تعبیر خواب تیر و پیکان
اگر کسی در خواب دید که تیری در دست دارد، دلیل بر قوت و قدرت اوست و اگر آن تیر را به سوی انسانی انداخت، با آن شخصی دشمنی خواهد کرد. اگر کسی به سوی او تیر انداخت و او توانست دفع خطر کند، از دشمن خود که قصد زیان رسیدن به او را دارد، ضرری نخواهد دید.
بعضی معبران گفته اند که انداختن تیر به سوی کسی، رسیدن نامه از آشنایی به او می باشد.
تعبیر خواب پیکان (آهن مثلثی شکل سر تیر )
دیدن پیکان تیز و روشن در خواب، دلیل بر قوت و بزرگی بیننده خواب است و نشانه این است که در نبرد با دشمن به ظفر و پیروزی دست خواهد یافت. اگر پیکان را شکسته و معیوب ببیند، دلیل آن بر عکس است.
جابر مغربی می گوید: دیدن پیکان در خواب، نیرو و جدیت در سخنی است که بیننده خواب با خصم گوید.خاصه که پیکانش فولاد و روشن باشد. اگر شکسته یا زنگار گرفته ببیند، تاویلش به خلاف این است.
اگر تعبیر خواب خود را پیدا نکردید آن را از ما بپرسید. لطفا به موارد زیر دقت فرمایید:
لطفا هر خواب را در صفحه تعبیر خواب مرتبط با آن سوال کنید.
حتما خواب خود را با حروف فارسی بنویسید. کامنت های انگلیسی تایید نخواهند شد.
تعبیر خواب شما به صورت عمومی در بخش دیدگاه اضافه خواهد . لطفا از نوشتن ایمیل، اطلاعات شخصی خودداری کنید.
ارسال تعبیر خواب به ایمیل امکان پذیر نمی باشد و تعبیر ها فقط در سایت نوشته می شود.
تعبیرهای درخواستی در سریع ترین زمان ممکن نوشته خواهند شد اما ممکن است به دلیل درخواست های زیاد این زمان گاهی طولانی شود.
در صورتیکه خواب ارسالی شما بیشتر از ۷۵۰ کاراکترباشد، به ازای هر ۷۵۰ کاراکتر یک حق خواب از شما کسر خواهد شد!


فقط اعضای وب سایت می توانند تعبیر خواب خود را سوال کنند. اگر قبلا عضو شده اید ورود و برای ثبت نام عضویت را کلیک کنید. ورود عضویت برای دریافت تعبیر خواب از طریق تلگرام به آی دی @yotaabcom پیام دهید.
هومن : با درود و احترام حصور خانم هراتی بزرگوار و عرض خسته نباشید
خواب دیدم در خانه ای هستم علت حضورم در آن خانه را میدانستم ولی الان فراموش کردم که عده ای آمدند، من و چند نفر همراه که یک خانمی از دوستان را گروگان گرفتند . تصمیم گرفتیم از آنجا فرار کنیم که توی حیات آن خانه با هلیکوپتر بالای سرمان آمدند تور بزرگی انداختند میخواستم تور را با چاقو پاره کنم اما نمیشد. ما را به جای دیگری منتقل کردند. در آنجا آن خانمی که با ما بود دیدم با رئیس آنجا صحبت میکند دنبالش رفتم دیدم یک تیر و کمان را هول داد به وسط یک اتاق بزرگی که آنجا بود . تیر و کمان در یک قاب بسیار زیبای چوبی بود منتهی نوک تیر در یک محفظه کوچکی بود که رمز نگاری شده بود و بایستی رمز گشایی میکردم و بهم گفت اگر میخوای آزاد شوید اینرا رمز گشایی کن. من با چراغ قوه موبایلم کامل آن قفل را بررسی کردم . بعد از مدتی رمز را پیدا کردم چهارتا رمز داشت ، عدد 508 را یادمه ولی عدد چهارم را یادم رفته. رمز را آمدم به مسئول آنجا دادم و آنها تیر را از قفل بیرون آوردند که از خواب بیدار شدم.
