یوتاب گلچینی از بهترین ها

تعبیر خواب عروس

اگر کسی در خواب دید خودش یا دیگری عروس به خانه آورده و او عروس را می شناسد، به بزرگی می رسد اما اگر عروس را نشناخت، عمر او رو به اتمام است. دیدن جشن عروسی همراه با رقص و پایکوبی مصیبت است.

اگر تعبیر خواب خود را پیدا نکردید آن را از ما بپرسید. لطفا به موارد زیر دقت فرمایید:
لطفا هر خواب را در صفحه تعبیر خواب مرتبط با آن سوال کنید.
حتما خواب خود را با حروف فارسی بنویسید. کامنت های انگلیسی تایید نخواهند شد.
تعبیر خواب شما به صورت عمومی در بخش دیدگاه اضافه خواهد . لطفا از نوشتن ایمیل، اطلاعات شخصی خودداری کنید.
ارسال تعبیر خواب به ایمیل امکان پذیر نمی باشد و تعبیر ها فقط در سایت نوشته می شود.
تعبیرهای درخواستی در سریع ترین زمان ممکن نوشته خواهند شد اما ممکن است به دلیل درخواست های زیاد این زمان گاهی طولانی شود.
در صورتیکه خواب ارسالی شما بیشتر از ۷۵۰ کاراکترباشد، به ازای هر ۷۵۰ کاراکتر یک حق خواب از شما کسر خواهد شد!

886 دیدگاه

فقط اعضای وب سایت می توانند تعبیر خواب خود را سوال کنند. اگر قبلا عضو شده اید ورود و برای ثبت نام عضویت را کلیک کنید. ورود عضویت برای دریافت تعبیر خواب از طریق تلگرام به آی دی @yotaabcom پیام دهید.

آوا

آوا : سلام‌ وقتتون‌ بخیر، من‌ خواب‌ دیدم‌ با‌ خواهرم رفتم‌ خونه‌ی مامان‌ بزرگم‌ و‌ بهم‌ گفتند که‌ قراره‌ الان‌ عروس‌ بیارند بعد‌ دو تا‌ دختر داییام که‌ خواهرند و یکیشون مجرده و اون یک‌ی‌ جدا شده با لباس‌ عروس اومدند‌، با شلوغی‌ اومدند‌ شاید هم شادی درست‌ یادم‌ نیست. من که آرایش نداشتم و ظاهرم‌ بد‌ بود عصبی و ناراحت شدم بلافاصله اومدم بیرون‌ اما خانوادم‌ موندند‌ فکر‌ کنم. بعد مثل‌ اینکه آدرس خونه‌ی جدیدمون رو بلد نباشم از بابام پرسیدم و کوچه‌ی‌کناری رو نشون داد در صورتی که خونمون خیلی دوره بعد که رفتم داخل‌ خونه همه‌ی خونه سیمانی و خرابه بود بزرگ بود یه‌ شکل‌ دیگه شده‌ بود ترسیدم نتونستم بیام‌ بیرون بعد از‌خونه بغلی یا نمیدونم چجوری رسیدم به یه خونه که آبی‌ و قدیمی بود بعد از یه‌ جا و شهر دیگه‌ای سر درآوردم.‌‌ قبل‌ از اومدن عروس‌‌ها هم کتلت و چای بود چای‌ یکم خوردم فهمیدم خواهرمه کتلت هم شک‌ داشتم بخورم

