یک عادت و یک "باید" محسوب می شود؛ از آن رفتار پرهیز می کرد. نامزد شما هم دوست ندارد همیشه در مقابل شما انعطاف پذیر و متواضعانه رفتار کند بلکه دوست دارد گاهی هم نظرات مخالفش را با شما بیان کند. تشکر از همراهیتون
آرام : سلام.صبح پنجشنبه خواب دوست .لطفا متن خواب مخفی بشه
فریبا هراتی
: سلام. تعبیر خوابتان این است که دوست پسر سابقتان سعی می کند که نگرانیها و مشکلاتش را رفع کرده و به آرامش برسد. شما هر چند که از او ناراحتید ولی دوست دارید که فرصتی به او بدهید که بتواندبه اهدافش برسد. می خواهید او شانس اصلاح اشتباهاتش را داشته باشد و بتواند به موفقیت برسد. با وجود مهربانی شما؛ او محبت تان را رد می کند چون معتقد است که شما حرفهای نیش دار و تندی به او زده اید که او نمی تواند فراموش کند و دیگر خیال ندارد که به شما برگردد. او راه تازه ای را در زندگی به پیش می گیرد و شما فکر می کنید که او کسی دیگر را دوست دارد. او تلاش می کند که هر چه زودتر زندگی تازه ای برای خودش بسازد و شما تلاش می کنید که خردمندانه و مهربانانه رفتار کنید. توانایی او برای رسیدن به اهدافش بیشتر از شماست و ممکن است زودتر از شما خواسته هایش را محقق کند. تشکر از همراهیتون
Shima11 : سلام.مخفی بمونه.در شبی که تعبیر خوابها راست
فریبا هراتی
: سلام. تعبیر خوابتان این است که شایان با مشکلاتی مواجه است که فکرش را ناراحت کرده و باعث می شود که رفتاری حاکی از عصبانیت از خودش بروز بدهد. او سعی می کند که به پول و ثروت بیشتری برسد و در زندگیش خودش را بالا کشیده و رشد و پیشرفت بیشتری را تجربه کند. او سعی می کند که مثبت اندیش و امیدوار باشد که به موفقیت می رسد. خواهرش معتقد است که او شخصیتی مهربان دارد. بعلاوه بینش شایان قویست. شایان خردمندانه و با مهربانی رفتار کرده و آرزو دارد که شما در زندگی تان خیلی خوش بگذرانید و از زندگی تان لذت ببرید. همچنین او تلاش می کند که خودش را هم دوست داشته باشد و اهدافش را محقق کند. اما گاهی کنترلش از دستش در می رود و نمی تواند خستگی و ناراحتی هایش را مخفی کند و تندخویی کرده و دیگران را می رنجاند. شما می خواهید که او همیشه خوش رفتار باشد. شما به این فکر می کنید که آیا شایان ازدواج کرده و یا به انجام کاری متعهد شده. او ازدواج نکرده ولی به ازدواج فکر می کند. شما امیدوار هستید که شایان با شما ازدواج کند. دنیا اما معتقد است که شایان با شما ازدواج نمی کند اما شما امیدوار هستید که او با کسی جز شما ازدواج نکند. فامیلهای شایان لجباز و یکدنده هستند و اگر شایان به حرفشان گوش نکند با او مخالفت می کنند. آنها تعقل و تفکر نمی کنند و نابخردانه رفتار می کنند. شایان به عزم و اراده ی راسخ شما برای اینکه او به شما برگردد و به فرهنگ خانوادگی شما پشت کرده و در نظر دارد که مطابق با میل خانواده اش زندگی کند و شما درک نمی کنید که چرا او اینگونه رفتار می کند. خوابتان شامل دو حق خواب بود. تشکر از همراهیتون
مریم : سلام میخواستم خوابم را در چند نوبت ارسال کنم اما موفق نشدم . عذرخواهی می کنم
فریبا هراتی
: سلام. اشکالی ندارد. چون دو کامنت فرستاده اید خودم نصفش می کنم. ولی بخش آخر خوابتان که آزمایشگاه است خودش به تنهایی شامل 3 حق خواب است. سه بخش هم ابتدای خوابتان است که در مجموع معادل 6 حق خواب است. لطفا یک خواب دیگر شارژ بفرمایید تا خوابتان تعبیر شود. تشکر در نوبت هستید.
