تعبیر خواب اتاق
اتاق به نوشته نفایس الفنون تجسمی است از دنیا است. اگر اتاقی که در خواب خود می بینید و به آن وارد می شوید، بزرگ و باشکوه باشد، برای بیننده خواب توانگری و خوشی و گشایش در کار پیش می آید و اگر محقر و کوچک و فقیرانه باشد دنیا بر او تنگ می شود. اتاق تنگ و تاریک، تجسمی است از تنگی خلق و ناتوانی اخلاقی. اتاق روشن بخصوص اگر نور از سقف آن ساطع باشد آینده ای روشن است برای بیننده خواب. اتاقی که درهای فراوان دارد فراخی روزی است و گشادگی امور.
اگر تعبیر خواب خود را پیدا نکردید آن را از ما بپرسید. لطفا به موارد زیر دقت فرمایید:
لطفا هر خواب را در صفحه تعبیر خواب مرتبط با آن سوال کنید.
حتما خواب خود را با حروف فارسی بنویسید. کامنت های انگلیسی تایید نخواهند شد.
تعبیر خواب شما به صورت عمومی در بخش دیدگاه اضافه خواهد . لطفا از نوشتن ایمیل، اطلاعات شخصی خودداری کنید.
ارسال تعبیر خواب به ایمیل امکان پذیر نمی باشد و تعبیر ها فقط در سایت نوشته می شود.
تعبیرهای درخواستی در سریع ترین زمان ممکن نوشته خواهند شد اما ممکن است به دلیل درخواست های زیاد این زمان گاهی طولانی شود.
در صورتیکه خواب ارسالی شما بیشتر از ۷۵۰ کاراکترباشد، به ازای هر ۷۵۰ کاراکتر یک حق خواب از شما کسر خواهد شد!


فقط اعضای وب سایت می توانند تعبیر خواب خود را سوال کنند. اگر قبلا عضو شده اید ورود و برای ثبت نام عضویت را کلیک کنید. ورود عضویت برای دریافت تعبیر خواب از طریق تلگرام به آی دی @yotaabcom پیام دهید.
neshat : با سلام و احترام
اولش توضیح بدهم که من ۲۳ سال پیش با یک مرد ثروتمند که با خانمش متارکه کرده بود وارد رابطه شدم و او منو صیغه خودش کرد او خیلی ثروتمند بود وسی سال از من بزرگتر بود وجهار پسر داشت تا اینکه سال ۱۴۰۲ با اصرار او با هم ازدواج رسمی کردیم پسرهاش هیچی نگفتن تا اینکه شوهرم سال بعدش مریض شد اونا رفتن حکم حجر گرفتن و بادادن رشوه حکم را از پنج سال قبل گرفتن و همسرم هم روز به روز بیمارتر شد و من با دل و جون ازش پرستاری و نگهداری کردم و اونا رفتن دادگاه و با ارجاع به حکم حجر و دادن رشوه به قاضی ازدواج منو باطل کردن و منو تهدید کردند که اگر به دادگاه اعتراض کنی و کار به دیوان عدالت اداری بکشانی تو را به زندان می اندازیم و خیلی بهم توهین کردن. و تهمت زدن
حالا خوابی که دوست صمیم ام دیده: او گفتش خواب دیدم که در حالی که لاغر تر و بلند قد تر به نظر می رسیدی ، در یک فضای بسیار کوچک که چند تا اطاق با پنجره های شیشه ای بلند داشت در حالیکه عقد نامه ازدواجت که پسرهای اقای علیزاده باطل کرده اند آن را به حالت افقی و با دو دست و مانند یک چیز بسیار مهم و مانند یک کودک در دستت گرفته بودی از آن اطاق ها به اطاق کوچک دیگری می رفتی و با خودت حرف می زدی و مرتب می گفتی چرا این درها. تندی بسته می شوند و مرتب و تند تند از اطاقی به اطاق دیگر می رفتی و من ناگهان تو را دیدم که صورتت که خیلی سفید خیلی سفید ورنگپریده بودی با. آشفتگی. داشتی به سمت من خیره نگاه می کردی و بعد از خواب بیدار شدم
لطفا خوابی که دوستم در مورد من دیده را تعبیر کنین
فریبا هراتی