پاسخ
لینک۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ ساعت ۱۱:۵۵:۱۶
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. تعبیر خوابتان این است که تحولات منفی در زندگی دختر داییهای شما ایجاد شده و شما از این تحولات با خبر خواهید شد. قبل از این، شما به این فکر می کنید که باید شما یا خواهرتان پخته تر و خردمندانه تر رفتار کنید و ساده دلی را کنار بگذارید و دوستانه تر با دیگران تعامل کنید. دختر دایی های شما از مشکلاتی که در زندگیشان ایجاد شده صحبت می کنند و فامیل غصه ی آنان را می خورند. شما صریح و شفاف و صادقانه صحبت می کنید و دلتان نمی خواهد که از اخباری که فکرتان را ناراحت می کند؛ با خبر بشوید. شما به این فکر می کنید که شاید بعضی از خصلت های فرهنگی خانواده ی مادری تان باعث شده که این مشکلات برای دختران فامیلتان ایجاد شود ولی خانواده ی شما نمی توانند نسبت به اتفاقات منفی که در زندگی دختر دایی های شما ایجاد می شود؛ بی تفاوت باقی بمانند. شما به این فکر می کنید که خانواده ی شما، شما را درک نمی کنند یا شما نمی توانید مطمئن باشید که افکاری که از نظر پدرتان منطقی جلوه می کنند؛ واقعا درست هستند. فکر می کنید که نمی دانید که زندگی تان به کجا کشیده می شود؛ و باید دقیقا از خانواده تان پیروی کنید یا خیر. شما نمی خواهید که در شرایط سخت و بغرنج و با محدودیت هایی در زندگی تان قرار بگیرید. سخت گیری های زیاد که در فرهنگ خانوادگی شما اعمال می شود باعث می شود که شما بترسید که از این فرهنگ تبعیت نکنید ولی تدریجا تجاربی که از دیگران می آموزید باعث می شود که آرامش به زندگی شما راه پیدا کند. در آینده سبک و روش زندگی شما متفاوت از خانواده تان خواهد بود. خواب شما شامل دو حق خواب بود. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ ساعت ۱۸:۴۴:۴۵
hanish

hanish : سلام وقت بخير خاب ديدم عروسي برادرم است من لباس قرمز به تن كردم و برادرم گف ميرم پيرهن سفيد بپوشم ولي سياه پوشيد و عروس رو نميشناختيم همه منتظر عروس بوديم ك بياد ولي رقص و پايكوبي نديدم مهمونا نشسته بودن منتظر عروس ك بياد و اومدن عروس رو هم يادم نمياد ك ديدم يا نه

پاسخ
لینک۱۳ فروردین ۱۴۰۵ ساعت ۰۱:۴۶:۵۶
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. تشکر. تحولات تازه ای در زندگی برادرتان در راه است و او خودش را متعهد به انجام کاری کرده و تمایل دارد که خونسرد و آرام جلوه کند در حالی که در واقعیت نسبت به موفقیت در اینکار بدبین شده است. شما دلتان شور می زند و احساستان را راحت به او بروز می دهید. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۱۳ فروردین ۱۴۰۵ ساعت ۱۹:۰۰:۱۸
mahchehre1

mahchehre1 : ۳.منجوقو...بود،درحالیکه سلیقه من اینطور نبود،جوراب شلواری کرم رنگ هم میدیدم تو خواب در کنار لباس عروسیم،باخود گفتم عیب نداره حالا.صحنه دیگه با خانواده خواهرم(خواهر بزرگه که بیداری چنبار مسافرت داخلی رفتیم باهاشون)شب بودو رفته بودیم یه کشور آسیای شرقی،فک کنم ژاپن،شایدم کره(چند روز پیشم خواب دیدم رفتم ژاپن)میخواستیم وارد مرکزی تجاری تفریحی شیم،قسمتی کفش فروشی بود(در بیداری هم دنبال کتونی سفیدم چن روزه)از خواهر پرسیدم بنظرت بریم غذاهای اینو امتحان کنیم؟(سنت)و به حالت شوخی گفت اِاِاِ عزیزم خوب توام دست کن تو جیبت دیگه(چون به مناسبت تازه عروس اون سفرو رفته بودیم)گفتم آره حتما،بخاطر طعم غذا پرسیدم.و باخود تصور اینکه درامد ندارم الان و دارم ازوداج میکنمو قراره هزینه رو بدم،مثل مادرم که شاغل نبوده هیچوقت...سنتر خیلی بزرگی بود،داخل شدیم،کلی غذا سلف سرویس بود،دختر مو مشکیِ لَخت ژاپنی ازپشت میدیدم،به خواهر گفتم نمیدونم اینا چه مزه ای میده،شبیه شامی بودن،فککنم اون دختر ژاپنیه یه تیکه از شامی بهم داد(اونم جز مشتریا بود)مزش عین کتلت سیبزمینی خودمون بود،گفتم همینه و از طعمش راضی بودم،شایدم کتلت گوشت بود،رنگش تیره بود(ضمن اینکه اون روز مامانم کتلتی درست کرد که کمی‌منو یاد اون انواخت ولی فرق داشت مزه اش)قسمتای بعد کفشای کتونیو میدیدم،یه صحنه دیگه از خوابم هم درحال لباس عوض کردن بودن،جوراب شلواری کرمی(در بیداری چند سال پبش داشتیم یکی و دوسش نداشتم)و کفشی تخت گویا برا عروسی بود ولی خیلی مشخص نبود جلوم بود با تصویر لباس عروسیم،فک میکردم الان بهتره جوراب شلواریو(و شاید کفشو)نپوشم تا وقت عروسیو دیدن همسرم پاهام تمیز باشه عرق نکرده باشه روش خط نیوفته و...باقی خواب یادم نیس،ولی داماد نبود