مریم : .........سرکار . انگار اتفاق جالبی در حال وقوع بود مثل یک جشن عمومی یا یک فستیوال بزرگ شاد که دخترم خیلی دوست داشت آن را ببیند . موبایل دخترم زنگ خورد خواهرم نسرین پشت خط بود . (در واقعیت رابطه ای با هم ندارند خصوصا تلفنی ) دخترم و او با خوشحالی در مورد فستیوال با هم حرف زدند . خواهرم به او گفت بدو بیا ما با ماشین دم در خانه شما هستیم داریم میرویم شهرستان تو را هم سر راه میرسانیم و میتوانیم فستیوال را هم ببینیم . دخترم با خوشحالی کفشهایش را پوشید و با آنها رفت . (قرار است خواهرم نسرین ، مادرمان را که مدتی در شهرمان میهمان بوده به شهرستان محل زندگی خودش برگرداند ). در صحنه ی بعد من در محل کارم در یک آزمایشگاه بودم (در واقعیت خانه دار هستم ). روپوش سفیدی تنم بود و همراه با چند خانم دیگر که همکارانم بودند مشغول آزمایش کردن مایعاتی در بشرها بودیم نمیدانم چه نوع آزمایشگاهی بود اما مطمئنم یکی از آن مایعات زعفران بود .دیدم دخترم هم آمده آنجا. از اینجای خوابم به بعد چهره و ظاهر دخترم فاطمه که محجبه است ، تبدیل شد به چهره و ظاهر دختر بزرگ خواهرم نسرین که اسمش مطهره است و بی حجاب است . اما برای من او همان فاطمه ی خودم بود (مطهره ی خواهرم 13 سال از فاطمه ی من بزرگتر است 42 سال دارد و ازدواج نکرده ) . دیدم دخترم که حالا شبیه مطهره بود با نگرانی میخواهد چیزی به من بگوید. با ترس و خجاات یک کیسه نایلونی دستم داد . داخل کیسه یک تکه پارچه لباسی به رنگ سبز زیتونی با ستاره های مشکی بود روی آن یک تکه کاغذ بود و دستخط خواهرم که خلاصه دخترم را برای پسرش علیرضا خواستگاری کرده بود و این پارچه هم پیشکش نامزدی بود . ( در واقعیت خواهرم دوست داشت دخترم فاطمه را برای پسرش بگیرد اما من و دختران خودش موافق نبودیم پسرش پارسال عاشق همکارش شد و علیرغم مخالفت خانواده اش ازدواج کرد) . خیلی عصبانی شدم که نسرین به بهانه رساندن دخترم او را پیش خودش کشانده و دور از چشم من در ماشین پسرش او را نامزد پسرش کرده و چنین پیشکش بی ارزش و زشتی را هم به او داده . خانمی که سرپرست آزمایشگاه بود شروع به آرام کردن من کرد و گفت طفلک دخترت هم به خاطر تو ناراحت است . اول این بسته را به من نشان داد نمیدانست چطور موضوع را به تو بگوید حالا تو هم سخت نگیر . ممکن است سن او هم بالا برود . من نگاهی به دخترم که شبیه مطهره شده بود کردم ولی او برایم فاطمه بود. در دلم گفتم راست میگوید . ممکن است او هم مثل مطهره بشود .
