تعبیر خواب زردچوبه
دیدن زردچوبه در خواب در هر شرایطی که باشد، چه داشتن آن و چه خوردن آن و یا آلوده شدن لباس به آن، خسران مالی است و دیدنش سراسر ضرر و زیان است. اگر دست و لباستان با زردچوبه رنگین شد از سخنان دیگران آزرده می شوید. اگر با زردچوبه لباس دیگری را رنگین کردید به او اتهام می زنید و او را ناراحت می کنید. اگر زردچوبه را به زمین ریختید و نتوانستید پاک کنید و اثر آن را از بین ببرید کار بدی می کنید که اثرش می ماند و همیشه دیگران درباره آن حرف می زنند.
اگر تعبیر خواب خود را پیدا نکردید آن را از ما بپرسید. لطفا به موارد زیر دقت فرمایید:
لطفا هر خواب را در صفحه تعبیر خواب مرتبط با آن سوال کنید.
حتما خواب خود را با حروف فارسی بنویسید. کامنت های انگلیسی تایید نخواهند شد.
تعبیر خواب شما به صورت عمومی در بخش دیدگاه اضافه خواهد . لطفا از نوشتن ایمیل، اطلاعات شخصی خودداری کنید.
ارسال تعبیر خواب به ایمیل امکان پذیر نمی باشد و تعبیر ها فقط در سایت نوشته می شود.
تعبیرهای درخواستی در سریع ترین زمان ممکن نوشته خواهند شد اما ممکن است به دلیل درخواست های زیاد این زمان گاهی طولانی شود.
در صورتیکه خواب ارسالی شما بیشتر از ۷۵۰ کاراکترباشد، به ازای هر ۷۵۰ کاراکتر یک حق خواب از شما کسر خواهد شد!


فقط اعضای وب سایت می توانند تعبیر خواب خود را سوال کنند. اگر قبلا عضو شده اید ورود و برای ثبت نام عضویت را کلیک کنید. ورود عضویت برای دریافت تعبیر خواب از طریق تلگرام به آی دی @yotaabcom پیام دهید.
مینو : سلام عزیزم،امروز صبح خواب دیدم تو یه اشپزخونه ای بودم داشتم ظرف میشستم ،مامانم گفت میخوام یه ظرف بخرم زردچوبه هامو بریزم توش؛ بهش گفتم :من زردچوبه و فلفل توی ظرفای شیشه ای بزرگ میریزم. بعد دیدم دو تا ظرف شیشه ای بزرگ و خیلی تمیز داشتم که توش زردچوبه ریخته بودم .بعد گفتم ،هر وقت بخوام برای استفاده تو جاادویه ای میریزم و نشون مامانم دادمش ،که دیدم درش ترک برداشت ناراحت شدم .بعد دیدم ظرفایی که میشورم یه تعدادی استکان شکستن ،گفتم عیب نداره از اینا زیاد دارم بهتر کم بشن.بعد دیدم بیرون یه پسر بچه داره یه درخت و اتش میزنه ،رفتم سرش داد زدم و جلوش گرفتم.اونجا یه ایوون بود داشتم اونجا رو جارو میزدم که مامانم چند تا ظرف دیگه هم نشونم داد که شکستن ،فکر کنم نعلبکی بودن .بعد دیدم همسایمون داشت باهام حرف میزد من صداش نمیشندم اما همسرم میشنید
فریبا هراتی
: سلام. تعبیر خوابتان این است که شما به امنیت و گرمی زندگی تان فکر کرده و برای آینده تان برنامه ریزی می کنید. شما سعی می کنید که با جنبه تر و با ظرفیت تر از گذشته رفتار کنید و نگرانیهایتان را زود بروز ندهید. شما شخصیتی احساساتی و شکننده دارید و شاید زیاد حرص و جوش می خورید و احساس دلشکستگی به شما دست می دهد. رابطه ی دوستانه ی شما با عده ای تخریب شده و به این فکر می کنید که رفتارهای سرخوشانه ی کسی می تواند به آرمانها و اهداف خود او یا به دیگران لطمه و آسیب وارد کند. شما درکی بالا دارید و می خواهید مشکلاتتان به صورت ریشه ای حل و فصل و رفع شوند. مادرتان از ناکامی ها و شکست های قبلی خودش برای شما درددل می کند. او نقش حمایتگرایانه برای دوستانش داشته ولی به او محبت متقابلی نشده است. همسایه ی شما به شما فکر می کند و همسرتان متوجه ی احساس و نظرات او نسبت به شما می شود ولی خودتان حواستان به این موضوع نیست. تشکر از همراهیتون