فریبا هراتی
: سلام. شما در شرایط تازه ای قرار می گیرید که به نقاط قوت و ضعف خودتان بیشتر آشنا می شوید. شما و خانمی که در خوابتان بوده، با محدودیت هایی در زندگی تان مواجه شده اید و نمی توانید به خاطر شرایط موجود؛ آزادانه به آرزوهایتان برسید. شما از جانب دوستان یا فامیل تحت فشار قرار گرفته اید و هر چند که شخصیتی آرمانگرا دارید و می خواهید از محدودیت ها فرار کرده و ایده آلهایتان را محقق کنید؛ ولی بیشتر از اینکه خواسته های خودتان را بدست بیاورید؛ به دنبال ایده آلهای دیگران هستید و حرف دیگران را دنبال می کنید ( برایتان مهم است که مردم چه می گویند). برای رسیدن به موفقیت شما مجبور هستید که قدرت و قاطعیت بیشتری در زندگی تان بخرج بدهید و با فرهنگ و سنت های قدیمی که شما را اسیر و محصور کرده است مقابله کنید. دوست خانم شما محافظه کارانه رفتار می کند ولی شما کلید و رمز احساسات او را می شناسید و می دانید که چطور باید او را تشویق کنید که مطابق با میل شما رفتار کند. بینش شما قویست و می توانید عمیقتر روی مشکلاتتان فکر کنید و راه حل آن را دریابید. برای رسیدن به موفقیت شما باید از ته دلتان بخواهید تا خواسته هاتان را بدست بیاورید. باید جسور وشجاع باشید و عملکردی درست و از روی انسانیت از خودتن بروز بدهید. باید به سهم خودتان نهایت تلاشتان را بکنید که به موفقیت برسید. شما خلاء بزرگی را در زندگی تان تجربه می کنید ولی می خواهید به کمال برسید. با مبارزه و استقامت برای تحقق اهدافتان می توانید خواسته هاتان را بدست بیاورید. در نهایت شما در تحقق اهدافتان به موفقیت خواهیدرسید. تشکر از همراهیتون
انیس : سلام. لطفا نمایش داده نشه. من خواب دیدم به همراه دخترخالم
فریبا هراتی
: سلام. برای شما عرض کردم که بخش اول خوابتان خودش شامل دو حق خواب است و بخش دوم یک حق خواب. اما شما باز فقط یک حق خواب شارژ کردید که در مجموع 2 حق خواب برای خواب اولتان می شود که خریده اید. لذا از تعبیر بخش دوم خوابتان که راجع به مادرتان است معذورم!!
فریبا هراتی
: تعبیر خواب اولتان این است که شما سعی می کنید که اصیل و با فرهنگ رفتار کنید و با عزم و اراده ای قوی به سمت اهدافتان حرکت کنید. شما تصمیمات عجولانه ای برای زندگی تان اتخاذ می کنید و از اشخاصی که به ایشان اعتماد دارید؛ تبعیت می کنید. شما می خواهید با کمترین میزان مسئولیت پذیری و در اسرع وقت به اهدافتان برسید و در زندگی تان به ماجراجویی بپردازید. گاهی در مواجهه با محدودیت هایی که در زندگی تان ایجاد می شود؛ لجاجت و قاطعیت از خودتان بروز می دهید و سعی می کنید که درگیر مشکلات نشوید. اما همیشه عدم مسئولیت پذیری شما به نفعتان تمام نمی شود. دخترخاله ی شما به خاطر عدم مسئولیت پذیری در رابطه با مسائل احساسی، با مشکلی مواجه می شود و احساس می کند که نمی تواند از پس بارهایی که به دوش او گذاشته شده است؛ بربیاید. ترس از شکست به او غلبه می کند و او نمی داند که چطور باید مشکلاتش را حل کند. در آنصورت او متوجه می شود که باید به رفتارهای بی ملاحظه ی خودش پایان بدهد و اگر می خواهد به روحیه ی او لطمه ای وارد نشود؛ خودش هم نباید سبکسرانه و بی خیال و بی تفاوت رفتار کند. شما از راهنمایی کسی استفاده می کنید و با کمک دوست پسر او؛ مشکلات او رفع خواهند شد. دخترخاله ی شما از نظر اخلاقی به رفتارهای مادرش در قدیم شباهت دارد و شما نیز از نظر اخلاقی به دختر خاله تان شباهت دارید در حالی که مادر و پدر شما متفاوت از خاله تان رفتار می کنند. آنان از اینکه شما خودسرانه تصمیم می گیرید که کارهایی را انجام بدهید که با نظرات ایشان متفاوت است و از لجاجت های شما ناراحت هستند. شما فکر می کنید که بی خیال نشان دادن خودتان و اینکه به روی خودتان نیاورید که مشکلی در رفتارتان هست؛ باعث می شود که واقعا مشکلاتتان ناپدید شود در صورتی که اینکار مثل رفتار کسی است که آشغالها را جارو می کند ولی زیر فرش در اتاق پنهانشان می کند تا دیگران خیال کنند که خانه تمیز شده است! تشکر از همراهیتون
فریبا هراتی
: برای تعبیر بخش دوم خوابتان باید آن را از اول ارسال کنید چون من آن را مخفی کرده ام و دیگر برای من هم نمایش داده نمی شود. صبح آن را ارسال کنید. تشکر.