فریبا هراتی
: تحولات تازه ای در زندگی دختر شما ایجاد می شود. درک او نسبت به مسائل بالاتر می رود و موفقیت های بیشتری عایدش می شود. هر چند که شاید دخترتان دچار استرس شده باشد ولی احساس رهایی و آزادی بیشتری را تجربه کرده و به خودش افتخار می کند. خواهرتان نسرین به دخترتان فکر می کند و به این موضوع می اندیشد که با وجود این تحولات تازه، دخترتان چه احساسی دارد و می خواهد بداند که زندگی دخترتان به کجا کشیده می شود و آیا دخترتان به اهدافش می رسد یا خیر. دخترتان اعتماد به نفسی قوی دارد و جاپای قرص و محکمی در زندگیش پیدا کرده، به درستی عقاید و باورهای خودش کاملا مطمئن است./ شما با احساسات و نگرانیهایتان و باورهایتان آزمایش می شوید. شما سعی می کنید که رفتاری دلسوزانه و آرام و صلح طلبانه داشته باشید و در آرامش زندگی کنید و نمی خواهید که با کسی وارد دعوا شوید و یا بخاطر عقاید کسی با او مشاجره داشته باشید. شما می دانید که هر کسی به اندازه ی احساساتش و جنبه و ظرفیت شعورش و نیز به اندازه ی پرستیژ و فرهنگ اجتماعیش رفتار می کند. دخترتان هم مثل شما رفتار می کند. مطهره هم مثل دخترتان با فرهنگ وبا پرستیژ رفتار می کند. دخترتان می خواهد خردمندانه و در آرامش و صلح و صفا زندگی کند و می خواهد موفقیت و شانس خودش را از دیگران مخفی کند. خواهرتان معتقد است که دخترتان خیلی خردمنداست و به این فکر می کند که کاش دختر شما عروس او شده بود. دخترتان شاید نگران است که مثل مطهره مجرد باقی بماند. شما از اینکه دخترتان از مجرد بودن خودش ناراحت است خوشتان نمی آید و نمی خواهید که دخترتان دچار استرس شود. بعلاوه شما سعی می کنید که زندگی تان را خردمندانه مدیریت کنید و آرام و با وقار رفتار کنید تا دخترتان ناراحت نشود و کسی هم از افکار شما و از خشم تان نسبت به خواهرتان با خبر نشود. اما در عین حال می دانید که ممکن است دختر شما هم دیر ازدواج کند. خوابتان در مجموع شامل 6 حق خواب بود. تشکر از همراهیتون
مریم : سلام روز خوش . وقت شما به خیر . امروز جمعه ۷ فروردین ساعت حدودا ۷ صبح ، خواب دیدم در یک حسینیه به همراه تعداد زیادی مرد و زن مومن دیگر در حال خواندن نماز صبح به جماعت هستم . میانه ی نماز متوجه شدم صفها به هم ریخته هستند طوری که من مابین یک آقای جوان و همسرش در یک صف ایستاده بودم. آرام آرام خودم را به صف بعدی کشاندم تا در میان آنها نباشم . نماز تمام شد اما یک سری ذکرها اشتباه یا ناقص ادا شده بودند . امام جماعت که روحانی هم نبود گفت میتوانید مسئولیت این نماز را به عهده ی ما بگذارید .آنوقت نماز شما قبول میشود . ولی من تصمیم گرفتم دوباره نماز صبحم را فرادا بخوانم . مشغول نماز شدم که صحنه عوض شد . در آشپزخانه ای بودم که در خواب خانه خودم بود . بزرگ بهم ریخته و پر از غذا بود . دیسهای خیلی بزرگ پر از کبابهای 1 متری با نات سنگکهای بزرگ.ساندویچهای خیلی غول پیکر و غذاهای دیگر . اما همه لابلای ظرفهای شسته نشده خارج از یخچال . خواستم بعنوان صبحانه از آنها بخورم اما با خودم گفتم اینها برای صبحانه خیلی سنگین هستند و نخوردم .مشغول جمع و جورشان شدم . کبابها مورچه کرده بودند .مورچه ها را دور کردم و ظرفش را عوض کردم . پسر بزرگم وارد شد گفتم مادر من دیشب خانه نبودم . شما نباید این غذاها را توی یخچال می گذاشتید ؟ پسرم گفت اینقدر سرمان شلوغ بود که فراموش کردیم . داخل اتاق دخترم فاطمه آماده شده بود که برود سرکار .