پاسخ
لینک۲ اسفند ۱۴۰۴ ساعت ۱۳:۳۶:۱۰
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : 3- شما نمی خواستید شخصیتی لوس و خود بزرگ بین از خودتان بروز بدهید. رابطه ی جنسی هم با شریک احساسی تان نداشتید و به این موضوع هم هر چند که ناراحت تان می کرد؛ اهمیت چندانی نمی دادید. شما به خواهر بزرگتان و تحولات تازه ای که در رابطه با شرایط اقتصادی تان در زندگی ایجاد شده؛ فکر می کردید. شما در سختی ها تلاش کرده اید که شروعی تازه برای خودتان بسازید و می خواهید سعی کنید که تصمیمات و انتخابهای تازه ای در زندگی تان بگیرید که در نتیجه ی آن هویت قویتری پیدا کنید و بتوانید تمایلات و خواسته های فیزیکی تان را فراهم کنید و از نظر مادیات قویتر بشوید. شما با خواهرتان مشورت کرده اید و او می خواسته که شما برای رسیدن به موفقیت هزینه کنید و انتظار نداشته باشید که او برای پولدارتر شدن شما کاری انجام دهد. شما نمی دانستید که پیشنهاد اقتصادی که به شما شده؛ به نفعتان بوده یا خیر و خواهر بزرگتان هم نمی خواسته به شما تضمین بدهد که رویکردی که پیش گرفته اید قطعا درست است بلکه خواسته به شما بگوید که این تصمیم را خودتان اتخاذ می کنید که شریک تجاری او باشید یا خیر و پای سود و ضررش هم باید بایستید. ((اگر خواهر بزرگتان شغلی ندارد؛ او نمادی از خودتان است که تلاش می کردید که بزرگسالانه تر رفتار کنید و مسئولیت نفع یا ضررهای اقتصادی خودتان را قبول کنید.)) شما سعی کردید که روی کارهایتان خیلی زیاد فکر کنید و مسئولانه مراقب باشید که مرتکب اشتباه نشوید. به این فکر می کردید که می توانید خیلی از نظر اقتصادی از کسانی که الان خیالشان راحت است و متمول هستند؛ پیشی بگیرید و شرایط بهتری برای خودتان ایجادکنید ولی ساده لوحانه فکر می کردید. البته پیشرفت های اقتصادی زیادی هم عایدتان شده ولی نه به راحتی. شما می خواستید که سبک زندگی فعال و پویایی را به پیش بگیرید هر چند که نگران هستید که این امر باعث می شود که نتوانید ازدواج کنید و تمایلات و غرایز نفسانی و جنسی تان هم بی پاسخ بماند. شما به این فکر می کنید که الان باید نه غصه بخورید که رابطه تان با شریک احساسی تان چه می شود نه فکر روابط جنسی باشید و تا اشتباهی از شریک احساسی تان به چشم ندیده اید؛ نباید او را متهم کنید که مرتکب گناهی شده است. هر چند که اصلا هنوز هم او از شما خواستگاری نکرده است و یا اینکه رابطه تان قطع است و او در زندگی تان نیست که از شما خواستگاری کند. خوابتان شامل 6 حق خواب بود. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۲ اسفند ۱۴۰۴ ساعت ۱۹:۳۳:۲۱
mahchehre1