: سلام. تعبیر خواب دوست شما این است که شما درک بالاتری از شرایطی که در آن قرار گرفته اید پیدا کرده اید و از خیلی از مشکلاتی که می توانست باعث شود که شما غصه بخورید و ناراحت بشوید؛ خلاص شده اید. اما احساس کمبود قدرت می کنید و حس می کنید که قادر نیستید که روی پای خودتان بایستید و از پس خودتان بر بیایید. رفتار و شرایط زندگی شما همیشه مورد قضاوت و ارزیابی دیگران قرار گرفته و عملکردتان را زیر ذره بین گذاشته اند. شما با میل و توافق خودتان؛ عقد نامه تان را به نحوی در اختیار پسران همسرتان قرار داده اید و حالا ناراحت هستید که چرا فریبتان دادند و راه های رسیدن به موفقیت را یکی یکی به روی شما بستند. شما بسیار نگران هستید و انتظار دارید که دوستتان درکتان کند و راه حلی به شما پیشنهاد بدهد که بتوانید از این مشکلات خودتان را بیرون بکشید. ضرر مالی بزرگی متوجه ی شماست مگر اینکه بتوانید ثابت کنید که شما و همسرتان در سلامت عقلانی بوده اید و طلاق نگرفته اید. تشکر از همراهیتون
ناشناس : در اتاق کار صابرم روی قالی نشستم،نور عصر از پنجره کنارم میتابید،میزکار صابر کنار در بود و خودش پشت میز نشسته با لبخند نگام میکرد.یه کتاب نوشته بود و در صفحه اولش اونو تقدیم زن و بچش کرده.در دلم غصه خوردم،از صابر رو برگردوندم نفهمه احساسم رو.یهو دیدم صابر نیست،صندلیش خالیه.یهو خودمو در طبقه پایین اتاق کار صابر دیدم(شبیه اتاق خانهمون در مشهد بود)تاریک بود و تنها بودم و دست راستم رو شروع کردم به بوسیدن،با همون حالت افتادم کف اتاق و دیدم در بغل صابرم،صورت همو گرفتیم،با اشتیاق لبهای همو میبوسیم.صابر با کت شلوارش بود.من با یه ژاکت آبی و کلاه.یهو دیدم در اتاق خودمم و طبقه بالای اونجا هم صابر زندگی میکنه و همون لحظه احساس کردم چهارجا دارم برای زندگی کردن که طبقه بالای هر چهارتاشون صابر زندگی میکنه. فقط همون دوتا اتاقی که گفتم رو یادمه کجا بودن.
فریبا هراتی
: سلام. شما به رفتار صابر بصورت متواضعانه ای نگاه می کنید. پایان یک چرخه یا شرایط در رابطه ی شما فرا رسیده و می دانید که صابر از رسیدن به شما ناامید شده است. او با این وجود سعی می کند که روابط تان را مورد قیاس و قضاوت و ارزیابی قرار دهد. صابر تصمیم گرفته که خردمندانه رفتار کند و بگوید که اولویت زندگی او؛ اول زن و فرزند او هستند. شما از این که اولویت اول او نیستید؛ غصه می خورید. ولی نمی خواهید که او متوجه ی احساس شما باشد. می دانید که صابر باید از زندگی شما برود. از اینجهت ناراحت و ناامید شده و احساس تنهایی می کنید. اما از خودتان راضی هستید که منطقی رفتار کرده اید و برای خودتان احترام قائلید. صابر احساس شما را درک می کند و در حالی که حمایتگرایانه رفتار می کند؛ و شما هم خونسرد ولی قوی از خودتان حمایت می کنید و افکارتان را از او مخفی می کنید؛ هر دوی شما ته دلتان بهم علاقمند هستید. اما تصمیم می گیرید که عاقلانه رفتار کنید و سعی کنید که زندگی خوبی از هر جهت برای خودتان بسازید همانگونه که صابر سعی می کند که از نظر مسائل دنیایی و مادی و اقتصادی جایگاه خوبی برای خودش در زندگی فراهم کند. تشکر از همراهیتون