neda : سلام 22ربیعالاول خواب دیدم لطفا پنهان باشد))
فریبا هراتی
: سلام. تعبیر خوابتان این است که عمه ی شما در گذشته باعث ناراحتی شما شده و حالا وقتش رسیده است که او تقاص کار بد خودش را پس بدهد. دو برابر آنچه که به شما آزار رسیده و ضرر احساسی یا مالی کرده اید، به زندگی او لطمه وارد خواهد شد و یا کسانی که او دوستشان دارد، متضرر خواهند شد و از این جهت، آوازه ی شکست و ناراحتی آنان به گوش شما خواهد رسید. شما با خانواده ی مادری تان هماهنگی بیشتری دارید و احتمالا پسرخاله ی شما به نحوی از شما دفاع و حمایت خواهد کرد. خوابتان شامل 2 حق خواب بود. تشکر از همراهیتون
Afsane : سلام . روزتون بخیر من با یه آقایی به مدت ۵ سال رابطه داشتم والان به مدت ۶ ماه درست از اواخرشهریور خودم کات کردم و خیلی پشیمون و ناراحتم دو روز پیش خواب دیدم خونشون هستم واون آقا خیلی ناراحت و غمگین و یه لباس کهنه تنش هست و یه پسر بچه کوچیک نمیدونم پسر خودش بود یا نه اونجا بود ور میداره مقدار زیاد زردچوبه رو میمال روی دیوار منم با یه دستمال مقداری از اون زردچوبه رو دیوار رو پاک میکنم
فریبا هراتی
: سلام. تشکر. کسی که از او جدا شده اید؛ افسرده و ناراحت است و در همان گذشته باقی مانده با خاطرات شما زندگی می کند. او نیاز به حمایت و مراقبت دارد و خیلی غصه می خورد و رو به افسردگیست. شما باید سعی کنید که اشتباهتان را جبران کنید و نگرانیهای گذشته را از ذهن خودتان و او پاک کنید. جلوی ضرر را هر جا بگیرید، منفعت است. تشکر از همراهیتون
saina : سلام، وقتتون بخیر ،لطفا خوابمو نمایش ندید ممنون،
فریبا هراتی
: سلام. تشکر. شما باید سعی کنید که به یک موقعیت یا رابطه ای در زندگی تان، از چشم انداز یا زاویه ای متفاوت نگاه کنید. شما شاید خودتان را بخاطر مسائل مختلف ناراحت می کنید ولی دلائلی که برای ناراحتی تان ابراز می کنید، واقعا آنطور که باید و شاید، بد و ناراحت کننده نیستند. خوبیهای زندگی را هم ببینید و ناشکری نکنید. تشکر از همراهیتون.
فاطمه مومنی : سلام عزیزم زمستان گذشته خواب دیدم وارد دشت پر از پودر زردچوبه شدم طمع داشتم بردارم خواهر زادم (پسره.سالها پیش فوت کرد.ما همبازی بودیم ..)اومدخیلی رشید و رعنا شده بود.من اصرار کردم که از دشت برام زردچوبه بیاره ولی دلش نمیخواست من برم اونجا...بهم گفت باید جایی برم رفتیم جایی پر از آب زلال وآبشار رفت دوش گرفت انگار خارج بود.اونجا آدما هلی شات و کواد کوپتر داشتن،میشد از بالا فیلم گرفت.مال خواهر زادم از همه بزرگتر بود گفت میدمش به تو.خانم هراتی وقتی خواهر زادم فوت کرد من مرگشو باور نکردم خاکسپاری نرفتم،بعد اومد به خوابم زنده شده بود گفت خاله یه بار دیگه می میرم تو بیا خاکسپاریم...دو سال از من بزرگتر بود.جوانمرگ شد. وقتی فکر می کنم خیلی غصه میخورم...