mahchehre1 : تشکر بابت تعبیرتون،نمیدونم این قسمت رو میشه پنهان کرد یا نه

پاسخ
لینک۳ اسفند ۱۴۰۴ ساعت ۱۲:۴۶:۵۷
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. بخشی از خوابتان بازتاب افکارتان است و گویای ذهن شماست. خیر اصلا مربوط به آینده نبود. در صورتی که رابطه داشته اید؛ این که عرض کردم رابطه نداشته اید به خاطر جوراب شلواری کرمی است که پوشیده بودید. بنابراین شاید داشتن رابطه جنسی برایتان دلیلی برای این نبوده که بخواهید با شریک احساسی تان همیشه باقی بمانید. شراکت خواهرتان در صورتی که شراکتی با او ندارید؛ در تعبیر به همفکری و یا شراکت ذهن و اتفاق نظر تعبیر می شود و همانطور که عرض کرده ام او می خواهد شما بزرگسالانه تر رفتار کنید و رفتارتان را قبول ندارد. اگر خانواده تان خبری نداشته اند، حضور آنان در خوابتان به این معنی است که شما از تمام وجود می خواسته اید که کاری را انجام بدهید. خردمندانه ( مادر) با اراده تر( خواهر) منطقی تر ( پدر). تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۳ اسفند ۱۴۰۴ ساعت ۱۳:۱۰:۵۹
mahchehre1

mahchehre1 : آها بله درسته،البته درمورد جوراب شلواری من نگفتم پوشیدم،گفتم جوراب شلواری کرم رنگ "دیدم"تو خوابم کنار لباس عروسم که جورابو هم دوس نداشتم(مثل بیداری که دوس ندارم اونو)و یجا داشتم لباس عوض میکردم که گفتم نه جورابو نپوشم تا تمیز بمونیم برا شب عروسی،یادم نمیاد جزییاتو ولی فک کنم نپوشیدم

پاسخ
لینک۳ اسفند ۱۴۰۴ ساعت ۱۵:۳۰:۱۵
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : همانطور که در تعبیر اول عرض کرده بودم از رابطه ی جنسی بعنوان دوام رابطه تان با شریک احساسی تان استفاده نمی کنید حتی اگر با او رابطه داشته اید.

پاسخ
لینک۳ اسفند ۱۴۰۴ ساعت ۱۸:۲۹:۱۵
mahchehre1

mahchehre1 : ۲.شبیه یکی از اتاقای خانه موقت قدیمیمون که دوران نوجوانیم(که خیلی اعتماد بنفس پایینی داشتمو کلا خاطرات ناخوشایندی داریم ازون دوران)اونجا بودیم،نگاهم به کف اتاق و فرش درحالی که نگرانی هام یادم اومدم؛گفتم وای من که هنوز کارم جور نشده تا دوروز دیگه هم چیزی عوض نمیشه(چون در بیداری از بچگی همیشه خواستم استقلال مالی داشته باشم،شاغل باشم،اصلا وابسته همسر نباشمو باید اینو قبلِ ازدواج حلش میکردم)استرس گرفتم یکم چون ازین لحاظ اعتماد بنفسمم کم میشه در مقابل خانواده همسر آینده،بعد سوالا و نگرانی های دیگه یادم آمد،اینکه اون(شخص عاطفیم)هنوز نیومده خاستگاری!با اینکه حس میکردم پدرم هم خوشحاله و خانواده همه میدونن قراره حدود۲روز دیگه عروسی کنم ولی بابام هنوز دامادو ندیده بود انگار و نگفته بودم کیه!ازین گذشته فک کردم ما که هنوز حرفامونو نزدیم مشکلامونو حل نکردیم؛منظور از مشکل اینا بود:یه گوشه ذهنم دیدمش تیشرت شلوار کامل مشکی تنش و لَم داده و بیتفاوت نشسته رو صندلی یا...،طبق معمول چند روزه بام ارتباطی نگرفته و حرف نزدیم(مثل واقعیت که هروقت ارتباط داشتیم چند روز چند روز میگذشتو سراغی نمیگرفت و بزرگترین نگرانیو مشکل من باهاش همین بود)تو خواب۲روز بود حرف نزده بودیم(خیلی زیاد نبود۲روز ولی برا اون موقعیت عجیب بود)فک کردم اگه همچنان تو زندگی هم بخواد اینجوری باشه چی؟ممکنه درآینده طلاق بگیریم؟مثل خیلیا و آنچنان برام تعجب آور نبود(چون هیچوقت نزاشت شناخت واقعی صورت بگیره با این فاصله هایی که مینداخت)بهرصورت لباس عروس تهیه شده بودو آرایش عروس داشتم،انگار فامیل داشتن کم کم خبردار میشدن،لباس عروسم خیلی مطابق سلیقم نبود،چون کمی سنتی بود،کاملا سفیدوپف بود که دانتل گلریز کار شده با مهره و منجوق و