فریبا هراتی
: سلام. تشکر. شما شخصیتی با ایمان دارید و تلاش می کنید که همرنگ جماعت شده و کار خیری در راه رضای پروردگار بزرگ انجام دهید. در عین حال، هرگز کورکورانه تابع نظرات دیگران نمی شوید و روی کارها و تصمیماتتان خوب فکر می کنید و سعی می کنید که در کار دیگران دخالت نکنید. شما متوجه شده اید که اشخاصی که ادعای فضل می کنند؛ همیشه خردمندانه رفتار نمی کنند و اشتباهاتی در عملکردشان وجود دارد. شما تصمیم می گیرید که شروعی تازه را برای خودتان بسازید و مطابق با عقلانیت و منطق خودتان رفتار کنید. / شما در رابطه با امنیت و گرمی زندگی تان تلاش می کنید که این امنیت را حفظ کنید. امکانات مالی شما قویست و شخصیتی حمایتگرایانه از خودتان بروز می دهید. شما سخت کوش و مسئولیت پذیر هستیدو با تلاش زیادتان توانسته اید امکانات مالی عالی برای خودتان بسازید. اما همزمان، مشکلاتی نیز در زندگی تان وجود دارد و مرتکب اشتباهاتی شده اید. اشخاص زیادی که خودشان را از شما کمتر می دانند و مثل شما تلاش زیادی نکرده اند که به رفاه و ثروت برسند؛ پشت سر شما حرف می زنند. خرد و عقلانیت شما به شما می گوید که هر چند که برونگرا و اجتماعی هستید و قوی رفتار می کنید؛ ولی باید امکانات مالی تان را از دیگران مخفی کنید و همه ی داشته هایتان را با دیگران مطرح نکنید تا کسی به داشته هایش شما غبطه نخورد و پشت سرتان حرف نزند. در عین حال شما دل به مال دنیا نبسته اید و خودخواه و خودپسند نیستید و به دیگران هم کمک خواهید کرد.
زینب : من توی اتاقی پشت میز بزرگی نشستم و مشغول نوشتن و انجام کارم هستم میزم در طول اتاق گذاشته شده و به جورایی انگار کل اتاقمو گرفته و رو بروم کمد سرتاسری گذاشته شده خیلی واضح نیست برام چون سرگرم کارمم سمت راستم و انگار پایین تر از اتاقم اتاق جلسه ای هستش که اونها رو به اتاقم هستن و به اتاقم اجحاف دارن آدمهایی که نمیشناسم به اضافه کیس عاطفیم که از هم جدا شدیم هر کدوم پشت میزشون میان میشینن و منو میتونن ببینن نگاههای پرسشگر کنجکاو و پر از حرف دارن بین منو اتاق اونها انگار پنجره بزرگی هستش ولی مطمئن نیستم اونها خودشون جلسه دارن ولی میتونن منو ببینن و نگاهم میکنن و پر از. سوال نمیدونم چه پیامی برای من داره اتاق اونها تاریکتره و من نمیتونم همشون رو خوب ببینم ولی اتاق من کاملا روشنه و البته اونا منو خوب میبینن
فریبا هراتی
: سلام. شما سعی می کنید که موقعیتی که در آن قرار گرفته اید را بخوبی مورد قضاوت و ارزیابی قرار بدهید، می خواهید سعی کنید که از تجاربتان استفاده کنید و نقشی تاثیرگذار در بهبود همه ی زندگی آتی تان داشته باشید. شما از خیلی مسائل البته شاید بی خبر هستید و یا رازهای زیادی دارید که از دیگران مخفی کرده اید و یا دیگران رازهای زیادی را از شما مخفی کرده اند. اشخاص زیادی شما را مورد قضاوت و ارزیابی قرار می دهند و نظرات آنان در تضاد و تقابل با نظرات شماست. شما می خواهید چشم انداز تازه ای در زندگی تان ایجاد کرده و به سبک و سیاق خودتان زندگی کنید و این اشخاص توجه زیادی به عملکرد شما دارند. آنان افکارشان را از شما مخفی می کنند و به اندازه ی شما صادق و روشنفکر نیستند. شما از ذهنیت آنان زیاد خبر ندارید و نمی دانید که چه برنامه هایی برای خودشان تدارک دیده اند. تشکر از همراهیتون