انیس : بعد انگار یهو خونه خونه قدیمی دخترخالم اینا شد. داداششم بود. که داداشش میگفت مامان و بابای تو اومدن. خیلی نگران بودن انگار به من زنگ زده بودن جواب ندادم و بعد به داداشم زنگ زدن اونم گفته حال اجی مریم خوب نیست. خلاصه اومدن و دخترخالم زود خوب شده بود. در عرض چند دقیقه انگار. ولی شانه چپش بسته بود و قبلش دکتر هم رفته بود. خبری از دوست پسرش یا اون دوسته نبود. بعد ما همه طوری وانمود کردیم که انگار داشتیم بازی میکردیم. و این آسیب دیدگی مربوط به اون هست، که مادرم بخصوص نگران نشه. عجیب اینه که مادرم توی همین سنش بچه کوچیکی داشت که دختر بود و خوشگل بود بنظرم. بعد که آروم شد مامانم، دیدم پیراهن دخترش رو از پشت بالا میزنه میگه ببین آبله گرفته. درصورتی که بچه شاید ۱ سال هم نداشت و ما نگران بودیم که الان خیلی بچس برای آبله گرفتن.
فریبا هراتی
: سلام. بنده فقط قسمت آخر مربوط به مادرتان را تعبیر نکرده ام. و تعبیر آن بخش این است که مادر شما هدف تازه ای در دست دارد و می خواهد با استفاده از رفاه و ثروتی که اندوخته زندگی بهتری برای خودش یا برای شما بسازد. مادر شما در خصوص این هدف تازه نگرانیهایی دارد و نقاط ضعفی در برنامه های او وجود دارد که هنوز از آن با خبر نیست ولی بعدا برای شما و او مشخص خواهد شد که از همان ابتدای امر، این هدف بسیار استرس زاست و میزان موفقیت مادر تان در آن کم است. تشکر از همراهیتون
بهزاد : درود و وقت بخیر
خواب دیدم داخل اتوبوس هستم با خانمی که بهش علاقه دارم و مادرش، که مادرش با دو نفر صحبت می کرد و زیر چشمی من نگاه می کرد. از اتوبوس که پیاده شدیم ایشون وارد مغازه شود برای خرید، من و مادرش به راه خودمون به سمت خونه ادامه دادیم مادرش تو راه در مورد این که رفت چی خرید کن با من صبت می کرد و منم پیش خودم می گفتم کاش رفته بودم همراه ش خرید. که به خونه رسیدم من خداحافظی کردم وارد خونه شدم اما درب رو نبستم منتظر شدم تا بیاد و عبور کن تا ببینمش مجدد، وقتی امد دید من پشت درب هستم به سمت من آمد از من پرسید که می تونه وارد خونه بشه منم اجازه دادم وارد شود بعد وقتی خواستیم وارد ساختمان بشیم یک نفر با لباس نظامی از روی دیوار همسایه به سمت ما چهار تا تیر شلیک کرد که به ما نخورد اما جای گلوله ها روی شیشه بود و نمیدونم شیشه چرا اونجا بود
فریبا هراتی
: سلام. تشکر. شما در ابتدا همرنگ جماعت می شوید تا ببینید که تقدیر شما را به کجا می برد. مثل خیلی از مردم اصالت و ابتکار به خرج نمی دهید و سعی می کنید که مطابق با نورم ها و استانداردهای جامعه زندگی کنید. مادر او به شما توجه دارد و یا خودش شخصیتی خردمند و باهوش دارد و حواسش به رفتار شما هست. این خانم به دنبال کسب نیازهای روحی و فیزیکی خودش است و به انتخابهای پیش رویش نگاه می کند. شما به هوش و عقلانیت او که به خواسته های خودش اهمیت می دهد فکر می کنید. اما دوست ندارید با او قهر کنید که چرا صرفا دنباله روی نظرات و خواسته های شما نیست. شما دوست دارید که خواسته های او را برایش فراهم کنید ولی مشکلاتی در جامعه و زندگی وجود دارد و شما نوعی مواجهه را در زندگی تان تجربه می کنید که باعث دلشکستگی شما می شود. اگر شما با هم یک تیم باشید و هوای همدیگر را داشته باشید، مشکلات مالی سد راه موفقیت شما نخواهد شد. تشکر از همراهیتون
Sara : ببخشید اینم یادم افتاد اونایی که شلیک کردن ماشین داشتن یه ماشین سیاه