پاسخ
لینک۲ اسفند ۱۴۰۴ ساعت ۱۳:۲۸:۱۳
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : 2- شما در آن زمان به این فکر می کردید که دارید دوباره مثل گذشته ها روحیه تان را از دست می دهید و اعتماد به نفستان تضعیف شده بوده. به زمینه ی زندگی تان و موقعیت تان و شرایطی که در آن قرار گرفته اید فکر می کردید. دوست داشتید که مستقل باشید و همانطور که نوشته اید؛ آرزوهای دوران کودکی تان برآورده شوند و از نظر مالی غنی و خودمختار رفتار کنید. در عین حال شما از اینکه هنوز شریک احساسی تان از شما خواستگاری نکردهبود؛ نگران بودید که چرا اینقدر باید با اعتماد به نفس زیاد توقع داشته باشید که او از شما خواستگاری کند؟ یا اینکه آیا او واقعا مد نظر دارد که از شما خواستگاری کند یا خیر. شما سعی می کردید که شخصیتی قوی و منطقی از خودتان بروز بدهید و به این شخصیت منطقی خودتان می بالیدید. شما سعی می کردید که زندگی تان را به نحوی مدیریت کنید که تعادل و آرامش بیشتری در زندگیتان ایجاد شود و در تحولات پیش رو بتوانید آمادگی همه ی وقایع ممکنه را داشته باشید. شما به این فکر می کردید که شریک احساسی تان با شما صداقت دارد یا خیر چون او مرموزانه رفتار می کرده و همه ی حرفهایش را صادقانه با شما مطرح نمی کرده است. در ظاهر او خونسرد و بی تفاوت و جدی جلوه می کرده و همانطور که نوشته اید این موضوع بی تفاوتی او شما را می رنجانده است. شما داشتید عادت می کردید که اینطور به شما بی توجهی نشان بدهد و فکر می کردید که این همان تعادلی است که باید باشد چون چیز دیگری از او ندیده بودید شاید فکر می کردید که شرایط تان می توانست بدتر از اینها هم باشد ولی حالا که فقط سکوتش شما را می رنجاند؛ پس خیلی هم تعادلتان بهم نریخته است. اما به این فکر می کردید که نمی توانید در تمام زندگی تان قبول کنید که او اینطوری با سردی با شما رفتار کند. اولویت های شما و او متفاوت بوده و شما این رفتار را نمی پسندیدید. از اینرو فکر می کردید که شاید اگر حرف دلتان را بیان نکنید و نگویید که از چه چیزی ناراحتید، شاید بعدا او بگوید که چرا پس در گذشته ابراز ناراحتی نمی کردید و او را همانگونه که بوده، پذیرفته بودید. شما خوب او را درک نمی کردید و روحیاتش را نشناخته بودید و از او بشدت ناراحت بودید. بعلاوه نمی خواستید که در مقابل خانواده تان به آنان حساب و کتاب پس بدهید و بخاطر بلاتکلیفی تان در مقابل شریک احساسی تان، در مقابل خانواده تان ضعیف جلوه کنید. شما نمی خواستید که خیلی سنت گرایانه رفتار کنید ولی در عین حال دوست داشتید که بتوانید از درون به شریک احساسی تان افتخار کنید نه اینکه حس کنید که برای او ارزشی ندارید یا ارزش زیادی ندارید.