فریبا هراتی
: سلام. دوست عزیزم سِروِر سایت با مشکلاتی مواجه شده بود و فعالیت سایت مختل شده بود. من تعبیر شما را 2 روز پیش اعلام کردم ولی الان که مشکلات سایت ظاهرا رفع شده، بعضی از خوابهایی که تعبیر کرده بودم به عنوان خوابهایی که تعبیر نشده دوباره برای من نمایش داده می شود. نمی دانم که واقعا شما تعبیر اولیه ی من را دریافت کرده اید یا خیر. از شما تقاضا می کنم در صورتی که تعبیر تکراری خدمتتان ارسال می کنم، آن را نادیده بگیرید. شما در آن زمان بسیار ناراحت بوده اید و غصه می خوردید ولی او نمی خواهد که شما ناراحتی کنید. بلکه می خواهد که شما از شرایط واقعی او با خبر باشید و به خاطرش احساس نشاط و خوش حالی کنید. روح او زنده است و اگر شما درک بالا و دید وسیعی داشته باشید، متوجه ی این می شوید که او الان آزادتر و قویتر و آگاهتر از همیشه است و شرایط خیلی خوبی دارد. او می خواهد که شما به این تحولی که در زندگی او به وجود آمده به دیده ی منفی نگاه نکنید. بلکه بدانید که روحش زنده و الان خوشبخت تر از زمان حیات فیزیکی اش در این دنیا است. تشکر از همراهیتون.
یاسمن : سلام خواب دیدم به مسافرت رفتم و در جاده بودم و
با ماشین رانندگی می کردم . بعد سوار دوچرخه بودم و قبل از اینکه به جاده باریک و پر از درخت و سرسبز برسم چون فکر می کردم جای استراحت نداره به کنار جاده زدم تا استراحت کنم دو آقا و خانم دیگه هم مثل من مسافرت می کردن و دوچرخه داشتن. سفره پهن کردیم تا املت خوشمزه ای بخوریم. در کیفم رو باز کردم قاشقم رو برداشتم و با قاشم غذا خوردم .یک کیسه زردچوبه هم در کیفم بود. هر کدوم در مورد خودمون و تحصیلاتمون صحبت می کردیم. یکیشون کتاب دستش بود. یکی از آقایون بهم گفت تو از جسارت در حرف زدنت معلومه تحصیلات بالایی داری. دوبار املت اول تموم شد یه آقایی غیر از جمع ما یه املت دیگه درست کردن و برامون آوردن خیلی خوش رنگ و لعاب بود و شروع به خوردن کردیم
فریبا هراتی
: سلام. شما سعی می کنید کنترل زندگی تان را بدست گرفته و چشم انداز تازه ای در زندگی تان پیدا کنید و بر موانع و مشکلات زندگی تان غلبه کنید. سعی می کنید که بین تفریح و کارتان تعادل به وجود بیاورید و به بدن و روحتان آرامش بیشتری ببخشید. مراقب هستید که فکرتان را ناراحت نکنید و اجازه ندهید که مشکلات گذشته ذهنتان را خراب کند. شما به اهداف و عملکردتان متعهد هستید و مسئولیت کارهایتان را می پذیرید. از خودتان مراقبت می کنید و روی عملکردتان خوب فکر می کنید. درک و دانش شما برای رسیدن به موفقیت بالاست و گشایش کار خواهید یافت. اوضاع به نفعتان به پیش خواهد رفت. تشکر از همراهیتون.