Mina : با سلام یه خواب طولانی دیدم ولی این تیکه هاش یادمه ،دیدم طبقه بالای محل کارم هستم جدیدبود و دو طرفش دو تا اتاق داشت فهمیدم یکیش برا منه یکیش برا رئیسم، ولی مرز وسط اتاق هها بدون دیوار بود و روبه روی هم بودن ،هر دو وسایل کامل داخلش مشخص بود و مرز جدایی اتاق هها با پله ههای پایین مشخص شده بود،کف زمین کنارپله هاش شیشه ای بود و دو طرفشم چاله و خطرناک و با خودم میگفتم باید حواسم باشه رفتم پایین نیوفتم تو چاله و استرس داشتم چطور پایین برم و در ادامه اشم با چند تا از همکارام بالای پشت بوم محل کار جدیدنشسته بودیم ولی پشت بوم سست بود و میترسیدم بیوفتم همش جابجا میشدم جایی محکمو پیدا کنم بشینم واسترس داشتم ریزش کنه بیوفتیم بقیه اش یادم نیست جا پیدا کردم یا نه
فریبا هراتی
: سلام. شما در کارتان پیشرفت بیشتری خواهید داشت و نقاط ضعف و قوت خودتان را بیشتر کشف می کنید. حریم خصوصی شما در محیط کار شکسته می شود و رئیستان در کارتان بیشتر دخالت می کند. این موضوع شاید برای شما خوشایند نباشد. البته هر چند که شما وظائف خودتان را مستقلا انجام می دهید ولی رئیستان عملکردتان را مورد قضاوت و ارزیابی قرار می دهد و اگر از کارتان خوشش نیاید یا مرتکب اشتباه شوید؛ متضرر خواهید شد. در کار جدیدتان به اوج موفقیت می رسید ولی نباید فکر کنید که این موفقیت همیشگیست باید مرتب سعی کنید که جایگاهتان را بهتر کنید و ریسکی نکنید که از کارتان راضی نباشند. تشکر از همراهیتون
سمانه : سلام.خواب دیدم پشت بام خانه مان هستم که به برادرم علی گفتم بابا من رو برای ازدواج به پسر همسایمان پیشنهاد نداده و کس دیگری رو پیشنهاد داده همون لحظه پدر همسایمان دو اتاق به خونواده من داد این اتاق در پشت بام بود. من به همراه خانواده در اتاق که دیوارهای سفیدی داشت نشسته بودیم داخل همون اتاق یک اتاق دیگر بود که چارچوب در باریک بود و فقط من می تونستم وارد اتاق دیگر بشم با خودم گفتم چارچوب در باریک هستش که همون موقع چارچوب در بزرگتر و اندازه شانه های من شد و من براحتی می تونستم داخل چارچوب در بایستم و وارد اتاق دیگر بشم.
فریبا هراتی
: سلام. سقف آرزوهای شما بلند است و به اوج موفقیت در زندگی تان می رسید. شما از اینکه پدرتان تمایلی ندارد که شما با همسایه تان ( یا کسی که خودتان دوستش دارید) ازدواج کنید؛ ناراحتید. در حالی که این شخص هم در زندگیش به اوج موفقیت می رسد و شما روی موقعیت و شرایط تازه ای که برای او ایجاد شده است، فکر می کنید. شما تصمیم می گیرید که شروعی تازه داشته باشید و او را به همسری تان انتخاب کنید. اما نگران هستید که انتخاب شما غلط باشد و تحت فشار و استرس قرار بگیرید. اما ویژگیهای پایه و اصلی شخصیت این آقا با ورود شما به زندگیش بهتر خواهد شد و در صورتی که بخواهید با او ازدواج کنید؛ او پذیرای شما خواهد بود و از شما حمایت و مراقبت خواهد کرد. تشکر از همراهیتون
مریم : سلام، طاعات قبول حق
سپاس فراوان
لطفا حذف
فریبا هراتی
: سلام. تشکر. تعبیرخوابتان این است که شما سعی می کنید که نقاط قوت خودتان را کشف کنید و نقش های تازه ای را در زندگی تان ایفا کنید. مرحوم پدرتان می خواهد که شما منطقی رفتار کنید. او می خواهد که شما سعی کنید که خودتان را از فشار و استرس بیرون بیایید و راجع به مسائلی که درک درستی از آن ندارید؛ تفحص بیشتری کنید و نه اینکه آن مسائل را رد کنید و یا نادیده شان بگیرید. شما به نصایح او گوش خواهید کرد. شما رازدار خودتان هستید و حرف دلتان را به کسی نمی زنید و این باعث می شود که گاهی دچار استرس زیاد شوید و صرفا حفظ ظاهر می کنید و نشان می دهید که با شرایط منطبق شده اید. بیشتر از اینکه از درون خودتان را قوی بدانید؛ خودتان را آگاه نشان می دهید و این اشتباه است. شاید همین استرس شما باعث می شود که ذهنتان خسته باشد و نتوانید خوابهایتان را راحت تر به یاد بیاورید. تشکر از همراهیتون