Sara : سلام خانم هراتی عزیز وقتتون بخیر
من چند وقته از یه آقایی که دوستش دارم جدا شدم و الان با یه نفر دیگه در ارتباطه. خواب دیدم داریم با هم قرار میزاریم و همدیگرو دوست داریم در مسیر اومدن ب ی قرار یه ماشین میاد و دو تا تیر از پشت بهش میزنه یکی به پهلو کمر و اون یکی سینه ب قلب نزدیکه .( نمیدونم تصور کردم یا واقعا تو خواب دیدم اینا رو انگار ب ذهنم القا شده باشه) اومدم دیدم تو اون چادری(چادرای مشکی کمپ) که آورده بودنش نیست . گفتن بردنش بیمارستان واسه مداوا گفتم خب من برم اول کارام رو انجام بدم بعدش میرم پیشش( نه که برام مهم نباشه اما گفتم اون جاش امنه و فعلا تحت درمانه) . تا یه آقای نسبتا مسن ک موی سفید و کت شلوار داشت با یه آقای جوونتر موهای مشکی که سامسونت دستش بود اومدن برن پیشش .. اون موقع بود منم منصرف شدم تصمیم گرفتیم با هم بریم اونجا.
فریبا هراتی
: سلام. تشکر. او به شما فکر می کند و اینکه بعدا متوجه می شود که به او خیانت شده و احساساتش جریحه دار شده و احتمالا پشیمان می شود که از شما جدا شده است. شما شاید فکر می کنید که این اتفاقات لازم بود تا او، متوجه ی حقیقت شود. اگر او بخواهد خرد و عقلانیت را در زندگیش بکار ببرد و شخصیت حمایتگرایانه ای نسبت به شما داشته باشد و عزم و اراده اش را تقویت کند تا بهتر از گذشته فکر و رفتار کند؛ شما هم حاضر خواهید بود که با او آشتی کنید و شروعی تازه با او داشته باشید. قطعا کسی به او خیانت می کند و سرش را کلاه می گذارند. تشکر از همراهیتون
nasrin : سلام.۸ شعبان ساعت ۵.۳۰ صبح خواب دیدم تو یه خونه دوطبقه بزرگ که حیاط داره زندگی میکنم برام مهمون میاد،انگار خواهرم ودخترش ویکی دوتا ازهمکارام هستن اونا خسته ن،میرن بخوابن بهشون جای خواب میدم.خودم ویه آقایی از همکارام تو حیاط با هم حرف میزدیم واون مدام میگفت که مهمونا خسته ن بلند حرف نزنیم که بخوابن ولی من با یه آقای دیگه که غریبه بود بلند بلند میخندیدیم با سر وصدای زیاد،مهمونامون نمیتونستن بخوابن،بیدار شده بودن راه میرفتن ومن که تو حیاط بودم از پنجره میدیدمشون.تو یه صحنه جدا پدر ومادرم بودن که پدرم واسه مادرم یه وسیله داس مانند بزرگ رو با برگ سبزدرخت نخل پوشانده بود تا مادرم راحتتر بتونه محصولاتشو درو کنه ومامانم عصبانی بود که این وسیله ایراد داره ودرست کار نمیکنه ومحکم با یه داس دیگه زد یه جای دیگه ش که ایراد نداشت رو خراب کرد بابام عصبانی شد ودوباره گرفت تعمیرش کنه.تو ادامه خوابم انگار با همون همکارم بیرون تو پارک محله ای بودیم یه نفر رو نیمکت نشسته بود یه مجله دستش بود در مورد یه آدم پولدار که پسر یه مهاراجه هندی بود از مجله یه مطلب میخوند،همکارم پرسید معنی این مطلب چیه!،گفتم یعنی پسر این خانم (همون پسر مهاراجه)تو کویت تجارت داره واز سود این تجارت تو آمریکا سرمایه گذاری میکنه.یه دفعه انگار همون پسر مهاراجه با ماشین میومد سمت پارک،از ماشین پیاده شد لباس مشکی هندی داشت که با امامه مشکیش جلو دهنشو بسته بود که صورتش مخفی بمونه،انگار یه عده تو کمینش بودن که بکشنش،کلی به سرش تیراندازی میکردن ولی نمیمرد،من که متوجه غیرعادی بودنش شده بودم انگار داشتم اینو به همکارم میگفتم که یه دفعه یه تیر خورد توگوشم(نمیدونم از کجا وکی زد) و همه جا سیاه شد ومن جون دادم ومردم.دیدم برادرم کنارم بود.