Afsaneh : سلام خانم هراتی عزیز .خواب دیدم بادوست دخترم ومادرش دریک هیئت بودیم بعد ازآنجا خارج شدیم قبلش من در دستشویی ادرار کردم و با آنها به مسجد رفتیم مادر دوست دخترم میخواست یک بسته زردچوبه به من بدهد قبول نکردم توی مسجد هم یک سینی خیلی بزرگ پر از زردچوبه بود که می گفتن باید بسته بسته بشه .ولی من نرفتم انجام بدم.
فریبا هراتی
: سلام. شما و دوست دخترتان و مادر او همه، حاجاتی دارید که امیدوارید مستجاب شوند. شما نگرانی هایتان را دور ریخته اید و خودتان را کامل به خدای بزرگ سپرده اید. مادر دوست دخترتان شاید از شما خیلی خوشش نیاید ولی شما جوری رفتار می کنید که او نمی تواند دوستتان نداشته باشد. همینطور شما از گروه آدمهایی نیستید که گناهکار هستند و مستوجب تنبیه و بد بیاری در زندگی شان باشند پس از جمیع خطرات و مسائل منفی به دور خواهید بود. تشکر از همراهیتون.
مخمد : سلام ،سال نو مبارک ،دیشب خواب دیدم جایی که کمی نسبت به اطراف گود بود رو به شرق وپشت به غرب ایستاده بودم وتا شعاع حدودا 5-6 متری من (دورتا دور)زردچوبه ریخته بود طوری که کاملا زمین زرد شده بود وغیر از زرد چوبه هیچ چیز دیگه ای نبود البته فقط ایستاده بودم نه خوردم ونه دست زدم ونه مثلا لباسم رنگی شد بیدار شدم ساعت 3 ونیم بود با خود گفتم چون زردچوبه برا ی سلامتی خیلی مفید هست خوبه لطفا تعبیر فرمایید با تشکر وآرزوی داشتن سال خوب برای شما.
فریبا هراتی
: سلام. سال نوی شما هم مبارک. شما از جمیع خطرات و سختی های دنیا ایمن هستید و سختی ها را پشت سر خواهید گذاشت و شروعی تازه و تحولی مثبت پیش رو دارید. تشکر از همراهیتون.
سوگندم : سلام وعرض ادب،صبح خواب دیدم که. کیسه ایی هست که به شکل استوانه ،در خواب حس می کردم که این کیسه مال برادر شوهرم هست وداخلش پر از مواد مخدر بود به رنگ سفید ،من ان هنگام برادر شوهرم را نمی بینم ولی می گویم که این را بیاندازید. به گردن برادرم .وبگویید مال اوست . در خواب حس می کردم که برادرم برای برادر شوهرم کار می کرد وبه او جای خواب داده بودند یک اتاق. اجری. که تک بود .بعد. پشت یک وانتی هستم وهمسرم (فوت شده) هم بود من دوباره ان کیسه. استوانه ایی را می بینم .ودر حال پر کردن زردچوبه داخل کیسه فریزری بودم. یعنی حس می کردم که کیسه که از مواد مخدر پر شده بود حالا داخلش زردچوبه هست بعد انگار دوباره تبدیل به رنگ سفید شبیه ارد شد ومن باز هم داشتم داخل کیسه فریزر می ریختم. .در این وقت داشتیم بر می گشتیم به سمت خانه ،پشت وانت بودیم وهمسرم هم بود راننده کسی دیگر بود وان کیسه استوانه ایی که حاوی مواد مخدر بود همراه ما بود .وقتی وارد کوچه شدیم. افراد فامیل شوهرم را در کوچه می بینم وسعی می کنیم که ان کیسه را پنهان کنیم در پشت وانت تا کسی متوجه نشود وبرادر شوهر بزرگم داشت خانه اش را تعمیر می کرد و وقتی با همسرم پیاده شدم بروم خانه در روی در ورودی انگار طاقچه ایی بود ورویش یک دبه ماست. محلی بود وچیز دیگری بود یادم نیست چی بود بعد برادر شوهر بزرگم می گوید که از این ماست که هدیه بود برای او وودیگران هم بدهم من نگاه می کنم دبه ماست نصف شده وان اقای راننده که از اهالی شهر همسرم هست در حیاط خانه، برداشته ونصفش بود من فکر می کنم این که بیشترش را برداشت وبعد من داخل خانه می شوم با همسرم وان کیسه فریزری که مواد داخلش زرچوبه بود حالا تبدیل به رنگ سفید شده .