mahchehre1 : ۲.که۲بخش بود،
فریبا هراتی
: سلام. لطفا 3 خواب دیگر شارژ کنید. در نوبت هستید. تشکر
فریبا هراتی
: در بخش دوم خوابتان شما به خودتان نهیب می زنید که چرا لجبازی می کنید و با قاطعیت می خواهید او را از فکرتان بیرون کنید. شما نمی دانید که او به ازدواج با شما فکر می کند و به شما متعهد است یا خیر. او از اینکه شما به او فکر کنید ولی با او همزمان قهر باشید؛ شما را مورد مواخذه قرار می دهد ( اگر بداند که به فکر او هستید). شما باور نکرده اید که او به ازدواج با شما فکر کرده ولی به هر جهت با اراده ی زیاد با لجاجت خودتان او را از خودتان رانده اید و حالا به این فکر می کنید که اگر بخواهید رفتار تازه ای از خودتان بروز بدهید و نشان دهید که او را در ذهنتان به عنوان یک راز مخفی کرده اید و حالا دوست دارید دوباره به او زنگ بزنید و از حالش با خبر شودی؛ شاید او شما را مواخذه کند. از جهتی به این فکر می کنید که مبادا او با خواهرتان هم رابطه ای دارد. اینکه خانه ی او روبروی واحد خواهرتان بوده یعنی نظرات او در تقابل و تضاد با نظرات خواهرتان است و نه اینکه خواهرتان را دوست داشته باشد. او خواهرتان را بعنوان یک دوست ، نگاه می کند نه اینکه عاشق او باشد. خوابتان شامل 4 حق خواب بود. تشکر از همراهیتون
mahchehre1 : سلام روز بخیر،لطفا مخفی شه بعد از ظهر
فریبا هراتی
: سلام. تشکر. شما به شرایط خصوصی زندگی تان، روابط تان و مسائلی که دوست دارید از دیگران مخفی نگه دارید؛ فکر می کنید. شما به صمیمیت و تمایلاتی که به شخص احساسی تان دارید فکر می کنید و می خواهید امنیت و آرامش و صلح بیشتری را در زندگی تان تجربه کنید. او هم به شما فکر می کند و دلتنگ شماست و دوست دارد که بتواند از شما حمایت و پشتیبانی کند. اما خرد و عقلانیت شما و بُعد پرورش یافته ی ذهن شما به شما گوشزد می کند که مراقب باشید و خیلی احساساتی رفتار نکنید. شخص احساسی شما احساساتش را از شما مخفی کرده و در قهر با شما به سر می برد. شما هم خودتان تمایلی ندارید که راجع به او با خانواده تان حرفی بزنید. ولی شما ته دلتان دوست دارید که از عشق و احساس حمایتی که او به شما عرضه می کند؛ بهره مند بشوید. در ظاهر اما خودتان را بالاتر و بهتر از او می دانید و نگاهی از بالا به او می کنید ( او را کمتر از خودتان می دانید). شما به این فکرمی کنید که اگر برادرتان متوجه ی احساسات و افکار شما می شد؛ چه عکس العملی از خودش بروز می داد. شما سعی می کنید که قاطعانه تر از گذشته رفتار کنید و روی پای خودتان بایستید و خودتان از خودتان حمایت کنید. مطلقا دوست ندارید که کسی از احساس شما نسبت به او با خبر بشود. دوست ندارید که مخفی کاری کنید و بخاطر او فکرتان را ناراحت کنید ولی نمی توانید او را از فکرتان بیرون کنید. شما با خودتان لجبازی می کنید و از فکر کردن به او؛ حس خوبی به شما دست می دهد. به این فکر می کنید که چرا نمی توانید از فکر او بیرون بیایید. دوست ندارید که هیچ کسی خصوصا خواهرتان از افکار شما با خبر باشند. اما با خودتان خیلی کلنجار می روید که باید قوی باشید و احساسی فکر نکنید.