پاسخ
لینک۲ اسفند ۱۴۰۴ ساعت ۱۹:۱۶:۱۶
mahchehre1

mahchehre1 : ۱.درود خانون هراتی،چهارشنبه صبح حدود۷:۳۰خوابی دیدم چند بخشی،کلا تو خواب آماده عروسیم میشدم،شب بود.اول خونه ای بودم شبیه خونه الانمون نبود،شبیه خونه های قبلیمون بود یکم،دکور نشده بود و کمی تاریک،کسی منو آرایش میکرد(خانوم)،اصلا شبیه واقعیتم نبودم،انگار پسر بودم درون‌صحنه،اصلا عجیب نبود،خوشحال شدم که آرایشگر تشخیص داد مژه های زیبایی دارمو باید ریمل بزنه برام،و فککنم چشمامم زیبا شمرده میشد(گرچه درشت نبود)چون خط چشم و مژه های منظم و پر و مشکی داشتم تو خواب،علت خوشحالیم این بود که بیداری مژه ها و ابروهام خیلی کم پشته،واصلا ریمل نمیزنم.پسر سبزه ای بودم تقریبا،موهایی مجعد،قدم مشخص نبود ولی حس میکنم قدم هم خوب بود(اما در بیداری قیافه پسری که بودم باب سلیقم نیست)صحنه های بعد که دختر بودم دقیق یادم نیست ولی آرایش عروس داشتم،با همون آرایش چشم اسموکی مشکی،خودمو تو آینه ندیدم،درکم از خواب اینه که صورتم گردو گندمی رو به سبزه بود،قدم شاید کوتاه ترِ واقعیت بود درصورتی که بیداری فرم صورتم کشیده و پوستم کاملا روشنو قدم خوبه.لباس عروسی هم داشتم ولی هنوز نپوشیده بودم،داماد شخص عاطفیم بود که الان ارتباط نداریم.تو خواب عروسی یا مراسم مثلا دو سه روز دیگه بود یعنی همون شب نبود،داماد هم نبودش اونجا خونمون،خوشحال بودم که بلاخره دارم ازدواج میکنم،بیشتر از جهت خیال راحتی خانوادم،خودمم حسم خوب بود که بلاخره باعشق دارم ازدواج میکنم،خواهرمینا بودنو کلا خانوادم،فک کردم که فامیل بدونن من دارم ازدواج میکنم حتما متعجب میشن که بلاخره منم عروسی کردم(کسی فک نمیکنه بکنم...)تماسای تبریکو تلفن زدناشون با مامانم در راه بود.درحالیکه بقیه و خودم لبخند داشتیم و فضا حسو حال خوبی داشت ازین جهت،ایستاده بودم در اتاقی شبیه

پاسخ
لینک۲ اسفند ۱۴۰۴ ساعت ۱۳:۲۵:۳۱
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. تعبیر خوابتان این است که شما با موانع و مشکلاتی در زندگی تان مواجهید و نمی دانید که آخر کار به کجا خواهد کشید. اما نگران هستید که اوضاع برایتان خوب پیش نرود. شما به گذشته فکر می کنید. زمانی که سعی داشتید که با سیاست رفتار کنید ولی مجرب نبودید و خود واقعی تان را بروز نمی دادید. شما می خواستید قوی و مستقل و خودمختار باشید و رقابتی فکرمی کردید. شما تلاش می کردید که چشمانتان را باز کنید و به وقایع اطرافتان بیشتر توجه کنید. احساس خوشبختی و خوش شانسی داشتید. شما همه ی حواستان را جمع کرده بودید که زیرک و باهوش جلوه کنید. احساسات واقعی تان را از دیگران مخفی می کردید و افکار و نگرانیهایتان را با کسی در میان نمی گذشتید. اعتماد به نفستان قوی بوده ولی بعد؛ احساسات به شما غلبه کرده و دیده اید که نمی توانید خیلی مستقل و خودمختار و قوی رفتار کنید بلکه نیاز به کسی دارید که از شما حمایت کند. شما در چنین شرایطی اعتماد به نفستان کم شده و روابط خودتان را با شریک احساسی تان ارزیابی کرده و احساس می کردید که او برایتان ارزش زیادی قائل نیست. شما به آینده فکر می کردید و در خلوت خودتان از اینکه رابطه تان با شریک احساسی تان رو به وخامت رفته بوده ناراحت بودید. به خواهرتان و خانواده تان و نظرات آنان در خصوص اختلافی که بین شما و شریک احساسی تان ایجاد شده بوده؛ فکر می کردید. به اینکه شما را حمایت می کنند یا خیر و یا چه نظراتی در این خصوص بیان می کنند. اما در ظاهر نشان می دادید که حالتان خوب است.