وهمان موقع کلی مهمان از اقوام همسرم وارد خانه می شوند انگار دید وبازدید عید بود .ومن همان جا که نشسته ام واز انها پذیرایی می کنم داشتم داخل قابلمه ایی اش ترش درست می کنم. وسیر رنده می کنم داخلش می ریزم وسبزی وچیز های دیگر که دختر عموی همسر م هم بود .وقبل از جا افتادن. اش انها بلند می شوند که بروند .ونمی مانند برای خوردن اش .بعد دیگر. قاطی بود صحنه ها ویادم نمانده، معذرت طولانی شد ........تشکر
فریبا هراتی
: سلام. عرض ادب متقابل. برادر شوهر شما پذیرای ایده های جدید است و سعی می کند که راز نگه دار باشد. برادرتان هم همینطور است و نسبت به حرفهایی که به او می زنند احساس تعهد می کند. شاید هم چیزی از برادر شوهرتان می داند که پیش خودش محفوظ نگه داشته. شما هم مسائل زیادی را در گذشته به خاطر می آورید و خیلی ناراحتتان کرده اند و انباشته کرده اید و از ناراحتی هایتان حرفی نزده اید ولی محسوس است که ناراحتید. با این وجود سعی می کنید که ظاهر سازی کنید و ناراحتی تان را بروز ندهید. ناراحتی های شما از بین می رود و به ثروت و سرمایه ای می رسید که هر چند حق شما به نظرتان بیشتر از اینهاست ولی باز هم خوب است. شما به حقتان می رسید و سعی می کنید که اوضاع را به خوبی حل و فصل کنید ولی باز ته دلتان از آنها ناراحتیدو دوستی شما پابرجا نخواهد بود. تشکر از همراهیتون.
nedaaa : سلام و خسته نباشيد. خواب ديدم كه عمويَم يك مهموني گرفته بود و داشت كارهارو ميكرد كه يكي به من گفت عزيز(يعني مادربزرگم) ميگه برو زردچوبه ها رو بريز، و من رفتم پيش مادربزرگم كه چند ساله فوت شده ولي توي خواب نميدونستم مُرده و بهش گفتم عزيز چقدر زردچوبه بريزم كه گفت بريز تا بگم چقدر بريزي كه من يك ظرف يا قابلمه بزرگ برداشتم و يادم نيست كه يه چيزي قبل از زردچوبه بود كه فكر كنم گوشت بود دقيق يادم نيست كه زردچوبه هارو روش ريختم كه خيلي زردچوبه شد يعني به اندازه ي يك قابلمه يا ظرف بزرگ زردچوبه ريختم ولي از يك چيزي تعجب كرده بودم كه زردچوبه رنگش كِرِم رنگ بود و اصلا زرد نبود ولي توي دلم ميگفتم خوب حتما مُدِلش همينه ديگه، و همينطور كه زردچوبه هارو ميريختم مادربزرگ خدابيامرزمم خيلي خوشحال و خندون بود و از اينكه من اين زردچوبه هارو ريختم خيلي خوشحال بود. ممنون از لطف هميشگي
فریبا هراتی
: سلام. تشکر. روابط خانوادگی شما قوی خواهد شد و مشکلاتتان همه حل می شود. دعای خیر مادر بزرگتان ( روحش شاد) پشت سر شما ست و او شما را دعا کرده که همه ی نگرانیهایتان حل شده و شفا و تندرستی و صحت و سلامت به زندگی تان راه پیدا کند و همه ی مشکلات مالی تان حل شود. شما بانی و باعث خیر خواهید شد و قدم در راه اصلاح کارها برمی دارید. تشکر از همراهیتون.