Skymooon2 : بنام خدا
سلام خانم هراتی عیدتون مبارک ❤️
خواهرم خواب دیده: بابا یه خونه خریده برامون تو مرکز شهرمون که اولین اتاق رو برادرم که بتازگی فوت شدن برمیداره و این از همه ی اتاق ها بزرگتر با پنجره ی بزرگ بوده ..بعدی رو فاطمه (من ) برداشت که اونم مثل اتاق محمد بوده. اتاق من روبرو بود اولش ناراحت بودم بعد دیدم مثل شماهاست و دیگه ناراحت نبودم..اما اتاق مهدیه افتاده بود آخر و پنجره نداشت ..و دوباره بتازگی خواب دیده بابا تو مشهد یه خونه بزرگ خریده با حیاط بزرگ.. اتاق هر سه خواهر کنار هم هست .. اتاق من و خودش خوبه وپنجره داره ولی باز مهدیه اتاقش پنجره نداره ..ممنون از شما
فریبا هراتی
: سلام. تشکر. شما دو خواب فرستاده اید ولی یکی خریده اید!!! اینکه خواب خانه ببینید دلیل بر این نیست که همه شان را با یک حق خواب بخواهید تعبیر کنید. اگر می خواهید خواب دومتان تعبیر شود یک حق خواب دیگر شارژ کنید در نوبت هستید. تشکر.
فریبا هراتی
: سلام مجدد. تعبیر خواب اولتان این است که همه ی فکر و توجه پدرتان معطوف به فرزندانش است. او به مرحوم برادرتان بیشتر از همه چیز فکر می کند و می داند که او قلبی بزرگ و بی گناه داشته است. سپس پدرتان به فاطمه فکر می کند و فاطمه از خیلی جهات روحیه ای مشابه با محمددارد هر چند که اختلاف نظراتی هم با او داشته است. فاطمه می خواهد چشم انداز تازه ای در زندگیش ایجاد شود و نگاهی امیدوارانه به آینده دارد. مهدیه اما روحیه و نشاطش را از دست داده است. تشکر از همراهیتون
Hashemi : سلام خدمت بانو هراتی عیدتون مبارک. لطفا مخفی باشد، با تشکر
فریبا هراتی
: سلام. تشکر. همینطور برای شما. تعبیر خوابتان این است که شما با فرهنگ و اصیل، ساده و بی شیله پیله رفتار می کنید و می خواهید روی جنبه هایی از زندگی تان کار کنید و شخصیت قویتری از خودتان بسازید. روح مادرتان شاد. فامیل شما نگاه مثبتی نسبت به مرحوم مادرتان ندارد و یک سری احساسات منفی از گذشته در فکر او باقی مانده. مرحوم مادر شما فقط حضور فیزیکیش را در دنیا از دست داده و روح او در کالبد روح در کنار شما در تعامل است. دعاهای خیر او پشت سر همسرتان و شماست. فامیل شما نسبت به شما نگاه محترمانه ای دارد و جایگاه خوبی برایتان قائل است. مادرتان می خواهد که شما نسبت به همسرتان مهربانتر باشید و هوای او را داشته باشید چون خدای نکرده اگر اتفاقی برای شما بیافتد؛ شاید فامیلتان هیچ حمایتی از همسرتان نکنند. این خواب به این معنی نیست که اتفاق بدی برای شما در راه است بلکه خواسته ی مادرتان است تا با همسرتان مهربان باشید و هوای او را داشته باشید. تشکر از همراهیتون
Shahrzad : باسلام،در بیداری تعجب داشتم.مخفی بماند تشکر.
فریبا هراتی
: سلام. شما وقتی به پسرخاله تان به صورت خردمندانه تری فکر می کنید؛ به این موضوع هم فکر می کنید که اگر تمایلات غریزی و جنسی پنهانی خودتان را به او ابراز می کردید چه رفتاری از او سر می زد. البته شما هرگز اینکار را نکرده اید و مردد و دو دل هستید که اگر اینطور رفتار می کردید چه می شد. او شخصیتی ورزیده و مجرب دارد و بارها تمایلات غریزی خودش را بدست آورده و هرگز غرور او اجازه نمی دهد که به خاطر تمایلات فیزیکی و غریزیش شما او را بدست بیاورید. تشکر از همراهیتون