پاسخ
لینک۲ اسفند ۱۴۰۴ ساعت ۱۸:۵۴:۰۵
صفاهی

صفاهی : سلام
وقت بخیر
من خواهری دارم که چندسال هست ازدواج کرده و ۲ بچه هم دارد. دیشب خواب دیدم که خواهرم لباس عروس پوشیده و میخواهیم برای این خواهرم جشن عروسی بگیریم و من میگفتم آخه حالا با دوتا بچه جشن عروسی برای چیه؟ من و مادرم به آرایشگاه رفتیم و من لباس هایم را جا گذاشته بودم و برگشتم تا لباس هایم را بیاورم. وقتی نزدیکی آرایشگاه رسیدم دیدم یک ساختمان یمب خورده و خراب شده و آدم های زیادی بودند که یه آرایشگاه می رفتند. من به آرایشگاه رفتم و آرایشم را انجام دادم و بعد به مراسم عروسی رفتم و دیر رسیده بودم. کمی که نشستم مراسم تمام شد و من میگفتم چقدر زود تمام شد. در مراسم هیچ آهنگ و رقصی نبود و همه فقط دور هم نشسته بودند.

پاسخ
لینک۲۴ اسفند ۱۴۰۴ ساعت ۱۰:۵۶:۴۲
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. خواهر شما به خاطر موضوعی فکرش ناراحت است و به دلائلی احساس پستی و بی ارزشی می کند. ( شاید رابطه ی او و همسرش خوب نیست). شما از این بابت ناراحت می شوید و سعی می کنید که با سیاست رفتار کنید و تلاش کنید که حفظ ظاهر کنید تا مشکلات او را بتوانید حل کنید. خواهرتان بشدت عصبانی شده و شخصیت او خورد شده و شاید شما نتوانسته اید به موقع از مشکلات خواهرتان با خبر شده و او را کمک کنید. همه راجع به این موضوع با هم صحبت می کنید و مشکلاتشان انشالله زود رفع می شود. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۲۴ اسفند ۱۴۰۴ ساعت ۱۹:۴۸:۴۴
 مژگان

مژگان : سلام، خواب عروسی خواهربزرگترم که در واقعیت متاهل هست را دیدم، داشتند آرایش وآماده میکردنش در محل عروسی بودیم که انگار باغ مانندی بود چندساعتی وقت تا آماده بشه بودبعد یکدفعه خودم را در حیاط آن باغ و در صندلی جلو خودرویی دیدم که دارم لباس عروسی میپوشم پیاده شدم زیپش و بکشم که کمی از لبه دامن رفت داخل تشت آبی که گل آلود بود ولی زیاد برام مهم نبود درکنار حیاط آقایی ایستاده بود و منو نگاه میکرد دیدم کسی نیست در کشیدن زیپ کمکم کنه خودم داشتم ور میرفتم که یکدفعه صدای هلهله و کل کشیدن اومد که دیدم خواهرم آماده شده لباس عروس هم تنش کرده گفتم وا چقدر زود آماده شد جالبه در عروسی به پسرش گفتم علی برو بابات و صدا کن بیاد که دیدم اومدش اما نفهمیدم داماد اون بود یانه، خودم داشتم لباس عروسی تن میکردم و تو دلم میگفتم زیپشو ببندم خیلی هم اندازه و بهم میاد.

پاسخ
لینک۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ ساعت ۱۴:۱۴:۳۳
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. تعبیر خوابتان این است که خواهر شما بخاطر موضوعی بشدت فکرش ناراحت است و سعی می کند که با سیاست رفتار کند و یا شما شاهد وجهه ی دیگری از او خواهد بود. شما رابطه ی شخصی خودتان را با کسی مورد ارزیابی قرار می دهید و حس می کنید که قدر و ارزش شما را ندانسته اندو ناراحت تان کرده اند. شما نگران هستید که از عملکرد و احساس تان کمی برای دیگران حرف بزنید و بخاطر سختی هایی که متحمل شده اید شما را مقصر حساب کنند. شما با استفاده از تجاربتان حالا با اراده تر و قویتر و مستقل تر از گذشته شده اید و از خودتان حمایت می کنید. حرف دلتان را برای خودتان بیان می کنید و رازدار خودتان هستید. برای دفع شر از زندگی خواهرتان و همسرش صدقه بدهید. مسائلی ناراحت کننده ممکن است برای خواهرتان و یا همسرش رخ دهد. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ ساعت ۲۰:۵۹:۳۲
Summer