فریبا هراتی
: سلام. تعبیر خوابتان این است که تحولات تازه ای در زندگی شما ایجاد می شود، روحیه تان قویتر خواهد شد و روابط اجتماعی تان با دیگران تقویت می شود. خواهرتان و دخترش نیاز به حمایت بیشتر شما دارند و همکارانتان به دنبال ارتباطاتی تازه برای ریلکس شدن و بی خیالی نسبت به مسائلی که این روزها فکرشان را مشغول کرده است، هستند. شما گشایش کار پیدا می کنید. شخصیتی قویتر و مستقل تر و با اراده تر از خودتان بروز خواهید داد و می خواهید خودمختار باشید و به مشکلات خودتان بپردازید و رفعشان کنید و تمایلی به درگیری در مشکلات همکاران و خواهرتان ندارید. پدر شما از مادرتان می خواهد که برای رسیدن به موفقیت و آرامش بیشتر، پای بعضی از مسائل و یا خرج های اضافه را از زندگی تان قطع کند و از ولخرجی و عاداتی که هزینه ی بالایی برای زندگی تان ایجاد می کند ( مثل سیگار یا برگزاری مهمانیهای مجلل) دست بکشد. مادر شما از این تقاضای پدرتان عصبانی می شود و به جای اینکه جلوی ولخرجی ها را بگیرد، در تهیه ی بعضی از ملزومات اصلی زندگی ممکن است کوتاهی کند و یا به پدرتان شاید بگوید که پدرتان باید از این تقاضاها منصرف شود و او را آزاد بگذارد. شما می خواهید فکرتان آرام باشد و سعی می کنید که مدتی نقشی منفعل بخودتان بگیرید و به جای اینکه در پیشبرد اهدافتان عجولانه رفتار کنید، در زمانهایی که دچار استرس و آشفتگی فکری می شوید، می خواهید با پرستیژ و تامل بیشتری رفتار کنید و روی کارهایتان بخوبی تفکر کنید تا نتیجه ی مثبت تری از شرایط موجود عایدتان شود. شما از افراد خردمند و متمولی که در زندگی تان هستند؛ می آموزید. سعی می کنید که در زمانهای سخت و هنگامی که در استرس قرار دارید، تجربه کسب کنید تا بعدا بتوانید به مراتب عالیتر و بالاتری در زندگی رسیده و پیشرفت کنید. اما با این وجود، خشم و استرس زیادی به شما غلبه کرده و شما در حالی که افکارتان را و ناراحتی هایتان را از دیگران می پوشانید تا وجهه ی واقعی خودتان را در زمان عصبانیت به کسی بروز ندهید، با مخالفت های زیادی از جانب عده ای از اقوام یا خانواده مواجه می شوید. شما نسبت به کسی بشدت عصبانی هستید و در نهایت احساس می کنید که قربانی ماجرا شده اید. شما مجبور می شوید علیرغم استعداد های زیادی که در وجود خودتان مشاهده می کنید، به رابطه ی مهمی در زندگی تان پایان داده و هیچ احساسی نسبت به آن رابطه یا موضوع مهم، از خودتان بروز ندهید. این به شما استرس زیادی وارد می کند و شما مجبور خواهید شد، افکار و یا طرز زندگی تان را عوض کنید و دیگر هرگز مانند سابق، رفتار نکنید. تشکر از همراهیتون
فاطمه حسینی : سلام من ۲۸صفر ساعت یک شب درخواب دیدم میخواستم گوشیمو از روی قطار در حرکت بردارم یک مرد غریبه دید و عصبانی شد و میخواست منو بکشه که یک زن که انگار از بستگانش بود (زنش یا خواهرش) از من با طناب پارچه ای حمایت کرد. بعد من از یک در که بالاش شیشه بود از لای در اون در مردو رو دیدم که دستش یه کلت و یه دستمال بود و منو به مبارزه طلبید و من خواستم که فرار کنم از شیشه در یک تیر بسمتم شلیک کرد و دیدم که خون از سمت بیرون روی شیشه ریخت ولی من سالم بودم و من خواستم که جایی پناه بگیرم که از خواب با ترس پریدم یک ساعت بود که خوابیده بودم
فریبا هراتی