Summer : سلام خدا قوت دو حق خواب دیگه که گفتید پرداخت شد. ممنون میشم تعبیر کنید

پاسخ
لینک۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۴۹:۲۸
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. تعبیر خواب خاله تان این است که حسین به شدت ناراحت است و غصه می خورد. او احساس استیصال می کند و ناراحت است از اینکه شما را از دست داده است. اما در عین حال می خواهد تغییرات تازه ای در زندگیش ایجاد کند و به این شرایط سخت زندگیش پایان بدهد. خانواده ی او مرتب او را سرزنش می کنند و معتقدند که او مقصر است که رابطه تان خراب شده. خاله ی شما امیدوار است که حسین واقعا تغییراتی در زندگیش ایجاد شود و به عادات و رفتارهای گذشته اش خاتمه داده و شما را فراموش کند. خاله تان فکر می کند که شما تصمیم خودتان را گرفته اید که او را رها کنید و خوب است که سر همین تصمیم باقی بمانید. کسی دلش برای حسین نمی سوزد جز خانواده ی او. تعبیر خواب مادرتان این است که حسین فکر می کند که لیاقت شما را ندارد و در شرایط سخت و بغرنجی قرار گرفته است و فکر می کند که فقط یک نفر که مثل خود او احساس بدبختی می کند می تواند او را درک کند. مادرتان هم امیدوار است که شما او را فراموش کنید. خوابهایی که در یک شب از دو شخص متفاوت به صورت یکسان مشاهده می شوند؛ خوابهای راست هستند و شاهدی بر صحت یکدیگرند و هذیان نیستند. خواب شما شامل دو حق خواب بود. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ ساعت ۲۱:۰۱:۵۱
Summer

Summer : سلام خدا قوت. لطفا خوابم مخفی بماند.

پاسخ
لینک۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ ساعت ۱۳:۵۰:۴۲
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. خواب خاله ی شما معادل دو حق خواب و خواب مادرتان یک حق خواب و در مجموع برای تعبیر خوابتان 3 حق خواب لازم است. خواب مادرو خاله تان هر دو تعبیر دارند. برای تعبیر باید 2 حق خواب دیگر شارژ کنید. در نوبت هستید. تشکر.

پاسخ
لینک۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۱۳:۱۴
ریحان

ریحان : سلام ادب و خداقوت خواب نقله لطفا نمایش ندید سپاسگزارم

پاسخ
لینک۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۵۲:۲۹
فریبا هراتی

فریبا هراتینویسنده یوتاب : سلام. عرض ادب متقابل. تعبیر بخش اول خوابتان این است که خواهرشوهر بزرگ شما احساس تعهد و آرامش زیادی به همسرش دارد و در کنار او احساس سرزندگی می کند. تعبیر بخش دوم خوابتان این است که خواهرشوهر بزرگ شما در جمع خانواده ی همسرتان احساس خود به همسرش و روابط شخصی خود و همسرش را اصلا ابراز نمی کند و خیلی معمولی رفتار می کند. او اگر حتی ناراحتی از همسرش داشته باشد؛ در خفا شاید به آن فکر کند ولی در حضور خانواده اش روابط شخصی خود و همسرش را زیر سوال نمی برد و از مشکلات احتمالی بینشان چیزی نمی گوید. خواب شما شامل دو حق خواب بود. تشکر از همراهیتون

پاسخ
لینک۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ ساعت ۲۰:۳۹:۴۷
ادامه

فقط اعضای وب سایت می توانند تعبیر خواب خود را سوال کنند. اگر قبلا عضو شده اید ورود و برای ثبت نام عضویت را کلیک کنید. ورود عضویت برای دریافت تعبیر خواب از طریق تلگرام به آی دی @yotaabcom پیام دهید.