: سلام شما شاید تلاش کنید که از جریانات موجود امروز در اجتماع با خبر شوید. اما تمایلی ندارید که در این جریانات نقشی داشته باشید. کسی که خیال می کند که این جریانات به شما ربطی ندارد و می خواهد شما در بی خبری بمانید؛ سعی می کند که خشم خودش را به شما ابراز کند ولی این رفتار نابخردانه ی او به ضرر خودش تمام خواهد شد. در شرایطی که هرج و مرج در جایی حکمفرما باشد، مردم از روی عقلانیت فکر نمی کنند و رفتارشان اغلب نابخردانه است. برای دفع شر صدقه بدهید. تشکر از همراهیتون
مریم : سلام خانم هراتی عزیز خواب دیدم دو تیر از آسمون اومد یکی به دخترم و یکی به همسرم اصابت کرد و هر دو تاشون کشته شدن، من ناراحت بودم و در قلبم احساس ناراحتی شدید به خاطر اون مصیبت برام بوجود اومد انگار تو بیداری قلبم از ناراحتی درد گرفته باشه، ممنونم از تعبیرهای زیباتون
فریبا هراتی
: سلام. اگر منظورتان تیرکمان است، خداوند برای دختر و همسرتان اهدافی مشخص کرده که شخصیت آنان و برنامه ی زندگی آنان عوض خواهد شد و آنان دیگر مانند قبل زندگی نخواهند کرد. اما اگر تیر معمولی بوده، تعبیر این است که خطری دختر و همسرتان را تهدید می کند که ممکن است ناشی از چشم زخم کسی باشد و به هر جهت خوب است که برای سلامتی دختر و همسرتان بگویید که دو مرغ قربانی کنند و گوشتش را به فقرا ببخشید و در اینصورت قضا بلا از شما دور خواهد شد. تشکر از همراهیتون
Mernaz : خانم هراتی سلام ی حق خواب ک گفتید شارژ شد صبح ولی خوابم نصفه نوشتم یهو دستم خورد ارسال شد!! ادامه خوابم این هست وقتی لباسمو دادم بالا جای گلوله رو نشون بدم ی زنه بود نمیشناختم کی بود گفت برو دکتر درمانش کن ولی من ی جوری بودم احساس میکردم زخمی شدم ولی درد نداشتم.
فریبا هراتی
: مشکلی نیست که مهم باشد عزیزم. استرس شما خیلی زود از بین می رود. به حرف مردم توجه نکنید و دلشوره نگیرید. تشکر از همراهیتون.
Mernaz : سلام. دیشب خواب دیدم ی جایی هستن شبیه آپارتمان هستش و ی عده آقا یا کتو شلوار رسمی بودن از پله ها اومدن پایین دوان دوان و تهاجمی حس کردم آدمهای یا نفوذی هستن ک با ی نفر شایدم با چن نفر درگیر شدن و اینا ب سمت اونا شلیک میکردن من صدای تیر اندازی رو میشنیدم و خیلی میترسیدم نکنه سراغ منم بیان احساس ناامنی میکردم اونجایی ک بودم همش میترسیدم تنها ام بودم اونجا میترسیدم بیان بیرون از در. بعد حس گرمی روی ران چپم کردم دیدم خون از زیر شلوارم داره میاد پایین نه درد داشتم نه هیچی متعجب شدم منشأ این خون از کجاست؟ دیدم پشت کمرم جای 7 یا 8 تا گلوله است سوراخ شده و از یکی از سوراخها ی خون ابه داره میاد کم بود فک کنم بعدش قطع شد خون ابه. بعد فهمیدم اونا سیاسی بودن کسی جرات نداشته ازشون شکایت کنه من یواشکی ب ی زنه گفتم من شاهد بودم اونا بسمت چن نفر شلیک کردن کمر منو ببین جای چن تا تیر هست اونا زدن دیگ مستقیم نه
فریبا هراتی
: سلام. تعبیر خوابتان این است که بر اثر بعضی از تصمیمات منفی اشخاص صاحب مقام، شما از نظر مالی متضرر خواهید شد و احساس می کنید که به حمایت و پشتیبانی نیاز دارید و دچار استرس می شوید. البته مسئله ی مهمی نیست که رفع نشود بلکه بیشتر احساسات شما جریحه دار می شود و می ترسید. اما این تصمیمات به ضرر خودشان هم هست و از آن منصرف خواهند شد. تشکر از همراهیتون